 پيام رسانى خويش و سوال آن مردم را گزارش داد، اما رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) سه مرتبه فرمود: واى به حال ((قريش )) كه منظور تو را نفهميدند، اكنون نزد آنان رفته و اعلام كن : آن ((كار گزارى )) كه خداوند ((مودت )) او را اثبات كرده ، من هستم پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) و من ((مولاى مومنان )) هستيم ، و نيز پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) و من ((پدران اهل ايمان )) مى باشيم .
سپس رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) از خانه بيرون آمد، و با صداى بلند فرياد زد: از جماعت قريش ، و مهاجران ، و انصار! وقتى آنان جمع شدند، فرمود: ايها الناس ! ان عليا اءولكم ايمانا بالله ، و اءقومكم باءمرالله ، و اءوفاكم بعهدالله ، و اءعلمكم بالقضية ، و اءقسمكم بالسوية ، و ارحمكم بالرعية ، و اءفضلكم عند الله مزية .
اى مردم ! على (عليه السلام ) اول كسى است كه ، از ميان شما به خداوند ايمان آورد، على (عليه السلام ) استوارترين شما در برابر فرمان خدا، با وفاترين شخص به پيمان الهى ، داناترين فرد به احكام دين ، عادل ترين انسان ها در تقسيم سهم ها، مهربان ترين كس نسبت به مردم ، و پر فضيلت ترين و ممتازترين اهل ايمان ، در پيشگاه خدا مى باشد... .
اى مردم ! من براى على (عليه السلام ) و شيعيان او، رحمت و غفران مى طلبم ، و از پروردگارم خواستم كه ، امت را بعد از من ، به پيروى على (عليه السلام ) استوار و ثابت قدم بدارد... .(307)
7- بانوى برگزيده
فاطمه دختر امام حسين (عليه السلام ) از پدر خود، و او از مادر خويش ‍ حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) روايت مى كند كه ، رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود:
لكل نبى عصبه ينتمون اليه ، و ان فاطمة عصبتى الى تنتيى .(308)
هر پيامبرى از قوم و خويشان خود شخص ممتاز و برگزيده دارد كه به او منسوب هستند، از ميان قوم و خويشان منسوب به من هم ، فاطمه (سلام الله عليها) بانوى ممتاز و برگزيده است .
8- سرور زنان جهان
فاطمه دختر امام حسين (عليه السلام )، از عايشه روايت كرده ، كه وى گفته است : رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود:
يا فاطمة ! اءما ترضين اءن تكون سيدة نساء العالمين ؟.(309)
اى فاطمه ! آيا خرسند نيستى كه ، سيد و سرور زنان جهانيان هستى ؟
9- فرزندان فاطمه (سلام الله عليها)
شيبه بن نعمامه ، از فاطمه دختر امام حسين (عليه السلام ) روايت كرده ، و او از جده خود حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) بازگو نموده ، كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرموده است : همه فرزندان و نوادگان مادرى ، به قوم و قبيله پدرى خود منسوبند و از آنها ارث مى برند، مگر فرزندان فاطمه (سلام الله عليها) دختر من ، كه آنها به من منسوب هستند، و شخصيت انسانى خود را از من به ارث مى برند.(310)
10- خشم و رضاى فاطمه (سلام الله عليها)
فاطمه دختر امام حسين (عليه السلام ) از پدر خويش ، و او از پدر خود على (عليه السلام ) روايت كرده ، و آن حضرت از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) بازگو نموده كه فرمود:
يا فاطمة ! ان الله ليغضب لغضبك ، و يرضى لرضاك .(311)
اى فاطمه ! به يقين خداوند متعال ، از خشم و ناراحتى تو خشمناك مى شود، و از رضايت و خوشحالى تو، خرسند مى گردد.
11- همنشين رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم )
محمد بن عبدالله بن عمروبن عثمان ، معروف به ((محمد ديباج )) فرزند فاطمه دختر امام حسين (عليه السلام ) از مادر خود روايت مى كند، و آن بانو از جده خود فاطمه زهرا (سلام الله عليها) روايت كرده ، كه فاطمه (سلام الله عليها) گفته است : رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) به من فرمود: اءنت اول اءهلى لحوقا بى ، و اءنت رفيقتى فى الجنة .(312)
تو اولين شخص از اعضاى خانواده من هستى ، كه به من ملحق مى شوى ، و در بهشت هم با من رفيق و همنشين خواهى بود.
12- ارزش حب آل محمد (صلى الله عليه و آله و سلم )
فاطمه دختر امام حسين (عليه السلام ) از عمه خود زينب دختر على (عليه السلام ) و او از مادر خويش فاطمه زهرا (سلام الله عليها) روايت كرده است ، كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: اءلا من مات على حب آل محمد، مات شهيدا.(313)
اين را بدانيد كه ، هر كس با حب آل محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) - و با آثار وضعى كه آن در پى دارد - بميرد، شهيد از دنيا رفته است .
13- ترغيب به آموزش معارف
عبدالله بن حسن مى گويد: مادرم فاطمه دختر امام حسين (عليه السلام ) پيوسته به من دستور مى داد كه ، به حضور دائى خود امام زين العابدين (عليه السلام ) برسم ، و از محضر آن بزرگوار بهره مند گردم . در هر جلسه اى كه به حضور آن حضرت مى رسيدم ، با بهره مندى از خير و صلاح فراوان بر مى خاستم ، زيرا با مشاهده خوف و خشيت او از خداوند، خوف و خشيتى از خداوند در دل من پديدار مى گشت ، يا از خرمن علم و دانش گسترده آن حضرت استفاده مى كردم .(314)
14- ولادت امام حسين (عليه السلام )
فاطمه دختر امام حسين (عليه السلام )، از اسماء دختر ابوبكر، و او از صفيه دختر عبدالمطلب روايت مى كند: وقتى حسين (عليه السلام ) از دامن مادر خود فاطمه زهرا (سلام الله عليها) ولادت يافت ، من پرستارى او را بر عهده داشتم ، رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) وقتى از ولادت كودك با خبر گرديد، فرمود: عمه جان ! فرزندم را نزد من بياور.
گفتم : اى رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم )! كودك را هنوز پاك و تميز نكرده ام .
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: يا عمة ! اءنت تنظفيه ؟ ان الله تبارك و تعالى قد نظفه و طهره .(315)
عمه جان ! تو مى خواهى حسين (عليه السلام ) را پاك و تميز كنى ؟ مگر نمى دانى كه خداوند متعال او را پاك و پاكيزه گردانيده است ؟
15- در آغوش رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم )
فاطمه دختر امام حسين (عليه السلام )، از اسماء دختر ابوبكر، و او از صفيه دختر عبدالمطلب و عمه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) روايت مى كند: وقتى حسين (عليه السلام ) از دامن مادر متولد گرديد، او را نزد رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) بردم ، رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) زبان خويش را در دهان حسين (عليه السلام ) گذاشت ، و حسين به مكيدن زبان رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) پرداخت ، به طورى كه من گمان كردن رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) شير يا عسل به حسين (عليه السلام ) مى خوراند!
در آن حال ، حسين نوزاد، به لباس رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) ادرار كرد، اما رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) پيشانى حسين (عليه السلام ) را بوسيد، او را در آغوش فشرد، و در حاليكه گريه مى كرد، سه مرتبه فرمود: فرزندم ! خدا لعنت كند مردمى كه تو را خواهند كشت ؟
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: بقية اءلفئة الباغية ، من بنى امية لعنهم الله .(316)
بازماندگان گروه تجاوزگر از ((بنى اميه )) كه خداوند آنان را لعنت كند.
16- نگرانى خديجه (سلام الله عليها)
فاطمه دختر امام حسين (عليه السلام ) از پدر خود روايت مى كند، كه آن حضرت فرموده است : وقتى ((قاسم )) كودك كوچك رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) از دنيا رفت ، خديجه ه