ارى را بكنيد كه پيش از اين با پدرانم كـرديـد. بـه پـروردگـارِ راقـصات (شتران را هوار در راه حج )، كه هنوز زخم ها بهبود نيافته اسـت . ديـروز پـدرم هـمـراه خـانـدانـش كـشـتـه شـد و هـنـوز داغ مـرگ رسـول خـدا (ص ) و جـدم و پـدرم و فـرزندانش را فراموش ‍ نكرده ام . رشته كارم گسسته شد. هـنـوز كام من از آن واقعه تلخ و اندوه آن درون سينه ام جارى است ، و خواسته من اين است كه ((نه با ما باشيد و نه بر عليه ما.
آن گاه اين شعر را خواند:
لا غَرْوَ اِنْ قُتِل الحسينُ فَشيخُهُ
قدكان خيرا من حسينٍ وَاَكْرِما
فلا تفرحوا يا اهل الكوفه بالذى
اُصيِبَ حسينٌ كانَ ذلك اَعْظَما
قتيل بِشط النَهْرنَفْسى فِداؤ ه
جَزاءُ الَّذى اراده نارُ جَهَنّمهما(73)
كشته شدن حسين جاى شگفتى ندارد. زيرا پدرش كه از او بهتر بود و با كرامت بود كشته شد.
اى اهل كوفه از آنچه به حسين رسيد شادمان نباشيد زيرا مصيبت او بزرگ تر است .
كشته ى بر ساحل فرات كه جانم فدايش باد. كيفر آن كس كه او را كشت آتش جهنّم است .
امام سجاد (ع ) سپس فرمود:
((ما از شما راضى شديم سر به سر، كه نه با ما باشيد و نه بر ما. نه روزى به نفع ما و روز ديگر بر ضرر ما.))(74)
امـام سـجـاد در خـطـابـه ى بـالا سـه مـوضـوع را در مـورد تـجـزيـه و تحليل قرار داده است :1 ـ برملا ساختن جنايات ضد انسانى يزيد و مزدوران او.
2 ـ معرّفى امام حسين (ع ) و اهل بيت او به عنوان خاندان پيامبر (ص ).
3 ـ معرّفى شهادت امام حسين (ع ) و يارانش به عنوان بزرگ ترين افتخار خاندان امام سجاد (ع ).
شـيخ صدوق (ره ) مى نويسد: عبيداللّه بن زياد با چوب بر لب و دندان امام حسين (ع ) زد و با به زنجير بستن امام سجّاد (ع )، آن بزرگوار و ساير زنان را راهى زندان كرد.(75)
6 ـ 2 ـ تغذيه امام سجاد (ع ) و ساير اسرا با مائده ى آسمانى
وقـتـى فـضـّه در كـوفـه ، گـرسـنـگـى و بـى غـذايـى اهل بيت را مشاهده كرد بر اساس وعده ى پيامبر (ص ) به او مبنى بر استجابت سه دعاى وى ، از زيـنـب اجـازه گـرفت و دو ركعت نماز خواند و از خداوند درخواست طعام نمود، در بين دعا، مائده اى آسـمـانـى نازل شد كه از آن بوى مشك و عنبر و زعفران به مشام مى رسيد. غذاى امام سجاد(ع ) و اهـل بـيـت تـا روز ورود بـه مـدينه از همين مائده ى آسمانى بود. پس از ورود به مدينه اين مائده ناپديد شد.(76)
3 ـ از كوفه تا شام
مـدّت تـوقـّف اسـيران سرافراز كربلا در كوفه با تمام مصائب و مشكلات به پايان رسيد و دشمن آنها را به سمت شام حركت داد.
اكـنـون بـه ايـن پـرسـش پـاسـخ خواهيم داد كه آيا سر مبارك امام حسين (عليه السلام ) و ساير شـهـيـدان نـيـز بـا امـام سـجـاد (ع ) و هـمـراهـان بـود يـا ايـن سـرهـا قبل از حركت آنان به شام فرستاده شد؟
شـيـخ مـفـيـد (ره ) مـعـتـقد است عبيداللّه بن زياد ابتدا سر مبارك امام حسين (ع ) را به سوى يزيد فـرسـتـاد و پـس از آن غـل و زنـجير به گردن على بن الحسين (ع ) نهاد و با مُجْفِربن ثعلبه عـائذى و شـمـربـن ذى الجـوشـن اسيران خاندان عصمت و طهارت را روانه ى شام كرد. تا به آن گـروهـى رسـيـدنـد كـه سـر امـام را برده بودند.(77) ولى سيّدبن طاووس مى نويسد: يـزيـدبـن عبيداللّه بن زياد دستور داد كه سر امام حسين (ع ) و سرهاى ياران آن حضرت را همراه زنان و كودكان شام بفرستد.(78)
1 ـ 3 ـ امام سجاد (ع ) در راه شام
امام باقر (ع ) از پدر بزرگوارش پرسيد: يزيد چگونه شما را به سوى شام برد؟امام (ع ) پاسخ داد: مرا بر شترى لنگ و برهنه و زنان را پشت سر من بر روى استرهاى برهنه و بدون پـالان سـوار كردند. سر مقدس ‍ پدرم حسين (ع ) هم بالاى نيزه مقابلم بود و دشمن با نيزه ما را مـحـاصـره كـرده بـود و هـرگاه يكى از ما مى گريست با نيزه بر سر او مى زدند تا آنكه وارد شام شديم .(79)
2 ـ 3 ـ منزلگاههاى كوفه تا شام
اگـرچـه به قول شيخ مفيد (ره )، امام سجاد (ع ) در راه كوفه تا شام با كسى سخن نگفته است ؛(80) ولى در بـرخى از مقاتل ، ابياتى وجود دارد كه انشاء آن را در توقّفگاهاى بين راه به امام سجاد (ع ) نسبت داده اند. اين منزل ها و اشعارى كه در آن خوانده شده عبارت است از:
الف ـ دعوات :(81)
هـنـگـامـى كـه دشـمـن مـى خـواسـت كـاروان اهـل بيت (ع ) را از ((دعوات )) حركت دهد، على بن الحسين (ع ) گريست و اين شعر را خواند:
لَيْتَ شعرى هَلْ عاقِلٌ فى الدياجى
باتَ من فُجْعَةِ الزمانِ نياجى
انا نَجْلُ الامام ما بالَ حَقّى
ضائعٌ بَيْنَ عُصْبَة الاَعْلاج (82)
((اى كاش مى دانسستم شخص خردمندى هست كه در ظلمت ها بيتوته كند و از سختى هاى زمان زمزمه نمايد؛ من فرزند امام هستم ، چرا بين اين گروه كفّار حقّ من ضايع شده است .))
ب ـ سيبور:
وقـتـى قـافـله ى آزادگـان و اسـيران كربلا به ((سيبور)) رسيدند امام سجّاد (ع ) اين اشعار را قرائت كرد:
سادَ العلوج فما تَرْضى بذا العربِ
و صار يقدم راءس الاءمّةَ الذَّنْب
يا لَلرِّجالِ و ما ياءتى الزمان به
من العجيب الذى ما مثله عجب
آل الرسول على الاَقْتاب عارية
و آل مروان تسرى تحتهم نجب (83)
افراد پست ، مهترى يافتند و دُم ، از سر پيشى گرفت . عرب بدين رضا نمى دهد!
داد از اين شگفتى هاى بى مانند كه روزگار پيش مى آورد!
خاندان پيامبر، برهنه بر پشت اشتران و خاندن مروان سوار بر اسبهاى گران بها!
ج ـ بعلبك :(84)
چـون كـاروان اسـيـران كربلا نزديك بعلبك رسيد، اهالى آنجا در حالى كه با خودپرچم هايى داشـتـنـد بـراى تماشاى اهل بيت (ع ) و به نشانه ى شادى تجمّع كردند. امّ كلثوم جمله اى گفت كه باعث حزن و اندوه امام سجّاد (ع ) گرديد. آنگاه فرمود:
و هو الزمانُ فلا تَفْنِى عجائِبَه
مِنَ الكرامِ و ما تَهْدى مصائبه
فَلَيْتُ شِعْرى الى كم ذاتُجاذِبُنا
فُنُونَهُ و ترانالم نُجاذِبه
يُسْرى بنا فوقَ اَقْتابٍ بِلا وطاءٍ
و سابقُ العيسِ يَجْمى عَنْهُ غارِبُه
كاءنّنا مِنْ اُسارى الرومِ بَيْنَهُم
كاءَنَّ ما قالَهُ المختارُ كاذبه
كَفَرْتُمْ برسول اللّهِ وَ يَحْكُمْ
فَكُنْتُم مثلَ من ضلَّتْ مذاهِبُه (85)
((اين ، همان زمان است كه شگفتى هايش از نظر بزرگان پايان پذير نيست و مصائب آن نامشخص اسـت ؛ اى كـاش مـى دانـسـتـم كـه مـشـغـله هـاى زمـان تـا كـجـا مـا را بـه دنبال خود مى كشاند و مى بينى كه ما او را به دنبال خود نمى كشانيم ؛ ما را بر شتران عريان و بـى جـهـاز در هـر شـهـر و ديـارى مـى گـردانـنـد و كـسـانـى از دنـبـال ، دارندگان مهار شتران را حمايت مى كنند؛ گويا ما در ميان آنان چون اسيران روم هستيم و گـويـا آنـچـه را پـيـامـبـر (ص ) بـيـان فـرمـوده اسـت ، نـادرسـت بـود! واى بر شما، نسبت به رسول خدا كفران پيشه كرديد و شمايان به گم كرده راهى مى مانيد كه راهها را نمى شناسد.))
پيش بينى امام سجاد (ع ) درباره ى قاتلين امام حسين (ع )
دشـمـن در يـكـى از تـوقـّفگاههاى بين راه سر بريده امام حسين (ع ) را در صندوقى در دير راهب مـخـفـى كـرد. وقـتى راهب و شاگردانش كه هفتاد نفر بودند و از نسبت سيدالشهدا (ع ) با پيامبر (ص ) و مـظـلومـيـتـش آگـاه گـشـتـنـد. صـدايـشان به 