نگينى فشار روزگار را بيشتر بر وجود خود احساس مى نمود، بدين جهت ، با چشمى اشكبار و دلى پر از غم و اندوه ، در قبرستان بقيع و بر مزار شوهر خيمه اى افراشت و مدت يكسال در آن اقامت گزيد، و در آن خيمه به عبادت و مناجات روزه دارى و سوگوارى مى پرداخت ، تا از طرفى قلب دردمند خويش را التيام بخشد، و از طرف ديگر علاقه و وفادارى خود را بيشتر به شوهر بزرگوار خود ابراز نمايد.
اما پس از گذشتن يك سال ، همين كه شب فرا رسيد، ندايى شنيد كه مى گفت : آيا آنچه را از دست داده اند، باز خواهند يافت ؟ و ديگرى در پاسخ گفت : نه ، چنين نيست ، و بايد ماءيوسانه راه بازگشت به خانه را پيش ‍ گرفت !
بدين جهت فاطمه ، در حالى كه شعر ((لبيد)) شاعر را زمزمه مى كرد: پس از گذشتن يك سال بايد وداع كنيد، و هر كس يك سال كامل گريه كند، ديگر معذور خواهد بود. همين كه سياهى شب پرده بر چهره شهر كشيد، به خدمتگزاران خود دستور داد خيمه را جمع كنند، و آن گاه شبانه با قلبى انباشته از غم و اندوه به خانه بازگشت .(249)فصل دوازدهم : شخصيت معنوى و انسانى
اگر چه از مطالعه فصلهاى قبلى اين كتاب ، با حضور موثر فاطمه دخت ارجمند حسين (عليه السلام ) در پيكار كربلا، و ايراد خطابه عميق و آتشين و عالمانه و افشاگرانه آن بزرگوار، عليه مظالم ((بنى اميه )) در كوفه ، به آگاهى و دانايى او به معارف اسلامى و رفتار مجاهدانه او آشنا شديم ، و تا حد زيادى شخصيت معنوى و انسانى آن بانوى بزرگ را شناختيم ، در عين حال ، براى آشنايى بيشتر با فضايل و ارزشهاى بلند انسانى فاطمه ، مناسب خواهد بود فرازهاى درخشان اخلاقى و اجتماعى ديگرى از زندگى او را، مورد مطالعه قرار دهيم :
1- عبادت فوق العاده
فاطمه دختر ارجمند سيد الشهدا (عليه السلام )، چه آن روزهايى كه جوان بود و هنوز در پيكار مقدس كربلا شركت نكرده بود، و چه آن روزگارى كه از سفر دردناك و پر محنت و طاقت فرساى كربلا، به مدينه بازگشت و با سوك دردمندانه از دست دادن پدر و ساير عزيزان والا مقام و نيز داغ مرگ شوهر جوان خود ((حسن مثنى )) دست به گريبان گرديد، لحظه اى از عبادت و مناجات و راز و نياز با پروردگار عالم غفلت نمى كرد، كه چند نمونه از آن را كه تاريخ در خافظه خود محفوظ داشته ، مورد اشاره قرار مى دهيم :
الف : آن گاه كه ((حسن مثنى )) برادر زاده حضرت امام حسين (عليه السلام ) به خواستگارى يكى از دخترهاى عموى خود آمد، امام حسين (عليه السلام ) ضمن معرفى فاطمه دختر خود، به اين جهت كه او به مادرش فاطمه زهرا (سلام الله عليها) نيز شباهت بيشترى داشت ، درباره مقام بلند معنوى فاطمه فرمود: اما فى الدين ، فتقوم الليل كله و تصوم النهار.(250)
اما وضع ديندارى فاطمه چنين است ، كه پيوسته نماز شب مى خواند، شب را به عبادت و مناجات با خداوند مى گذراند، و روزها را با روزه دارى و اطاعت در برابر ذات مقدس پروردگار عالم سپرى مى گرداند.
ب : محمد بن نعمان عبكرى بغدادى ، فقيه و محدث نامدار شيعى ، معروف به ((شيخ مفيد)) پس از آن كه سخن حضرت حسين (عليه السلام ) درباره عبادت فاطمه را مى آورد، اضافه مى كند: وقتى فاطمه شوهر ارجمند خود ((حسن بن حسن (عليه السلام ((- را از دست داد، بر سر قبر او خيمه اى بر پا كرد، و در آن به شب زنده دارى و روزه گرفتن مى پرداخت ، و اين كار مدت يك سال طول كشيد، تا آن كه غلامان او خيمه را برداشتند، تا فاطمه (سلام الله عليها) از رنج و غم اندكى بياسايد.(251)
ج : در منابع ديگرى آمده : زبان فاطمه پيوسته به ذكر و تسبيح خداوند گويا بود و براى ذكر و تسبيح خداوند، به ريسمانى گره هايى زده بود، آن را به صورت تسبيح معمولى در آورده بود، و با آن به ذكر و تسبيح مداوم مى پرداخت .(252)
2- سخاوت و بزرگوارى
سخاوت و بزرگوارى ، روش و منش همه اعضاى خاندان پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) بود، و فاطمه دختر امام حسين (عليه السلام ) نيز از خصلتهاى ارزشمند اخلاقى و انسانى را از اجداد و به خصوص پدر خود حضرت سيد الشهداء (عليه السلام ) به ارث برده بود.
((كميت بن زيد بن خنيس بن مخابد اسدى )) شاعر قهرمان و مجاهد شيعى ، متولد سال 60 و متوفاى سال 126 هجرت ، كه قصيده عميق و بلند ((هاشميات )) را درباره حقانيت و مظلوميت اهل بيت (عليهم السلام ) سروده بود(253) بديدار فاطمه دختر امام حسين (عليه السلام ) شرفياب شد.
كميت بن زيد اسدى ، شاعر بلند آوازه و مجاهد شيعه در زمان خلافت ((مروان بن محمد)) به جرم سرودن اشعار، در مورد ترويج آل على (عليه السلام ) و حقانيت مكتب اهل بيت (عليهم السلام ) در كوفه به شهادت رسيده است .
صاعد، خدمتگزار كميت مى گويد: به همراه ((كميت )) در مدينه به حضور فاطمه دختر امام حسين (عليه السلام ) رسيديم ، فاطمه درباره كميت گفت : اين مرد، شاعر ما اهل بيت (عليهم السلام ) است ، آن گاه كاسه اى كه در آن شربت گوارايى بود آورد، آن را با دست خود تكان داد تا خوب مخلوط شود و به كميت داد تا بنوشد. بعد دستور داد سيصد دينار با يك اسب سوارى به او بدهند.
اما كميت در حالى كه اشك شوق در چشمش حلقه زده بود گفت : به خدا سوگند، اين ها را نمى پذيرم ، زيرا محبت و ارادت من به شما، به خاطر هدفهاى مادى و دنيايى نيست .(254)
اما فاطمه دانشمند و ادب دوست و سخاوتمند، كميت شاعر متعهد و مخلص را مورد تجليل و تكريم قرار داد.
3- حفظ آثار پيشوايان
در اين جا بايد توجه داشته باشيم ، حفظ و احترام آثار پيامبر الهى و پيشوايان دينى ، براى همه امتها از قداست بالايى برخوردار است ، آن را بسيار زياد حفظ مى كنند، حتى به آن توسل و تبرك مى جويند و گاهى در راه نگهدارى آن ، فداكارى و جانبازى هم مى نمايند.
در اخبار و احاديث اسلامى هم مى خوانيم : آثار و اشياء متعلق به پيشوايان و بزرگان مانند شمشير، پرچم ، زره ، انگشتر و كفش پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم )، ذوالفقار على (عليه السلام )، صحيفه فاطمه (سلام الله عليها)، انگشتر سليمان ، الواح و عصاى موسى (عليه السلام )، پيراهن يوسف (عليه السلام ) پيراهن آدم (عليه السلام ) و خلاصه اين گونه آثار به عنوان يك اعجاز و دليل حقانيت و صداقت و نيز بهره جويى از بركت و قداست آن ها محسوب مى شده ، به امامان (عليه السلام ) به ارث مى رسيده ، آن را حفظ مى كرده اند و براى آن احترام و تيمن زيادى در نظر داشتند.(255)
يك مسيحى رومى هم ، وقتى در مجلس ((يزيد بن معاويه )) نسبت به سر بريده و مقدس حضرت سيد الشهداء (عليه السلام ) و بازماندگان اسير آن بزرگوار، اسائه ادب و ظلم و بى احترامى مشاهده كرد و متوجه شد، آنان فرزندان و نواده هاى فاطمه (سلام الله عليها) دختر ارجمند پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) هستند، يزيد را مورد عتاب قرار داد و گفت : اف بر تو و بر دين تو! دين من كه از دين تو بهتر است ، زيرا من يكى از نواده هاى ((داوود پيغمبر - (عليه السلام ((- هستم و ميان من با آن پيامبر بزرگ چند نسل واسطه است ، اما مسيحيان براى من احترام و تجليل فراوانى به كار مى گيرند، و چون من از نواده هاى داوود (عليه السلام ) هستم ، خاك زير پايم را به 