ه طور حتم بى حساب وارد بهشت خواهند شد !

ياران حضرت حسين (عليه السلام) بر اساس قطعه بسيار مهمّى كه سرور شهيدان از جدّش شنيده بود بناى زندگى را بنا نهادند .

اِنَّ اللّهَ يُحِبُّ مَعالِى الاُْمُورِ وَيَكْرَهُ سَفْسافَها

خداوند امور عالى و بلند مرتبت را دوست دارد ، و از امور پست و بى ارزش كراهت دارد .

آنان ، با تمام وجود به امور با ارزش روى آوردند ، و در نتيجه فعاليت قلبى و روحى و روانى و اخلاقى و عملى ، با همه ارزش ها متحد شدند ، و دامن حيات از ننگ آلوده شدن به امور بى ارزش حفظ كردند .

ولى دشمنان حقّ و حقيقت ، و حمّالان شهوت بنى اميه ، و بار كشان بار يزيد و ابن زياد بى مادر از هرچه ارزش بود روى گرداندند ، و به هرچه بى ارزش و بى مايه و سست بود دامن زندگى آلوده كردند .

ياران امام ، غرق در رحمت ابد شدند ، و لشگريان يزيد ، دچار لعنت هميشگى گشتند .

آنان ، هر كدامشان در پاكى ها و معالى امور منحصر بفرد شدند و اينان در زشتى و پليدى و آلودگى بى مثل و مانند گشتند !

آنان ، بر مبناى حديث قدسى :

عَبْدى اَطِعْنى حَتّى اَجْعَلَكَ مِثْلى

خدا گونه شدند ، و ارتش بنى اميّه ، حزب شيطان و منبع ناپاكى و جرثومه خطا و فساد گشتند .

ياران سالار شهيدان ، تبديل به چراغ روشنى شدند كه تا ابد نورش با تندباد هيچ حادثه اى ، و وزش هيچ طوفانى خاموش نشود ، كه نور آن ، نور خدا است و نور خدا خاموش شدنى نيست .

يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ

مى خواهند نور خدا را با دهان هايشان خاموش كنند در حالى كه خدا كامل كننده نور خود است ، گرچه كافران خوش نداشته باشند .

و دوستداران بنى اميّه تبديل به ظلمت كده اى شدند كه با هيچ نورى ظلمت آنان زدوده شدنى نيست !

وجود اصحاب حضرت حسين (عليه السلام) رفعت طلب شد ، و وجود دشمن ، پستى خواه .

آنان ، با طبيعت رفعت طلبى به حقّ رسيدند ، و اينان با اخلاق پستى طلبى به دركات جهنم پيوستند .
ذرّه ذرّه كاندر اين ارض و سماست 	  	جنس خود را هم چو كاه و كهرباست
نوريان مر نوريان را جاذبند 	  	ناريان مر ناريان را طالبند
مه فشاند نور و سگ عوعو كند 	  	هر كسى بر طينت خود مى تند

ياران امام ، مجذوب حقّ شدند ، و ياران يزيد ، مغلوب شيطان گشتند .

ياران امام ، متّصل به جنّت لقا شدند ، و حزب هوا ، منقطع از رحمت الهى گشتند .

آنان ، حسين عزيز را اسوه خود قرار دادند ، و كوفيان و شاميان تيره بخت ، يزيد و كردارش را ملاك زندگى گرفتند .

ياران حقّ ، شيطان را از معامله با خود براى ابد نا اميد كردند ، و حمّالان باطل تمام راه هاى نفوذ شيطان را به روى خود گشودند .

اصحاب سالار شهيدان ، از جان و مال و زن و فرزند و تمام هستى خود ، در راه حقّ گذشتند ، و ياران يزيد به اسارت مالى اندك ، و لذّتى حيوانى وش در آمدند .

آن نيك انديشان نيك پندار ، تبديل به گوهرى شدند كه تنها خداوند غنى مى توانست خريدار آنان باشد .

إِنَّ اللّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ . . .

يقيناً خدا از مؤمنان جان ها و اموالشان را به بهاى آنكه بهشت براى آنان باشد خريده .

و آن بد سيرتان ديو منش ، مبدل به خَر مُهره اى شدند كه براى ابد بى مشترى ماندند .

آنان كه در ايمان و عمل بى نمونه بودند ، از مَركب علايق پياده شدند ، و از مَحبس تن بيرون رفتند ، تا در جوار رحمت حقّ قرار گرفتند و مورد پذيرايى محبوب و معبودشان شدند .

ولى دشمنان آن ها ، اسير جسم و بدن شدند ، و به لجنزار شكم و شهوت نشستند ، و تيره بختى ابدى را براى خود خريدند .

دشمنان ، در مقابل بهاى اندك ـ قطعه اى زمين ، سرپناهى محدود ، درهم و دينارى معدود ، وعده هايى پوچ ـ خود را فروختند ، امّا ياران حقّ خود را با رضا و خوشنودى حقّ كه اكبر از جنّت و بهشت قيامت است معامله كردند .

دشمنان ايمان و عقيده ، در آتش حكومت بنى اميّه سوختند ، و ياران حضرت حسين (عليه السلام) ، ابراهيم وار از آتش بدر آمده تمام ملك و ملكوت را بر خود بَرد و سلام و تبديل به گلستان كردند .

زن ، پول ، شهوت ، صندلى ، مقام ، لذّت و اعتبار ظاهرى ، قيمت انسان نيست ; قيمت و ارزش انسان در جهت روحى ، رضاى حقّ ، و در جهت جسمى ، بهشت عنبر سرشت است .

ياران حضرت حسين(عليه السلام) به كمتر از رضاى دوست وكمتر از بهشت جاودان خود را نفروختند، و محبّان بنى اميّه، به اندك عنصر از دست رفتنى خود را معامله كردند.

حضرت حسين (عليه السلام) و يارانش به حقيقت زمزمه كردند :

تَركتُ الخَلقَ طُرّا فى هَواكَا

در هواى تو هرچه غير بود ترك كرديم .

و عمر سعد و يارانش نخواستند از اندك مال دنيا و مقام پوچ مادّى گذشت كنند .

پسر سعد بدبخت ، در برابر دعوت حضرت حسين (عليه السلام) از او براى رسيدن به سعادت دنيا و آخرت پاسخ داد :

اگر ندايت را بشنوم ، و صدايت را آويزه گوش كنم ، و رياست بر اين لشگر را بگذارم و به ياران تو بپيوندم ، خانه اى كه به تازگى با سنگ سرخ در كوفه بنا كرده ام به مصادره مأموران پسر زياد خواهد رفت !

شما را به خداى بزرگ ملاحظه كنيد كه اين بى خرد نادان ، و اين پست فطرت حيوان ، خدا و قيامت و پيامبر و قرآن و اهل بيت وحى را با خانه اى گلى كه ظاهر آن را با سنگ سرخ زينت داده بود عوض مى كند ! !

امّا حضرت حسين (عليه السلام) و يارانش براى رسيدن به مقصد اعلى و مقام فناى فى اللّه و بقاى باللّه از همه هستى خود گذشت مى كنند .

اين هفتاد و دو نفر به تناسب سنّى كه هر يك داشتند در برابر تهديد بنى اميه به كشته شدن ، ترغيب دشمن به لذّات مادى ، تشويق حكومت به ثروت پيدا كردن ، از مدار ثابت قدمى و تحمّل در برابر حوادث بيرون نرفتند ، تا در روز عاشورا به همراه مولاى خود به حريم قدس دوست سفر كردند .

نمك حقّ را خوردند و پاس نمكدان را تا لحظه آخر حيات نگاه داشتند . ولى دشمن نمك خورد و نمكدان شكست و پاس نمك دهنده را در هيچ يك از امور حيات نگاه نداشت .

آنان ، با قدرت تقوا و احسان و نيكى ، به مقام معيّت با حقّ رسيدند و تا ابد محبوب حقّ شدند .

. . . ثُمَّ اتَّقَوْا وَأَحْسَنُوا وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُـحْسِنِينَ

سپس پرهيزكارى را تداوم بخشند و ايمان خود را ادامه دهند ، و بر پرهيزكارى پافشارى ورزند و كار نيك بجا آورند ; و خدا نيكوكاران را دوست دارد .

إِنَّ اللّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا وَالَّذِينَ هُم مُحْسِنُونَ

بى ترديد خدا با كسانى است كه پرهيزكارى پيشه كرده اند و آنان كه] واقعاً [نيكوكارند .

ياران حضرت حسين (عليه السلام) ، از هر دامى با چشم باز رستند ، و دوستان بنى اميّه به هر دامى گرفتار شدند .

اينك ما هستيم كه دو طايفه را در برابر خود مى بينيم ، طايفه اى الهى و گروهى شيطانى ، قومى آسمانى و جمعى زمينى .

اگر اصولى كه طايفه آسمانى در حيات خود بكار گرفتند بكار گيريم هماى سعادت ابد بر سر ما مى نشيند ، و اگر براى لذّتى اندك و ناپايدار به راه دشمن رفتيم زاغ بدبختى و تيره روزى 