 به صورتى موضوعى و فراگير به بررسى حوادث كوفه و پيرامون ماءموريت مسلم بن عقيل - سفير ثقه حسين بن على عليه السلام - پرداخته و نسبتا بحث جامع و شاملى را ايفاء كرده است .
اين دفتر بعد از ترجمه و بررسى ، كامل آن را طبع و به علاقه مندان معارف اسلامى و تشنگان واقعيت قضيه مسلم بن عقيل - عليه السلام - تقديم مى نمايد. اميد است مورد قبول پروردگار متعال قرار گيرد.
دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قمتقديم 
بسم الله الرحمن الرحيم
اين كتاب را به سرور كائنات ، پيامبر هدايت و نور، و خاتم پيامبران الهى ، صلوات الله علهيم اجمعين - و خاندان پاكش - كه خداوند آنان را از هر رجسى پاك و پيراسته كرد - و هر كه بذر محبت و ولاى اين خاندان را ناخودآگاه در ضمير و عمق جان من كاشت ، هديه مى كنم .
امروز مطلع شديم كه پدرم به جرم تعليم محبت پيامبر خاندان مجاهدش ، در زندانهاى ستمگران ، به سر مى برد و من اين كتاب را به پدرم كه در تمام زندگى با كودكان خود از مسلم بن عقيل ؛ قهرمان بزرگ ، سخن مى گفت و خود را فدايى آن آستان مقدس مى دانست تا آرامگاه همراه و هم جهت بود، و به تمام پدرانى كه به فرزندان خود محبت اهل بيت را آموختند و بخاطر فرزندان مهاجر و مجاهد خود به زندان افتادند و يا تن به محروميت و طرد دادند، هديه مى كنم .
ثواب اين تلاش را به پدر و مادرم هديه مى كنم ؛ زيرا آنان محبت سبط پيامبر را به من آموختند؛ محبت حسين را كه پدر و مادرم به فداى او باد.
محمد على
دارالهجره 1406 ه .ق .مقدمه علامه باقر شريف القرشى 
گمان نمى كنم شهرى در خاورميانه در صحنه سياست جهانى ، خطيرتر از كوفه بازى كرده باشد؛ زيرا اين شهر، مركز آگاهى سياسى و اجتماعى براى تمام ملتهاى مسلمان بوده است و از جمله فعاليتهاى بارز اين شهر، سرنگون كردن حكومت عثمان ؛ بزرگ خاندان اموى و فعاليت قابل توجه براى انتخاب اميرالمؤمنين على ؛ پسر عم پيامبر اكرم - صلى الله عليه و آله - به خلافت بود.
كوفه بزرگترين پشتيبان نظامى اسلام بود. و نيروهاى آزادى بخش اسلام در اين شهر متمركز شده بودند. و مجاهدان و فاتحين اقاليم در اين شهر گرد آمده و آماده آزاد كردن سرزمينهاى گوناگون از كفر و شرك بودند. همچنين كوفه از موقعيت استراتژيكى خاصى برخوردار بوده و مركز فعاليتهاى اقتصادى محسوب مى گشت ، و بيشترين درآمد حكومت مركزى ، از اين شهر تاءمين مى شد، لذا مورد توجه خلفا بود.
اميرالمؤمنين - عليه السلام - اين شهر را مركز خلافت قرار داد و دارايى حكومت بدين شهر منتقل گشت .
امام ؛ اميرالمؤمنين - پيشاهنگ عدالت اجتماعى - در اين شهر بود كه سياست درخشان خود را در جهت بسط مساوات عادلانه ، الغاى تبعيض ‍ نژادى ، از ميان برداشتن اختلافات موجود ميان جامعه اسلامى و به وجود آوردن فرصتهاى برابر، براى همه پياده نمود.
اين سياست بناى استوارى از ملت را در كنار امام قرار داد و آگاهى اصيل و عميقى را در كوفه به وجود آورد. همين سياست بود كه روح تمرد و سركشى را عليه امويان طى حكومت خود بر عراق گسترش داد.
كوفه پس از جنگهاى دردناك كه به وسيله سودجويان عليه اميرالمؤمنين - عليه السلام - راه انداخته شده بود، دچار انحطاط و برگشت شد. مخالفين ، جنگهاى جمل ، صفين و نهروان را عليه اميرالمؤمنين - اولين پيشاهنگ حقوق بشر - راه انداختند. اين جنگها خردها را فلج ساخت و تمرد اجتماعى را باعث گشت . و حركت جامعه را دچار سستى كرد.
مجموعه اين عوامل ، جامعه را از حركت در مسير حق بازداشت و آنان را در مقابل امام قرار داد، تا جايى كه تمرد كرده ، خواستار توقف جنگى شدند كه در آستانه پيروزى در آن بود.
و در لحظه اى كه معاويه دشمن ناجوانمرد، در سراشيبى سقوط بود، نجاتش دادند و زشت ترين صحنه هاى تاريخ را آفريدند. و از اين لحظه - كه تلخ ‌ترين لحظه اى است كه تاريخ اسلام با آن روبرو شده است - در جازدن امت اسلامى ، عقب رفتن و حتى از دست دادن دستاوردهاى اسلامى آنان شروع شد و ظلم و جور و باطل معاويه ، بر حق و عدالت امام اميرالمؤمنين - عليه السلام - پيروز گشت .
از آن پس ، امام - عليه السلام - در كنار كوفه فرمان مى داد اما كسى اطاعت نمى كرد، سپاهيان را فراخواند ليكن پاسخى نمى شنيد! لشكر به راحتى رو كرده ، از جهاد در راه خدا سرباز مى زدند. حضرت - عليه السلام - با رنجهاى متعدد دمساز گشته ، جام زهر را جرعه جرعه سرمى كشيد تا آنكه دستى جنايتكار، حضرت را در محراب به شهادت رساند و حكومت امام ، بدين گونه به سرآمد. روشن ترين حكومتى كه تاريخ اسلام به خود ديده بود.
حكومت امام به شكل قاطع و بنيادى ، حقوق مظلومين و محرومين را مسلم دانست و با استبداد و سلطه گرى به نبرد برخاست . و پرده هاى فريب اجتماعى را پاره نمود و افقهاى روشن و زيبايى در برابر تمام مردم و ملل جهان آشكار كرد.
امام - عليه السلام - اولين پرچمدار اين امت در تحقق اهداف بزرگ و كريمانه اش بود و او بود كه خطوط اين مسير را طرح كرد و راه اين پيكار مستمر را نشان داد.
پس از صلح امام حسن - كه براى حفظ خونهاى مسلمين صورت گرفته بود - حكومت به دست معاويه افتاد.كسانى كه از آگاهى سياسى و شناخت شرايط، بى بهره هستند صلح امام را نادرست مى دانند، صلحى كه امامت تحت شرايط دشوار و سخت به آن تن داده بود. و خار در چشم ، و استخوان در گلو، به شماتت اين و آن گوش مى داد.
اگر اين صلح نبود امت اسلامى دچار سيلى از مشكلات اجتماعى شده و تنها خداوند پيامد اين مشكلات را مى دانست و بس . پس از صلح ، كوفه خوار، ذليل و آرزو از كف داده ، در اختيار معاويه قرار گرفت . معاويه درصدد شكست و زبون كردن اين شهر برآمده ، شرورترين حكام را به امارت كوفه فرستاد، كسانى چون مغيرة بن شعبه و زياد بن ابيه ، كه چشم ها را از كاسه درمى آوردند و بى گناه را به جاى مجرم مجازات مى كردند و آن را كه باقى مانده بود به جاى فرار مواءخذه مى نمودند و با گمان و تهمت ، مرتكب قتل مى شد.
اهل كوفه پس از گذشت اوقات مناسب ، به فكر سرنوشت خود افتاده انگشت ندامت به دندان گزيدند و از آنچه با امام اميرالمؤمنين و فرزندش ‍ حسن -عليهماالسلام - كرده بودند، ابراز انزجار نمودند و در صدد جبران تفريط و جدايى طلبيها افتادند؛ مخفيانه نزد امام حسين - عليه السلام - رفته از او خواستند تا عليه معاويه شورش كند و رهبرى حركت انقلابى كوفه را به عهده بگيرد. ليكن امام با توجه به شرايط سخت و دشوار آن زمان از قبول خواست اهل كوفه خوددارى ورزيد. از جمله موانع قيام امام در آن زمان ، قابليت ، ديپلماتيك مكارانه معاويه و نعل وارونه زدن وى بود، باضافه آنكه بيت المال در اختيار معاويه بود و او مى توانست به كمك دارايى موجود در خزانه ، دلها را بخرد و هر حركت عصيانگرانه را سركوب كند.
چون معاويه هلاك شد- در حالى كه براى يزيد بيعت گرفته بود - اهل عراق نفس راحتى كشيدند و پنداشتند حاكميت ظلم و جور در هم شكسته شده است ، لذا رهبران كوفه تحت رهبرى پيشواى بزرگ سليمان بن صرد خزاعى كنفرانسى ملى تش