 شعله ی آتش به کنارت آمد

لحظه از دست مده، خیمه ی خود را تا کن

 شاعر: جعفر ابوالفتحیبه پا کنید خیام را که این زمین کربلا است

جلا دهید روح و جان که این دیار پر بلا است

به پا کنید خیام را که وقت عشق و مستی است

و بوی عین و  شین و قاف ز عطر سیب در فضاست

برادرم ببین که این محلّ قتلگاه توست

و نی ز داغ دست تو، پر از غم و پر از نواست

برای عاشقان ما سر بریده ام بس است

و هر که لطمه زد به خود ز داغ ما بدان رواست

و خواهرم ببین که این محلّ سر بریدن است

و تلّ زینبی بدان همین مکان آشناست

و زینبا چو مادرم تو داری عصمت از گناه

و جام عصمت از خطا ز جام صبر بر جفا است

پس از بریدن سرم چو کعبه کن مرا طواف

که خواهر غریب من کفیل سعی تو خداست

بیا میان قتلگاه بیا میان خیمه گاه

صفا و مروه کن که این صفا و مروه با صفاست

سرم به نی کنند و تو نظر کنی به چشم من

تو سر شکن ز داغ من که اجر لطمه ات به جاست

سرم به روی نی رود تکان خورد به دست عشق

ز جور ظالمان سرم گهی زمین گهی هواست

به داد دخترم برس ، به وقت ظهر عاشقی

ز درد گوش خواهرم سه ساله ام پی شفاست

همی سه ساله ی پدر تو می دوی به سوی من

ولی سر بریده ام بدان که زیر آن عباست

رسومشان چنین بود که چوب و آتش آورند

تمام این تدارکات بدان برای خیمه هاست

به شام تار کوفیان به درد سر شوی دچار

سر بریده ی پدر برای درد تو دواست

و تازیانه آورند و کعب نی عزیز من

دو پهلوی تو را زنند یکی به چپ یکی به راست

برای رأس  اصغرم کسی سه شعبه آورد

ز آن گلوی اصغرم، غم و قیامتی به پاست

شاعر جعفر ابوالفتحیدرون قتلگاه خود،  ببین چه زیبا شده ای

تو هم به من بگو چرا شبیه زهرا شده ای؟

تو نیزه ی جفا بگو ، جواب ده سوال را

چرا درون پیکر،  برادرم جا شده ای

مرا زدند خوب من، به جرم عشق و عاشقی

نپرسی ام اخا چرا، تو از کمر تا شده ای؟

تو آب دادی از کرم، به دشمنان خویش پس

برای چه تو کشته ی ، کنار دریا  شده ای؟

تو را بکشت دشمنت، که نور تو شود خموش

ولی هزار هزار سال، تو شمس دنیا شده ای

تنت به زیر مرکب و سرت به روی نی اخا

برای این حرامیان تو مثل کالا شده ای

شاعر جعفر ابوالفتحیتو خواهر غریب من بیا مرا بکن کفن

مانده برای من فقط  لباس کهنه ای به تن

دویدنت به سمت من قبول حق قبول حق

ولی تو دیر آمدی سری ندارد این بدن

 

ز من برای تو عزیز فقط دو چیز مانده است

یکی سه ساله و یکی امام پر غم و محن

قدت شده خمیده و سپید گشته موی تو

برای تو عجیب نیست شبیه مادرت شدن

تمام بار عشق را کشیده ای به دوش خویش

به چشم من مکن نگاه که تار گشته چشم من

و چشم تو به کعب نی، به سیلی و به رأس نی

و هر چه زد تو را تو باز، بگو بزن بگو بزن

شاعر: جعفر ابوالفتحینمک روضه ارباب غذای دل ماست
سر ببریده ارباب نوای دل ماست
بی خودی نیست که هم لیلی و هم مجنونیم
عطر سیب حرمش هم ز فضای دل ماست
از کرامات خدا بود غم رأس حسین
این همه لطف و کرامات برای دل ماست
دل بیمار مرا گر چه شفا نیست ولی
کربلای غم ارباب شفای دل ماست
گرچه سخت است همیشه ز غمش نالان بود
سختی روضه ارباب به پای دل ماست
بی بها ما ندهیم این دل خود دست کسی
جنت و کوثر ارباب بهای دل ماست
اصل توحید فقط حبّ علی هست علی
نور اعلای علی پرده گشای دل ماست
اگر این حب علی هست خطا ای عالم
خود الله گرفتار خطای دل ماست
با عمل دست دعا گیر فرج نزدیک است
فرج مهدی قائم به دعای دل ماست
شاعر : جعفر ابوالفتحیگفتم امروز که چرا در عجبم؟ از غم مولاست؟

و چرا این دل من درهوس کرب وبلاست؟

روزها را که شمردم دیدم!

110 روز دگر عاشوراستدر میخانه  یا در کعبه  در تاب

 برسجاده یا بر مجلسه شراب

زدشمن یا یاری   مسته مستی یاخماری     غرق شادی یا زاری       یا بچشمه کفروخواری

زدشمن یا یاری   مسته مستی یاخماری     غرق شادی یا زاری      

ای وای ای وای)   ازین رسم دورنگی در زمونه      

                       کجایی که حسین غرق به خونه)

                                مولا مولا)بابی انت و امی  حسین جان

 

درکربلا  در کنجه خیمه خدا

 

 

یک مادرو یک شش ماهه در هوا

کودکانه تشنه لب بی  سر صدا

رویای شیرین در زمین بلا

سکوتی در خیمه      کودک شش ماهه خوابستو      هوای نینوا   سرد و خشک است خیمه ما

سکوتی در خیمه      کودک ششماهه خوابستو      غریبه کربلا

لای لای ) بخواب ای کودک تناز بابا

لای لای )بخواب ای آخرین سرباز بابا

                      لای لای ) لالای لای لای لالای لای لای لالای لای

                                مولا مولا)بابی انت و امی  حسین جان 

1-بحرالمصائب ص 351.
2-كشكول النور: ج 1 ص 282.
3-دار السلام
4-تحفة الزّائر مرحوم مجلسى ص 168.
5-بحار الانوار: ج 85، ص 153.
6-همان : ص 158 - ارشاد القلوب : ص 141.
7-مناظراتى از شخصيتهاى بزرگ اسلام ، محمد محمدى اشتهاردى : ص 211.
8-بحارالانوار ج 44 ص 255.
9-ثمرات الحيوة ص 83
10-تحفة المجالس - انوار آسمانى ص 104.
11-خصائص الحسينيه ص 327.
12-بحار الانوار ج 10 - تحفة الزّائر
13-كشكول النور ج 1 ص 14-
14-ثمرات الحيوة . كرامات الحسينيه ج 1 ص 202.
15-كتاب مفتاح الجنّه .
16-منتهى الآمال ص 354 - سيرة رسول اللّه و اهل بيته عليه السلام ج 2 ص 139 .
17-كشكول النور ج 2 ص 18
18-كشكول النور ج 1 ص 64.
19-كشكول النور ج 1 ص 132.
20-كشكول النور ج 1 ص 136.
21-بحر المصائب ص 349.
22-كامل الزّيارة ص 86 .
23-سفينة النّجاة ص 56 .
24-سفينة النّجاة ص 59.
25-بحار الانوار ج 4 ص 243.
26-كنز الغرائب - سفينة النّجاة ص 63.
27-كامل الزيارة - كشكول النور ص 352.
28-پرتوى از عظمت حسين عليه السلام ص 84.
29-سيّد الشهداء ص 227 .
30-سيدالشهداء ص 245.
31-بحارالانوار. ج 10. ص 87
32-كرامات امام حسين ، مصطفى اهوازى : ص 52. گناهان كبيره ، ج 2، ص 346. داستانهاى حسين ، ميررضا حسينى : ص 69.
33-كامل الزيارة - تحفة الزّائر
34-وسائل الشّيعه - كامل الزّيارة ص 253 .
35-الوقايع و الحوادث : ج 3، ص 334 و حكاياتى از عنايات حسينى : ص 34 .
36-تحفة الحسينيّه ، فاضل بسطامى ص 432 .
37-كتاب مجالس شيخ شوشترى
38-داستانهاى شگفت ص 112 .
39-تحفة المجالس - كراما ت الحسينيه ج 1 ص 267.
40-توسلات ؛88
داستان فوق در روز شهادت امام رضا عليه السلام نگاشته شد.
41-دار السلام - امالى شيخ
42-امالى شيخ طوسى ص 258.
43-بحار الانوار ج 10 ص 86.
44-كشكول النور ج 1 ص 186.
45-سفينة النّجاة ص 72 - بحار الانوار ج 10.
46-كامل الزيارت ص 143 بحارالانوار ج 101 ص 75 -76
47-كامل الزيارات ص 145 ،بحارالانوار ج 101 ص 67 روايت 59.
48-التهذيب ج 6 ص 45 - المستدرك ج 2 ص 204.
49- بحارالانوار ج 101 ص 74 - 73 المستدرك ج 2 ص 203 نورالعين ص 108
50- بحارالانوار ج 101 ص 16 - المستدرك ج 2 ص 324.یا علی ادرکنی

اربابم حسین     ای نور دوعین    ای سرلشگر علی سردار حنین

ای روح سخا     ای نورالهدا         ای غم دیده از نوای تو کربلا

بر دلها حبیب   بر جانها طبیب    جان من فدای تو یا شیب الخضیب

 

ای راه تو تمام تمنای عالم است     ای که گدای کوی سخای تو حاتم است

ای نام تو نوشته به لبهای خاتم است     ای خون راس تو شرف شمس ماتم است

ثارالله ثارالله ثارالله     سیّدی یا اباعبدالله

دنیای منی     عقبای منی      بی سامانم و به سر سودای منی

شبهای منی     رویای منی      من کلب و تو سرور و آقای منی

ای خون 