نجام شد.(442)
33 ـ رقيّه بنت على (ع )
رقـيـّه دخـتـر امـيـر المـؤ مـنـين (ع ) با برادرش عمر دو قلو به دنيا آمد(443) و از آخرين فـرزنـدان آن حضرت به شمار مى آيد(444) كه برخى او را تحت عنوان رقيّه كبرى و يـا ام كـلثـوم صـغـرى (445) ذكـر كـرده انـد. وى هـمـسـر و بـانـوىِ حـرم مـسـلم بـن عـقـيـل بـود كـه بـا دختر و پسرانش در كربلا حضور داشت ، فرزندانش به نام هاى عبداللّه بن مسلم ، محمدبن مسلم و على بن مسلم در كربلا به شهادت رسيدند.(446)
بـرخـى گويند كه : على (ع ) سه فرزند به نام رقيّه داشت . يكى از آنان مادرش فاطمه زهرا (س ) بـود، ديـگـرى مـادرش صهباء تغلبيه بود كه على (ع ) او را از اسيران عين التّمر اختيار كرده بود.(447) سوّمى هم به نام رقيّه صغرى مى باشد.(448)
رقـيـّه از جـمـله كـسـانـى اسـت كـه در حـادثـه كـربـلا بـه اسـارت لشـكـريـان بـنـى امـيـه درآمد(449) و در شام در مجلس يزيد اسرا را وارد كردند در حالى كه به ريسمانى آنها را بـسـتـه بـودنـد، يـزيـد از نـام آنـان پـرسيد؟ در جوابش يكى يكى را معرفى كردند از جمله كـسـانـى كـه نـامـش در آنـجـا بـرده شـد رقـيّه دختر على بود.(450) از تاريخ وفات و محل دفنش اطلاعى به دست نيامده است .
34 ـ رمله
رمله ، ام ولد و مكنّى به ام ابى بكر است .(451) او را نجمه (452) و نفيله نيز نـامـيـده انـد.(453) وى بـا امـام مجتبى (ع ) ازدواج كرد و صاحب سه فرزند به نام هاى عمرو، قاسم و عبداللّه گرديد.(454)
رمـله در روز عـاشـورا مقابل خيمه ايستاده و نظاره گر مبارزه ى فرزندش حضرت قاسم (ع ) با دشـمـن بـود.(455) اگـرچه مورّخان به اسارتش تصريح نكرده اند ولى چون در دشت نينوا حضور داشته ،(456) مى توان نام وى را در شمار اسيران كربلا نيز قرار داد.
35 ـ روضة
روضـة ، كـنـيـز و خـدمـتـكـار پـيـامـبـر گـرامـى اسـلام بـود.(457) طـبـرى ذيل آيه ى شريفه ى ((يا ايّها الذين آمنوا لاتَدْخُلوا بُيُوتا غيرَ بُيُوتِكم حتّى تَسْتَاءْنِسُوا وَ تُسَلِّمُوا على اءَهْلِها))(458) (نور: 27) مى گويد: پيامبر (ص ) در رابطه با شخصى كـه از آن حـضـرت رخـصت ورود به محضرش را مى خواست به روضة فرمود: به او بگو ابتدا سلام كند سپس اجازه ى ورود بگيرد.(459)
آن گـاه كـه جـهان اسلام به سوگ رسول خدا (ص ) نشست ، روضه به خانه ى حضرت فاطمه (س ) رفت و پس از شهادت سرور زنان جهان و ازدواج حضرت زينب (س )، به خدمت فرزندان او در آمـد. چـون كـاروان حـسـيـنـى ، آهـنـگ خـروج از مـديـنـه را نـواخت ، او نيز همراه حضرت زينب (س )(460) بـه كـربـلا آمد و ناظر مصائب اهل بيت (ع ) بود.(461) اگرچه مورّخان بـه اسـارت روضـة در حـادثـه ى كـربـلا اشـاره اى نكرده اند ولى با توجه به حضور او در واقعه ى تلخ عاشورا مى توان وى را از اسيران كربلا به شمار آورد.
36 ـ زيد بن حسن (ع )
زيدبن حسن از فرزندان امام حسن مجتبى (ع ) مى باشد(462) شمارى از منابع از او به عـنـوان يـكـى از اسيران كربلا نام برده اند.(463) برخى از منابع هم از او به عنوان شهيد ياد كرده اند.(464)
مـرحـوم شيخ مفيد (ره ) مى فرمايد: كه فرزندان امام حسن (ع ) پانزده دختر و پسر بودند. يكى از آنـهـا زيـد اسـت كـه سـرپـرسـت صدقات رسول خدا (ص ) و از ديگر فرزندان امام حسن (ع ) سـالمـنـدتـر بـوده اسـت ، زيـد مـردى بـا شـخـصـيّت ، بزرگوار، خوش نفس و پرخير بود كه شـاعـران او را سـتـايـش بـسـيـار مى كردند، مردمان از جاهاى دور و نزديك براى بهره گيرى از مـحـضـرش بـسـوى او رهـسـپار مى شدند، مورخان نوشته اند كه زيد همچنان متولى و سرپرست صـدقـات رسول خدا (ص ) بود تا اينكه سليمان بن عبدالملك به خلافت رسيد. سليمان وقتى بـه خـلافـت رسـيـد بـه فـرمـاندار خويش در مدينه نامه نوشت و دستور داد كه با رسيدن نامه زيـدبـن حـسـن را از مـنـصـب سـرپرستى صدقات رسول خدا (ص ) بركنار كن و به جاى شخص ديگرى را ـ كه مردى از بستگانش بود ـ بگمارد و هر گونه كمكى از تو خواست به او كمك كن . والسـّلام . امـّا بـا روى كـار آمـدن عمربن عبدالعزيز طبق فرمانى كه به همان فرماندار مدينه صـادر كـرد مـجـدّدا زيـد بـه عـنـوان مـتـولى صـدقـات رسول خدا (ص ) انتخاب شد. عمربن عزيز در نامه اش نوشت : زيدبن حسن مرد شريف قبيله بنى هـاشـم و سـالمـنـد ايـشـان اسـت ، هـمـيـن كـه نـامـه ام بـه تـو رسـيـد صـدقـات رسول خدا (ص ) را به او بازگردان و هرگونه كمكى اگر از تو خواست كمكش كن .
زيـد بـدون ايـنـكه هيچ گونه ادّعاى امامتى كرده باشد از دنيا رفت هيچ يك از گروه شيعه و نه ديـگـران چـنين ادعايى درباره او نكردند. طبق گفته مرحوم مفيد، زيد در سن نود سالگى دار دنيا را وداع گفت .(465)
37 ـ زينب صغرى
زيـنـب صـغـرى دخـتـر امـيـرالمـؤ مـنـيـن (ع )، مـادرش فـاطـمـه (س ) و كـنـيـه اش ام كـلثـوم مـى باشد.(466) وى به همسرى محمدبن عقيل بن ابى طالب در آمد و فرزندانى به نامهاى عـبـداللّه و عـبـدالرّحـمـن و قـاسـم بـرايـش ‍ آورد.(467) ام كـلثـوم بـعـد از مـحـمـدبـن عـقيل به همسرى كثيربن عباس بن عبدالمطلب در آمد كه از او هم دخترى به نام ام كلثوم به دنيا آورد.(468) عـبـيـدلى در ضـمـن نـقـل بـرخى از مطالب ذكر شده مى گويد مادرش ام ولد بوده و او در مدينه وفات يافته است .(469)
گـروهـى از مـورّخان بر اين عقيده هستند كه اميرمؤ منان على (ع ) دو دختر داشته به نام ام كلثوم يـكـى از صـدّيـقـه طـاهره كه در زمان عمر از دنيا رفته است ، ديگرى هم در جمع كاروان اسيران كربلا به شام سفر كرده از يكى ديگر از همسران اميرالمؤ منين (ع ) مى باشد.(470)
همراهى زينب صغرى با امام حسين (ع ):
از جـمـله كـسـانـى كـه هـنـگام خروج امام (ع ) از مدينه آن حضرت را همراهى كرد،زينب صغرى ، ام كلثوم بوده است .(471) در شب عاشورا پس از شنيدن اشعار امام حسين (ع ) درباره بى وفايى دنيا ام كلثوم فرياد برآورد: وامحمّداه ، واعليّاه ، واامّاه ، وافاطمناه ، واحسناه ، واحسيناه ، واضـيـعـتـاه بـعـدك يـا ابـاعـبـداللّه (ع )، در حـالى كـه اينها را صدا مى زد، گفت : اى واى از آن درمـانـدگـى و بـيـچـارگـى كـه بـعد از تو گريبانگير ما خواهد شد. اى اباعبداللّه ! امام (ع ) خواهرش را تسلّى داد و فرمود: خواهرم وعده الهى را از ياد مبر و مطمئن باش كه ساكنان آسمانها هـمـه از بـين خواهند رفت و اهل زمين همه مى ميرند. به طور كلى همه مخلوقات در جهان هستى روزى هـلاك خـواهـنـد شـد. سـپس امام (ع ) عده اى از خاندان خود را مورد خطاب قرار داد كه از جمله آنها امّ كلثوم بود امام فرمودند: بعد از شهادتم بيتابى نكنيد گريبان چاك نكنيد، صورتهاى خود را مـجـروح نـنـمـايـيـد، سـخـنـان بـيـهـوده بـر زبـان جـارى مـسـازيـد كـه مـوجـب نـاخـشنودى خداوند گردد.(472)
خطبه حضرت ام كلثوم در كوفه :
در شـهـر كـوفه ، دختر والا مقامِ على (ع ) ام كلثوم از پشت پرده در حالى كه بلندبلند گريه مى كرد خطابه اى براى مردم ايراد كرد و فرمود:
اى كوفيان ! شرمتان باد! چرا حسين (ع ) را رها كرديد و كشتيد؟ و زنانش را به اسارت گرفتيد و سـوگـوار كرد