ائمى روى سرمان لانه مى كند .

از حسين و يارانش پيروى كنيم كه عين خردمندى است ، و از اخلاق دشمنان او اجتناب كنيم كه محض بصيرت و بينايى است ، و راهى كه حزب اموى رفت نرويم كه سيه روزى دائمى و تيره بختى هميشگى است .

ياران حضرت سيد الشهداء (عليه السلام) ، به فرموده رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) سرور شهداى امّت اسلام و به گفته حضرت حسين (عليه السلام) وفادارترين و بهترين مردم تاريخ حيات هستند .

مردم در هر دوره اى اگر آنان را در هر زمينه اى الگوى خود قرار دهند ، و از آنان درس زندگى بگيرند ، هم چون آنان در حدّ ظرفيت خود از فيوضات و بركات و عنايات الهى در دنيا و آخرت بهره مند خواهند شد .

مردم بايد از آنان درس تسليم در برابر حقّ ، عشق به حضرت ربّ ، معرفت به قرآن ، امّت واقعى بودن براى پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) ، مأموم قابل قبول بودن براى امام معصوم (عليه السلام)و خلاصه درس ايمان و اخلاق و عمل صالح و صبر و مقاومت و ظلم ستيزى و مبارزه بگيرند .

به جهاد و عمل و حركت آنان راضى باشند ، و به وجود آنان كه هستى خود را هديه حقّ كردند عشق بورزند ، و متخلّق به اخلاق آنان شوند ، و از دشمنان آنان در هر دوره اى قولا و عملا بيزارى جسته و راه خود را از راه آنان جدا سازند ، تا در دنيا و آخرت جزء آن كاروان نور محسوب گردند .حقيقتى عالى از زبان جابر بن عبداللّه انصارى

شيخ بزرگوار « عماد الدين ابوالقاسم طبرى آملى » كه از شاگردان شيخ ابوعلى فرزند گرانقدر شيخ طوسى است ، در كتاب با قيمت بشارة المصطفى كه از كتب نفيسه است با ذكر سند از « اعمش » كه از بزرگان محدّثين است و او از « عطيّة بن سعد بن جناده عوفى جدلى » كه او نيز از روات بنى اميّه است و اهل سنت در رجال خود تصريح كرده اند كه او انسانى صادق مى باشد ، روايت كرده كه گفت :

با جابر براى زيارت حضرت سيد الشهداء (عليه السلام)به كربلا آمديم . جابر غسل كرد و بر خود عطر زد . دستش را گرفته به روى قبر مطهّر حضرت سيد الشهداء (عليه السلام) گذاشتم . بيهوش شد . بر صورت او آب زدم . به حال آمد . با سوز دل سخنانى جگر سوز به محضر حضرت حسين (عليه السلام) عرضه داشت ، سپس به شهداى گرانقدر كربلا سلام كرد و در پايان كلامش گفت كه : ما نيز شريك بوديم در آن كارى كه شما داخل شديد ، يعنى مجادله و مقاتله و نصرت و يارى ذرّيه خاتم پيامبران و شهادت در محضر او .

عطيّه مى گويد :

به او گفتم : ما رنجى نبرديم ، و شمشيرى نزديم ، سرهاى اين گروه از بدن جدا ، و همسرانشان بيوه ، و فرزندانشان يتيم شدند ، چگونه در اجر با ايشان شريك باشيم ؟

جابر در پاسخ گفت :

عطيّه ! من با دو گوش خود از رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم)شنيدم كه : هر كس عمل قومى را دوست دارد ، در ثواب آن عمل با آنان شريك است . سپس گفت : اى عطيّه ! رسول حقّ فرمود : نيّت من و اصحابم بر همان نيّت حسين و اصحاب اوست .

اولا : نيّت خير را ببينيد از چه ارزشى برخوردار است ، كه باعث متّصل كردن انسان به كاروان نوراست .

ثانياً : نيّت و عمل حضرت حسين (عليه السلام) و يارانش از چه عظمتى برخوردار است كه رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم)براى شركت در ثواب شهداى كربلا مى فرمايد : نيّت من همان نيّت حسين و اصحاب اوست .

چه نيكوست تمام مردم نيّت خود را در همه شؤون حيات در جهت نيّت شهداى كربلا قرار دهند ، سپس آن نيّت پاك و نورانى را به مرحله اجرا بگذارند ، تا اخلاق و عملشان نيز به نور حقيقت منوّر شود ، و در حدّ خود به فوز عظيم برسند ، و بتوانند صادقانه اين قطعه از زيارت وارث را در محضر معنوى حضرت حسين (عليه السلام)و شهداى كربلا بخوانند .

اُشْهِدُ اللّهَ وَمَلائِكَتَهُ وَاَنْبِياءَهُ وَرُسُلَهُ اَنّى بِكُمْ مُؤْمِنٌ ، وَبِاِيابِكُمْ مُوقِنٌ ، بِشَرايِعِ دينى وَخَواتيمِ عَمَلى وَقَلْبى لَقَلْبِكُمْ سِلْمٌ وَاَمْرى لاَِمْرِكُمْ مُتَّبِعٌ

من خدا و فرشتگان و پيامبران و فرستادگان حقّ را گواه و شاهد مى گيرم كه به امامت و رهبرى شما مؤمنم ، و به رجعت و ظهور شما معتقدم ، هر قدمى كه در راه دين بردارم ، و هر عملى كه در زندگى به انجام رسانم به دوستى و محبّت شما و در سايه امامت و هدايت شماست ، دلم تسليم قلب پاك شما و همه برنامه هايم تابع برنامه هاى شماست .

اگر اين اقرارهاى عرشى با نيّت و عملى همسو با نيّت و عمل حضرت حسين (عليه السلام)و ياران او نباشد ، جز دروغى بس بزرگ و نابخشودنى در محضر خدا و انبيا و حضرت حسين (عليه السلام) و ياران او نيست ؟

اصولا اين گونه چهره هاى پاك ، و در رأس آنان حسين عزيز و يارانش از جانب حضرت حقّ براى تمام مردم در همه ادوار اسوه حسنه هستند . مردم اگر بخواهند از وجود پاك آنان قدردانى كنند راه قدردانى حقيقى به اين است كه باطن و ظاهر خويش را با آن بزرگواران هم سو نمايند ، و از اخلاق و رفتار و كردار دشمنانشان قولا و عملا بپرهيزند ; آن هم دشمنانى كه بر اثر شقاوت در اخلاق و عمل ، خود را براى ابد از رحمت واسعه حقّ محروم كردند .

دشمنان امام و ياران او ، مجسمّه تمام نماى رذايل ، شقاوت ، ظلم ، دد منشى ، تجاوز ، غارت ، بى رحمى ، غفلت ، حرص ، حسد ، كبر و به خصوص نفاق و دو رويى بودند ، و آن چنان حركت كردند كه به يقين خود را از عموم بِرَحْمَتِكَ الَّتى وَسِعَتْ كُلَّ شَىْءاستثنا نمودند ، و به قول شاعر عالم محتشم كاشانى كه دوازده بند او مورد قبول اهل بيت واقع شد ، كارى كردند كه ترس اين معنا مى رود كه در قيامت چون بخواهند جزاى دشمنان حضرت حسين (عليه السلام)و يارانش را رقم زنند ، كتاب رحمت را برچينند و به هيچ انسانى رحمت نياورند كه چرا افرادى از نوع شما به چنين جنايت هولناك و بى سابقه اى دست يازيدند ! !
ترسم جزاى قاتل او چون رقم زنند 	  	يك باره بر جريده رحمت قلم زنند

بنابراين با تمام وجود از وضع دشمنان آن حضرت كنار بمانيم ، و تا آن جايى كه در قدرت ماست از حسين و يارانش رنگ بگيريم كه خير دنيا و آخرت و سعادت امروز و فردا در رنگ پذيرى از اين جمعيّت الهى و قوم آسمانى و ملكوتى است .استقامت در راه هدف

در رنگ پذيرى از حضرت حسين (عليه السلام) و ياران با وفايش ، امكان دارد انسان به بلاى بدنى يا مالى يا روحى و يا خانوادگى و اجتماعى دچار شود ; چون هدف رنگ پذير ، هدف بسيار مقدّس و والايى است ، و آن به دست آوردن رشد و كمال و تعالى است ، و رسيدن به رضاى محبوب ; پس بايد در برابر هجوم بلا استقامت ورزد ، و صبر و تحمّل پيشه كند ، و در مدار دين و ايمان و جهاد و كوشش و عشق و معرفت ثابت قدم باشد ، كه بدون سپر مقاومت و صبر و استقامت ، شكست و سرشكستگى حتمى است ، و زيان و خسران دنيا و آخرت قطعى است .

آنان كه در طاعت حقّ و در رنگ پذيرى از اهل حقّ تا لحظه خروج از دنيا استقامت ورزند ، در عرصه گاه قيامت با چهار طايفه همراه و هم نشين خواهند شد .

وَمَن يُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيْهِم مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَال