ازل غم را تحمل كرده است
داغ عاشورا تقبل كرده است
اين حسينِ سرزمين كربلاست
اين حسينِ دشتِ خونِ نينواست
اين حسينِ گريه‌ها و ناله‌هاست
چشم او شاهد به سوز خيمه‌هاست
اين حسين زينبِ غم پرور است
عشقِ قلب خواهري نام آور است
اين حسينِ سروِ نازِ علقمه ست
اين حسينِ بوتراب و فاطمه‌ست
خون پاك حقِ سرمد يا حسين
قبله‌ي آل محمّد يا حسين
* * *
شد حريم خانه مهد ناله‌ها
از بر گلبرگ آمد ژاله‌ها
شيون زاري به دل كاشانه كرد
اين تكلم خانه را ديوانه كرد
فطرس افتادش به دامان نبي
ديد اشك غم به چشمان نبي
گفت فطرس شرح خود را بي‌قرار
كرد بر امر رسولش انتظار
رخصت آمد سوي فطرس از رسول
مرهمت گهواره‌ي طفل بتول
پر بكش بر تخت اكرامِ حسين
حق بده سوگند بر نامِ حسين
رفت فطرس در برِ گهواره‌اش
پر كشيدش بر سر گهواره‌اش
ديد پرهايش دوباره باز شد
گوئيا از سوي حق اعجاز شد
آمد اين آوا كه فطرس آفرين
از براي اين شفيعِ نازنين
به! چه والا منسبي آورده‌اي
دلبرِ شيرين لبي آورده‌اي
فطرسا هست تو از هستِ حسين
گشته‌اي آزاد از دستِ حسينشعرهاي نيمه
اين شعرهاي نيمه‌ي من در خورِ تو نيست
چون عقلِ من كه مغتَسَلِ آبِ كُرِ تو نيست
من همچو ديگران نكنم آرزوي وصل
چشمانِ خالي‌ام كمي از چشمِِ پر تو نيست
غزلستان
اي شاه شقايق، غزلستان عزيزم
دادي نفسي باز كه از سينه گريزم
دارايي من جمله غزل هست و قصيده
آورده‌ام اينجا كه به پاي تو بريزممواعظ‌ حضرت‌ سيّد الشّهداء در تحريض‌ و تشويق‌ بر كارهاي‌ پسنديده‌
و از جمله‌ خطبه‌هاي‌ آن‌ حضرت‌ است‌ كه‌ عليّبن‌ عيسي‌ إربلي‌ آورده‌ است‌:

خَطَبَ الْحُسَيْنُ عليه‌السلام، فَقَالَ: أَيُّهَا النَّاسُ! نَافِسُوا فِي‌ الْمَكَارِمِ، وَسَارِعُوا فِي‌ الْمَغَانِمِ، وَلاَتَحْتَسِبُوا بِمَعْرُوفٍ لَمْ تَعْجَلُوا. وَاكْسِبُوا الْحَمْدَ بِالنُّجْحِ، وَلاَ تَكْتَسِبُوا بِالْمَطَلِ ذَمًّا؛ فَمَهْمَا يَكُنْ لاِحَدٍ عِنْدَ أَحَدٍ صَنِيعَه لَهُ رَأَي‌ أَنَّهُ لاَ يَقُومُ بِشُكْرِهَا فَاللَهُ لَهُ بِمُكَافَأَتِهِ؛ فَإنَّهُ أَجْزَلُ عَطَآءً وَأَعْظَمُ أَجْرًا.5

وَاعْلَمُوا أَنَّ حَوَآئِجَ النَّاسِ إلَيْكُمْ مِنْ نِعَمِ اللَهِ عَلَيْكُمْ؛ فَلاَ تَمَلُّوا النِّعَمَ فَتَحُورَ نِقَمـًا.6

وَاعْلَمُوا أَنَّ الْمَعْرُوفَ مُكْسِبٌ حَمْدًا، وَمُعْقِبٌ أَجْرًا. فَلَوْ رَأَيْتُمُ الْمَعْرُوفَ رَجُلاً رَأَيْتُمُوهُ حَسَنـًا جَمِيلاً يَسُرُّ النَّاظِرِينَ؛ وَلَوْ رَأَيْتُمُ اللُؤْمَ رَأَيْتُمُوهُ سَمِجـًا مُشَوَّهـًا تَنَفَّرُ مِنْهُ الْقُلُوبُ، وَتَغُضُّ دُونَهُ الاْبْصَارُ.7

أَيُّهَاالنَّاسُ! مَنْ جَادَ سَادَ؛ وَمَنْ بَخِلَ رَذِلَ. وَإنَّ أَجْوَدَ النَّاسِ مَنْ أَعْطَي‌ مَنْ لاَ يَرْجُوهُ. وَإنَّ أَعْفَي‌ النَّاسِ مَنْ عَفَا عَنْ قُدْرَه. وَإنَّ أَوْصَلَ النَّاسِ مَنْ وَصَلَ مَنْ قَطَعَهُ. وَالاْصُولُ عَلَي‌ مَغَارِسِهَا بِفُرُوعِها تَسْمُو؛ فَمَنْ تَعَجَّلَ لاِخِيهِ خَيْرًا وَجَدَهُ إذَا قَدِمَ عَلَيْهِ غَدًا. وَ مَنْ أَرَادَ اللَهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَي‌ بِالصَّنِيعَه إلَي‌ أَخِيهِ كَافَأَهُ بِهَا فِي‌ وَقْتِ حَاجَتِهِ، وَصَرَفَ عَنْهُ مِنْ بَلاَ´ءِ الدُّنْيَا مَا هُوَ أَكْثَرُ مِنْهُ. وَمَنْ نَفَّسَ كُرْبَه مُؤْمِنٍ فَرَّجَ اللَهُ عَنْهُ كُرَبَ الدُّنْيَا وَالاْ´خِرَه. وَمَنْ أَحْسَنَ أَحْسَنَ اللَهُ إلَيْهِ؛ وَاللَهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ.8

«حسين‌ عليه‌ السّلام‌ خطبه‌اي‌ انشاء نموده‌ و فرمود:

اي‌ مردم‌! در صفات‌ حميده‌ بر يكديگر افتخار كنيد! و بر مكارم‌ اخلاق‌ مباهات‌ نمائيد! و در فراگيري‌ از ثمرات‌ با ارزش‌ روحي‌ و معنوي‌ شتاب‌ ورزيد! كار نيكي‌ را كه‌ در آن‌ سرعت‌ نداريد، به‌ حساب‌ نياوريد! با ظفر و پيروزي‌ در به‌ پايان‌ رساندن‌ كار، ستايش‌ و تمجيد براي‌ خود بيافرينيد! و با سستي‌ و كندي‌ كسب‌ سرزنش‌ و مذمّت‌ نكنيد! و بدانيد كه‌: در هر شرط‌ و موقعيّتي‌ كه‌ كسي‌ به‌ ديگري‌ احسان‌ نموده‌ و چنين‌ مي‌پندارد كه‌ او به‌ شكرش‌ قيام‌ نكرده‌ و به‌ سپاس‌ برنخاسته‌ است‌، خداوند خودش‌ براي‌ او جزا و پاداش‌ است‌؛ چون‌ بخشش‌ خداوند فراوان‌تر و سرشارتر، و مزدش‌ بزرگتر است‌.

و بدانيد كه‌ حوائج‌ مردم‌ به‌ شما از جمله‌ نعمتهاي‌ خداوندي‌ است‌ بر شما؛ پس‌ با اين‌ نيازمنديها با ملال‌ و خستگي‌ مواجه‌ نشويد تا آن‌ نعمتها به‌ مكافات‌ و انتقام‌ تبديل‌ نشود.

و بدانيد كه‌ كارهاي‌ خوب‌ و پسنديده‌، ستايش‌ و آفرين‌ را در بر دارد، و اجر و پاداش‌ نيك‌ را به‌ دنبال‌ مي‌كشد. و اگر شما خوبي‌ و پسنديدگي‌ را به‌ صورتي‌ مجسّم‌ مي‌ديديد، هر آينه‌ آن‌ را به‌ صورت‌ مردي‌ زيبا و نيكوروي‌ و جميل‌ المنظر مي‌يافتيد، كه‌ براي‌ نظاره‌ كنندگان‌ بهجت‌بخش‌ و مسرّت‌آميز بود. و اگر شما زشتي‌ و نكوهيدگي‌ را به‌ صورتي‌ مجسّم‌ مي‌ديديد، هرآينه‌ آن‌ را به‌ صورت‌ مردي‌ زشت‌ و كريه‌المنظر مي‌يافتيد كه‌ دل‌ها از او مي‌رميد، و در برابر آن‌ چشم‌ها و نگاه‌ها به‌ زير مي‌آمد.

اي‌ مردم‌! كسي‌ كه‌ بخشش‌ كند سرور و بزرگ‌ مي‌شود؛ و كسي‌ كه‌ بخل‌ ورزد به‌ پستي‌ مي‌گرايد. و سخي‌ترين‌ مردم‌ آنكس‌ است‌ كه‌ ببخشد به‌ كسي‌ كه‌ در او اميد تلافي‌ و پاداش‌ ندارد. و باگذشت‌ترين‌ مردم‌ كسي‌ است‌ كه‌ با وجود قدرت‌ و توانائي‌ عفو پيشه‌ گيرد. و پيوند كننده‌ترين‌ مردم‌ كسي‌ است‌ كه‌ با افرادي‌ كه‌ با او بريده‌اند بپيوندد.

تنه‌ درختان‌ و غيرها با وجود اتّكاي‌ آنها به‌ ريشه‌هاي‌ خود، به‌ واسطه‌ شاخه‌ها بالا مي‌روند و رشد مي‌كنند و بهره‌ مي‌دهند. پس‌ هر كس‌ براي‌ رسانيدن‌ خيري‌ به‌ برادرش‌ شتاب‌ ورزد؛ شاخه‌اي‌ از درخت‌ معنويّت‌ آفريده‌؛ فردا كه‌ بر آن‌ وارد مي‌شود آن‌ خير را خواهد يافت‌.

و كسي‌ كه‌ در احساني‌ كه‌ به‌ برادرش‌ كرده‌ است‌ خدا را در نظر داشته‌ و براي‌ رضاي‌ او انجام‌ داده‌ است‌، خداوند در وقت‌ نيازمندي‌ ا و، آن‌ خير را به‌ او مي‌رساند؛ و بيشتر از آن‌ مقدار، از بلاهاي‌ دنيا را از او مي‌گرداند و دور مي‌كند. و كسي‌ كه‌ غم‌ و اندوه‌ مؤمني‌ را بزدايد، خداوند غم‌ و غصّه‌هاي‌ دنيا و آخرت‌ را از او مي‌گرداند. و كسي‌ كه‌ نيكوئي‌ كند، خداوند به‌ او نيكوئي‌ مي‌كند. و البتّه‌ خداوند نيكوكاران‌ را دوست‌ دارد.» همـراه کـاروان بـهار ، هم صحبت نسیم و صبا

پر می‌کشه دل عاشقا ، تا آسـمون و عرش خدا

خندون شده لبامون، دوباره دل شاده و دل دنیا

رسیده از راه ، عشق همه دلها

جنت ، میده بشارت ، زینت دوش پیمبر اعظم

کعبة عالم ، اومده به دنیا

 

عطری دلفریب ، آره بوی سیب

پیچیده تو کوچه باغ دلامون

دل رهـا شـده ، آخـه وا شـده

گ