مسر پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) مادر كودك گفت : اى رسول خدا! شير خوردن اين كودك به هدر رفت ، اى كاش خداوند او را زنده مى گذاشت ، تا دوران شير خوارگى او كامل شود!
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: نگران نباش ، دوران شير خوارگى او در بهشت تكميل مى شود.
خديجه گفت : اى رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) اگر اين معنا را مى دانستم ، درد فراق او بر من آسان مى گشت .
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: اگر ميل دارى از خداوند متعال درخواست كنم ، تا صداى او را به گوش تو برساند؟
خديجه گفت : اين كار لازم نيست ، بلكه من گفتار خدا و رسول او را تصديق مى كنم و بدان ايمان دارم .(317)
17- دعاى ورود به مسجد
عبدالله بن حسن ، از مادر خود دختر امام حسين (عليه السلام ) روايت كرده ، كه آن بانوى ارجمند، از جده خود فاطمه زهرا (سلام الله عليها) بازگو نموده ، كه پيوسته روش رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) اين بود، كه هر گاه داخل مسجد مى شد، مى گفت : بسم الله ، و الحمدلله ، و صلى الله على رسول الله ... .
و ادامه مى داد: خدايا! مرا مورد مغفرت و رحمت خود قرار بده ، درهاى رحمت خويش را به روى من بازگردان . و آن گاه هم كه از مسجد بيرون مى آمد، چنين دعايى را مى گفت : بسم الله ، اللهم صل على محمد، و اغفر ذنوبى ، و افتح لى ابواب فضلك .(318)
18- دعاى بعد از نماز ظهر
درباره دعاى بعد از ((نماز ظهر)) عبدالله بن حسن ، از مادر خود فاطمه دختر امام حسين (عليه السلام )، از پدر خود روايت كرده ، و بر اين اساس امام رضا (عليه السلام ) فرموده است : وقتى نماز ظهر را به پايان رساندى ، دست خود را بلند كن و بگو: اللهم انى اءتقرب اليك بجودك و كرمك ، و اءتقرب اليك بمحمد عبدك و رسولك ، و اتقرب اليك بملائكتك و انبيائك و رسلك ، و اءسئلك اءن تصلى على محمد و آل محمد، و اءسئلك اءن تقيل عثرتى ، و تستر عورتى ، و تغفر ذنوبى ، و تقضى حاجتى ، و لا تعذبنى بقبيح فعالى ، فان جودك و عفوك يسعنى .(319)
19- خواب فاطمه (سلام الله عليها)
عبدالله بن حسن مى گويد: مادرم فاطمه دختر امام حسين (عليه السلام ) براى من بازگو كرد: من رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) را در خواب ديدم و آن حضرت به من فرمود: دخترم ! كفه ميزان عمل خود را سبك مگردان ، بلكه با خواندن آية الكرسى آن را سنگين و پر وزن كن ، زيرا اگر كسى از خاندان من آية الكرسى را بخواند، آسمانها و زمين از رفتار آنان بر فرشتگان مباهات مى كنند، و آنان را با تسبيح و تهلى و تقديس و ستايش همراهى و تقديس مى كنند، و آن گاه از همه فرشتگان درخواست مى كنند، براى آمرزش فرزندان و افراد خاندان من ، درخواست رحمت و مغفرت كنند.(320)
20- شهادت فرزندان
گروهى از فرزندان و نوادگان على (عليه السلام ) به سال 145 هجرى ، عليه خلفاى ((بنى عباس )) قيام كردند، تعدادى از آنان به زندان افتادند، و تعدادى هم در زندان ها و جاهاى ديگر به شهادت رسيدند.
درباره شهادت گروهى از فرزندان امام حسن مجتبى (عليه السلام ) و امام حسين (عليه السلام ) اين وضع را از قبل خبر داده بودند،(321) كه بدين صورت در تاريخ و حديث آمده است :
امام جعفر صادق (عليه السلام ) مى گويد: پدرم امام محمد باقر (عليه السلام ) از فاطمه دختر امام حسين (عليه السلام ) روايت كرده ، كه آن حضرت به دختر خويش فاطمه فرموده : يقتل منك اءويصاب منك نفر بشط الفرات ماسبقهم الاولون ، ولايدركهم الاخرون ، و انه لم يبق من ولدها غيرهم .(322)
گروهى از اعضاى خانواده (بنى حسن ) نزديك (شط فرات ) كشته يا گرفتار مصايب مى گردند، كه كسى از گذشتگان و آيندگان ، به مقام و منزلت آنان دست نخواهد يافت ، و كسى هم از فرزندان فاطمه جز آنها باقى نخواهند ماند.
21- مدفن هفت شهيد
وقتى نوادگان على (عليه السلام ) در زندان ((منصور دوانيقى )) گرفتار بودند، يكى از آنان به نام على بن ابراهيم ، فرزند محمد بن حسن بن محمد بن عبيدالله بن حسين على بن الحسين (عليه السلام )، كه از زندان ((منصور)) رهايى يافته بود، روايت كرده : وقتى ما در زندان گرفتار بوديم ، على بن حسن بن حسن بن حسن بن على (عليه السلام ) گفت : خدايا! اگر اين گرفتارى ما به خاطر خشمى است كه تو بر ما گرفته اى ، پس آن را سخت تر گردان ، تا بدين وسيله (گناهان ما ريخته شود و) تو از ما خوشنود شوى .
عبدالله بن حسن ، وقتى اين سخن را شنيد گفت : خدا تو را مورد رحمت خويش قرار دهد، اين چه سخنى است كه به زبان جارى مى كنى ؟ من از مادرم فاطمه دختر امام حسين (عليه السلام ) شنيدم ، كه از پدر خويش ، و آن حضرت از مادر خود فاطمه زهرا (سلام الله عليها) روايت كرده كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) به من فرمود: يدفن من ولدى سبعة بشاطى الفرات ، لم يسبقهم اءلاولون ، و لم يدركهم الاخرون .
هفت نفر از فرزندان من ، نزديك ((شط فرات )) به خاك سپرده مى شوند كه ، كسى از گذشتگان و آيندگان ، به مقام بلند آنان دست نخواهد يافت .
على بن ابراهيم مى گويد: من وقتى اين سخن را از عبدالله بن حسن شنيدم ، به او گفتم : ما كه الان هشت نفر هستيم كه در زندان و در آستانه مرگ قرار داريم .
عبدالله گفت : حديث را همانطور كه شنيدم . بازگو كردم ، اما وقتى در زندان را براى آزادى ما باز كردند، مشاهده كردند هفت نفر شهيد شده اند، ولى من هنوز رمقى در تن داشتم ، آن گاه مقدارى آب در گلويم ريختند و به حال آمدم ، و بدين ترتيب به عنوان نفر هشتم ، از زندان جان سالم به در بردم .(323)
22- نعمت بيمارى
عبدالله بن حسن ، از مادر خود فاطمه دختر امام حسين (عليه السلام ) و آن حضرت از مادر خود فاطمه زهرا (سلام الله عليها) و آن بانوى بزرگ از پدر خويش رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) روايت مى كند، كه فرمود: اذا مرض اءلعبد اءوحى الله الى ملائكته ، اءن ارفعوا عن عبدى اءلقلم مادام فى وثاقى ، فانى اءنا حبسته حتى اءقبضته ، اءو اءخلى سبيله .(324)
وقتى بنده خدا مريض مى شود، خداوند به فرشتگان خويش وحى مى فرستد: قلم تكليف را از او برداريد، و تا مادامى كه در قيد بندگى من است بر او گناهى ننويسيد، زيرا به خاطر اين بيمارى ، من او را محدود و محبوس كرده ام ، تا اين كه يا روح او را بگيرم ، يا اين كه او را از گناه پاك كرده ، و سالم و آزاده گردانم .
23- پاداش درد و گرفتارى
فاطمه دختر امام حسين (عليه السلام ) از پدر خويش روايت مى كند، كه آن حضرت فرمود: من اءصابته مصيبة ، فقال اذا ذكرها: انا لله و انا اليه راجعون ، جدد الله له من اءجرها، مثل ماكان له يوم اءصابته .(325)
هر كس به درد و مصيبتى گرفتار شود (و صبر و مقاومت را پيشه سازد) و آن گاه كه به ياد آن مصيبت و گرفتارى مى افتد، انا لله و انا اليه راجعون ، بگويد، خداوند پاداش او را افزون مى گرداند، و مثل مزد آولين بارى كه به مصيبت گرفتار شده ، پاداش عطا مى نمايد.
24- تكبر و خود فريبى
فاطمه دختر امام حسين (عليه السلام ) از پدر خويش روايت مى كند، كه آن حضرت فرمود: عبدالله بن عمر نزد رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) آمد و عرض كرد: اى رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) اگر م