 به عزاى حسينى و تاءكيدهاى پياپى شان بر زيارت قبر مقدس آن حضرت را نـبـايـد تـنـهـا بـه داشـتـن پـاداش بـزرگ بـه عـنـوان يـك عـمـل صـرفـا تـعـبـدى ـ گـرچـه لحـن بيش تر روايت هاى مربوط به اين موضوع فقط به اين پاداش محدود مى شود ـ بلكه از ديدگاه آثار ديگرى كه بر عزادارى و زيارت حسين (ع) مترتب است بايد تفسير كرد.(259)

از مـهـم تـريـن اين تاءثيرها اثر تربيتى نهفته در شعاير حسينى به ويژه عزادارى و زيارت اسـت . زيـرا سـاخـتـن انـسـان هـاى حـسـيـنـى ، آزاده ، سـرفـراز، آگـاه و اسـتـوار كـه بـه فـضـايـل امـام (ع) و يـاران گـرامـى اش تـاءسـى بـجـويـنـد، جـز در (كـارگـاه عـاشـورا) قابل ساخته شدن نيست .

ديـگـر از ايـن تـاءثيرها، تاءثير سياسى و اجتماعى و ايجاد تغيير فكرى و روحى در امّت ، در فـاصـله مـيـان شـهـادت تـا دوران غـيـبت صغرا است كه از شعاير حسينى به ويژه عزا و زيارت سـرچـشـمـه مـى گيرد. زيرا كه برپايى عزا و رفتن به زيارت در برخى مقاطع اين دوره به مـفـهـوم قيام و اعلام بيزارى مردم نسبت به حاكمان وقت و مخالفت با انواع ظلم ها و ستم هاى آنان بـود. چـنـان كـه (شمار زيادى از مردم عراق براى زيارت قبر حسين (ع) در سرزمين نينوا گرد مى آمدند)(260) و مى گفتند: (اگر همه كشته شويم ، بازماندگان ما از زيارت قبر حـسـين (ع) دست برنخواهند داشت ؛ و براى اين كارشان دلايلى داشتند... شمار آن ها چنان رو به فـزونـى نـهـاد كـه بـازار بـزرگى براى آنان درست شد.)(261) اين امر حكمرانان سـركـش را بـه وحـشـت افكند و نگران كرد؛ و پس از آن كه زيارت به يك پديده مهم سياسى و اجـتـمـاعـى تـبـديل گشت ، از بيم پيامدهايش ، آن را ممنوع ساختند؛ و چندين بار خود قبر مقدس را مورد تعرض قرار دادند.

نـخـسـتـيـن بـار مـوسـى بـن عـيـسـى هـاشـمـى ، فـرمـانـدار كـوفـه و بـار ديـگـر مـتـوكل عباسى (262) به دست ابراهيم ديزج يهودى و شمارى ديگر از يهوديان آن را ويران كردند.(263) اين ستمگران آرزو داشتند كه اين قبر مقدس و آثارش محو گردد، ولى روز به روز بر شكوه و عظمتش افزوده مى شود.

در روزگـاران اخـيـر نـيـز قـبـر امـام حـسـيـن (ع) چـنـديـن بـار مـورد تـهـاجـم قـرار گـرفـت . در سال 1216 ه‍ . ق سپاه وهابى متشكل از دوازده هزار جنگجو به فرماندهى سعود بن عبدالعزيز و با اشاره پدرش ، شهر كربلاى معلا را مورد حمله قرار دادند. آن ها در بامداد روز غدير مردم را غافلگير كردند و براى مدت هفت ساعت كشتار مردم را مباح ساختند. هفت هزارتن از ساكنان شهر را كشتند و حرمت آن قبر شريف و شهر مقدس را شكستند.(264)

در سـال 1222 ه‍ . ق نـيـز هـمـيـن كـار تـكـرار شـد و سـپـاه وهـابـى هـا مـتـشـكـل از بـيـسـت هـزار جـنگجو به فرماندهى همان سعود بن عبدالعزيز به نجف و كربلا حمله كردند.(265)

در سـال 1258 ه‍.ق بـار ديـگـر اين كار زشت ، در روزگار سلطان عبدالمجيد عثمانى و به دست نجيب پاشا تكرار شد. فرد ياد شده شهر مقدس كربلا را مورد حمله قرار داد و حرمتش را شكست و شمار بسيار زيادى از ساكنانش را به قتل رساند.ا(266)

در سـال 1411 ه‍ . ق حـسـيـن كـامـل يـكى از بدخوترين ياران صدام تكريتى ، حاكم عراق ، به شـهـر كـربـلا حـمـله كـرد و قبر مقدس امام حسين (ع) را به توپ بست و شمار زيادى از ساكنان شهر را كشت !
آنـچـه سركشان را مى ترساند و دل آنان را از بيم صاحب اين قبر به وحشت افكنده است ، چيزى جـز وحـدت حـقـيـقـى مـيـان حسين و اسلام ناب محمدى ، كه بقايش مرهون بقاى عاشوراى حسين (ع) گرديد، نيست . عاشورايى كه چراغ راه و سرمشق همه نهضت هاى حقّه اسلامى است .مقطع دوران ظهور

در ايـن مـقـطـع پـيـروزى حـسـيـنـى در روز عـاشـورا، از خـلال وحـدت تـنـگـاتنگ ميان قيام امام حسين (ع) و قيام حضرت مهدى و نيز ميان پيروزى حسينى و پيروزى جهانى ولى عصر به گونه اى روشن و ترديدناپذير تجسم مى يابد.

بـراى كـسـى كـه در روايـت هـاى مـربـوط بـه ايـن دو قـيـام بـزرگ تـاءمـل بـورزد، روشـن مـى شـود كـه گـويـى مـجـمـوعـه رويـدادهـاى قـيـام امام حسين (ع) از سه فصل تشكيل مى شود:

فـصـل نـخـسـت با وقوع فاجعه عاشورا و بازگشت كاروان حسينى به رهبرى امام سجاد(ع) به مدينه پايان مى پذيرد.

فـصـل دوم در بـرگـيـرنـده دوران مـيـان دوره نـخـسـت تـا قـيـام امـام مـهـدى (ع) يـعـنـى فصل بقا و نگهدارى اسلام است .

فـصـل سـوم بـا قـيـام امام مهدى به عنوان خونخواه حسين و پيروزى بخش اسلام بر ديگر اديان تحقق مى يابد.

كـسـى كـه در روايـت هـاى شـريـفـه مـربـوط بـه قـيـام حـضـرت مـهـدى تاءمل بورزد، به روشنى در مى يابد كه اين قيام امتداد همان قيام امام حسين (ع) است . عاشوراى سال 61 ه‍ نخستين ميدان نبرد حسينى بود، كه خود در آن به شهادت رسيد؛ و سراسر دوران ميان عـاشـورا تـا ظـهـور، پـر از رويـارويى ها و نبردهايى است كه طى آن حسين (ع) نه تنها گلوى يـزيـد بن معاويه ، بلكه گلوى همه طاغوت هاى اين دوران را مى فشرد. جهان دوران ظهور شاهد فـصـل پـايـانـى قـيـام امـام حـسـيـن (ع) بـه فـرمـانـدهـى حـضـرت مـهـدى اسـت كـه نـسـل قـاتـلان آن حـضـرت از عـاشـورا تـا ظـهـور را بـه دليـل خـشـنـودى از كـار پـدرانشان ، مى كشد؛ و پيروزى جهانى حلقه پايانى سلسله پيروزى حسينى در عاشوراست .

در اثـبـات آنـچه در اين جا گفتيم ، براى نمونه ، به برخى از اين روايت هاى شريف تبرك مى جوييم .

صـاحـب پـيـروزى جهانى از فرزندان حسين است : رسول خدا(ص) فرمود: (و از فرزندان اين ـ اشـاره بـه حـسين (ع) ـ مردى در آخر الزمان قيام مى كند؛ و زمين را آن چنان كه از جور و ستم پر شده است از عدالت پر مى كند.)(267)

امـام حـسـيـن (ع) فـرمـود: (از مـا دوازده مـهدى است . نخست آنان اميرالمؤ منين على بن ابى طالب و آخرشان فرزند نهم من است . او به حق قيام مى كند و زمين مرده را زنده مى گرداند؛ و دين حق به وسيله وى بر همه اديان پيروز مى شود هر چند كه مشركان نخواهند.)(268)

امـتـداد رويـارويـى در جـدايـى مـيـان اهـل حـق و اهـل بـاطـل : امام صادق (ع) فرمود: (ما و آل ابوسفيان دو خاندانيم كه درباره خداوند با هم دشمنى ورزيـديـم ، مـا گـفـتـيـم : خـدا راسـت گـفـت ؛ و آنـان گـفـتـنـد: خـداوند دروغ گفت ؛ ابوسفيان با رسـول خـدا(ص) جـنـگـيـد و مـعـاويه با على بن ابى طالب ؛ يزيد بن معاويه با حسين بن على جنگيد و سفيانى با قائم (ع) مى جنگد).(269)

مـهـدى (ع) خـونـخـواه حـسـيـن (ع) اسـت : امام صادق (ع) فرمود: هنگامى كه حسين بن على (ع) را ضـربت زدند و رفتند كه سرش را ببرند، منادى از سوى پروردگار تبارك و تعالى از درون عـرش نـدا داد: اى امـّتـى كـه پـس از پـيـامـبـرتـان سرگردان و ستمگر شديد، خداوند به شما تـوفـيق عيد قربان و فطر را مدهاد! گويد، سپس امام صادق (ع) فرمود: (به خدا سوگند كه مـوفـق [بـه درك عـيـد] نـشـدنـد و هـرگـز نـخـواهـنـد شـد تـا آن كـه خـونـخـواه حـسـيـن (ع) قـيام كند.)(270)

امـام باقر(ع) فرمود: هنگامى كه