ن اءبى حمير فهمى همدانى .))
40 ـ شهربانو
شهربانو دختر يزدجرد پادشاه ايران بود. وى پس اسارت به دست لشكريان اسلام در مدينه به همسرى امام حسين (ع ) در آمد. در تاريخ يعقوبى چنين آمده كه : يكى از فرزندان امام حسين (ع ) عـلى اصـغـر اسـت و مـادرش حـرار دخـتـر يـزدجـرد مـى بـاشـد كـه حـسـيـن (ع ) او را غـزاله مـى نـامـيـد.(517) بـرخـى شـمـار فـرزنـدانـش را چهار تن ذكر مى كنند. 1 ـ على اصغر 2 ـ عـبـداللّه 3 ـ زيـنـب كـه در كـودكـى فـوت شـد. 4 ـ ام كـلثـوم كـه آنـهـم در كـودكـى فـوت شد.(518)
امـا ايـنـكه شهربانو در كربلا حضور داشته يا نه ؟ برخى از منابع بر اين باورند كه : وى پـس از تـولّد امـام زين العابدين (ع ) در حالت نفاس از دنيا رفت .(519) برخى ديگر مـعـتـقـدنـد كـه او در كـربـلا حـضـور داشـتـه ، ولى هـنـگـامـى كـه اهـل بـيـت (ع ) را اسـيـر كـردنـد شـهـربـانـو بـراى آن كـه اسـيـر نـشـود، خـود را بـه داخل رود فرات انداخت .(520)
صـاحب روضة الشهداء مى گويد: شهربانو در كربلا حضور داشته ، به امام حسين (ع ) عرض كرد كه من در اينجا غريب هستم ، خواهران و دختران تو چون از تبار پيامبرند، حرمت اينها را نگه مـى دارنـد. ولى مـن دختر يزدجرد شهريار ايران هستم ، مى ترسم دشمنان حرمت حرم تو را نگه ندارند، امام فرمود: ناراحت نباش تو هم محترم هستى و كسى دست به سوى تو دراز نخواهد كرد. روايـتى ديگر اين است كه امام فرمود: در آن هنگام كه من از پشت اسب به زمين افتادم مركب من نزد تو مى آيد، شما سوار بر مركب شو و عنان را به او بسپار كه تو را از ميان اين لشكر بيرون بـرده و بـجـايـى كـه خـداونـد خـواهـد مـى رسـانـد. امـّا اصـلح اقوال اين است كه شهربانو همراه اهل بيت (ع ) به شام رفت .(521)
41 ـ شهربانو مادر محمّدبن ابى سعيدبن عقيل
شـهـربـانـو از جـمله زنانى بود كه در كربلا حضور داشت . وى ام ولد و نام فرزندش محمّدبن ابى سعيدبن عقيل بود.(522) شهربانو روز عاشورا صحنه شهادت فرزندش توسط هـانـى بـن ثـبـيـت حـضـرمـى را بـا حـالت وحـشـت و بـهـت زدگـى و بـدون سـخـن گفتن مشاهده مى كـرد.(523) او بـه هـمـراه ديـگـر اسـيـران اهـل بـيـت (ع ) بـه اسـارت دشـمـن در آمد.(524)
42 ـ صديقه صغرى زينب كبرى
43 ـ صفيّه بنت على (ع )
صـفيّه از دختران اميرالمؤ منين (ع ) مى باشد. وى در كربلا حضور داشت و به اسارت لشكريان يـزيـد در آمـد.(525) در روز عـاشـورا در هـنـگـام وداع امـام حـسـيـن (ع ) بـا اهل بيت (س ) از جمله كسانى كه در آن جمع حضور داشته همين صفيه بود.(526)
در شـام وقـتـى اسـراء را نـزد يـزيـد بـردند او از نام آنها پرسيد، از كسانى كه نامش در آنجا برده شد صفيّه بنت على بود.(527) و در جاى ديگرى كه نام او برده شده ، زمانى است كه اسرا به مدينه برگشتند ام لقمان فرياد و ناله آنها را شنيد. از جمله اين افراد كه در ميان اسيران حضور داشتند صفيّه بنت على (ع ) بود.(528)
44 ـ عاتكه
عاتكه فرزند مسلم و مادرش رقيه بنت على (ع ) مى باشد. وى از جمله كسانى است كه در كربلا حضور داشت و امام حسين (ع ) روز عاشورا هنگام وداع او را صدا زد.(529)
بـرخـى از مـورّخـيـن عـاتكه را در شمار اسيران كربلا ذكر كرده اند،(530) هنگامى كه اسـيـران بنى هاشم از شام به مدينه برگشتند او هم در جمع آنان حضور داشت .(531) بـرخـى گـويـنـد: عـاتـكـه در روز عـاشـورا هـنـگـام هـجـوم لشـكـريـان بـه خـيـمـه بـه شهادت رسـيـد.(532) وى اضـافـه مى كند كه در بين راه مكّه به كربلا زمانى كه خبر شهادت مسلم به كاروان حسينى رسيد امام حسين او را مورد تفقّد و دلجويى قرار داد.
45 ـ عبداللّه بن حسن (ع )
عـبـداللّه ، فـرزنـد امـام حـسـن (ع ) اسـت . مـادرش ، ام ولد و بـه حـبـيـبـه نـامـبـردار مـى بـاشد.(533) نام وى در كتاب ((شرح الاخبار))، در رديف اسيران سرافراز كربلا ذكر شده است .(534) ولى ساير منابع ، او را شهيد كربلا قلمداد كرده اند.(535)
46 ـ عبداللّه بن عباس بن على (ع )
مـورّخـان و رجـال شـنـاسـان پـيـشـيـن در كـتـاب هـاى خـود، از عـبـداللّه نـام نـبـرده انـد. ولى احـتـمـال دارد او، هـمـان عـبـيـداللّه بـن عـباس بن على (ع ) باشد كه ابن حزم از وى ياد كرده است .(536) بـه اعـتـقاد قاضى نعمان ، دانشمند شيعى قرن چهارم ، عبداللّه ، پس از شهادت امـام حـسـيـن (ع ) و اصحاب باوفايش ، همراه افرادى ديگر از خاندان عصمت و طهارت ، از كربلا به كوفه و شام به اسارت برده شد.(537)
47 ـ عمران بن حسين (ع )
تـنـها منبع كهن كه از عمران ، فرزند امام حسين (ع ) ياد كرده ، روضة الصفا است . به گفته ى مـؤ لّف ايـن كـتـاب ، عـمـران در كـربـلا چـهـار سـال داشـت و بـه فـيـض شـهـادت نايل نگشت .(538) مردِ چشم كبود سپاه يزيد، در روز عاشورا، فرش پوستين را از زير پـايـش كـشـيد و او را به زمين انداخت .(539) از قضاياى مربوط به وى در دوران سخت اسارت و پس از آن اطلاعى در دست نيست .
48 ـ عمربن حسين (ع ) عمروبن حسين (ع )
49 ـ عمربن حسن (ع ) عمروبن حسين (ع )
50 ـ عمروبن حسين (ع )
عـمرو، فرزند امام حسين (ع ) و مادرش ام ولد است . وى ، پس از شهادت پدر بزرگوارش در سنّ چـهـار يـا يـازده سـالگـى هـمـراه سـايـر اهـل بـيـت (ع ) بـه كـوفـه و شـام بـه اسـارت بـرده شـد.(540) چـون كـاروان اسـيران به شام رسيدند، به فرمان يزيد، امام سجّاد (ع ) و عـمـرو را نـزد او آوردنـد. يـزيد به عمرو گفت : آيا مى توانى با فرزندم خالد كه هم سنّ تو اسـت كـشـتـى بـگـيرى ؟ عمرو گفت : به هر دو نفر ما شمشيرى بده تا با هم بجنگيم . يزيد در جـواب ، شـعـرى خـوانـد و بـى اخـتـيـار اقرار كرد كه عمرو نيز مانند پدرش شجاع و دلاور است .(541)
51 ـ عمروبن حسن (ع ) عمروبن حسين (ع )
52 ـ فاطمه بنت حسن (ع ) ام عبداللّه
53 ـ فاطمه بنت الحسين (ع )
فـاطـمـه يـكـى از دخـتـران امـام حـسين (ع ) است ، مادرش امّ اسحاق بنت طلحة بن عبيداللّه يتميّه مى باشد. وى از زنان پاكدامن و با فضيلت تاريخ است (542) كه برخى او را زبيده مى نامند.(543)
مـرحـوم شـيـخ مفيد (ره ) مى نويسد: حسن بن حسن از عموى خود امام حسين (ع ) يكى از دو دخترش را خـواسـتـگـارى كـرد و آن حـضرت فرمود: من دخترم فاطمه را براى تو اختيار كردم . زيرا شباهت بيشترى به مادرم فاطمه دختر رسول اللّه دارد.
حسن بن حسن در سن سى و پنج سالگى از دنيا رفت ، فاطمه خيمه اى بر سر قبر زد، روزها را روزه مـى گـرفـت ، شـبـهـا بـه عـبـادت مـشغول بود. بخاطر جمالى كه داشت او را به حورالعين تـشـبيه كرده اند. وى پس از يكسال كه بر اين منوال گذشت به غلامان خويش دستور داد هنگامى كـه تـاريـكـى شـب فـرا رسـيـد ايـن خـيمه را از اينجا بر كَنيد، وقتى كه هوا تاريك شد، شنيد گـريـنـده اى مـى گـويـد: آيـا گـمـشـده خـود را يـافـتـيـد؟ ديـگـرى گـفـت : بـلكـه نـاامـيـد شده بـرگـشـتـنـد.(544) وى پـس از حـسـن بـن حـسـن بـا عـبـداللّه بـن عـمروبن عثمان ازدواج كرد.(545)
بـنـابـر گـفـته برخى از منابع فاطمه فرزندانى به نامهاى : محمد الاصغر، قاسم ، رقيّه از عبداللّه بن عثمان داشت .(546)
فـاطـمـ