يگر مجاهدان آزاده  
در ميان آنان همه گونه افراد يافت مى شد؛ از فرستاده و سرباز و اءسوار گرفته تا فرمانده ، و از افراد قبيله جدلى ، ازدى ، همدانى و كندى تا حميرى و صائدى . آنان از نظر سنى و سلسله مراتب اجتماعى و وابستگى قبيله اى با يكديگر تفاوت داشتند، ليكن همه آنان يك خدا رامى پرستيدند و به يك آيين معتقد بودند و در پى هدفى واحد، راه مى سپردند. آنان مردانى بودند كه به عهد خويش با خدايشان وفا كردند.
بازداشتهاى گسترده  
درست از هنگامى كه عقب نشينى از گرداگرد قصر شروع شد و حلقه محاصره سست گست ، و قبل از شهادت سفير حسينى ، ماءموران حكومتى ، شرطه ، عريفان و فرصت طلبان ، تعداد زيادى از هواداران و همگامان نهضت را بازداشت كردند.
گسترده ترين عمليات بازداشت مردم به وسيله بر افراشتن پرچم هاى امان دادن و فريفتن مردم تحت عنوان : زير اين پرچمها جمع شويد و در امان باشيد! صورت گرفت .
شايد اين عمليات دستگيرى ، وسيعترين عملياتى بود كه عموم كوفيان و خصوصا پايبندان به محبت اهل بيت نبوى صلى الله عليه و آله تا آن زمان به خود ديده بودند. به ويژه آنكه اين عمليات گسترده با تلاشى بيمارگون در صدد دستگيرى تمامى هواداران اهل بيت پيامبر عظيم الشاءن بر آمده بود. و محور اصلى آن را نابودى شيعيان تشكيل مى داد.
كافى است اشاره كنيم كه تعداد بازداشت شدگان از صدها تن گذشته به هزاران نفر رسيد كه در شرايطى سخت ، در زندانهاى مرطوب و فاقد امكانات بهداشتى بسر مى بردند.
انگيزه اين بازداشتهاى وسيع ، با كمترين شك يا تهمتى و پر كردن زندانها از محبان آل محمد صلى الله عليه و آله يا آنكه نهضت شكست خورده بود و مردم پراكنده گشته بودند ترس و وحشت حكومت از شركت آنان در نهضت حسينى بود كه رهبر آن ؛امام حسين عليه السلام در آستانه رسيدن به كوفه قرار داشت . اين بازداشت و زندان ، مردم را از مشاركت در دومين تحرك به رهبرى امام حسين عليه السلام محروم كرد و نوميدى تلخى بر آنان مستولى ساخت . آنان مدت زيادى در زندانها بسر مى بردند و كينه و خونخواهى در آنان هر دم ريشه دارتر مى شد. تا آنكه بعدها همراه ديگر مردمان كوفه در شورشهاى متعددى عليه حكومت شركت كردند. از جمله اين شورشها قيام توابين و قيام مختار ثقفى ، قابل ذكر مى باشند.
تعداد تقريبى زندانيان را نمى دانيم و ليستى در دست نداريم كه نام كسان زيادى در آن آمده باشد، جز آنكه راويان و مورخين از ضبط بزرگان و برجستگان اين نهضت - طبق معمول هر نهضت - فروگذار نكرده اند. و ما نام تنى چند را در ذيل مى آوريم :
1-سليمان بن صرد خزاعى : از بزرگان مجاهدان ، در خانه اش محاصره شد و مجبور به اقامت در همانجا تحت مراقبت شديد گشت . سپس به زندان منتقل شد تا ساليانى در آنجا نماند و بعدها آزاد شود و رهبرى قيام توابين معروف را به عهده بگيرد.
2-مختار بن ابى عبيده ثقفى : مجاهد بزرگ ، لشكر سبز پرچم را فرماندهى كرد تا به محاصره كنندگان قصر بپيوندد، ليكن خبر عقب نشينى و پراكندگى مردم مانع ادامه كار گشت ؛ وى بازداشت شد. و به زندان افتاد و بعدها قيامى معروف را رهبرى كرد.
دشمنانش شبهاتى در باره او ايجاد كردند و داستانهايى ساختند با شخصيت وى را زير سؤ ال برده مخدوش كنند!.
3- عبدالله بن نوفل بن الحارث : فرمانده لشكر سرخ پرچم ، و از مجاهدان جليل القدر بود.
4- اصبغ بن نباته : مجاهد بزرگ و معروف .
5- عباس جعده جدلى : يكى از فرماندهان چهارگانه محاصره قصر.
6- عبيد الله بن عمرو بن عزيز كندى : يكى ديگر از فرماندهان چهارگانه در عمليات محاصره قصر.
7- عبدالاعلى بن يزيد كلبى : از جوانان كوفه و يكى از مخالفين سر سخت حكومت .
8- عماره بن صلخب ازدى : يكى ديگر از جوانان غيرتمند و هواه خواه نهضت .
9- مسيب بن نجبه فرازى :فرمانده سابق لشكر هفتم در سپاه اميرالمؤمنين ؛على بن ابى طالب عليه السلام ساليانى در زندان بسر برد و به خونخواهى خروج كرد.
10- رفاعه بن شداد بجلى : مانند مسيب ، از فرماندهان سابق . وى مدت درازى را دى زندان باقى ماند.
11- عبدالله بن والى ربيعى : فرمانده سابق مانند مسيب . وى نيز زمانى طولانى را در زندان سپرى ساخت .
12- عبدالله بن سعد بن نفيل ازدى : يكى از فرماندهان پيشين .
13- ميثم بن يحيى تمار: از مجاهدان آگاه و صالح . وى از حجاز بازگشت و سپس دستگير شد، ولى مدت زيادى در زندان نماند، زيرا به شهادت رسيد. و ما او را در زمره شهدا ياد خواهيم كرد.
اينها مشهورترين و مبرزترين مجاهدان پاك اعتقاد كوفى بودند كه ديوارهاى تنگ و تاريك زندانها بر ايشان فشار آورد. در حالى كه نامهاى هزاران تن ديگر كه در عمليات بازداشتهاى دسته جمعى ، دستگير شدند، از نظرها پنهان مى باشند.
جرگه شهيدان 
در اينجا فرازهايى كوتاهى از عده اى از شهيدان نهضت كوفه مى آوريم :
الف : عبدالله بن عمرو بن عزيز كندى : تابعى بود و از دلاوران كوفه . وى از رؤ ساى برجسته شهر به شمار مى رفت . و در نبردهاى پياپى امام اميرالمؤمنين عليه السلام همراه آن حضرت بود.
او را از زندان بيرون آوردند تا به شهادت برسانند.
ابن زياد پرسيد تو از كدام قبيله اى ؟.
مجاهد دلير پاسخ داد: از كنده .
باز از او پرسيد: آيا تو پرچم كنده و ربيعه را در دست داشتى ؟.
و قهرمان كندى بى هراس پاسخ داد: آرى .
پس اين زياد به شرطه دستور داد نا گردن او را بزنند. و عبيدالله كندى در راه عقيده و همگامى با نهضت به شهادت رسيد.
ب - عباس بن جعده جدلى : از تابعيان جليل القدر و دلاوران كوفه بود. شخصيت استوار وى از را به منصب نظامى بالايى رساند. ابن زياد پس از بازداشت به مدت كوتاهى ، او را به قبل رساند.
ج - عبدالاعلى بن يزيد كلبى : تابعى جليل القدر و از دلاوران كوفه به شمار مى رفت . وى هنگام محاصره قصر، لباس رزم بر تن كرد تا به نهضت بپيوندد ولى در راه خود، هنگام عبور از محله بنى فتيان به وسيله كثير بن شهات دستگير شد.
پس از مدتى اندك ، كه از بازداشت وى مى گذشت ، او را خارج ساختند تا به شهادت برسانند. ميان وى و ابن زياد سخنانى رد و بدل شد و او اتهامات وارده به خود را رد نمود. ابن زياد گفت : او را به جيانه السبيع ببريد و گردن بزنيد!.
د- عماره بن صلخب ازدى : از تابعيان كوفه و يكى از برجستگان جهاد در جامعه خود بود. محمد بن اشعث و اوباش زير دست وى ، عماره را پس از آنكه مردم پراكنده شده بودند نزديك خانه اش دستگير كردند. به دنبال زندانى كوتاه مدت ، وى را خارج ساختند تا بكشند.
ابن زياد پرسيد: از كدام قبيله هستى ؟.
و او پاسخ داد: از ازد.
ابن زياد گفت : او را نزد قومش ببريد و گردنش را بزنيد.
اين دستور بدان جهت بود نا ازديان را بيشتر تحقير كرده ، معوت و ذليل سازد.
شهيد عماره ، همان است كه گفته مى شود سر وى همراه سرهاى شهيدان ؛مسلم و هانى به ارمغان ، نزد يزيد فرستاده شد!.
ه - ميثم بن يحيى تمار: يكى از حواريان اميرالمؤمنين عليه السلام بود. نزد حضرت تلمذ كرد و دانش بسيارى آموخت و معارف فراوانى در تفسير قرآن و تاءويل آن و شناخت ناسخ و منسوخ آيات از حضرت ، فرا گرفت .
مجاهد؛ميثم 