 سبابه را كنار هم قرار داد. با ما خواهد بود. (40)
ان الحسين باب من اءبواب الجنة . (41)
بى گمان حسين درى از درهاى بهشت است .
رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نام کتاب : آشنايى با اسوه ها ( حجر بن عدى )

نویسنده : جواد محدثى

منبع : مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتنپيش گفتار
زندگى انسان هاى نمونه و بر جسته ، مثل يك تابلو زيبا و گويا، راه زندگى و جهت صحيح حركت را به ما نشان مى دهد.
كيست كه در پى الگو براى چگونه زيستن و به كمال رسيدن نباشد؟
مهم آن است كه الگوها را اشتباهى انتخاب نكنيم و سر مشق هاى نادرست ، مسير ما را به بيراهه نكشاند.
خداى متعال ، در قرآن كريم با شرح اوصاف و اعمال انسان هاى خوب و امت هاى صالح و گروه هاى كمال يافته ، به الگوه دهى مى پردازد.
اين گونه معرفى الگو در نهج البلاغه و كتاب هاى حديثى نيز، فراوان به چشم مى خورد. تا تاريخ پر بار و درخشان اسلام نيز سرشار از چنين اسوه هاى زيبنده و جاودانه است كه هر يك مى تواند چراغ راه و روشنى بخش زندگى ما باشد. به شرط آنكه چراغ برداشته ، در كوچه هاى تاريك تاريخ به جست و جوى آنان بپردازيم .
آيا حيف نيست كه اين همه الگوهاى خودى را نشناسيم و گرسنه سر بر روى گنج بگذاريم و چشممان در پى الگوهاى غير خودى باشد؟
وقتى خودمان در تاريخ و فرهنگ غنى خويش ، برجسته ترين و شايسته ترين سر مشق ها را داريم ، دريغ است كه به الگوگيرى از ديگران روى آوريم .
بارى ... آنچه پيش روى شماست ، يكى از اين چهره هاى تابناك است .
حجربن عدى يك آيه كمال و يك سند فضيلت است .
آنچه او را برجسته تر مى سازد، معرفت او به خدا و رسول و اهل بيت ، و محبت او به خاندان رسالت و اطاعت او از پيشوايان حق و اوليا الهى است . آرى معرفت ، محبت و اطاعت ، سه عنصرى كه با هم ارتباط تنگاتنگ دارند و سرمايه هاى هر انسان براى عمل صالح در بازار هستى و ميدان زندگى اند. بى جهت نيست كه در پى آشناى با اسوه ها به نام و زندگى نامه اين مرد مى رسيم .
حجربن عدى و ياران همراه او، از شهداى افتخار آفرين تاريخ تشيعند كه در عصر سوكت و خفقان ، فرياد ظلم ستيزى سر دادند و با طاغوت زمان خويش به مبارزه پرداختند و سرانجام در اين آتش عشق ، پروانه وار سوختند و حيات ابدى يافتند.
حجر و ياران او، براى جوانان فضيلت خواه جامعه ما و همه امت اسلامى در سراسر جهان ، سرمشق ايمان ، جهاد، هجرت ، فداكارى ، مبارزه با فساد، امر به معروف و نهى از منكر، دفاع از حق و افشاى چهره نفاقند.
باشد كه فروغى از حيات طيبه و روشنى بخش آنان در زندگى هاى ما و جوانان ميهمان بتابد و عطر خلوص و معنويت و ايمان را در سراچه دل ها بيفشاند.
آنچه مى خوانيد، ترجمه و تلخيص و برداشتى آزاد از كتاب سودمند لبيب بيضوان است ، با عنوان حجربن عدى الكندى ، راهب اصحاب محمد. (1) به پاس تكريم خدمت فرهنگى او به شهيدان راه ولايت و محبت على عليه السلام ، در اين شماره از مجموعه آشناى با اسوه ها عمدتا تكيه بر كار تحقيقى او شده و منابعى هم كه در پاورقى ها ياد شده است ، منابع همان كتاب است . البته صاحب اين قلم ، سعى كرده است كه سبك اين كتاب همچون بقيه كتاب هاى اين مجموعه باشد تا براى جوانان عزيز، دلنشين و جذاب گردد.
به اميد آن كه شناخت اين اسوه هاى كمال و فضيلت و غيرت دينى و حماسه مكتبى ، روح ايمان و شجاعت را در فرزندان اين مرز و بوم و پيروان اهل بيت پيامبر صلى الله عليه و آله زنده تر سازد.
قم - جواد محدثى
آبان 1380 ش شناخت اجمالى
يكى از قبايلى كه در كوفه مى زيست كنده بود.حجر را به سبب آن كه از اين قبيله بود.حجربن عدى كندى مى گفتند.
چون اهل خير مى گذاشت ،به حجر الخير نيز معروف بود.
پيش اسلام به دنيا آمده بود؛اما در سال هاى آخر عمر رسول خدا صلى الله عليه و آله توفيق يافت كه مسلمان شود.از اين رو،بهره گيرى وى از حضور پيامبر،چندسالى بيش نبود؛اما پيوسته در عمر خويش ،پيكارگرى در راه حق بود.در جنگ قادسيه در زمان خليفه دوم حضور داشت و فاتح مرج عذاربود.(2)
وى ،عابدى پارسا،مجاهدى ظلم ستيز،آمر به معروف و ناهى از منكر بود و از پيامبر خدا و اميرمؤمنان حديث روايت مى كرد.او شيفته نماز و نيايش ‍ ،مستجاب الدعوه و از اصحاب برجسته پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بود.چنان دلباخته زهد و عبادت و نماز و روزه بود كه او راراهب اصحاب محمدمى گفتند(3).هم در زيبايى چهره ،از خوش سيماترين مردان كوفه بود(4) و هم در زيبايى روح و كمال اخلاقى ،از نوادر روزگار به شمار مى رفت .
گر تولد او را آنچنان كه گفته اند - در عصر جاهليت بدانيم ،هنگامى كه پس ‍ از فتح مكه به اسلام گرويد،حدود 27 سال داشت .هر چند دير اسلام آورد و در سن او در آن هنگام چندان زياد نبود،ولى در عمق ايمان و صداقت عقيده و باور استوار نسبت به دين خدا رسالت پيامبر،از بسيارى از كهن سالان و سابقه داران پيشتر و بارزتر بود.
به تعبير مرحوم سيّدمحسن امين :حجر،از نيكان صحابه بود،فرماندهى شجاع ،بلند همت ،عابد و زاهد ،مستجاب الدعوه ،عارف به خدا،مطيع محض فرمان پروردگار،حق گوى صريح ،ظلم ستيز صبور،بى هراس از شهادت ،ايثارگر در راه خدا واز هواداران خالص اميرالمؤمنين عليه السلام بود.اين كه از سوى حضرت على عليه السلام به فرماندهى سپاه در جنگ جمل و صفين برگزيده شد،نشانه شجاعت اوست .حاضر بود كه بميرد ،ولى خوارى و ذلت نپذيرد .آغوش به روى شهادت گشود؛اما حاضر نشد از على عليه السلام بيزارى بجويد و خود را از مرگ برهاند و حاضر شد كه پسرش پيش از خودش شهيد شود ،تا مبادا با ديدن تيغ جلاد بالاى سر پدرش ، سست شود و دست از ولاى على بردارد... .(5)
اينها گوشه اى از فضيلت هاى اخلاقى و روحى حجربن عدى است ،كه او را شايسته الگو بودن براى هر مسلمان حق جو و شهادت طب و وفادار به آرمان هاى والا ساخته است .همپاى حجر، در حوادث تاريخى
حجر بن عدى پس از افتخار شرف يابى به محضر رسول خدا صلى الله عليه و آله وايمان آوردن به آيين او ،پيوسته در راه گسترش اين مكتب و دفاع از آن مى كوشيد، سخنان پيامبر را مى شنيد و به ديگران مى رساند .چون در عراق مى زيست ،از حوادث مدينه كه مركز خلافت بود ،كمى دور بود؛اما در جريان حق و باطل بى تفاوت نبود .
وقتى يار پارسا و انقلابى پيامبر ،ابوذر غفارى را به ربذه تبعيد كردند و آن بزرگ مرد در تبعيد گاهش غريبانه به شهادت رسيد ،حجر بن عدى و مالك اشتر از جمله كسانى بودند كه شاهد جان باختن او بودند و بر پيكر آن صحابى نستوه ،نماز خواندند.(6)
در دوران خلافت عثمان ،حجر بن عدى در كوفه مى زيست . خلاف كارى هاى عثمان گسترش يافته و آوازه آن به همه جا رسيده بود.دوازده نفر از چهره هاى برجسته و پارسا و مقتدر كوفه ،نامه به خليفه نوشتند و ضمن انتقاد از عملكرد نادرست او در امور مسلمانان ،او را نهى از منكر كردند و راه صلاح و اصلاح را به وى يادآور شدند.
حجر بن عدى نيز يكى از نويسندگان اين نامه اعتراض آميز بود.(7)
موضع سياسى حجر، جانبدارى از حق مجسم در وجود على بن ابى طالب عليه السلام بود و با حكمان غاصب هرگز 