 کیست؟ کیست؟ کسی که آزاد زیست

بنـدۀ درگـاه او جز به خدا بنده نیست

تو کیستی؟ یا حسین! خدای را مظهری

تو شمع جمع وجود، تو روح پیغمبری

تو با سرت نوک نی ز خلق عالم سری

تو کلِ اسلام را چـو روح در پیکری

تو خلق را تـا ابـد، چراغ روشنگری

تـو در جلال و شرف محمدِ دیگری

زخم بـدن سورۀ تَبارَکت یـا حسین

خلعتِ ثـاراللهی مبارکت یـا حسین

خون شهیدان تو، خون تو خون خداست

قسم به ذات خدا، خدا تو را خونبهاست

غریبی و عالمی بـا هدفت آشناست

قبر تو در قلب ما مهر تو در خون ماست

سینۀ مجروح ما قطعه‌ای از کربلاست

حنجرۀ ما پـر از زمزمۀ نی نـواست

تویی که خلق خداست دست به دامان تو

"میثم"بی‌دست و پاست دست به دامان توبه هر طرف نگری جلوه ی جمال خداست

ادب کنید که میلاد سید الشهداست

گرفته ختم رسل روی دست آینه ای

که در صحیفه ی او صورت خدا پیداست

به مصحف رخ او با وضو نگاه کنید

که نقطه نقطه آن جای بوسه ی زهراست

شکوه داوری و صورت محمدی اش

دل از رسول خدا می برد زبس زیباست

رسول و حیدر و زهرا دهند دست به دست

به خنده خنده گلی را که بلبلش طاهاست

هنوز نامده بگرفت دست فطرس را

که دست گیری از پا فتادگان با ماست

طلب کنید زمعبود هرچه می خواهید

که مستجاب در این لیلی شریف دعاست

به بیت وحی چراغ هدایتی تابید

که روشنایش افزون ز وسعت دنیاست

به منکران شفاعت بگو نگاه کنید

شفیع بر روی دست شفیعه ی دو سراست

خدا به ختم رسل کشتی نجاتی داد

که پیش وسعت او گم هزار ها دریاست

در انبیا و رسل در ائمه تنها اوست

که خاک تربتش از بهر درد خلق دواست

رسول گفت حسین از من است و من زحسین

نبی حسین و حسین اش همان رسول خداست

چه دیدنیست به بوستان سبز وحی گلی

که نقش بوسه ی پیغمبرش ز سرتا پاست

به شهریاری عالم مقام خود ندهد

کسی که پشت درخانه ی حسین گداست

به صبح سوم شعبان ولادت اول

ولادت دگرش ظهر روز عاشوراست

نوشته اند ز خونش به صفحه تارخ

که هرکه در ره حق شد فنا بقای بقاست

خدا گواست غلام سیاه چهره ی او

به خیل چهر سفیدان روزگار آقاست

حسین کیست چراغ هدایتی که از او

همیشه روشن هفتاد دو چراغ هداست

نسیمی از حرمش گر گذر کند به جهیم

جهیم اگر بفروشد به خلد ناز ، به خود ناز رواست

این حسین کیست چراغی که محفل نورش

تنور و مقتل و نوک سنان و تشت طلاست

وضیفه ی همه انبیا به دوشش بود

گذشت از سرو از جان کرد قامت راست
 اي دلنواز قاري قرآن خوش آمدي

در بيت وحي با لب خندان خوش آمدي

اي العطش ترانه ي قبل از ولادتت

مادر فدات با لب عطشان خوش آمدي

اي تشنه! شير مادرت از غصه خشك شد

از بس كه بود صوت تو سوزان خوش آمدي

گريه مكن كه كشته اشك خدا شدي

خون خدا ! به جمع شهيدان خوش آمدي

اشك تو از تلاطم درياست بيشتر

اي آشناي ابر بهاران خوش آمدي

ميلت لبن زدست پيمبر مكيدن است ؟

اي جرعه نوش ختم رسولان خوش آمدي

اينجا مدينه است سر آغاز كربلا

شش ماهه ! آمدي ؟ چه شتابان ؟ خوش آمدي

اينگونه كه تو سر زده از ره رسيده اي

گويا حديث غربت مادر شنيده اي

درياي رحمتي كه به آيات گفته اند

چشمان تست جان روايات گفته اند

طوفان ترنُمي ز نفسهاي گرم تست

اين را يكي زخيل كرامات گفته اند

چشم طمع به دست كريم تو بسته اند

آنانكه از بضاعت مزجات گفته اند

صدها هزار حور و ملك مدحت ترا

با صد هزار فخر و مباهات گفته اند

آئينه را مقابل بابا گذاشتي

وقتي سخن زمومن و مرآت گفته اند

پيش از فَياسُيوف خُذيني به محضرت

شمشيرها سلام ملاقات گفته اند

آنانكه با نواي تو پيمان گذاشتند

لبيك تو به نغمه ي هيهات گفته اند

اي عالمي فداي تو لبيك يا حسين

گويد به تو خداي تو لبيك يا حسين

تو كوه نور را به تماشا كشيده اي

موسي و طور را به تماشا كشيده اي

بايد حديث عشق تو فهميد و جان سپرد

درك و شعور را به تماشا كشيده اي

از بس نبي به غبغب تو بوسه بوسه زد

جشن و سرور را به تماشا كشيده اي

استادگي كوه ز اوج وقارتت

مجد و غرور را به تماشا كشيده اي

با استقامتي كه تو داري به راه عشق

قلب صبور را به تماشا كشيده اي

هر كس تو را شناخت خدا را شناخته

درک و حضور را به تماشا کشیده ای

بعد از پدر وجود امامان ز نسل تست

صبح ظهور را به تماشا كشيده اي

تو با شفاي فطرس بشكسته بال وپر

غلمان و حور را به تماشا كشيده اي

با قطره هاي آب ز دست مباركت

چشمان كور را به تماشا كشيده اي

نجوايت از حبيب مسيحي دوباره ساخت

تا نفخ و صور را به تماشا كشيده اي

بي خود نبود محرم اسرار شد زهير

رمز عبور را به تماشا كشيده اي

با روضه ات قيامت كبرا بپا مكن

شور و نشور را به تماشا كشيده اي

اي هم اراده ي تو خدا يابن بوتراب

توحيد نيست از تو جدا يابن بوتراب

اي آبشار چشم غزل يا اباالعطش

وي اعتبار صبح ازل يا اباالعطش

نو شانده اي به لشكر خود روز تشنگي

شيرين تر از شراب عسل يا اباالعطش

حبَ تو هم پياله ي حبَ خدا حسين

اي تشنه ات تمام ملل يا اباالعطش

شش ماهه ي تو ساقي آب حيات شد

وقتي چشيد طعم بغل يا اباالعطش

طفل رضيع سخت تر از ذوالفقار شد

وقتي رسيد روز عمل يا ابا العطش

سقَاي تو به تيغ امان نامه كشته شد

اين شرم داشت هُرم اجل يا ابالعطش

آخر به روي ماه امان نامه مي زنند؟

ماه حرم کجا و دغل یا ابالعطش

اي اكبرت پيمبر اعظم به كربلا

احمد نداشت اين همه يل يا اباالعطش

گر زينب تو آينه ي فاطمي نبود

بودي تو بي شبيه و بدل يا اباالعطش

بي پنج تن مباهله ات با صفا نبود

آورده اي مثل به مثل يا اباالعطش

اين كوفيان همان سپه نهرواني اند

دارند بغض روز جمل يا اباالعطش

ای دجله و فرات عطشناک حنجرت

آب حيات مانده ز امساك حنجرت

زيبا ترين ترانه دم نينواي تو

قالوا بلي همان شرف كربلاي تو

نجواي استغاثه ات آهنگ نوحه داشت

وقتي رسيد سينه زن خيمه هاي تو

تو يك تنه تمام طنين ولايتي

قرآن نشسته با همه عترت به پاي تو

بي عشق تو بهشت خدا فلسفه نداشت

احيا گر ولاي علي شد ولاي تو

دين خدا بدون تو بي سرنوشت بود

اي تا بهشت دين خدا مبتلاي تو

دين خدا كه تكيه گهش نيزه ي تو بود

احيا شد از غريب ترين روضه هاي تو

از ساربان ناقه ي بي ساربان مپرس

شد تازيانه قاتل نام و صداي تو

بي خود نبود بر همه اعضات بوسه رفت

تكثير شد به كرب و بلا دست و پاي تو

تيغ ستم گلوي تو را شرحه مي كند

جاري است در گلوي تو خون خداي تو

در خون خويش غسل شهادت كني حسين

اي بي كفن فداي تو و بورياي تو

روز ولادتت به تن تو حرير بود

روز شهادتت كفن تو حصير بود
 <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1286.txt">درباره کتاب</a><a class="text" href="w:text:1287.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:1288.txt">هماي سعادت </a><a class="text" href="w:text:1289.txt">نور سرمد</a><a class="text" href="w:text:1290.txt">سلطان عشق</a><a class="text" href="w:text:1291.txt">روز عاشورا</a><a class="text" href="w:text:1292.txt">بزم عشّاق</a><a class="text" href="w:text:1293.txt">محراب حضور</a><a class="text" href="w:text:1294.txt">پيام حسين</a><a class="text" href="w:text:1295.txt">انقلاب محرّم </a><a class="text" href="w:text:1296.txt">آفتاب مشرقين</a><a class="text" href="w:text:1297.txt">سيّد خوبان</a><a class="text" href="w:text:1298.txt">اربعين شهيدان</a><a class="text" hr