ل صالح كه هر كس حسينى مسلك شود آسمانى شده ، و هركس روى از اين كوى بگرداند زمينى مى شود ، و هم چون كِرم ميان لجن مى لولد تا بميرد .

. . . خَسِرَ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةَ ذلِكَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِينُ

دنيا و آخرت را از دست داده اند ، و اين است همان زيان آشكار .

اگر حسينى نيستيم ، تا مرگ ما فرا نرسيده ، و فرصت در دست است همچون حرّ بن يزيد ، زهير بن قين ، وهب بن عبداللّه ، ابوالحتوف بن حرث و سعد بن حرث ، خود را به اين حقيقت برسانيم ، و مشام جان از بوى آن كوى معطّر نماييم .
صفات كبريايى را ز مردان خداآموز 	  	ز مردان خدا اوصاف ذات كبريا آموز
ز سربازى ، سرافرازى بود آزاد مردان را 	  	سرافرازى و سربازى ز شاه كربلا آموز
حسين آسا به دفع فتنه بيگانگان برخيز 	  	شعار آشنايى با خدا از آشنا آموز
بيا در مكتب اسلام و بشنو درس قرآن را 	  	مروّت، عاطفت، آزادگى، احسان، وفا آموز
چو نام شير مردان خدا را بر زبان آرى 	  	نخستين بار آيين ادب را از نوا آموز

اصحاب و ياران حضرت حسين (عليه السلام) ـ چنان كه در زياراتشان آمده ـ اولياى حقّ و اصفياى حضرت ربوبيت اند ، كه اين دو مقام و دو مرتبه از طريق حسينى شدن ، نصيب آن اسوه هاى فضيلت و كرامت شد(13) .

به اين كاروان كهكاروان نور است بپيونديم ، مسافر اين كوى باشيم ، تا از اين سفر بهره هاى ابدى كسب كنيم ، و به مقصد اعلى و خلاصه لقاى حقّ و وصال دوست برسيم ، كه سفر اگر جز اين باشد ، سفر به سوى پوچى و حركت به سوى سراب است .

وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَعْمَالُهُمْ كَسَرَاب بِقِيعَة يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ مَاءً حَتَّى إِذَا جَاءَهُ لَمْ يَجِدْهُ شَيْئاً وَوَجَدَ اللهَ عِندَهُ فَوَفّاهُ حِسَابه وَاللهُ سَرِيعُ الْحِسَابِ * أَوْ كَظُلُمَات فِي بَحْر لُجِّيٍّ يَغْشَاهُ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ مَوْجٌ مِن فَوْقِهِ سَحَابٌ ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْض إِذَا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَراهَا وَمَن لَّمْ يَجْعَلِ اللّهُ لَهُ نُوراً فَمَا لَهُ مِن نُور

و كافران اعمالشان مانند سرابى در بيابانى مسطّح و صاف است كه تشنه آن را] از دور [ آب مى پندارد ، تا وقتى كه به آن رسد آن را چيزى نيابد ، و خدا را نزد اعمالش مى يابد كه حسابش را كامل و تمام مى دهد ، و خدا حسابرسى سريع است * يا] اعمالشان [مانند تاريكى هايى است در دريايى بسيار عميق كه همواره موجى آن را مى پوشاند ، و بالاى آن موجى ديگر است ، و بر فراز آن ابرى است ، تاريكى هايى است برخى بالاى برخى ديگر ;] مبتلاى اين امواج و تاريكى ها [ هرگاه دستش را بيرون آورد ، بعيد است آن را ببيند . و كسى كه خدا نورى براى او قرار نداده است ، براى او هيچ نورى نيست .

پيمودن راه حسين (عليه السلام) و قرار گرفتن در عرصه گاه نور ، جز با گسستن زنجير علايق غلط ، و رفع وابستگى به نفس امّاره ، و خالى شدن از منيّت و آزاد شدن از شهوات حيوانى ميسّر نيست .

عامل تيره روزى آنان كه در كربلا اولياى حقّ را در محاصره قرار دادند ، و آنان را به فجيع ترين وضع به قتل رساندند ، انتخاب حيات فانى دنيا و زندگى زودگذر ، بر حيات جاويد و ابدى آخرت بود ، كه اين انتخاب ، معلول هواى نفس و افتادن در گرداب شهوات و غفلت از حقّ و حقيقت بود .

قرآن مجيد به زيباترين صورت وضع اين حيوانات وحشى را به تصوير كشيده است .

. . . وَلكِن مَّن شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْراً فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ * ذلِكَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّوا الْحَيَاةَ الدُّنْيَا عَلَى الْآخِرَةِ وَأَنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ * أُولئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ وَأُولئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ * لاَ جَرَمَ أَنَّهُمْ فِي الْآخِرَةِ هُمُ الْخَاسِرُونَ

ولى آنان كه سينه براى پذيرفتن كفر گشاده اند ، خشمى سخت از سوى خدا بر آنان است و آنان را عذابى بزرگ خواهد بود * اين] خشم و عذاب بزرگ [به سبب آن است كه زندگى دنيا] ىِ زودگذر [را بر آخرت ترجيح دادند ، و مسلماً خدا مردم كفر پيشه را هدايت نمى كند * اينان كسانى هستند كه خدا بر دل و گوش و چشمشان مُهر] شقاوت [ زده ، و اينان بى خبران واقعى اند * ثابت و يقينى است كه آنان در آخرت زيانكارند .

خسارت آنان در آخرت ، محجوب بودنشان از رحمت و عنايت حقّ ، و محروم بودنشان از شفاعت اوليا ، و دور ماندنشان از بهشت عنبر سرشت ، و معذّب بودنشان به عذاب ابد الهى است .

در هر صورت زمينيان ، آن مردم تيره روز و بدبختى هستند كه از ذكر حقّ ـ قرآن و چهارده معصوم (عليهم السلام) ـ اعراض نمودند ، كه اين سرپيچى دامن آنان را به انواع آلودگى ها و پليدى ها ملوّث نموده ، و از آن غافلان بى خرد ، مردمى ظالم ، ستمكار ، غاصب حقّ ، متجاوز و غارتگر بوجود آورد .

آيات سوره مباركه طه ، هم چون روز روشن ، وضع آنان را نشان داده است .

وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكاً وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَى * قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمَى وَقَدْ كُنتُ بَصِيراً * قَالَ كَذلِكَ أَتَتْكَ آيَاتُنَا فَنَسِيتَهَا وَكَذلِكَ الْيَوْمَ تُنسَى * وَكَذلِكَ نَجْزِي مَنْ أَسْرَفَ وَلَمْ يُؤْمِن بِآيَاتِ رَبه وَلَعَذَابُّ الْآخِرَةِ أَشَدُّ وَأَبْقَى

و هر كس از هدايت من] كه سبب ياد نمودن از من در همه امور است [روى بگرداند ، براى او زندگى تنگ] و سختى [خواهد بود، و روز قيامت او را نابينا محشور مى كنيم * مى گويد: پروردگارا ! براى چه مرا نابينا محشور كردى ، در حالى كه] در دنيا [بينا بودم ؟ *] خدا [مى گويد : همين گونه كه آيات ما براى تو آمد و آنها را فراموش كردى اين چنين امروز فراموش مى شوى . * و كسى را كه] از هدايت حق [تجاوز كرده و به آيات پروردگارش ايمان نياورده ، اين گونه كيفر مى دهيم ، و بى ترديد عذاب آخرت سخت تر و پايدارتر است .ورود امام حسين عليه السلام به كربلا
در مورد ورود حضرت سيّدالشهداء ابى عبداللّه الحسين عليه السلام به سرزمين كربلا اختلاف است ولى اصحّ تواريخ در مورد ورود آن حضرت به اين سرزمين پر بلا روز دوم محرم الحرام سال 61 هجرى مى باشد طبق روايت صحيح زمانى كه حضرت به آن زمين رسيده ، پرسيدند اين سرزمين چه نام دارد؟ جواب دادند قادسيه ، حضرت دوباره پرسيدند! آيا نام ديگرى دارد؟ عرض كردند نينوا! حضرت باز فرمودند! آيا نام ديگرى دارد؟ عرض ‍ كردند!به اين سرزمين طَفّ نيز ميگويند، دو باره فرزند رسول خدا(ص ) پرسيدند: ديگر چه نام دارد؟ عرض كردند: آرى ! اين سرزمين را كربلا نيز مى گويند.
چون حضرت نام كربلا را شنيدند، فرمودند:
اللهمّ انّى اعوذ بِكَ مِنَ الكَربِ و البَلا
يعنى خدا يا پناه مى برم بر خودت از همه مشكلات و بلاها.
و نيز فرمودند: ههنا مَناخُ رِكابِنا و مَحَطُّ رِحالِنا و مقتَلُ رجالِنا وَ مَسفَكُ دِمائِنَّا...
بعد از آن فرمود: اين موضع كرب و بلا و محل محنت و عنا است ، فرود آييد كه اين جا م