نگه داشتن حماسه ى عاشورا</a><a class="text" href="w:text:954.txt">شهادت امام باقر (ع )</a></body></html>معرفى اجمالى
امـام پـنـجـم شـيـعـيـان جـهـان روز سـه شـنـبـه ، اول رجـب (186) سال 57 ه‍ .ق در مدينه ديده به جهان گشود.(187) امام سجاد (ع ) در گوش راست و چپ فرزند عزيزش اذان و اقامه گفت و او را ((محمّد)) ناميد.(188)
كـنـيـه ى آن بزرگوار، ابو جعفر است و القابش عبارتند از: 1 ـ باقر العلم (پيامبر (ص ) اين لقـب را بـه ايشان داده اند).(189) 2 ـ شاكرللّه 3 ـ هادى 4 ـ امين 5 ـ شبيه . (زيرا به پيامبر (ص ) شباهت داشت )(190) 6 ـ شاهر العلوم (بيرون آورنده ى علوم از پس پرده ى خـفـا) 7 ـ ذاكـر 8ــصابر 9 ـ جامع 10 ـ حاضر.(191) امام باقر (ع )، نخستين كسى است كه پدر و مادرش فاطمى و علوى مى باشند.(192)
ابروى پيوسته ، موى سياه ، قامت ميانه ، صداى جذّاب از مشخّصات ظاهرى آن جناب بود و هنگام خنده ، دندانهايش چون دُرّ نمودار مى گشت .(193) مادر امام پنجم (ع )، ((فاطمه ))، دختر امام مجتبى (ع )، مكّنى به ((ام عبداللّه )) يا ((ام عبده ))(194) زنى راستگو و بى نظير در خاندان امام حسن (ع ) است .(195)
امـام مـحـمـد بـاقـر (ع ) بـا ((امّ فـروه ))، ((امّ حـكـميه )) و ((ليلى )) كه كنيز بود ازدواج كرد و خداوند متعال هفت فرزند به نام هاى ، امام صادق (ع )، عبداللّه افطح ، ابراهيم ، عبيداللّه ، على ، زينب ، ام سلمه به آن بزرگوار عنايت كرد.(196)امام محمّد باقر (ع ) در كربلا
امام پنجم (ع )، توفيق درك محضر جدّ بزرگوارش امام حسين (ع )(197) و دريافت سلام رسول خدا (ص ) را داشت . سيد الشهدا (ع ) وى را در دامن خود نشاند و فرمود:
((رسول اللّه يقرئك السلام ))(198)
((رسول خدا بر تو درود مى فرستاد)).
از آن امـام هـمام نقل شده است : هنگامى كه نيايم حسين (ع ) به شهادت رسيد من چهار ساله بودم و جريان شهادت آن حضرت و تمام آنچه در آن روز بر ما گذشت را به ياد دارم .(199)
نـقـل برخى از وقايع جانگداز عاشورا و حوادث مربوط به آن توسط شاهدان بزرگى همچون امـام بـاقر (ع ) سبب شده است كه اين واقعه عظيم در تاريخ ثبت شده و از خطر تحريف اساسى مـحـفوظ بماند. در اين نوشتار، بخشى از سخنان امام باقر (ع ) در ارتباط با اين حادثه را به رشته تحرير در مى آوريم :
1 ـ براى اظهار سرور و شادمانى از كشته شدن امام حسين (ع ) چهار مسجد در كوفه به نام هاى : مسجد اشعث ، مسجد جرير، مسجد سهاك ، مسجد ثبث بن ربعى ساخته شد.(200)
2 ـ هـنـگـامـى كـه امـام عـلى (ع ) فـرمـود: قـبـل از آنـكـه از بـيـن شـمـا بـروم از مـن سـئوال كـنـيد. انس نخعى ايستاد و [با استهزاء] گفت : سر و صورتم چند تار مو دارد؟ امير المؤ مـنـيـن (ع ) پاسخ وى را داد و آنگاه فرمود: در خانه تو كودكى [به نام سنان ] است كه فرزند رسول خدا (ص ) را خواهد كشت !(201)
3 ـ امـام حـسـيـن (ع ) بـه اصحابش فرمود: بشارت باد شما را به بهشت . به خدا قسم ، پس از شهادت تا وقتى كه خدا بخواهد در آن خواهيم بود. سپس در زمان ظهور قائم ما، خداوند، ما و شما را بـه دنـيـا مى آورد تا او كه از ظالمين انتقام مى گيرد ما شاهد آنها باشيم و ببينيم چگونه در غـل و زنـجـيـر و در انـواع عـذاب مـا گـرفـتـار مـى شـونـد. از ايـشـان پـرسـيـدنـد: يـا ابـن رسـول اللّه ! قـائم شما كيست ؟ فرمود: هفتمين اولاد فرزندم محمدبن على الباقر. يعنى حجّة بن الحسن (عج ).(202)
4 ـ وقتى عمّار دُهنى به حضور امام باقر (ع ) رسيد و گفت :
جريان شهادت امام حسين (ع ) را برايم بازگو چنان كه گويا خود شاهد آن هستم .
آن بـزرگـوار واقعه ى عاشورا را از زمان حركت از مدينه تا كربلا و حوادث مربوط به دوران اسـارت را شـرح داد. طـبـرى در تـاريـخ خـود ايـن گـزارش را نقل كرده است .(203)
5 ـ ذكـر نـام كشندگان حضرت عباس ، محمد اصغربن على ، ابوبكربن على ، عبداللّه بن حسن ، جـعـفـربـن عـقـيـل ، مـحـمـدبـن مـسـلم بـن عـقـيـل و نـخـسـتـيـن كـشـتـه از فـرزندان ابوطالب در روز عاشورا.(204)
6 ـ امـام حـسـين (ع ) را به گونه اى كشتند كه پيامبر (ص ) از كشتن حيوانات درّنده به آن نحو، نـهـى فـرموده است . آن حضرت را با شمشير و نيزه و سنگ و چوب و عصا كشتند و پس از كشتن ، سوار بر اسب ها شد. و پيكر آن حضرت را مورد تاخت و تاز قرار دادند.(205)
7 ـ شـمـا يـاران و سـربـازان امـام حـسـيـن (ع ) چـهـل و پـنـج تـن سـواره و يـكـصـد تـن پـياده مى باشد.(206)
8 ـ تـعـداد جراحات وارده بر بدن مبارك امام حسين (ع ) بر اثر شمشير، نيزه و تير 63 مورد مى باشد.(207)
9 ـ قـطره اى از خون فرزند خردسال امام حسين (ع ) كه پدرش آن را به آسمان پاشيد به زمين بازنگشت .(208)زنده نگه داشتن حماسه ى عاشورا
امام محمد باقر (ع ) در حادثه ى عاشورا چهار ساله بوده بنابراين نمى توان توقّع داشت كه در دوران اسـارت ، اقـدامـاتـى بـر ضـدّ يـزيـد و حـكـومـتـش انـجـام داده بـاشـد. امـّا ايـن امـر، مـحـال و غـيـر ممكن نيست ، همان گونه در برخى منابع آمده است ، وقتى يزيد در شام ، با افراد خود درباره ى امام سجّاد (ع ) مشورت مى كرد و آنها به كشتن امام (ع ) راءى دادند، امام باقر (ع ) واكـنـش نـشـان داد و فـرمـود: اى يـزيـد! افـراد حاضر در اين مجلس برخلافِ حاضرانِ در مجلس فـرعـون سخن گفتند و اظهار نظر كردند، زيرا وقتى فرعون با اطرافيان خود درباره ى كشتن حـضـرت مـوسـى (ع ) مـشـورت كـرد آنـهـا جـواب مـنـفـى دادنـد، هـمـان گـونـه كـه خـداونـد متعال فرمود:
((قالوا اَرْجه و اخاه و اَبْعَثْ فى المدائنِ حاشرين ))(209)
ايـن كار علّتى دارد، و آن ، اين كه تنها، فرزند زنا، انبيا و اولاد آنها را مى كشتند. آنها فرعون را الگـوى خـود قـرار دادنـد و اينان تو را. يزيد خاموش شد و فرمان داد تا حضرت را بيرون ببرند.(210)
در هـر حـال ، امـام پنجم (ع )، پس از اسارت ، براى زنده نگه داشتن واقعه خونين كربلا تلاش هاى زيادى نمود كه در ذيل به برخى از آنها اشاره مى شود:
الف ) يادآورى خاطره امام حسين (ع ):
انـگـشـتـر جـدّش ، سيّد الشهدا (ع ) را به دست مى كرد. بر روى انگشتر جمله ى ((اِنَّ اللّهَ بالَغَ اَمْرُهُ.)) نقش بسته بود.(211)
ب ) بيان ثواب گريه بر امام حسين (ع ):
امام باقر (ع ) به نقل از امام سجّاد (ع ) درباره ى ثواب گريه بر امام حسين (ع ) فرموده است : هـر مـؤ مـنى كه به خاطر شهادت حسين بن على (ع ) گريه كند تا اشكش بر گونه هايش جارى گـردد خـداونـد مـنـّان ، غـرفـه اى در بـهـشـت بـه او مـى دهـد كـه مـدّت هـا در آن سـاكـن گردد.(212)
روزى ، كميت ، شاعر دوستدار اهل بيت (ع )، بر امام باقر (ع ) وارد شد و عرضه داشت : اشعارى در مـدح و مـصـيبت شما سروده ام . آيا اجازه مى فرماييد آن را بخوانم . حضرت اجازه دادند و كميت شـروع بـه خـواندن اشعار نمود تا آنكه از ديدگان امام باقر(ع ) و امام صادق (ع ) اشك جارى شد و صداى گريه ى كنيزى از پس پرده بلند شد.(213)
حكايت ديگرى نيز درباره ى خواندن شعر توسط كميت و گريه ى امام باقر (ع ) و ثواب زياد آن نقل شده كه به علّت اختصار از ذكر آن خوددارى مى كنيم .(214)
ج ) يادآورى مصائب كربلا:
عـقـبـة بـن بشير اسدى مى گويد: امام باقر (ع ) به من فرمود: اى بنى ا