 پسر فاطمه دل داده و ممنون حسینم، بزنم بال و کنم فخر کنان سیر فضا را.
پسر فاطمه ای دست گل سرخ محمد، همه‌ی هستی احمد ولی خالق سر مد، به تو پیوسته سلامم، به تو هر لحظه درودم، که تویی دار و ندارم، که تویی بود نبودم، رخ تو آیینه‌ی غیب و شهودم، تو قیامم تو رکوعم، تو سجودم، به فدای تو سراپای وجودم، تو همه هستی مایی، تو امام شهدایی و تو مصباح هدایی، تو رکوعی، تو صلاتی و تو کشتیّ نجاتی، تو تمام حسناتی، تو دعا تو صلواتی، تو یم جود و سخایی، تو دوایی، تو شفایی، تو همان خون خدایی، به خداند دو عالم که توهم قبله و هم  قبله نمایی، تو شه کرب و بلایی، چه بگویم تو حسینی، تو حسینی که نبی گفت: منم از تو و تو از منی ای بوسه گه ختم رسل انداخته گل، او که به هر عضو تو دیده ز ازل زخم بسی نیزه و شمشیر جفا را.
منم و کعبه‌ی کویت، منم و قبله‌ی رویت، منم و جام سبویت، چه بخواهی چه نخواهی نروم از سر کویت، همه شب ریخته از دیده‌ی من خون گلویت، بپسندی نپسندی، به کسی کار ندارم، تو گواهی که به غیر از تو دگر یار ندارم، که تو را دارم و بیم از شرر و نار ندارم، چه کنم عاشق و مجنون توهستم، به خدا دل به تو بستم، سر راه تو نشستم، تو به من چهره گشودی، که خدا را بپرستم، به خدا پیشتر از آمدنم سلسله‌ی عشق تو میبود به دستم، نه تو آنی که مرا لحظه ای از خویش برانی نه من آنم که شوم دور ز درگاه تو آنی، ز همان لحظه که من چشم گشودم، به تو سوگند، ندانسته گرفتار تو بودم، چه ولادت چه به طفلی، چه جوانی چه به پیری، چه دم مرگ تو را داشتم و دارم و غیر از تو ندارم، نکند روز قیامت ز نظر دور کنی «میثم» افتاده ز پا را.    شعبان  شــد و پیک عشق از راه آمد
عطـــــر نفــس بقـــــــــــــــــية الله آمد
با جلوه سجاد، ابوالفضل و حســـــين
يك ماه و سه خورشيد در اين ماه آمدشــعبان کـه مه ســـرور هــر مــرد و زن است
تـابـان ز وجــود جـلوه « پنــــــــج تـــن» است
میلاد علی اکبر و سجاد و اباالفضل و حسین
هم مولد پـاک «حجـــت بن الحـــسن» استمن کیم سالار دینم من کیم سرّ مبینم

من کیم خصم ستمگر من کیم حق را معینم

من کیم عین الحیاتم من کیم ماء معینم

من کیم الله را نور سماوات و زمینم

من کیم فرزند زهرا و امیرالمومنینم

من حسینم زینت آغوش ختم المرسلینم

 

....

 

من به هر گم گشته ای تا حشر مصباح الهدایم

من همه آزاد مردان را امام و مقتدایم

من به ذات اقدس حق عبد پیش از ابتدایم

من کیم وجه خدا نور خدا خون خدایم

من کیم مولای خلقت هستی هست آفرینم

من حسینم زینت آغوش ختم المرسلینم

من کیم حجر و حطیمم من کیم رکن و مقامم

من کیم صبر و ثباتم من کیم خون و قیامم

من کیم شمس ولایت من کیم ماه تمامم

من رکوعم من سجودم من صلاتم من صیامم

من جوادم من کریمم من امانم من امینم

من حسینم زینت آغوش ختم المرسلینم

من کیم من کعبه ام من زمزمم سعیم صفایم

من کیم من باغبان گلبن عشق و وفایم

من خلیل صد ذبیحم من ذبیحاً بالقفایم

من عزیز فاطمه نجل علیِ مرتضایم

من نبی را جان شیرین خلق را شور آفرینم

من حسینم زینت آغوش ختم المرسلینم

خون من خون خداوند جهان آراست آری

جد محمد(ص) ، باب حیدر ، مادرم زهراست آری

روز من هر روز روز محشر کبراست آری

سوم شعبان نه ، میلاد من عاشوراست آری

چون خدا در قلب خلق اولین و آخرینم

من حسینم زینت آغوش ختم المرسلینم

بارها ختم رسل بوسید از پا تا سرم را

شستشو با اشک چشم خویش داده پیکرم را

کرده پیش از شیر مادر ذات حق پر ساغرم را

دوست دارم دوست دارم دوست دارم زائرم را

در گلستان جنان با زائر خود همنشینم

من حسینم زینت آغوش ختم المرسلینم

من شهادت را ز خون پاک خود اقبال دادم

من به عاشورائیان تا صبح محشر حال دادم

من بقا بر دین و قرآن و رسول و آل دادم

من نخورده شیر از مادر به فطرس بال دادم

من خدا را دست لطف و مرحمت در آستینم

من حسینم زینت آغوش ختم المرسلینم

گاه روی قلب پیغمبر چو قرآن جای دارم

گه به پشت و گه به زانو گه به دوش او سوارم

گاه سر بر دامن زهرای اطهر می گذارم

گاه در گودال خون بر خاک مقتل سجده آرم

گه به خاکستر بود ماه جمال نازنینم

من حسینم زینت آغوش ختم المرسلینم

من کیم من رمز قرآن ، من کیم من سر هویم

من کیم من مصطفا را رنگ و بوی و خلق و خویم

من کیم آن کو نبی گفت اوست از من من از اویم

من به کل انبیا با روی خونین آبرویم

من به خیل اولیا با مهر خود حبل المتینم

من حسینم زینت آغوش ختم المرسلینم

من به نای خسته ی دل نغمه ی راز و نیازم

من به درد بی دوای خلق عالم چاره سازم

من کیم من دلفروزم من کیم من دلنوازم

من کیم حکمم ، کتابم ، من کیم حجم ، نمازم

من وضو را آبرو بخشیدم از خون جبینم

من حسینم زینت آغوش ختم المرسلینم

من کیم آنم که آمد ارجعی در باره ی من

روح پیغمبر طواف آورده بر گهواره ی من

کاروان دل بود از هر طرف آواره ی من

مصحف پیغبران اعضای پاره پاره ی من

اولیا آرند حاجت از یسار و از یمینم

من حسینم زینت آغوش ختم المرسلینم

من دعای مستجاب آیه ی امن یجیبم

من به درد عالمی از تربت پاکم طبیبم

من شما را آشنایم ، دوستم ، یارم ،حبیبم

من غریبم من غریبم من غریبم من غریبم

من به میثم سوز دادم با کلام آتشینم

من حسینم زینت آغوش ختم المرسلینمقیامت بی حسین غوغا ندارد
شفاعت بی حسین معنا ندارد
حسینی باش كه در محشر نگویند
چرا پرونده ات امضاء ندارد
****

 
آبروی حسین به کهکشان می ارزد

 
 
یک موی حسین بر دو جهان می ارزد
گفتم که بگو بهشت را قیمت چیست
گفتا که حسین بیش از آن می ارزد
****

....
عالم همه قطره و دریاست حسین
خوبان همه بنده و مولاست حسین
ترسم که شفاعت کند از قاتل خویش
از بس که کرم دارد و آقاست حسین

****
تا که پرسیدم ز قلبم عشق چیست
در جوابم اینچنین گفت و گریست
لیلی و مجنون فقط افسانه اند
عشق در دست حسین بن علیست

****
دامن عــــلقمه و باغ گل یاس یکیست
قمر هاشمیان بین همه ناس یکیست
سیر کردم عدد ابجد و دیدم به حساب
نام زیبای ابــاصالح و عبـــاس یکیست

****
در کلاس عاشقی عباس غوغا می کند
در دل هر عاشقی عباس ماوا می کند
هر کس خواهد رود در مکتب عشق حسین
ثبت نامش را فقط عباس امضا می کند

****
نون قلم نبی ست و ما یسترون حسین
طاق فلک علی ست به عالم ستون حسین
خلقت تمام حضرت زهراست خون حسین
با یک قیامت است هم الغالبون حسین

****
یادم ز وفای اشجع الناس آید
وز چشم ترم سوده ی الماس آید
آید به جهان اگر حسین دگری
هیهات برادری چو عباس آیدمن آن شب خیز بیدارم زجان مشتاق دیدارم
به نان او خریدارم حسین را دوست می دارم
خدایش بر حسین بخشید چون بود از محبانش
بگفتا نوکر یارم حسین را دوست می دارم
....

من آن شب خیز بیدارم زجان مشتاق دیدارم
به نان او خریدارم حسین را دوست می دارم
حسین را دوست می دارم که او پرورده زهراست
حسین آزاده سردار کفن پوشان عاشوراست
جهان تشنه حسین سقا همه قطره حسین دریا
حسین گل من ولی خارم حسین را دوست می دارم
حسین را دوست می دارم سرو جانم به قربانش
شب میلاد آمد فطرس و بگرفت داما