 ((حسن حسنى (عليه السلام ((- و ((فاطمه حسينى (عليه السلام ((- يعنى پسر و دخترى از ((قبيله بنى هاشم )) پيوند ازدواج برقرار گرديد، و مشعل نورانى كانون خانوادگى آنان ، در كمال وفادارى و صفا برافروخته شد.
اما همان طور كه ، درباره تاريخ ولادت فاطمه (سلام الله عليها) به دليل تاريخى دقيقى نتوانستيم دست بيابيم ، بلكه يك نظريه استنباطى تخمينى را ارائه كرديم ، در مورد تاريخ اين ازدواج هم ، گواهى تاريخى روشنى به دست نياورديم ، اما از آنچه در بيان امام حسين (عليه السلام ) در مورد خواستگارى ((حسن مثنى )) تاريخ صراحت داشت ، اولا ازدواج فاطمه قبل از ازدواج سكينه ، صورت گرفته ، و ثانيا اين ازدواج ، قبل از سفر به كربلا بوده است . البته اگر تاريخ اين ازدواج را يك سال قبل از سفر به كربلا بدانيم ، با توجه به اين كه حسن مثنى حدود سال 87 هجرى در سن 35 سالگى شهيد شده ، وى به هنگام ازدواج 25 سال ، و فاطمه حدود هجده سال داشته است .
به هر حال ، فاطمه نوعروس جوان ، با توجه به اينكه فرزند حسين (عليه السلام ) و نوه امام على (عليه السلام ) و فاطمه (سلام الله عليها) دختر ((محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ((- است ، از اصالت خانوادگى درخشانى برخوردار مى باشد، او پرورش يافته خاندان رسالت است و آن طور كه از شواهد تاريخى به دست مى آيد، در همان روزگار جوانى ، از نظر اخلاق و رفتار، فضائل انسانى ، كمالات نفسانى ، روح ايمان و درستكارى ، و خلاصه قدرت تعقل و تجربه كافى ، در سطح بالايى از شخصيت قرار داشته است .
آرى ، بهترين دليل براى اثبات اين مدعا، همان سخن آگاهانه و جاودانه اى است ، كه پدرش حضرت سيدالشهداء (عليه السلام ) درباره او بيان داشته ، و فرمود:
دخترم فاطمه ، شبيه ترين افراد به مادرم فاطمه (سلام الله عليها) دختر رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) است ، وضع دين دارى او به گونه اى است ، كه اضافه بر انجام وظايف واجب خود، از خواندن نماز مستحب شب ، و روزه دارى ، در غير روزهاى ماه رمضان هم كه واجب نيست ، غفلت نمى كند.(52)
مادر بزرگوار
يكى از همسران حضرت امام حسين (عليه السلام ) ام اسحاق نام داشت ، اين بانو دختر ((طلحة بن عبيدالله )) از فرزندان قبيله ((تيم من مره )) بود(53) و اين بانو و پدر و اعضاى خانواده اش همه از قبايل اصيل و مشهور ((حجاز)) محسوب مى گرديدند.
فاطمه ، كه توانستيم حدود تاريخ ولادت او را تعيين كنيم ، از دامن چنين مادر بزرگوار و ريشه دارى ، كه قهرا مورد توجه و علاقه خاص امام حسين (عليه السلام ) نيز بوده ، در شهر ((مدينه )) چشم به جهان گشود، در دامن پر مهر آن مادر رشد و نمو يافت و در پرتو تعاليم آسمانى حضرت سيدالشهداء (عليه السلام ) سلاله وحى و نبوت ، در سطح درخشانى از فضل و كمال قرار گرفت .
اين را هم بايد بدانيم كه ، همه زنان و مردانى كه از دودمان ((ابوطالب )) چشم به دنيا مى گشودند، از لياقت و شخصيت و برازندگى فوق العاده اى برخوردار بوده اند، و چون ستاره اى درخشان در آسمان انسانيت ، فروغ مى افشاندند.
برگ زرين
براى اينكه به تاريخ درخشان دودمان ((ابوطالب )) آگاهى بيشترى پيدا كنيم ، برگى از تاريخ را ورق مى زنيم :
دهم ماه رمضان سال هشتم هجرت ، پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) پس از هشت سال دورى از وطن اصلى خود، به فرماندهى يك سپاه ده هزار نفرى ، از مدينه حركت كردند و شهر مكه را بيستم ماه رمضان همان سال ، بدون قتل و خونريزى فتح نمودند.
اما ناراحتى هايى كه ياران پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) از كافران ستمگر مكه به دل داشتند، موجب گرديد، كه آنان پس از شكست و درماندگى متجاوزان ، خروش انتقامجويانه سر دهند، و تصفيه حساب ها شروع شود! بدين جهت فرياد برداشتند:
امروز، روز انتقام است ، امروز، روز اسارت و زبونى قريش است !
ولى پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) كه از قبل دستور خوددارى از خونريزى را داده بود، و خود نيز پيغمبر رحمت بود، فرمود: ((اليوم ، يوم الرحمة .))
امروز روز رحمت است ، و خداوند مهربان ((قبيله قريش )) را با آزادى از قيد بندگى غير خدا به عزت و عظمت رسانده است .(54)
در اين ميان ، دو نفر از كافران كه از دشمنان سرسخت رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) بودند، به خانه ((ام هانى )) دختر ابوطالب پناهنده شدند و آن گاه كه على بن ابيطالب (عليه السلام ) مى خواست وارد خانه خواهر خود ((ام هانى )) شود و آنان را از پاى درآورد، ام هانى با شجاعت خاصى در خانه را بست و مانع ورود على (عليه السلام ) گرديد، و بعد هم با وساطت پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم )، شفاعت ((ام هانى )) براى مصونيت جان آن دو نفر تضمين گرديد، و خانه ((ام هانى )) هم پناهگاه امن اعلام شد.(55)
بدين مناسبت ، پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) شجاعت و دلاورى ((ام هانى )) را در مورد جلوگيرى از ورود على (عليه السلام ) به خانه اش (با توجه به اين كه تا آن تاريخ ماءمن معرفى نشده بود) مورد ستايش قرار داد و فرمود:
لو ولد ابوطالب الناس كلهم ، لكانوا شجعانا.(56)
اگر همه مردم از نسل ابوطالب به وجود آمده بودند، همه مردم شجاع و دلاور بودند.
بارى ، فاطمه دختر حسين (عليه السلام ) نيز كه داراى كمالات فراوان معنوى و انسانى بود، از نسل همين ابوطالب است ، و خواهر او ((سكينه )) و برادران او هم در ايمان و شجاعت و ساير خصلت هاى ارزشمند انسانى ، در سطح بلندى از فضايل و مكارم اخلاق قرار داشتند.
حسن مثنى
فاطمه دختر مومن ، جوان و با كمال حسين (عليه السلام ) به خانه جوانى قدم گذاشته ، كه نام او ((حسن مثنى )) است ، و او نيز از اصالت خانوادگى و لياقت سرشارى برخوردار مى باشد.
حسن مثنى ، فرزند امام حسن مجتبى (عليه السلام ) و پسر عموى فاطمه ، از دامن بانوى باشخصيتى به نام ((خوله )) دختر ((منظور بن زبان بن سيار فزارى )) به دنيا آمده ، و قبيله و دودمان اين بانو، از قبايل اصيل و نامدار حجاز مى باشد.(57)
داستان ازدواج مادر
در اين جا مناسب است ، داستان ازدواج مادر، ((حسن مثنى )) همسر فاطمه دختر امام حسين (عليه السلام ) را نيز، كه داستانى خواندنى است ، مورد مطالعه قرار دهيم :
نسب شناس معروف ، جمال الدين احمد بن على بن حسين بن على بن مهنا بن عنبة الاصغر الداودى حسنى ، متوفاى 828 هجرى مى نويسد: مادر حسن مثنى ، خوله دختر منظور بن زبان بن سيار بن عمرو بن جابر بن عقيل بن سمى بن مازن بن فزاره ،(58) همسر محمد بن طلحة بن عبيدالله بود كه ، در جنگ جمل كشته شد و ((خوله )) از ((طلحه )) داراى فرزندانى هم بود. (پس از گذشت عده وفات ) حسن بن على (عليه السلام ) با خوله ازدواج كرد، اما وقتى منظور پدر خوله از اين ازدواج با خبر گرديد، ناراحت شد، وارد مدينه شد پرچم خويش را جلو در مسجد رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) نصب كرد، و هر كسى از ((قبيله قيس )) كه از خويشان او بودند و در مدينه وجود داشتند زير پرچم او جمع شدند، سپس فرياد برداشت : آيا سزاوار است كسى مثل من غافلگير شود، و دختر او بدون اطلاع ازدواج كند؟
افراد حاضر گفتند: نه .
حسن بن على (عليه السلام ) وقتى از اين 