راد مورد وثوق ابلاغ كنيد.
ايشان را به حق ما كه مى دانيد دعوت كنيد؛ به يقين من از نابودى و اضمحلال اين امر (خلافت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ) و حق الهى ترسانم ؛ خداوند تمام كننده نور خود است ؛ گر چه كفار را ناپسند آيد.
شما را به خدا، آيا مى دانيد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بين خود و على بن ابيطالب پيوند برادرى بست و فرمود: تو برادر من و من برادر تو در دنيا و آخرت هستيم .
همگى تاءييد كردند و امام حسين عليه السلام ادامه داد:
شما را به خدا، آيا مى دانيد رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم زمينى را خريد و مسجد و ده منزل در آن بنا فرمود كه خانه على عليه السلام را بين آنها قرار داد و تمام درهاى ورودى به مسجد، غير از در خانه على را بست و فرمود: من به اختيار خود اين كار را نكردم بلكه خداوند متعال مرا دستور داد كه درهاى منازل را بسته و در خانه على به مسجد گشوده باشد. و همچنين جز على همه مسلمانان را از خوابيدن در مسجد باز داشت و در مسجد فرزندانى براى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و على عليه السلام متولد شدند؟
همه پذيرفته و امام حسين عليه السلام فرمود:
شما را به خدا، آيا مى دانيد كه عمر بن خطاب رخنه اى در ديوار خانه اش ‍ كه رو به مسجد بود، ايجاد كرد و رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم او را منع فرمود و سپس در خطبه ايى اظهار داشت : خداوند مرا دستور داد تا مسجد پاكى كه غير از خود و برادرم و فرزندانش ، كسى آنجا مسكن نگزيند، بنا كنم .؟
همگى قبول نموده و حضرت سيدالشهداء عليه السلام فرمود:
شما را به خدا، آيا مى دانيد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم روز غدير خم ولايت على بن ابيطالب را به آواى بلند ابلاغ فرمود و از مردم خواست كه حاضران به غايبان اطلاع دهند؟.
همگى تاءييد نموده و امام حسين عليه السلام فرمود:
شما را به خدا، آيا مى دانيد كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم در جنگ تبوك فرمود: تو (على ) براى من به منزله هارون براى موسى مى باشى و تو ولى هر مؤ منى بعد از من هستى ؟.
همگى قبول كرده و حضرت سيدالشهداء عليه السلام فرمود:
شما را به خدا، آيا مى دانيد كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم در مباهله جز على و فاطمه و دو فرزندشان ، كسى را نياورد؟.
همگى اعتراف كرده و امام حسين عليه السلام فرمود:
شما را به خدا، آيا مى دانيد كه رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم پرچم را روز خيبر به على داد و فرمود: پرچم مسلمانان را به شخصى كه محبوب خدا و رسول خدا بوده و او نيز خدا و رسولش را دوست مى دارد و از ميدان نبرد فرار نمى كند و خداوند به دست او فتح و پيروزى را نصيب ما مى كند، مى دهم .؟
همگى اقرار نموده و حضرت عليه السلام ادامه يابد:
شما را به خدا، آيا مى دانيد با هر سختى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مواجه مى شد، به جهت اطمينانى كه به على داشت ، او را براى حل مشكل روانه مى ساخت و هيچ وقت على را به نام صدا نزد؛ بلكه با عنوان برادر خطاب مى نمود؟
همگى پذيرفته و امام حسين عليه السلام ادامه داد:
آيا مى دانيد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم على را براى ابلاغ سوره برائت اعزام فرمود و گفت : دين مرا جز خودم و يا شخصى كه از من باشد، تبليغ نمى كند.؟
همگى قبول كرده و حضرت ادامه داد:
آيا مى دانيد كه بين على و رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم هر روز و شبى ديدار خصوصى برقرار بود و پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم مطالبى را به او بيان مى فرمود؟
همگى پذيرفته و امام حسين عليه السلام فرمود:
آيا مى دانيد كه وقتى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم به فاطمه عليها السلام فرمود: ترا به همسرى بهترين اهل بيتم ، پيشترين ايشان در اسلام و حليم ترين و عالم ترين ايشان در آوردم ، على را به جعفر و حمزه برترى داد؟
همگى اقرار كرده و حضرت سيدالشهداء عليه السلام فرمود:
آيا مى دانيد كه رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: من برترين فرزند آدم و على ، برادرم ، سرور عرب و فاطمه ، سرور بانوان بهشتى و حسن و حسين ، دو فرزند من ، دو آقاى جوانان اهل بهشتند؟
همگى اعتراف كرده و امام عليه السلام ادامه داد:
آيا مى دانيد كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم على را دستور داد تا او را غسل دهد و فرمود كه جبرئيل او را در اين كار يارى مى كند؟
همگى تاءييد كرده و امام حسين عليه السلام اظهار داشت :
آيا رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم در آخرين خطبه خود نفرمود: بطور يقين بين شما دو چيز گرانبها، كتاب خدا و اهل بيتم ، را قرار دادم ؛ پس ‍ به اين دو تمسك كنيد تا هرگز گمراه نشويد؟
همگى تاءييد كرده و حضرت سيدالشهداء عليه السلام فرمود:
شما را به خدا، مگر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نفرمود: اظهار دوستى با من بدون حب على در دل دروغ است ؛ كسى كه على را دشمن دارد، دوست من نيست . شخصى پرسيد: چطور مى شود اى رسول خدا حضرت فرمود: زيرا على از من است و من از اويم ؛ هر كه او را دوست بدارد، مرا دوست داشته و هر كه مرا دوست بدارد، خدا را دوست دارد. كسى كه با على دشمنى كند، مرا دشمن داشته و هر كه مرا دشمن دارد، با خدا دشمن است .؟
همه قبول كرده و گفتند:
آرى ؛ به خدا، تمام اينها را از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم شنيديم .
و سپس آرام آرام پراكنده شدند. (55)
على الاسلام السلام اذ قد بليت الامة براع مثل يزيد . (56)
نابودى اسلام وقتى است كه امت اسلام به فرمانروايى چون يزيد گرفتار شود.
امام حسين عليه السلام <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:961.txt">جانبازان و ساير اسيران 1</a><a class="text" href="w:text:962.txt">جانبازان و ساير اسيران 2 </a><a class="text" href="w:text:963.txt">جانبازان و ساير اسيران 3</a></body></html>جانبازان و ساير اسيران
1 ـ آمنه سكينه
2 ـ ام اسحاق بنت طلحة
ام اسـحـاق يـا ام الحـق ،(321) فـرزند طلحة بن عبيداللّه است .(322) نام او را، عاتكه (323) و مادرش را جرباء بنت قسامه ، از قبيله ى طى گفته اند.(324)
مـورّخـان ، نـام هـمـسـران او و فـرزنـدانـش را بـه تـرتـيـب چـنـيـن نقل كرده اند:
1 ـ امـام حـسـن مـجـتـبى (ع ). ام اسحاق ، چهار پسر به نام هاى حسن ، حسين ، طلحة ، ابوبكر و يك دختر به نام فاطمه براى امام دوم (ع ) به دنيا آورد.(325)
2 ـ امـام حـسـيـن (ع ). ايـن بـزرگـوار، بـنـا بـه سـفارش برادر كه هنگام شهادت به او فرمود: بـرادر! من از اين زن راضى هستم ، نگذاريد كه او از خانه هايتان خارج شود،(326) با ام اسحاق ازدواج كرد و خداوند متعال ، فاطمه و عبداللّه را به ايشان عنايت كرد.(327)
3 ـ عـبـداللّه بـن مـحـمـدبـن ابـى عـتـيـق . امـيـّه ، فـرزنـد عـزيـز ام اسـحـاق از عـبـداللّه مـى باشد.(328)
مـنـابـع كـهـن از حـضـور يـا عـدم حـضـور ام اسـحـاق در كـربـلا و تـحـمـل مـشـقـت هـاى دوران اسـارت وى سـخـنـى نـگـفـتـه انـد ولى بـا مـطـالعـه واقـعـه ى ذيـل مـى تـوان گـفـت : ام اسحاق در كربلا حاضر و به طور يقين در زمره ى اسيران كربلا نيز بوده است .
ام اسـحاق ، همسر امام حسين (ع ) در روز ع