ام صادق (عليه السلام ) فرمود: به راستى اين گونه مجالس را ما بسيار دوست داريم ، شما حتما مجلس برقرار سازيد و با بحث و گفتگوهاى آگاهى بخش ، نام و راه ما را زنده بداريد، خداوند افرادى را كه مجلس ‍ تشكيل مى دهند و راه و حقانيت ما را زنده و پاينده مى دارند، مورد رحمت و عنايت خويش قرار مى دهد.(26)
شد مكرر عزاى او، كه شود 		هر كسى واقف از مرام حسين
همه سعى ((يزيد)) بر اين بود 		كه كسى نشنود، كلام حسين
بلكه بايد، كه خلق دريابند 		علت اصلى قيام حسين
مسلمين را سزد، كه بگذارند 		گام خود را به جاى گام حسين .(27)
3- اشك و ناله
قطره هاى اشك ، دانه هاى مرواريدى هستند، كه از كانون جان به بازار وجود عرضه مى شوند. عالى ترين مظهر عشق و صفا را، در آيينه شفاف اشكها مى توان به نمايش گذاشت . اشك بر سوگ دلخراش فرزند فاطمه (عليه السلام ) جان را جلا مى بخشد و چون جويبارى راه روشن زندگى را شستشو مى دهد.
گريه بر عزاى حسين (عليه السلام ) كه از سويداى دل برمى خيزد، و فشرده آن به صورت قطره هاى اشك بر شيارهاى گونه فرو مى لغزد، محكم ترين پيوند عاطفى انسان را با حسين (عليه السلام ) و نام و راه و هدف او برقرار مى سازد، و اين اشكها و ارتباطها، انسان را به سوى حسين (عليه السلام ) مى كشاند.
بدين جهت پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) و اهل بيت او، خود بر سوگ حسين (عليه السلام ) و ساير شهيدان راه حق گريه مى كردند، و به وسيله نوحه سرايى و سرودن اشعار غمبار و سازنده ، پيروان و دوستداران خود را به گريه و سوگوارى فرا مى خواندند.
در جنگ ((موته )) وقتى جعفر بن ابيطالب (عليه السلام ) شهيد شد، همسر او ((اسماء دختر عميس )) بسيار ناراحت شد و عزادارى به راه انداخت ، فاطمه زهرا (سلام الله عليها) به تسليت گويى او رفت و پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) هم در خانه ((اسماء)) حضور يافت و به او تسليت گفت و سفارش كرد:
((على مثل جعفر فلتبك البواكى .))(28)
آرى ، گريه و سوگوارى داشته باشيد، راستى براى شخصيت بزرگى مانند ((جعفر بن ابيطالب (عليه السلام ((- حتما بايد افراد گريه و ناله سر دهند.
((ابن خارجه )) مى گويد: در كنار امام صادق (عليه السلام ) حضور داشتم ، كه سخن از داستان شهادت حسين بن على (عليه السلام ) به ميان آمد، با شنيدن اين داستان ، امام صادق (عليه السلام ) به طورى منقلب شد و گريه سر داد و اشك او جارى گرديد، كه من و ساير افرادى كه در مجلس ‍ حضور داشتيم ، به گريه و ناله افتاديم .(29)
امام باقر (عليه السلام ) فرموده است : هر كس به خاطر ريخته شدن خون ما، به يغما رفتن حق ما، اهانت به خاندان ما، و بالاخره مصيبت و ظلمى كه بر اجداد و حتى شيعيان ما روا رفته گريه كند، خداوند مهربان جايگاه او را در بهشت قرار مى دهد.(30)
بارى ، اصل گريه كردن و اشك ريختن بر مصايب حضرت حسين (عليه السلام ) مورد توصيه پيشوايان عاليقدر دين قرار گرفته و پاداش و پى آمد فراوانى خواهد داشت . اضافه بر اين ، همانطور كه در بالا هم اشاره شد، اشك و گريه ، وسيله و مقدمه براى رسيدن به مراتب عالى عملى و انسانى مى باشد، بدين جهت بايد بگوييم :
همين نه گريه بر آن شاه تشنه لب كافى است 		اگر چه گريه ، بر آلام قلب تسكين است
ببين كه مقصد عالى او، چه بد اى دوست 		كه درك آن ، سبب عز و جاه و تمكين است
ز خاك مردم آزاده ، بوى خون آيد 		نشان شيعه و آثار پيروى اين است .(31)
شعله فروزان
حسين (عليه السلام ) خود را ((كشته اشكها دانسته ))(32)، و مكتبش پيوسته با اشكها و سوگوارى ها و عزادارى ها اوج و عروج مى گيرد. امام باقر (عليه السلام ) هم روايت كرده : پيامبر گرامى اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) يك روز حسين (عليه السلام ) را در حالى كه كودك بود، در آغوش گرفت و خطاب به افرادى كه حضور داشتند فرمود:
ان لقتل الحسين حرارة فى القلوب المومنين ، لاتبرد ابدا...(33)
از شهادت حسين (عليه السلام ) در دلهاى اهل ايمان ، حرارت آتشينى باقى مى ماند، كه هرگز سردى و خاموشى ندارد.
يعنى ، شعله اى را كه حسين (عليه السلام ) قرنها پيش در كربلا برافروخت ، روز به روز فروزان تر مى گردد، و پروانه هاى ايمان و فضيلت و آزادگى را گرد خود به پرواز درمى آورد، چنانكه اين جهت به تجربه هم ثابت گرديده است .
باز در خاطره ها، ياد تو اى رهرو عشق 		شعله سركش آزادگى افروخته است
يك جهان ، بر تو و بر همت مردانگيت 		از سر شوق و طلب ، ديده جان دوخته است .(34)
اما راز جاويدانى حسين (عليه السلام ) و كربلا و عاشورا چيست ؟ و چرا مشعلى را كه حسين (عليه السلام ) يك هزار سيصد و پنجاه و چهار سال پيش از اين برافروخت ، پيوسته پرفروغ تر و فروزان تر مى گردد؟
((خداوند نور آسمانها و زمين است ))،(35) حسين (عليه السلام ) حجت خدا، ولى خدا، و امام دين خداست و با ايمان و اخلاص و جهاد و مقام بلند شهادت خود، خصلت خدايى يافته ، و به معدن عظمت و قدرت الهى (36) پيوسته است ، و به اين لحاظ رنگ ابديت يافته است .
دشمنت كشت ، ولى نور تو خاموش نگشت 		آرى ، آن جلوه كه فانى نشود، نور خداست
زنده را، زنده نخوانند كه مرگ از پى اوست 		بلكه زنده است شهيدى ، كه حياتش ز قفاست .(37)
از سويى ديگر، طبق بيان امام باقر (عليه السلام ) امام (عليه السلام ) به خورشيد مانند گرديده ، و نور او پيوسته بر دلهاى اهل ايمان پرتوافشانى مى كند(38) و جلوه ابديت دارد، چنانكه فراموش نكرده ايم ، كه خورشيد هم در سوگ حسين (عليه السلام ) سوگوار بود، و لازمه سنخيت خورشيد، با ((خورشيد امامت )) اين است كه بگوييم :
خورشيد در سوگ خورشيد اشك مى ريزد و سوگوار است .
البته از اشك و سوگوارى خورشيد، بر عزاى حسين (عليه السلام ) نبايد تعجب داشت ، زيرا فقيه بزرگ قرن چهارم هجرى ، ابوالقاسم جعفر بن محمد بن قولويه قمى ، كه به سال 367 هجرى وفات يافته ، در كتاب گرانقدر خويش كامل الزيارات درباره عظمت حضرت سيدالشهداء (عليه السلام ) و تاثير شهادت و سوگ آن بزرگوار بر عناصر عالم هستى ، روايات معتبر و تكان دهنده اى آورده است .
ابن قولويه ، در كتاب خود بابهايى گشوده ، كه بر اساس روايات معتبر فراوان آسمان و زمين بر حسين (عليه السلام ) گريه كرده ، جن و ملك بر آن حضرت نوحه سرايى داشته ، پرندگان و ماهيان دريا متاثر و متالم گرديده ، و همه موجودات جهان هستى سوگوار شده اند.(39)
و چه مناسب است ، اين مضامين حديثى را كه ((كمال الدين بن ميراحمد)) متخلص به ((محتشم كاشانى )) و متوفاى 996 هجرى ، در قالب شعر قرار داده ، و با كمال ظرافت ((خود خدا)) را هم در عزاى حسين (عليه السلام ) سوگوار دانسته ، با هم زمزمه كنيم :
در بارگاه قدس ، كه جاى ملال نيست 		سرهاى قدسيان همه ، بر زانوى غم است
جن و ملك ، بر آدميان نوحه مى كنند 		گويا عزاى ، اشرف اولاد آدم است
هست از ملال گر چه برى ، ذات ذوالجلال 		او در دل است ، و هيچ دلى نيست بى ملال
روزى كه شد به نيزه ، سر آن بزرگوار 		خورشيد سر برهنه برآمد، ز كوهسار
موجى به جنبش آمد و برخاست كوه كوه 		ابرى به بارش آمد و بگريست زار زار.(40)فصل دوم : فاطمه ، دختر امام حسين (عليه السلام )
در فصل پيش ، به طور 