لى گوشه هايى از داستان عاشورا و كربلا را باز گشوديم . اينك درصدد هستيم ، تا از ميان زنان بلند مقامى كه در صحنه كربلا حضور يافته اند، دلاورى ها كرده اند، رشادتها به خرج داده اند، پايمردى ها ورزيده اند، و بالاخره در اين نهضت مقدس به گونه اى با سردار رشيد و فداكار آن قيام ، يعنى حضرت حسين بن على (عليه السلام ) شريك و سهيم بوده اند، زاويه ديگرى را باز نماييم و بانوى بزرگ ديگرى را به معرفى گذاريم .
او فاطمه ، دختر والا مقام سيدالشهداء (عليه السلام ) است ، كه غير از حضور مؤ ثر در كربلا، سراسر زندگيش درس و آموزش است ، و انسان را به ياد اين سخن مى اندازد، كه گفته اند: زن با دست راست گهواره را مى جنباند و با دست چپ ، جهان را به لرزه درمى آورد.(41)
به هر حال ، اكنون به سراغ مطالعه مراحل مختلفى از داستان زندگى فاطمه كبرى ، دخت گرامى حضرت امام حسين عليه السلام مى رويم :
ولادت فاطمه (سلام الله عليها)
انسان جست و جوگر، بسيار دوست مى دارد، از همه خصوصيات زندگى يك شخصيت اطلاع پيدا كند، به خصوص اگر او زن جوان دانشمند و قهرمانى از فرزندان حسين بن على (عليه السلام ) باشد، كه بخشى از آن تاريخ درخشان و حيات بخش كربلا را به خود اختصاص داده ، مبانى آن را تحكيم بخشيده ، و پيام خون شهيدان را، به گوش همگان رسانده ، و رسالت عظيمى را سامان داده باشد.
اما افسوس كه ، مورخان پيشين ، در اين زمينه حساس كوتاه آمده ، يا آثار آنان به غارت رفته ، يا جو خفقانى بر روزگار حاكم بوده كه مجال تاريخ نگارى همه جانبه را از افراد سلب مى نموده ، يا اصولا به جزئيات مهم تاريخى اهميتى داده نمى شده است !
به هر حال ، درباره تاريخ دقيق ولادت فاطمه دختر حضرت حسين (عليه السلام )، تاريخ مطلب دقيقى را به ما ارائه نمى دهد، بلكه بر اساس شواهد تاريخى ، و توجه به مراحل زير، حدود تاريخ ولادت آن بانوى بزرگ را، مى توان به دست آورد:
1- آنچه را دانشمندانى مثل : توفيق فكيكى ، عبدالرزاق موسوى مقرم ، و عمادالدين حسين اصفهانى ، در مورد خواستگارى ((حسن مثنى )) برادرزاده حضرت امام حسين (عليه السلام )، از يكى از دختران امام حسين (عليه السلام ) روايت كرده اند، مى خوانيم اين است كه :
فخيره فى ابنتيه فاطمه و سكينه (42)... و كانت فاطمة اكبر منها.
امام حسين (عليه السلام ) حسن را به خانه خود برد، و در مورد انتخاب فاطمه يا سكينه براى همسرى خويش ، او را آزاد گذاشت ... اما مورخان نوشته اند: فاطمه از سكينه بزرگتر بوده است .
بنابراين ، طبق اين بيان ، و طبق بيان ((شبلنجى )) كه دوبار اعتراف مى كند: و كانت فاطمه اءكبر سنا من اختها سكينة (43) سن فاطمه ، بيشتر از سن سكينه بوده است .
2- درباره تاريخ ولادت سكينه بنت الحسين (عليه السلام )، كه پدر وى به خاطر زنده داشتن نام مادربزرگ خويش ((آمنه مادر حضرت محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ((- او را ((آمنه )) ناميده بود(44) و مادر او ((رباب )) به خاطر لذت و آرامشى كه از او احساس مى كرد، به او لقب ((سكينه )) داده بود(45) دكتر عايشه بنت الشاطى ، به استناد اعتراف ((ابن خلكان )) در كتاب وفيات الاعيان ج 1، ص ‍ 298، تاريخ الامم و الملوك طبرى ، ج 8، ص 228، و شذرات الذهب ، ج 1، ص 154 كه همه تاريخ وفات سكينه را پنج شنبه 25 ربيع الاول سال 117 در مدينه دانسته اند(46) وى نتيجه مى گيرد كه : ((سكينه در سن هفتاد سالگى بدرود حيات گفته ، پس بايد به سال 47 هجرى ، پا به اين جهان گذارده باشد.))(47)
3- با توجه به اين كه عموم مورخان ، فاطمه را بزرگتر از سكينه معرفى كرده اند، محدث قمى ، وفات فاطمه را سال 117 هجرى دانسته است .(48) اما عموم مورخان مانند: عبدالله بن اسعد يافعى در كتاب مرآة الجنان ، ج 1، ص 234 و امينى در كتاب فاطمه بنت الحسين (عليه السلام )، ص 135، وفات فاطمه را سال 110 هجرى دانسته اند(49) و با توجه به اين كه وى به هنگام وفات ، حدود هفتاد سال داشته ، مى توان ولادت او را سال 41 هجرى تخمين زد. اما با توجه به اين كه ، به خصوص ‍ براى عموم دختران و زنان ، تعيين روز و ماه ولادت كارى رايج و عمومى نبوده ، اين نويسنده نيز با كاوش در ماءخذ و آثار مختلف تاريخى ، نتوانست به روز و ماه ولادت با سعادت فاطمه بنت الحسين (عليه السلام ) دسترسى بيشترى پيدا كند.
4- اگر تاريخ ولادت فاطمه را، سال 41 هجرى بدانيم ، اين بانو يك سال بعد از شهادت جد خود اميرمؤ منان (عليه السلام ) ولادت يافته ، به سال 50 هجرى كه عموى بزرگوار او امام حسن مجتبى (عليه السلام ) شربت شهادت نوشيده ، 9 ساله بوده ، و به سال 61 هجرى كه پدر او حضرت حسين بن على (عليه السلام ) در كربلا به شهادت رسيده ، حدود بيست سال داشته ، و به همين دليل توانسته ، از طرفى گزارشگر بخشى از وقايع عاشورا باشد، و از طرف ديگر با خطابه آتشين و عالمانه خويش در ((كوفه )) توانسته است ، ضمن بيان معارف ناب اعتقادات اسلامى ، در زمينه نبوت و امامت ، انحرافات به وجود آمده پس از وفات رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم )، و جرائم فجيع ((بنى اميه )) را هم افشا نمايد.
ازدواج فاطمه (سلام الله عليها)
جوان زيباى قريشى ، كوچه باريك خاكى را پشت سر گذاشت ، دل در سينه اش سخت مى تپيد، و در حالى كه با دست ، غبار و گرد راه را از سر و صورت مى سترد به خانه عموى خود وارد شد، با ارادت و مهربانى خاصى سلام كرد، و با نهايت ادب روبروى عمو دو زانو نشست .
جوان ((حسن )) نام داشت و براى اينكه نام او با نام پدرش ‍ ((حسن بن على بن ابيطالب (عليه السلام ((- اشتباه نشود، او را به عنوان ((حسن مثنى )) يعنى حسن دوم مى خواندند.
عرق شرم بر پيشانى حسن نقش بسته بود، و هيبت عمويش ((حسين بن على بن ابيطالب (عليه السلام ((- اجازه نمى داد، او سفره دل را باز گشايد و راز درون را آشكار نمايد، اما از طرفى هم چاره اى نبود كه راز دل را بگويد، زيرا كسى كه بدون واسطه خود به خواستگارى آمده ، بايد خود هم خواستگارى را عملى گرداند.
حسن مثنى ، فرزند ((حسن بن على (عليه السلام ((- و برادرزاده حضرت حسين (عليه السلام ) و فرزند ((خوله )) دختر ((منظور بن زبان سيار فزارى )) بود.(50) كه براى خواستگارى يكى از دخترهاى عموى خود آمده بود، بالاخره لب به سخن گشود و موضوع را مطرح نمود.
حضرت حسين بن على (عليه السلام ) هم ، كه فرزند برادر خود را خوب مى شناخت و به دانايى و توانايى ، ايمان و صداقت ، اصالت خانوادگى و برازندگى و خلاصه به لياقت و كمال او آگاهى داشت ، در پاسخ به تقاضاى برادرزاده ، صريح و بى پيرايه اين گونه به سخن پرداخت :
من براى ازدواج با تو، دخترم ((فاطمه )) را پيشنهاد مى كنم ، زيرا در مرحله نخست او شبيه ترين دختران من به مادرم ((فاطمه زهرا(سلام الله عليها((- است ، از نظر دين دارى هم وضع او چنين است ، كه شب زنده دارى مى كند و به نماز شب خواندن مى پردازد، روزها را هم با روزه دارى سپرى مى نمايد، و از نظر زيبايى هم فرشته اى است ، كه در چهره انسانى درآمده است .(51)
بدين ترتيب ، با توجه به شناختى كه ميان هم و نسبت به هم وجود داشت ، و معيارهاى ارزشى پيوند زناشوئى هم ايمان و صداقت بود، ميا