َظَالِمًا وَإنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الاْءصْلاَحِ فِي‌ أُمَّه جَدِّي‌ مُحَمَّدٍ صَلَّي‌ اللَهُ عَلَيْهِ وَءَالِهِ؛ أُرِيدُ أَنْ ءَامُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَأَنْهَي‌ عَنِ الْمُنْكَرِ، وَأَسِيرَ بِسِيرَه جَدِّي‌ وَسِيرَه أَبِي‌ عَلِيِّ بْنِ أَبِي‌ طَالِبٍ عليه‌السلام. فَمَنْ قَبِلَنِي‌ بِقَبُولِ الْحَقِّ فَاللَهُ أَوْلَي‌ بِالْحَقِّ، وَمَنْ رَدَّ عَلَيَّ هَذَا أَصْبِرُ حَتَّي‌ يَقْضِيَ اللَهُ بَيْنِي‌ وَبَيْنَ الْقَوْمِ بِالْحَقِّ؛ وَهُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِينَ. وَ هَذِهِ وَصِيَّتِي‌ إلَيْكَ يَا أَخِي‌؛ وَمَا تَوْفِيقِي‌ إلاَّ بِاللَهِ، عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإلَيْهِ أُنِيبُ. وَالسَّلاَمُ عَلَيْكَ وَعَلَي‌ مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَي‌. وَلاَ حَوْلَ وَلاَ قُوَّه إلاَّ بِاللَهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ. 4

«بسم‌ الله‌ الرّحمن‌ الرّحيم‌. اينست‌ آن‌ وصيّتي‌ كه‌ حسين‌بن‌عليّ بن‌ أبي‌طالب‌ به‌ برادرش‌: محمّد كه‌ معروف‌ به‌ ابن‌ حنفيّه‌ است‌ مي‌نمايد:

حقّاً حسين‌ بن‌ عليّ گواهي‌ مي‌دهد كه‌ هيچ‌ معبودي‌ جز خداوند نيست‌؛ اوست‌ يگانه‌ كه‌ انباز و شريك‌ ندارد. و بدرستيكه‌ محمّد صلّي‌ الله‌ عليه‌ وآله‌، بنده‌ او و فرستاده‌ اوست‌ كه‌ به‌ حقّ از جانب‌ حقّ آمده‌ است‌. و اينكه‌ بهشت‌ و جهنّم‌ حقّ است‌، و ساعت‌ قيامت‌ فرا مي‌رسد و در آن‌ شكّي‌ نيست‌. و اينكه‌ خداوند تمام‌ كساني‌ را كه‌ در قبرها هستند برمي‌انگيزاند.

من‌ خروج‌ نكردم‌ از براي‌ تفريح‌ و تفرّج‌؛ و نه‌ از براي‌ استكبار و بلندمنشي‌، و نه‌ از براي‌ فساد و خرابي‌، و نه‌ از براي‌ ظلم‌ و ستم‌ و بيدادگري‌! بلكه‌ خروج‌ من‌ براي‌ اصلاح‌ امّت‌ جدّم‌ محمّد صلّي‌ الله‌ عليه‌ وآله‌ مي‌باشد. من‌ مي‌خواهم‌ امر به‌ معروف‌ نمايم‌، و نهي‌ از منكر كنم‌؛ و به‌ سيره‌ و سنّت‌ جدّم‌، و آئين‌ و روش‌ پدرم‌ عليّ بن‌ أبي‌ طالب‌ عليه‌ السّلام‌ رفتار كنم‌. پس‌ هر كه‌ مرا بپذيرد و به‌ قبولِ حقّ قبول‌ كند، پس‌ خداوند سزاوارتر است‌ به‌ حقّ. و هر كه‌ مرا در اين‌ امر ردّ كند و قبول‌ ننمايد، پس‌ من‌ صبر و شكيبائي‌ پيشه‌ مي‌گيرم‌، تا آنكه‌ خداوند ميان‌ من‌ و ميان‌ اين‌ جماعت‌، حكم‌ به‌ حقّ فرمايد؛ و اوست‌ كه‌ از ميان‌ حكم‌ كنندگان‌ مورد اختيار است‌.

و اين‌ وصيّت‌ من‌ است‌ به‌ تو اي‌ برادر! و تأييد و توفيق‌ من‌ نيست‌ مگر از جانب‌ خدا؛ بر او توكّل‌ كردم‌، و به‌ سوي‌ او بازگشت‌ مي‌نمايم‌. و سلام‌ بر تو و بر هر كه‌ از هدايت‌ پيروي‌ نمايد. و هيچ‌ جنبش‌ و حركتي‌ نيست‌، و هيچ‌ قوّه‌ و قدرتي‌ نيست‌؛ مگر به‌ خداوند بلند مرتبه‌ و بزرگ‌.»<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1261.txt">درباره کتاب</a><a class="text" href="w:text:1262.txt">ای ماه آسمانیِ ماه خدا! حسن</a><a class="text" href="w:text:1263.txt">مولانا مدد</a><a class="text" href="w:text:1264.txt">امشب دلم به عشقِ تو پا بند مي‌شود</a><a class="text" href="w:text:1265.txt">صد هزاران ستاره در چشمت</a><a class="text" href="w:text:1266.txt">اي فداي شكندِ زلفانت</a><a class="text" href="w:text:1267.txt">نيمه شب بود و وضو مي‌ساختم</a><a class="text" href="w:text:1268.txt">شعرهاي نيمه</a><a class="text" href="w:text:1269.txt">غزلستان</a><a class="text" href="w:text:1270.txt">همـراه کـاروان بـهار ، هم صحبت نسیم و صبا</a><a class="text" href="w:text:1271.txt">تا چشای دلرباشو ، وا می کنه</a><a class="text" href="w:text:1272.txt">آمده سلطان ما همه   </a><a class="text" href="w:text:1273.txt">بحر طویل در ولادت امام حسین (ع)</a><a class="text" href="w:text:1274.txt">شعبان  شــد و پیک عشق از راه آمد</a><a class="text" href="w:text:1275.txt">شــعبان کـه مه ســـرور هــر مــرد و زن است</a><a class="text" href="w:text:1276.txt">من کیم سالار دینم من کیم سرّ مبینم</a><a class="text" href="w:text:1277.txt">قیامت بی حسین غوغا ندارد</a><a class="text" href="w:text:1278.txt">من آن شب خیز بیدارم زجان مشتاق دیدارم</a><a class="text" href="w:text:1279.txt">من همان روز ولادت که ز مادر زادم</a><a class="text" href="w:text:1280.txt">امشب به بیت فاطمه رضوان گل افشانی کند</a><a class="text" href="w:text:1281.txt">خانۀ شیر خدا امشب پر از نور خداست</a><a class="text" href="w:text:1282.txt">ای همه پیغمبران! کنید از جا قیـام</a><a class="text" href="w:text:1283.txt">به هر طرف نگری جلوه ی جمال خداست</a><a class="text" href="w:text:1284.txt">اي دلنواز قاري قرآن خوش آمدي</a></body></html>نام کتاب : اشعار میلاد امام حسین (ع)

نویسنده :‌سایت امام هشت

منبع : سایت امام هشت www.emam8.comای ماه آسمانیِ ماه خدا! حسن

خورشید، مستمند تو از ابتدا حسن

روز نخست نقش جمال تو را کشید

نقاش حسن با قلم ابتدا حسن

از شرم آفتاب رخت خفت آفتاب

در پشت کوه‌ها و پس ابرها حسن

ترسم از این که عقل، خدا خوانَدَت به جهل

از بس که دیده در تو جمال خدا حسن

از کائنات نغمۀ آمین شود بلند

دست تو تا بلند شود بر دعا حسن

افکنده گل صحیفۀ حسنت چو باغ گل

از بوسه‌های پشت هم مصطفا حسن

روح نبی، روان علی، قلب فاطمه

گیرد به یک اشارۀ چشمت صفا حسن

از صد هزار فیض مسیحا نکوتر است

دردی که با دعای تو گردد دوا حسن

باب تو باب حاجت ارباب حاجت است

ای عالمی به کوی تو حاجت روا حسن

جسم مسیح نه که روان مسیح هم

می‌گیرد از تبسم گرمت شفا، حسن

گر قاسمت به عرصۀ محشر قدم نهد

بهر نجات خلق کند اکتفا حسن

گویی که از لب تو عسل خورده مصطفی

از بس که داده بوسه دهان تو را حسن

یک جلوه از فروغ تو ماه است و آفتاب

یک صحنه از بقیع تو ارض و سما حسن

وقتی که جای دست خدا می‌شوی سوار

حیف است پا نهی به سر چشم ما حسن

باید رسول و حیدر و زهرا شوند گوش

تا ذات حق برای تو گوید ثنا حسن

باید نبی زیارت حُسن تو را کند

در لاله‌زار وحی به صبح و مسا حسن

زوار توست جان و رواقت بهشت دل

بالله بوَد مدینۀ تو قلبها حسن

گنجد چگونه عرش به یک گوشۀ بقیع؟

ای گوشه‌ای ز خاک تو عرش عُلا حسن

روزی که نیست روز تو باشد کدام روز؟

جایی که نیست خاک تو باشد کجا؟ حسن

صلح تو کرد روز معاویّه را سیاه

صبر تو داد دین خدا را بقا حسن

از بامداد اول خلقت تو بوده‌ای

بنیانگذار نهضت کرب و بلا حسن

آل نبی تمام کریمند و تو شدی

مشهور در کرامت و لطف و عطا حسن

خلقند میهمان و تویی میزبان خلق

ملک وجود آمده مهمان سرا حسن

عمری اگر که بند ز بندم جدا کنند

حاشا که لحظه‌ای ز تو گردم جدا حسن

وهابیان به زائر تو راه بسته‌اند

سد می‌کشند دور مزار تو، یا حسن

بیچاره‌های کوردل پست، غافلند

دارالزیارۀ تو بوَد قلب ما حسن

دشمن چو دید خُلق خوشت را به خنده گفت:

غیر از تو کیست صاحب خلق خدا؟ حسن

سوگند می‌خورم به خدا نیست ناامید

هر کس که آورد به تو روی رجا حسن

دست بریدۀ پسر کوچکت بس است

در حشر بر نجات همه ماسوا، حسن

هر گوشه روز حشر، دراز است سوی تو

دست هزار «میثم» بی دست و پا حسن
 اين شبا دل تو سينه نيست پر زده دور عالمين
ذكر همه لبا شده سجاد و عباس و حسين
ماشاء الله ... سه يار دارم عشقِ جهانند
ماشاء الله ... خيلي رئوف و مهربانند
عاشق هر سه مهتابم ... تا ق