يد، و چون محشور شود به او گويند كه خدا اين عوض ‍ را براى تو ذخيره كرده است و امروز به تو رسانيد.(48)
فضيلت زيارت كربلا
عبداللّه ابن حماد نقل مى كند: روزى امام صادق (ع ) به من فرمود:
اى حماد نزد شما فضيلتى هست كه مثل آن به احدى داده نشده است . و گمان ندارم آن چنان كه بايد آن را بشناسيد و بر او محافظت نمائيد! و قيام به حقّ آن كنيد. و از براى آن فضيلت اهلى هست كه ايشان را براى آن كار نام برده اند، و به ايشان توفيق عطاء كرده اند، و اين رحمتى است كه خداوند تعالى به ايشان بخشيده است .
پرسيدم : آن فضيلت كه نام برديد و وصف نموديد كدام است ؟
فرمود: زيارت جدّم حضرت امام حسين (ع ) است . زيرا كه او غريب است و در زمين غريب مدفون شده است .
هر كه به زيارت او مى رود، بر او برمى گريد. و هر كه به زيارت او نمى رود، بر مصيبت او اندوهناك مى باشد و دلش مى سوزد. هر كه او را به ياد مى آورد ترحّم مى كند.
و هر كه نظر كند به سوى قبر پسرش در پائين پاى او، در بيابانى كه خويشى و دوستى نزد او نيست و حق او را غصب كردند، و جمع شدند جمعى از كافران و مرتدّان از دين ، و ياورى يكديگر كردند تا او را كشتند، در بيابانى دفن نكرده انداختند، و منع كردند از او آب فراتى كه سگان مى خوردند، و ضايع كردند حق رسول خدا (ص ) را، و وصيّتى كه در حقّ او و اهل بيتش ‍ كرده بود.
پس او مدفون گرديد، جفا يافته در ميان قبرهاى خويشان و شيعيان خود. هر كه نزد او مى رود، وحشت مى يابد از تنهائى او، و دورى از جدّ بزرگوارش . و در منزلى افتاده است كه نمى رود نزد او مگر كسى كه خدا دلش را به ايمان امتحان كرده است ، و حقّ ما را به او شناسانده باشد.
پس گفتم : فداى تو شوم من مى رفتم به زيارت آن حضرت ، تا آنكه مبتلا شدم به خدمت خليفه و حفظ اموال او و من نزد ايشان مشهور شده ام . لهذا در اين ولا از براى تقيّه ترك كرده ام و من مى دانم كه زيارت آن حضرت ثواب بسيارى دارد.
فرمود كه : (مى دانى كه كسى كه به زيارت آن حضرت ميرود چه فضيلت دارد و او را نزد ما چه نيكى ها است ؟!).
گفتم : نه .
فرمود كه : (امّا فضيلت زيارت كننده او: پس مباهات مى كنند به او ملايكه آسمان ها و امّا آنچه نزد مابراى او هست پس ترحّم مى كنيم براى او هر صبح و شام ).
وبه تحقيق كه خبر داد مرا پدرم كه : روضه آن حضرت از روزى كه مدفون شده است هرگزخالى نبوده است از كسى كه صلوات فرستد بر او از ملائكه يا جنيّان يا آدميان يا وحشيان صحرا. و هيچ چيز نيست مگر آرزوى حال زيارت كننده آن حضرت مى كند و خود را از براى بركت بر او مى مالد و به نظر كردن به سوى او اميد خبر مى دارد براى آنكه بركت يافته است به نظر كردن به سوى قبر آن حضرت .
بعداز آن فرمودكه :
(شنيده ام كه قومى از نواحى كوفه و غير ايشان مى روند نزد قبر آن حضرت و زنان مى روند و ندبه و نوحه مى كنند در نيمه ماه شعبان پس بعضى قرآن مى خوانند و بعضى قصّه هاى جانسوز آن حضرت را ذكر مى كنند و بعضى مرثيه مى خوانند؟).
گفتم : بلى فداى تو شوم ديدم بعضى از اينهايى كه مى فرمائى .
فرمودكه : (حمد و سپاس خداوندى را كه در ميان مردم جمعى را مقّرر فرموده است كه مى آيند به سوى ما و ما را مدح مى كنند و مرثيه از براى مصيبت ما مى گويند و مى خوانند. و دشمن ما گردانيده است كسانى را كه طعن كنند بر آنها از خويشان و غير ايشان و استهزاءكنند بر ايشان و قبيح شمارند كردار ايشان را).(49)
آئينه دار كربلا
اى آسمان عشق نگينت ستاره است
قربان شدن براى تو با يك اشاره است
هر كهكشان كه سر بكشد در سراى تو
در پيش پاى تو چو يكى سنگ خاره است
انوار روى تو بنوشته به ساق عرش
ثاراللّه است حسين و حسين ابن ثاره است
بنما نگه به نايب خود اى شكسته دل
از روى بام سوى تو اندر تظاره است
سر داده ام بر سر راهت ولى ببين
جسمم به روى خاك و عدويم سواره است
بسكه كشيد جسم غريبم به كوچه ها
آويزه هر پاره تنم بر قناره است
اما زغيب اين سخن از تو شنيده ام
در قتلگاه زخم تنت بى شماره است
با چشم دل به ديدمت اندر دم وداع
بر روى سينه تو حسين شير خواره است
مهر و ولا و عشق تو درياى پر خروش
آرام دل چو قطره اى اندر كناره است
زائر حسين اگر در آتش هم باشد نجات مى يابد
سيد بن طاووس عليه الرّحمه از محمد بن احمد بن داوود نقل كرده است كه مى گفت :
من همسايه اى داشتم كه او را على بن محمد مى گفتند. گفت كه من هر ماه يك مرتبه به زيارت امام حسين (ع ) مى رفتم . و چون سنّم بالا رفت و جسمم ضعيف شد مدّتى به كربلا نرفتم ، و بعد از مدّتى پياده روانه شدم ، و در مدّت چند روز به كربلا رسيدم ، زيارت كردم و نماز خواندم و چون به خواب رفتم ديدم كه حضرت امام حسين (ع ) از قبر بيرون آمده و به من مى گويد:
چرا مرا جفا كردى ؟ و قبل از اين به من نيكوكار بودى !
گفتم اى سيّد جسمم ضعيف شده است و پايم بى قوّت شده است و در اين وقت ترسيدم كه آخر عمر من باشد چند روز راه آمده ام تا به زيارتت رسيده ام و روايتى از شمابه من رسيده است مى خواهم از شما بشنوم ، فرمود: بگو!
گفتم كه روايت مى كنند كه شما فرموده ايد: هر كه به زيارت من آيد در حيات خود من او را بعد از وفاتش زيارت مى كنم .
فرمود: كه بلى من گفته ام و اگر او را در آتش جهنّم بيابم از آتش او را بيرون مى آورم .(50)گفتی ای عمه من دختر دردانه به من

می کند دشمن دون خنده ی مستانه به من

گاهی از مرکب خود می خورم عمه به زمین

گاهی آن مرد زند سیلی مردانه به من

معجر و روسری ام گمشده عمه چه کنم

هی زند کعب نی اش از طرف شانه به من

سروده: جعفر ابوالفتحی<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1182.txt">می دوی سوی من ای ماه شب تار حسین</a><a class="text" href="w:text:1183.txt">خیمه ی بی کسی ات خواهر من بر پا کن</a><a class="text" href="w:text:1184.txt">به پا کنید خیام را که این زمین کربلا است</a><a class="text" href="w:text:1185.txt">درون قتلگاه خود،  ببین چه زیبا شده ای</a><a class="text" href="w:text:1186.txt">تو خواهر غریب من بیا مرا بکن کفن</a><a class="text" href="w:text:1187.txt">نمک روضه ارباب غذای دل ماست</a><a class="text" href="w:text:1188.txt">گفتم امروزکه چرادرعجبم</a><a class="text" href="w:text:1189.txt">در میخانه  یا در کعبه  در تاب</a><a class="text" href="w:text:1190.txt">یا علی ادرکنی</a><a class="text" href="w:text:1191.txt">یاعلی ادرکنی  محب پابستم</a></body></html>می دوی سوی من ای ماه شب تار حسین

وه که دیر است دگر گشته تمام کار حسین

از همین گودی گودال مرا می نگری

پیش رو ی تو زند تیر به مردار حسین

 

 

تو ز تل آمدی اما سر من در گودال

گشته از پشت جدا یاور غمخوار حسین

رگ به رگ می شود این سرکه تو هم می بینی

سر تو رفت حبیبم به سر دار حسین

و تو گفتی همه ی کرببلا زیبا بود

ای به شام غم جان قافله سالار حسین

شاعر جعفر ابوالفتحیخیمه ی بی کسی ات خواهر من بر پا کن

دیده ات از غم رگهای سرم دریا کن

گر که زد بر سر من نیزه ی آن یاغی را

در جواب لب او خنده ی بر دنیا کن


گر رسد دست تو بر رأس بریدم خواهر

خاک از چهره ی من گیر و مرا زیبا کن

هر دو دست تو ببندند به راه کوفه

و تو آن لحظه فقط یاد غم بابا کن

هر کسی آمد و با نیزه به پهلوی تو زد

کاسه صبر مریز فکر شب فردا کن

گر که ب