ef="w:text:1299.txt">غلام و شاه</a><a class="text" href="w:text:1300.txt">سفر عشق</a><a class="text" href="w:text:1301.txt">بانوي كربلا</a><a class="text" href="w:text:1302.txt">بانوي ستوده</a><a class="text" href="w:text:1303.txt">قهرمان صبر </a></body></html>نام کتاب : آفتاب مشرقين

نویسنده : آيت الله العظمي لطف‌الله صافي گلپايگاني

منبع : مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتنمقدمه

 بسم الله الرحمن الرحيم

داستان پرشور و سوزان كربلا بزرگ‌ترين حادثة تاريخ انساني است كه جهاني شگفتي و هيجان را در جان انسان‌هاي پاك بر مي‌انگيزد و عميق‌ترين سوز و گداز را به همراه دارد.

كربلا يادآور فجيع‌ترين صحنة خونين و اسف‌انگيزي است كه به دست جنايتكاراني درنده‌خو انجام گرفت و در طي آن فاجعه، بهترينِ فرزندان پيامبر و عترت رسول‌الله با جگرخراش‌ترين وضع به خاك افتاده و به خون غلطيدند.

حادثة عاشورا نشانگر عالي‌ترين مظاهر صبر، ثبات، پايمردي، سماحت و كرامت نفس انساني است كه در آن اوج اعتلاي روح و جان آدمي به وسيلة سلاله‌هاي پاك و بي‌نظير انساني ترسيم يافت.

كوتاه سخن آنكه جريان عاشورا حماسة جاودانه‌اي است كه رشادت و جلادت را مفهوم بخشيد، آشتي ناپذيري حق با باطل را به اثبات رساند و با مركّب خون به امضا رسانيد.

امام حسين عليه السلام و ياران باوفا و فداكار او در يك نيم‌روز، اصطلاح پيچيدة فناء في الله و بقاء بالله را عملاً تفسير و تبيين‌كردند و متفكران، انديشمندان و تحليلگران را از اين ايضاح و روشنگري مبهوت و حيران ساختند.

ماهيّت اين انقلاب و حماسه، خود خاصيّت جاودانگي دارد كه از روح عبوديت و چشم پوشي از ما سوي الله در حدّ بي‌نهايت برخوردار است؛ در عين حال، انسان‌ها نيز موظفند كه در احيا و ابقاي آن از پاي ننشينند.

بر اين اساس از آغاز اين رويداد بزرگ، اين طوفان عظيم و اين حركت سيّال و موج‌افكن، گروه‌هاي مختلف براي حفظ و بزرگداشت آن، تلاش كردند و همة آنان بر گردن انسانيت حق دارند و طبعاً هر يك از آنان از اجر و ثواب فراوان الهي برخوردار خواهند بود.

مورخان و ضبط‌كنندگان حوادث، سيره نويسان، مقتل نويسان، اهل رجال، محققان و تحليل‌گران تاريخ و رويدادها، واعظان، مداحان، و شاعران همه و همه خدمت كرده‌اند و انسانيت، مديون خدمات ارزندة آنان مي‌باشد.

دراين ميان سهم بزرگي براي شاعران است‌ كه با اشعار هيجان‌انگيز خود، احساسات جوامع را به جوش آورده و به تحريك عواطف انسان‌ها از رهگذر اشعار پر مغز خود پرداخته‌اند، به ويژه شعر در اثر وزن و آهنگ مخصوصش داراي جذابيت خاصي است و سريع‌تر به اذهان راه مي‌يابد و در محفظة ضمير و حافظه‌ها پايدار مي‌ماند.

برخي از اشعار است، امّا صورتي سحرآميز، يك‌سره مستمعان را قبضه مي‌كند و تسخير مي‌نمايد، چونان آواي عشق عاشقان، نوازشگر روح لطيف انسان و ماية ترنّم در خلوت‌هاست. اين نوع از اشعار، اشعاري است عالمانه كه از ذهن جوشان يك عالم، متفكر و انديشمند، تراوش كرده مانند اشعار دعبل خزاعي، كميت، اشعار محمد اقبال لاهوري و اشعار مرحوم آيت الله شيخ محمد حسين كمپاني.

مجموعةاي كه پيش روي داريد از همين سنخ اشعار و از همان گروه شاعران ياد شده است. اين اشعار از متفكر معاصر و فقيه پر مايه حضرت آيت الله العظمي آقاي حاج شيخ لطف‌الله صافي است كه اشك و خون را با هم عجين كرده و احساس و الهام را در هم آميخته‌اند و اينك به مناسبت ايام عاشورا تقديم دل‌دادگان امام حسين عليه السلام مي‌شود.

لاهه، ششم محرّم 1413

مطابق با شانزدهم تير ماه 1371

علي كريمي جهرميهماي سعادت

حسين! اي همايون هماي سعادت
حسين! اي شه ملك صبر و شهامت
فروغي ز نور تو خورشيد رخشان
ز درياي جود تو كوثر حكايت
تويي نور چشمان زهرا و حيدر
گل احمر بوستان رسالت
به پا از قيام تو شد پرچم دين
نگون گشت اعلام كفر و ضلالت
رهاندي تو اسلام از چنگ اعدا
فزوديش بر عزّت و بر كرامت

جوانمردي و غيرت و همّت تو
ز ناموس دين كرد الحق حمايت
الا اي ولي خداي يگانه
خداوند اقليم مجد و جلالت
فدا كردي اندر ره دين و قرآن
جوانان و ياران به كوي شهادت
گذشتي هم از اكبر و هم ز اصغر
ز عباس، آن درّ بحر شجاعت
ز ياران نامي و صحب گرامي
شهيدان شمشير اهل شقاوت
همه عاشقان وفا و حقيقت
همه رهروان طريق ولايت
همه دشمن ظلم و طغيان و عدوان
همه پيشتازان راه ديانت
شعار همه بود الله اكبر
مرام همه قطع نخل غوايت

بنازم به آن همّت عالي تو
به آن صبر و ايمان و آن استقامت
تو اعلام كردي به آزاد مردان
كه مرگ است با سر بلندي سعادت
به لطف تو دارند چشم شفاعت
عُصاة محبان به روز قيامت
فداي سر انور بي‌تن تو
كه بر نيزه مي‌كرد قرآن تلاوت
به قربان آن كودك شير خوارت
كه تير ستم كرد او را سقايت
ايا مالك مُلك حُسن و معالي
ايا معدن جود و فيض و سخاوت
از اين وضع دوران و از شدّت دهر
مرا هست بر درگهت بس شكايت
سخن در جناب تو سربسته گويم
كه ابلغ بود از صراحت كنايت
به «لطفي» ببخشي اگر هر دو عالم
نباشد شگفت اي محيط كرامت
نباشد مرا بيم از نار دوزخ
ببيني به من گر به چشم عنايتنور سرمد

روان عالم امكان حسين است
جهان بينش و عرفان حسين است
جمال الله و اسم الله اعظم
ظهور اسم «الرّحمان» حسين است
به ابراهيم و موسي و مسيحا
ولي صاحب الاحسان حسين است
به زهرا و علي نور دو عين است
به ختم انبيا جانان حسين است
ابوالاحرار و آقاي شهيدان
وليّ اعظم يزدان حسين است

ز بحر قدرت بي‌انتهايي
فروزان گوهر رخشان حسين است
به مُلك عشق و تجريد و توكّل
وليّ مطلق و سلطان حسين است
خدا را فيض اكمل نور سرمد
دليل و حجّت و برهان حسين است
به جمع قدسيان در عرش و كرسي
سخن از عزت و شان حسين است
نهان اسم اَلمولي و اَلحق
عيان باطن قرآن حسين است
در اوج آسمان صبر و ايثار
يگانه اختر تابان حسين است
به ماه و نيّر اعظم ضيا بخش
جمال نور افشان حسين است
به رستاخيز فرداي قيامت
شفيع معصيت ‌كاران حسين است

نداي دين و اسلام و ولايت
بلند آوا ز ايمان حسين است
الا اي دردمند خستة زار
دواي درد بي‌درمان حسين است
به صحراي بلا آن كس كه گرديد
تنش درخاك وخون غلطان حسين است
به راه حق و حفظ دين توحيد
شهيد خنجر عدوان حسين است
به ميدان ثبات و استقامت
يگانه فارِس ميدان حسين است
از آن حرّيت و از آن شجاعت
خِرد مبهوت و حيران حسين است
به لطف آن كه «لطفي» دارد اميد
اميد قلب مظلومان حسين استنامه حضرت درباره خير دنيا و آخرت
و نيز از حضرت‌ صادق‌ عليه‌ السّلام‌ وارد است‌ كه‌ فرمود:

حَدَّثَنِي‌ أَبِي‌ عَنْ أَبِيهِ عَلَيْهِمَا السَّلاَمُ أَنَّ رَجُلاً مِنْ أَهْلِ الْكُوفَه كَتَبَ إلَي‌ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ عَلَيْهِمَا السَّلاَمُ:

يَا سَيِّدِي‌! أَخْبِرْنِي‌ بِخَيْرِ الدُّنْيَا وَالاْ´خِرَه!

فَكَتَبَ عليه‌السلام: بِسْمِ اللَهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. أَمَّا بَعْدُ، فَإنَّ مَنْ طَلَبَ رِضَا اللَهِ بِسَخَطِ النَّاسِ كَفَاهُ اللَهُ أُمُورَ النَّاسِ؛ وَمَنْ طَلَبَ رِضَا النَّاسِ بِسَخَطِ اللَهِ وَكَ