اد و پنج سالگى ، مسموم و شهيد گرديد!.(233)
فرزندان عبدالله
فرزندان ((عبدالله محض )) و نوه هاى فاطمه دخت امام حسين (عليه السلام ) عبارت بودند از:
1- محمد، معروف به ((نفس الزكيه ))، كه ((شيخ طوسى )) او را از ياران امام صادق (عليه السلام ) شمرده ، و ((حميد بن قحطبه )) در سال 145 هجرى او را شهيد كرد، و سر بريده او را براى ((عيسى بن موسى )) فرمانده سپاه منصور فرستاد و عيسى هم آن را براى ((منصور دوانيقى )) فرستاد، و در كوفه نصب كردند و سپس آن را در شهرها گردانيدند.(234)
2- ابراهيم ، ((مقتول با خمرى )) فرزند ديگر ((عبدالله بن حسن )) است ، كه در ((باخمرى )) شانزده فرسنگى كوفه ، در سرزمين ((طف )) به هنگام درگيرى با لشكر ((منصور دوانيقى )) در ذيحجه سال 145 هجرى ، به همراه چهارصد يا پانصد نفر از همراهان و همرزمان خود شهيد شدند.(235)
((شيخ طوسى )) ابراهيم را از ياران امام جعفر صادق (عليه السلام ) معرفى كرده ، كنيه او ((ابوالحسن )) بوده ، و ((دعبل بن على خزاعى )) شاعر مومن و متعهد شيعى ، در قصيده معروف ((مدارس ‍ آيات )) كه آن را در حضور حضرت امام رضا (عليه السلام ) قرائت نموده ، درباره عظمت خاندان پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) و شهيدان ((بنى هاشم )) كه از جمله آنان ((ابراهيم فرزند عبدالله )) بوده ، مى گويد:
قبرهايى در كوفه قرار دارد، و قبرهايى در مدينه ، و قبرهاى ديگرى در سرزمين ((فخ )) نزديك مكه ، كه درود من نثار آنان باد.
و قبر ديگرى ، در محل ((جوزجان )) (ميان ((مرو)) و ((بلخ )) از سرزمين خراسان قرار دارد، و يحيى بن زيد بن على بن الحسين (عليه السلام ) در آن شهيد و مدفون است )(236) و قبرى هم به صورت غريبانه ، در ((باخمرى )) قرار گرفته است .(237)
عبدالله بن حسن ، معروف به ((عبدالله محض )) غير از محمد و ابراهيم ، چهار پسر ديگر هم ، به نامهاى : موسى ، يحيى ، سليمان و ادريس ‍ داشته ، همه اهل اطاعت امامان معصوم (عليه السلام ) و مجاهد و مبارز عليه ظلم و ستم خلفاى غاصب و جائر بوده اند(238) كه بررسى تاريخ زندگى و مبارزه هاى آنان ، از حوصله اين كتاب بيرون است .
2- حسن مثلث
فرزند دوم فاطمه بنت الحسين (عليه السلام ) و حسن مثنى ، به دليل آن كه پدربزرگ او امام حسن مجتبى (عليه السلام ) حسن اول بوده ، و پدر او حسن دوم ناميده مى شده ، وى به ((حسن مثلث )) يعنى حسن سوم موسوم گرديده است .
از تاريخ ولادت ((حسن مثلث )) تاريخ چيزى را به ما ارائه نمى دهد، اما ((ابن ابى الحديد)) مى نويسد: حسن بن حسن بن حسن بن على بن ابيطالب (عليه السلام )، مردى خداشناس ، متعبد، دانشمند و پرهيزگار بود، و بر اساس مرام و مكتب خود، براى اجراى امر به معروف و نهى از منكر تلاش مى كرده است .(239)
به همين دليل آن طور كه ((علامه امينى )) نوشته است : وليد بن عبدالملك مروان ، طى نامه اى به فرماندار خود ((عثمان بن حيان مرى )) نوشت : حسن بن حسن را دستگير كند، او را صد ضربه شلاق بزند، يك روز او را در ميان مردم و آفتاب نگهدارد و سرانجام او را به قتل برساند، امام حسن وقتى از مضمون چنين نامه اى باخبر شد، نزد على بن الحسين (عليه السلام ) رفت ، دعايى را براى نجات و آزادى خود آموخت ، و آن گاه كه ماموران او را دستگير كردند و براى شكنجه و كشتن مى بردند، وى آن دعا را زمزمه كرد و بدين ترتيب از اسارت و مرگ نجات يافت و از بيم ستم دشمنان اموى ، راه زندگى مخفيانه را انتخاب كرد.(240)
اما سرانجام ((منصور دوانيقى )) به عنوان تحريك مردم عليه حكومت و طرفدارى از ائمه اطهار (عليه السلام )، حسن مثلث را دستگير، و در زندانى كه در كوفه به ((بنى هاشم )) اختصاص يافته بود، حبس گردانيد. وقتى هم برادر او ((عبدالله )) كه در محلى بيرون مدينه به نام ((ذى اثل )) زندگى مى كرد به مدينه آمد و اقامت گزيد، سوگند ياد كرد، تا حسن در زندان است ، زينت نكند و لباس نو نپوشد و گاهى هم نامه اى به حسن مى نوشت ، اما نامه دير به دست او مى رسيد، و حسن از اين جهت هم آزرده خاطر بود، تا آن كه بالاخره ((حسن مثلث )) در همان ((زندان بنى هاشم )) كوفه ، در ماه ذيقعده سال 145 هجرى ، در سن 68 سالگى از دنيا رفت .(241) روى اين حساب وى به سال 77 هجرى ولادت يافته است .
حسن مثلث ، داراى شش پسر به نامهاى : طلحه ، عباس ، حمزه ، ابراهيم ، عبدالله و على بود(242) كه زندگى هر يك داستانهاى مفصل و مجاهدانه اى دارد، و شرح آن در اين كتاب نمى گنجد.
3- ابراهيم غمر
ابراهيم ، فرزند ديگر فاطمه دختر امام حسين (عليه السلام ) و حسن مثنى است كه كنيه او ((ابوالحسن )) بود، و به خاطر زيبايى و سخاوت فراوان و فضايل اخلاقى ، به لقب ((غمر)) خوانده مى شد.
ابوالفرج اصفهانى و ابن ابى الحديد، درباره او نوشته اند: ابراهيم بن حسن بن حسن بن على بن ابيطالب (عليه السلام ) بزرگ خاندان خود و شخصيت محترم و برجسته اى بود، و شبيه ترين افراد هم عصر خود، به رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) محسوب مى گرديد.(243)
محدث قمى ، و اردبيلى هم ابراهيم و برادر او عبدالله بن حسن را، راوى حديث معرفى كرده اند.(244)
ابراهيم بن حسن هم ، چون دو برادر خود: عبدالله و حسن مثلث ، به خاطر ظلم ستيزى و مبارزه بر ضد خلفاى ستمگر، به دستور منصور دوانيقى دستگير، و از مدينه به كوفه منتقل نمودند، مدت 5 سال در ((زندان هاشميان )) كوفه اه سختى زياد و تحمل شكنجه فراوان اسير بود، و سرانجام نخستين زندانى از زندانيان ((بنى هاشم )) بود، كه در همان زندان ، در ماه ربيع الاول سال 145 هجرى ، به سن 69 سالگى از دنيا چشم فرو بست .(245) اما از خود يازده فرزند به نامهاى : يعقوب ، محمداكبر، محمداصغر، اسحاق ، على ، اسماعيل ، رقيه ، خديجه ، فاطمه ، حسنه و ام اسحاق به جاى گذاشت (246) كه براى مطالعه شرح زندگى و روزگار مبارزه آنان عليه خلفاى جور و ستم ، به كتابها و منابع مربوط مى توان مراجعه نمود.
به هر حال ، فاطمه دختر شجاع و دانشمند حسين (عليه السلام ) پس از بازگشت از كربلا و اقامت در مدينه با شوهر خود ((حسن مثنى )) به زندگى ادامه مى داد، و در كانون گرم و باصفاى خانواده خود، چنين فرزندان مومن و شجاع و دلاورى را پرورش داد، كه هر كدام به نوعى ادامه دهندگان راه مبارزاتى امام حسن و امام حسين (عليه السلام ) عليه راه و رسم ظالمانه خلفاى غاصب و جور بودند.
در مرگ شوهر
همان طور كه در فصل هاى قبل هم اشاره كرديم ، وليد بن عبدالملك مروان ، كه به سال 86 هجرى به خلافت رسيده بود، حسن مثنى ، شوهر نازنين فاطمه را - بدون اينكه از تاريخ ولادت او اطلاعى بدست آورده باشيم - در 35 سالگى ، به وسيله زهرى كه ارسال داشته بود، مسموم و شهيد كرد، و جسد او را در قبرستان بقيع به خاك سپردند.(247)
حسن مثنى چند روز قبل از شهادت خود در خواب ديده بود: بر پيشانى او جمله قول هو الله احد، نوشته شده است ، آن گاه خواب خود را نشانه خير و سعادت خود تعبير كرد و حتى به فاطمه و ساير اعضاى خانواده خويش هم ، مژده سعادتمندى داد.(248)
فاطمه ، كه هنوز از حوادث و مصائب دردناك كربلا، چندان قلب خود را التيام نداده بود، با مرگ شوهر جوان و مهربان خود، با سوگ و ماتم تازه اى دست به گريبان گرديد و 