كه برگرفته شده از قلم عالمانه ايشان مى باشد در نوع خود اثرى پر قيمت و تحقيقى در اين موضوع خواهد بود .

اميد است بر اهل تحقيق درى براى ورود به شناخت اصحاب آن حضرت و براى اهل حال و عمل اسوه اى براى آراسته شدن به فضائل آن بزرگان باشد.

واحد تحقيقات دار العرفانپيشگفتار

اينجانب در رابطه با اصحاب باكرامت حضرت سيد الشهداء (عليه السلام) ، كه به خاطر روح بزرگ و ايمان و اخلاق و عملشان اسوه انسان ها در همه ادوار شدند ، و به فرموده سالار و مولايشان سيد الشهداء (عليه السلام) : بهتر از آنان در همه عالم وجود ندارد ; و به فرموده رسول حقّ (صلى الله عليه وآله وسلم) : اختران كويش تو گويى ستارگانند و در قيامت بزرگان شهداى امّت من هستند ; و به فرموده حضرت باقر (عليه السلام) : گذشتگان از آنان پيشى ندارند ، و آيندگان به آنان نمى رسند ; قدرت قلم زدن و بيان واقعيّت را ندارم .

در عين عجز و ناتوانى نسبت به توصيف اين بزرگ انسان هاى بى نظير ، در ده شب عاشورا به سال 1366 شمسى هجرى مطالبى را در يكى از جلسات مذهبى تهران ايراد كردم . من خبر از نكات برجسته آن سخنرانى ها نداشتم . مؤسسه تحقيقاتى دار العرفان پس از توجّه و دقّت به محتواى آن سخنرانى ها مرا به نكات عميق آن توجّه داد ، و از من خواست تا پس از پياده شدن متن سخنرانى ها و تبديل آن مجموعه با تحقيقى كامل به كتاب ، اين مجموعه را به چاپ برساند .

خداوند عزيز بر من منّت نهاد تا مطالب را در حدّ لازم بدين صورت كه پيش روى شماست درآورم . اميد است براى خوانندگان عزيز قابل استفاده باشد ، و بزرگوارانى كه در مجالس مذهبى به خصوص ايّام عاشورا براى اقامه حقّ سخن مى گويند ، مطالب اين كتاب را براى مردم نقل كنند ، باشد كه مستمعين از پرتو وجود اصحاب حضرت حسين (عليه السلام) و شعاع نورانى آن بزرگواران بهره وافر معنوى ببرند و از اين طريق سعادت دنيا و آخرت خود را تضمين نمايند .

در اين نوشتار بجز آيات قرآن و روايات و شرح حال بعضى از ياران امام آنچه مى خوانيد برداشت اينجانب از شخصيت ايمانى و اخلاقى اصحاب حضرت حسين (عليه السلام)است . در صورت مشاهده نقص ، اينجانب را از طريق مؤسسه تحقيقاتى دار العرفان آگاه ، تا در چاپ هاى بعدى اصلاح شود .

در ضمن از جناب حجة الاسلام آقاى حاج سيد محمد جواد هاشمى سرپرست محترم نشر دار الصّادقين كه براى اولين بار اين اثر را به زيور طبع آراستند قدردانى مى نمايم .

اميد است همه ما به گونه اى حركت كنيم كه خداوند متعال در دنيا و آخرت ما را جزء ياران واقعى حضرت سيد الشهداء (عليه السلام) قرار دهد ، و براى برپايى دين حقّ و اقامه واقعيات توفيق عنايت فرمايد .

كمترين خادم حضرت حسين (عليه السلام)

فقير حسين انصاريان

28/12/1375حادثه اى بى مانند

سخن از برپا كنندگان حادثه اى بى مانند ، واقعه اى عظيم ، اتفاقى عبرت آموز و حقيقتى بى شبه و مثل است ، كه براى تمام انسان ها ، در همه ادوار حيات و زندگى ، منبعى سرشار از پند و موعظه و نصيحت و درس است .

اهل مُلك و ملكوت ، و ساكنان زمين و آسمان ، برپا كنندگان چنين حادثه اى را جز يك بار نديدند و به غير از يك مرتبه واقعه اى بدين صورت ، و به اين كيفيت در تمام فضاى باعظمت حيات اتفاق نيفتاد ! !
دگر تا جهان هست بزمى چنين 	  	نبيند به خود آسمان و زمين

تحقق اين واقعه بى نظير در سرزمين كربلا بر دو طايفه تكيه داشت ، گروهى زمينى محض ، و قومى آسمانى خالص .

گروه آسمانى در عرصه گاه حيات خود ، جز خدا محورى ، عشق به حقّ ، اداى مسؤوليت در راه رضاى دوست ، برپا كردن پرچم حقيقت ، روشن نگاه داشتن چراغ فضيلت ، برانداختن كاخ ستم و بيداد ، ريشه كن كردن شجره خبيثه و سرسبز نگاه داشتن شجره طيّبه ، انديشه ديگر نداشتند .

و آن گروه ديگر ، يعنى طايفه مادّى مسلك و قوم زمينى ، در جولانگاه زندگى خويش ، جز طاغوت محورى ، پيروى هواى نفس ، تعطيل وظايف اخلاقى ، از كار انداختن چرخ انديشه و فكر ، دنبال كردن برنامه هاى شكم و شهوت و افتادن در لذّات بى در و پيكر حيوانى فكر ديگر در سر نمى پروراندند .آسمانيان بى نظير

آن چهره هاى عرشى و ملكوتى ، كه به رهبرى حضرت حسين (عليه السلام) به تعداد هفتاد و دو نفر در سرزمين نينوا و عرصه گاه كربلا و سرزمين بهشتى مقام ماريه ، خيمه كرامت و شرافت و خرگاه ايمان و استقامت برپا كردند ، در عين اين كه در قالب جسم و چهارچوب بدن به سر مى بردند ، ولى در عصمت و پاكى ، هم چون فرشتگان عرش نشين و بلكه به نظر رسول باعظمت اسلام (صلى الله عليه وآله وسلم) از مَلك مقرب و كعبه مشرّفه برتر و بالاتر بودند .

اَلْمُؤْمِنُ اَكْرَمُ عَلَى اللهِ مِنْ مَلائِكَتِهِ الْمُقَرَّبينْ

مؤمن در پيشگاه خداوند ، از فرشتگان مقرّب گرامى تر است .

و در روايت ديگر حرمت و عظمت مؤمن را از كعبه عظيم تر دانسته :

اَلْمُؤْمِنُ اَعْظَمُ حُرَمَةً مِنَ الْكَعْبَة

و چه مؤمنانى برتر و بالاتر از آنان كه براى آبيارى درخت دين ، و تداوم فرهنگ توحيد ، و پابرجايى زحمات انبيا و اوليا در سخت ترين شرايط ، با شور و نشاطى وصف ناشدنى جان شيرين را در طبق اخلاص گذاشته ، و خون مقدّس قلب خود را نثار كردند .

آنان ، بدون بيم و هراس از دشمن نابكار ، در ميدان جهاد فى سبيل اللّه در كنار حضرت سيد الشهداء (عليه السلام)قيام لِلّه كردند ، تا به اداى دين خود نسبت به حقّ و حريم انسانيّت موفق شوند ، و كشتى به طوفان خورده آدميّت را به ساحل نجات برسانند .

آنان ، از دانشگاه وحى و از آيات كتاب حقّ ، به معلّمى رسول اِلهى و هدايت اهل بيت (عليهم السلام) ، درس زندگى آموخته بودند ، و آنچه را تعليم گرفته بودند با كمال اخلاص در همه شؤون حيات بكار بستند .

آنان ، در عرصه گاه كرامت و فقاهت و بصيرت ، سرآمد تمام انسان هاى تاريخند .

آنان در صفاى باطن ، نورانيت دل ، ايمان قلبى ، اخلاق اسلامى ، كردار انسانى و دلسوزى نسبت به جامعه بشرى در تمام روزگار نمونه و مانند ندارند .

آنان ، راست قامتان عرصه گاه هستى اند كه نخواستند با هيچ قيمتى و تحت هيچ شرايطى كمر زير بار سنگين مسؤوليت خم كنند ، و پشت پهلوانى خود را به خاك پست در اندازند .

آنان ، سايه حقّ ، خمير مايه حقيقت ، پرچمدار شرافت ، اصول كرم ، نابغه هاى خلقت و مطلع الفجر تمام حسنات و بركاتند .

علم الهدى سيد مرتضى در بخشى از اشعار عالمانه خود كه در توصيف اين هفتاد و دو نفر سروده مى گويد :

اين شهيدان ملكوتى و عاشقان جان باخته گرچه بر روى خاك گرم و سوزان دشت كربلا مورد بى اعتنايى قرار گرفتند ، ولى روان و جان آنان در بارگاه الهى به مهماندارى حضرت حقّ جا گرفته و حضرت رب العزّه از آنان پذيرايى مى كند .

آن كه نسبت به آنان اراده زيان و ضرر داشت ، گويى به سود آنان قدم برداشت ، و آن كه با دم شمشير تيز آنان را كشت نسبت به حيات و زندگانى آنان كوشيد .

آنان ، مردمى بودند كه با تمام وجود حضرت حسين (عليه السلام) را يارى و نصرت دادند . به كوه آهن برخورد كردند و با سينه به استقبال سر نيزه ها و با رخسار