 شهر بيرون كرد.
اما تفوه به اينكه والى را بهتر بود از شهر خارج مى كردند، گفتار كسانى است كه از مسائل سياسى و تحليل رويدادها بى خبر و دورند، و اين كه باقى گذاردند والى در شهر را يك خطاى سياسى بدانيم (160)، در صورتى قابل قبول است كه مطمئن باشيم اخراج چنين فردى مانند اخراج يك فرد عادى كمترين درگيرى داخلى و مشكلى به وجود نمى آورد. و مردم كوفه آماده تحمل تمام تبعات و آثار سياسى و نظامى اين چنين حركتى هستند. و هر نوع مانعى را از سر راه برمى دارند و عواقب حركت خود را به جان خريدارند...
به هر حال ما معتقديم هر كارشناس سياسى ، اجتماعى و نظامى اگر در اين مساءله به كنكاش بپردازيم ، در موفقيت آميز بودن آن ترديد خواهد كرد، و چنين انديشه اى را محكوم به شكست ، پيش بينى خواهد كرد.
ما در موضع آينده از اين مسئله بيشتر ابهام زدايى خواهيم كرد، تا نظرما روشن تر گردد.
تعيين جانشينانى براى گرفتن بيعت  
كسانى گمان برده اند كه گرفتن بيعت از هزاران تن ، كار آسانى مى باشد، و مساءله را خيلى ساده مطرح كرده اند؛ مثلا نقل نموده اند: هزاران تن همگى با هم و پى درپى طى يك شب و چاشتگاه همان شب با مسلم بيعت نمودند.
و با اين گونه روايات ، ديگران را در انديشه فرو برده اند كه فكر كنند چنين جمع يك دست و متجانسى مى توانست هر حركت پيروزمندى را به سامان برساند.ليكن روايت بيعت نيز مانند ديگر حوادث و روايان تاريخى با ابهامات و حذف جزئيات لازم ذكر شده است . و ما بايستى با توجه به چنين اشكالاتى اين روايان را جداى از پوششهاى نادرست و خلاف حقيقت ، مربوط به همان و كيفيت آن درك كنيم .
مسلم بن عقيل براى گرفتن بيعت از مردم ، عده اى از برجستگان و فدائيان و مخلصين اهل بيت را انتخاب كرد. اين انتخاب ره دلايل امنيتى و غير آن صورت گرفت ؛ زيرا بيعت گيرنده از مزدم بايستى نسبت به آنان شناخت نسبى داشته باشد، و فرصت كافى نيز براى اين مهم در اختيارش قرار گيرد. وانگهى در مرحله بعدى كه پنهان شدن سفير را در پى داشت ، مى بايست جايگاه و مقر وى مكتوب باشد و مردم با نمايندگان آن جناب كه آنان را تعيين كرده و به آنان صلاحيت شرعى و جواز انجام اين مهم را عطا كرده بود، بيعت نمايند.
اين مجاهد جليل القدر كه به جانشينى خاص حضرت انتخاب شده بودند و از مردم به نيابت از ايشان بيعت مى گرفتند عبارت بودند از: حبيب بن مظاهراسدى ، مسلم بن عوسجه اسدى ، عبد الله بن عمروكندى كوفى ، عباس بن جعده جدلى و عبدالرحمن بن عبدربه انصارى خزرجى .
افراد بالا كه از دلاوران و رادمردان استوار در راه دين و پايدار بر كلمه توحيد و فراخوان به راه خدا و رسولش بودند، از سوى مسلم براى اخذ بيعت ، و برخى ديگر از كارها كه نيازمند امانت ، صداقت و توانايى بود، برگزيده شدند.
آنان نيز وظايف خطير خود را با سربلندى انجام دادند و به سوى همان اهدافى رهسپار شدند كه رهبرشان مى شتافت . و در همان ميدان هماورد طلبيدند كه پيشوايشان به وعده خود وفا كرده بود.(و ما بدلوا تبديلا)
جمع آورى امكانات  
عمليات گسترده اى براى جمع آورى اموال و امكانات در جهت تقويت توانايى مالى جنبش صورت گرفت . مردم آنچه كه داشتند تقديم كردند...
لازم به يادآورى است كه پس از بيعت مردم با مسلم در همان روزهاى اوليه ، اموال زيادى تقديم ايشان گشت ، ليكن حضرت از پذيرش اين اموال به عنوان هديه شخصى و مانند آن آيا ورزيدند و اموال را شخصا نگرفتند.
مورخين مى گويند: ... سپس مردم اموال زيادى به حضرت مسلم تقديم داشتند ليكن ايشان (درمى ) را نيز از اين اموال نپذيرفت (161).
رهبر خويشتن دار قيام ، گروهى از نخبگان مورد اعتماد را براى نگهدارى و پذيرش كمكهاى مالى و غير مالى تعيين كرد. آرى ، مسلم از آنان نبود كه براى دنيا و متاع ارزان قيمت آن زندگى كند. وى سوگند خورده بود تا در راه خدا و رسول و مصالح امت ، جانبدارى كند لذا زيباترين و شگفت انگيزترين نمونه هاى اخلاقى ، علو و مناعت طبع را در اين ميدان به نمايش گذاشت . وى با اين كار عملا هدف خود را نيز از آمدن به آن ديار نشان داد حضرت با زبان حال فرمود:
من به شهر شما نيامده ام تا شما را زير سلطه خود در آورم و مالك مقدرات شما گردم و مانند سياست پيشگانى كه اب دهانشان براى ماديات سرا يزير مى شود، نيستم . آرى ، حضور من در ميان شما براى هدفى والا و مقدس ‍ مى باشد .
مسلم مى توانست اموال اهدايى مردم را خود گرفته در راه مخارج نهضا صرف كند، ليكن وى با از خود درسى را در انقلاب و عفت از خود به جا گذاشت و از پذيرش اين كمكها به نام وى خوددارى نمود.
عمليات جمع آورى كمكها از همين مرحله آغاز گشت . و سفير عده اى از ياران خود، مانند: مجاهد دلير: ابوثمامه صائدى (162) را كه از برجسته ترين
ياران حضرت بود بدين كار گماشت .
او به عنوان صندوق دار و مسئول مالى اين نهضت بود، همانطور كه گفته شده است كه : هانى بن عروه نيز كمكهاى مالى مردم را جمع آورى مى كرد(163).
نيروى مادى و توانايى مالى ، يكى از مهمترين اركان نهضت است ، و يكى از بنيادهاى هر جنبش پيروز به شمار مى رود.
اگر اموال حضرت خديجه سلام الله عليها را به ياد داشته باشيم مى بينيم كه : يكى از ستونهاى تقويت و گسترش اسلام همين اموال بود كه در راه خدا مصرف گشت . و بدين وسيله توانايى اقتصادى و مالى اسلام در اوايل بعثت تاءمين شد.
مسلم نه تنها هداياى مردم را نپذيرفت بلكه آنچه را كه با خود داشت نيز در اين راه خرج كرد ؛ و حتى با قرض گرفتن از اين و آن و هموار ساختن رنج سئوال و در خواست بر خود، به سهم خود توان مالى نهضت را بالا برد. اين حركت نشانه روح بلند و منبع رهبر قيام كوفه است . و مورخين ، در باره مقدار بدهى حضرت روايات مختلفى نقل كرده اند: طبرى ، ششصد درهم ، ابن اثير، هفتصد و دينورى ، هزار درهم روايت مى كنند.
وام ستاندن مسلم به اين معنا نيست كه وى دست خالى وارد كوفه شده بود آن طور كه عقاد برداشت كرده است بلكه بخشهاى زياد و نيازهاى متعدد، نخست وى را دست خالى و سپس وادار به قرض گرفتن مى كنند.
البته خود عقاد به اهميت امكانات مالى و حساسيت آن در چنين شرايط دشوارى اعتراف مى كند و مى نويسد:
امكانات مادى ، عقبه و پيچ تندى اين كه بسيارى از دعوتهاى بزرگ را به تعويق انداخته است . با اين همه در اين نهضت اين عقبه سركش رام مى گردد... و سپس وى درباره سفير حسين عليه السلام اضافه مى كند: اگر وى در صدد جمع آورى اموال و امكانات مادى به وسايل سياسى و دنيوى بود، به دست آوردن آنچه كه مى خواست بو وى دشوار نبود، حتى وى پس ‍ از آنكه به روايتى ، حدود سى هزار تن به عنوان نماينده امام با وى بيعت كردند.مى توانست دارالاماره را محاصره كرده با سرنگون كردن حكومت محلى ، حكومت حسينى را ايجاد كند. و سپس با فرستادن نمايندگانى به سوى حكام ديگر شهرهاى دولت شرقى ، از آنان به نام امام : بيعت بگيرد، واليانى تعيين كند، و لشكرى انبوه فراهم سازد (164).
خريد سلاح و مهمات  
اولين اولويت ليست نيازمنديهاى نهضت و خرج دارايى آن ، تهيه سلاح و ج