ب‌ مي‌گرديد، تا واردين‌ و شركت‌ كنندگان‌ در مجلس‌، در عين‌ استفادة‌ سمعي‌ از خطبا و گويندگان‌ راستين‌؛ استفادة‌ بصري‌ نيز نموده‌، و عين‌ آن‌ كلمات‌ را حفظ‌ و سرمشق‌ زندگي‌ و عمل‌ خود قرار مي‌دادند.

جزوه‌اي‌ كه‌ فعلاً از نظر خوانندگان‌ ارجمند مي‌گذرد، عين‌ برخي‌ از كلمات‌ حضرت‌ سيّد الشُّهداء عليه‌ السّلام‌ است‌ كه‌ اين‌ حقير با ذكر مدارك‌، از كتب‌ معتبره‌ نقل‌ كرده‌؛ و فقط‌ به‌ ترجمة‌ آن‌ اكتفا شده‌ است‌، و از شرح‌ و بسط‌ خودداري‌ شده‌؛ تا آنكه‌ به‌ واسطة‌ ايجاز و اختصار، قابل‌ آن‌ باشد كه‌ بر روي‌ پرده‌ها و تابلوها نوشته‌ شده‌ و در مجالس‌ و محافل‌، در مرآي‌ و منظر حاضرين‌ قرار گيرد، و در عين‌ حال‌ به‌ واسطة‌ سادگي‌ قابل‌ استفادة‌ عموم‌ برادران‌ ديني‌ بوده‌ باشد.

از طلاّب‌ علوم‌ دينيّه‌ و دانشجويان‌ متعهّد، مترقّب‌ است‌ كه‌ عين‌ كلمات‌ و خطب‌ را حفظ‌ كنند و با خطبه‌ها و سخنرانيهاي‌ خود، اذهان‌ عامّة‌ مردم‌ را به‌ لَمَعات‌ پرفروغ‌ انوار ساطعة‌ حسين‌ عليه‌ السّلام‌ روشن‌ كنند؛ و اين‌ ميراث‌ پرمايه‌ را كه‌ از مداد علماء و دماء شهداء سَلَف‌ به‌ ما رسيده‌ است‌، به‌ نسل‌ خَلَف‌ انتقال‌ دهند. شَكَّرَ اللهُ مَساعيَهُمُ الجَميلةَ و زادَهم‌ إيمانًا و تقوي‌ و عِلمًا و عمل.

و السّلامُ علَينا و علَيهم‌ و علَي‌عبادِالله‌الصّالحين‌ و رحمةُ الله‌ و بركاتُه‌.
سيّد محمّد حسين‌ حسيني‌ طهراني‌
اذان‌ ظهر روز عاشوراء 1402 هجريّه‌ قمريّه‌ در مشهد مقدّس‌ رضوي‌ عليه‌ السّلام‌
ما مصیبت زده ی کرب وبلاییم حسین
 بال وپر سوخته ی آل عباییم حسین

 


بسکه خون دل از این دیده ز غمهای تو رفت

همنشین لب دریای بکاییم حسین

عمر دنیا نرسد چون به عزاداری تو

تا قیامت ز غمت عقده گشاییم حسین

روز محشر که همان یوم یفر المرءست

ما سراسیمه به سوی تو بیاییم حسین

چون که  احداث شود منبر منصور ملک

باز پا منبری یار تو ماییم حسین

هر که در حشر تو محشور شود با اهلش

ما به اذن تو ز طیف شهداییم حسین

همه آبادی دل از کرم مادر توست

ورنه ویرانه دل از شام بلاییم حسین

ما خجالت زده ی غافله سالار غمیم

   که سر افکنده ی (نحن اسراءیم )حسین

چادر و  معجر و عمامه اگر سوخته شد

ما به جای مانده از آن سوخته هاییم حسین

در دل خاک هم از منتقمان می مانیم

ما کمر بسته بفرمان ولاییم حسین

چون برآریم به عشق تو سر از خاک مزار

گرد راه پسر خیر نسائیم حسین

تا شویم عارف وآماده ی ایام  ظهور

برسر وسینه زنان غرق دعاییم حسین


سروده ی محمود ژولیده ای خــدا اکبـرم را فدا کردم
با لب تشنه از خود جدا کردم
لالۀ پرپر ای علی‌اکبر شبه پیغمبر ای علی‌اکبر
****

 

نالــه پیـوسته در قتلگـه کـردم
تو زدي دست و پا و من نگه کردم
لالۀ پرپر ای علی‌اکبر شبه پیغمبر ای علی‌اکبر
****
ای خــدا اکبـرم اِرباً اِربا شد
قطعه قطعه پیش چشم بابا شد
لالۀ پرپر ای علی‌اکبر شبه پیغمبر ای علی‌اکبر
****
اکبرم کشته در پیش چشمم شد
مثـل تسبیح پـاشیده از هم شد
لالۀ پرپر ای علی‌اکبر شبه پیغمبر ای علی‌اکبر
****
تو شدی کشته در بین دشمن‌ها
من شـدم بعد تو، بی‌کس و تنها
لالۀ پرپر ای علی‌اکبر شبه پیغمبر ای علی‌اکبر
****
عمّـه‌ات آمــده از حــرم بیـرون
تا بشوید به اشک از عُذارت خون
لالۀ پرپر ای علی‌اکبر شبه پیغمبر ای علی‌اکبر


شاعر : حاج غلامرضا سازگارمن به میدان شهادت قرص ماه آورده‌ام
شیرخـواره کودکی از خیمه‌گاه آورده‌ام
آخرین یارم علی مهر طومارم علی
****

 

طفـل عطشانم ز دریــا دلربـائی می‌کند
دست‌های بسته‌اش مشکل گشائی می‌کند
آخرین یارم علی مهر طومارم علی
****
قلب اصغر گشته مثل آتشِ افروخته
بـر گلوی تشنة او آب دریـا سوخته
آخرین یارم علی مهر طومارم علی
****
اهل کوفه! کودک شش ماهه‌ام رفته ز تاب
از تلظّـی‌های او آیــد صــدای آب آب
آخرین یارم علی مهر طومارم علی
****
بـارالها تیـر قــاتل اصغرم را شیر داد
پاسخ شش ماهه‌ام را حرمله با تیر داد
آخرین یارم علی مهر طومارم علی
****
بعـد هفتاد و دو لاله غنچه‌ام پرپر شده
بر سر دوشم روان خونِ علی‌اصغر شده
آخرین یارم علی مهر طومارم علی
****
اصغرم در موج خون غسل شهادت می‌کند
بـر سـر دوش پـدر حق را عبادت می‌کند
آخرین یارم علی مهر طومارم علی


شاعر : حاج غلامرضا سازگارعبــاسم، فــرزند عـلی مرتضایم
سـردارم، سقـایم، حافظ خيمه‌هايم
من یار ثاراللّهم فرماندۀ سپاهم
****

 


سردارم، سردارم سردار انصارالله
ثــارالله فــرزند، بــرادر ثارالله
من یار ثاراللّهم فرماندۀ سپاهم
****
این دستم، این چشمم، این فرق نازنینم
عــاشقم، عــاشق عمــود آهنینـم
من یار ثاراللّهم فرماندۀ سپاهم
****
شمشیر حیدر و شیر ام‌البنینم
حســینِ دوم امیــرالمؤمنینم
من یار ثاراللّهم فرماندۀ سپاهم
****
به یاد ایثار و جانبازی و شهادت
بوسیده دستم را علی روز ولادت
من یار ثاراللّهم فرماندۀ سپاهم
****
جان نثار کوی امام عالمینم
سیدالشهدای ارتش حسینم
من یار ثاراللّهم فرماندۀ سپاهم
****
خجـل از گـل‌های باغ مدینه هستم
شرمنده از لـب خشک سکینه هستم
من یار ثاراللّهم فرماندۀ سپاهم


شاعر : حاج غلامرضا سازگارآقا بیا كه ما ز غمت گریه می كنیم ‏
ماه عزاست بر حرمت گریه می كنیم ‏

 


شكر خدا كه دل به عزا خانه بار یافت ‏

ماه بكاست ما به غمت گریه می كنیم ‏

دل ها برای روز تو آماده می شوند ‏

ما بهر دیدن علمت گریه می كنیم ‏

ای خون ما حلال قدومت در این عزا ‏

خون جای اشك بر قدمت گریه می كنیم ‏

تا كی غلاف صبر، كند منع ذوالفقار ‏

هر دم به حسرت دو دمت گریه می كنیم ‏

می آیی و بدون ملاقات می روی ‏

آقا به این عبور كمت گریه می كنیم ‏

خوردی قسم به مادر پهلو شكسته ات

تا حشر هم به این قسمت گریه می كنیم ‏

ای رازدار فاطمه برگرد چاره كن ‏

ما از غم غدیر خمت گریه می كنیم ‏

دشمن به آل تو چه ستمها روا نمود ‏

با تو به آل محترمت گریه می كنیم ‏

از ما حضور عمه ی مظلومه ات بگو ‏

عمری برای قد خمت گریه می كنیم ‏


شاعر : محمود ژولیده <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1226.txt">برای سینه زدن رخصتی بده آقا‏</a><a class="text" href="w:text:1227.txt">نفس بده كه نفس پای این علم بزنم</a><a class="text" href="w:text:1228.txt">اینجا بهشت سرخ بدن های بی سر است</a><a class="text" href="w:text:1229.txt">با اشک هاش دفتر خود را نمور کرد</a><a class="text" href="w:text:1230.txt">دل‌ها سراسر آب شد، حتی دل سنگ</a><a class="text" href="w:text:1231.txt">با آنکه هر عضوش ز هر عضوی جدا بود</a><a class="text" href="w:text:1232.txt">خیل ملایک لشکرش بودند آن روز</a><a class="text" href="w:text:1233.txt">اینک حسین است و شب راز و نیازش</a><a class="text" href="w:text:1234.txt">ای سنگ‌ها پیوسته با من خون بگریید</a><a class="text" href="w:text:1235.txt">آن شب که بودی انتخاب ظلمت و نور</a></body></html>برای سینه زدن رخصتی بده آقا‏

به دست خسته ی من قدرتی بده آقا‏

 


شبیه سال گذشته دوباره آمده ام

برای خوب شدن فرصتی بده 