. همه شان را ببريد و در خرابه كنار همين قصر، سكنى دهيد تا تكليفشان را روشن كنم .))شهادت حضرت على اصغر (ع)

پس از شهادت آخرين افسر سپاه حسينى- ابوالفضل العباس (ع)- امام حسين (ع) خود را آماده رفتن به ميدان كرد؛ ولى پيش از آنكه قدم به ميدان بگذارد، به خيمه آمد و به زينب (س) فرمود: فرزند خردسالم را بده تا با او وداع كنم! على اصغر (ع) را در آغوش پدر نهادند .

پدر طفل را به دست گرفت تا ببوسد؛ ولى تيرى حلقوم كودك را پاره كرد و خون از رگهاى بريده جارى شد .

پدر داغدار و مصيبت زده، تا دست خود را زير گلوى بريده طفل گرفت پر از خون شد، آنگاه خونها را به سمت آسمان پاشيد و فرمود: اين مصيبتها بر من سهل است؛ زيرا در راه خداست و خداوند ناظر بر اين مصائب است!عملت را از سر بگير
((حسن بن راشد))، از ((حضرت ابى ابراهيم (ع )))،كه آن حضرت فرمودند:
كسى كه از خانه اش خارج شده و قصدش زيارت قبر مطّهر حضرت ابا عبداللّه الحسين بن علىّ سلام اللّه عليهما باشد، خداوند متعال فرشته اى را بر او مى گمارد پس آن فرشته انگشتش را در پشت او قرار داده و پيوسته آنچه از دهان اين شخص خارج شود مى نويسد تا به حائر وارد گردد و وقتى از درب حائر خارج شد كف دستش را وسط پشتش نهاده سپس به او مى گويد:
آنچه گذشت تمام مورد غفران و آمرزش واقع شد اينك از ابتداء به عمل بپرداز.(56)

رحمت واسعه
((عبداللّه بن مسكان ))، مى گويد:
حضور مبارك حضرت اباعبداللّه (ع ) رسيدم در حالى كه گروهى از اهل خراسان خدمت آن جناب مشرّف شده بودند، ايشان از آن جناب راجع به زيارت قبر حضرت حسين بن على (ع ) و ثوابى كه در آن است سؤ ال نمودند؟
حضرت فرمودند:
پدرم از جدّم نقل كردند كه مى فرمودند:
كسيكه آن حضرت را صرفاً براى خدا و به قصد قربت زيارت كند خداوند متعال از گناهان رهايش نموده و او را همچون نوزادى كه مادر زائيده قرار مى دهد و در طول سفرش فرشتگان مشايعتش كرده و بالاى سرش بال هاى خود را گشوده و با اين حال او را همراهى كرده تا به اهلش باز گردد و نيز فرشتگان از خداوند مى خواهند كه او را بيامرزد و از اطراف و اكناف آسمان رحمت واسعه الهى او را فرا گرفته و فرشتگان نداء كرده و به وى مى گويند:
پاك هستى و آن كس كه زيارتش نمودى نيز پاك و مطهّر است و پيوسته وى را بين اهل و خويشانش حفظش مى نمايند.(57)
بهر طواف تربت گلهاى چيده
غسل زيارت مى كنم با آب ديده
كو حسين من نور عين من
من زينب بر گشته از شام ويرانم
در اربعين بر باغ خون تازه مهمانم
كو حسين من نور عين من
بوى محبّت آيد از اين خاك صحرا
اينجابخاك و خون طپيده گلهاى زهرا
كو حسين من نور عين من
من شاهد جان دادن خود بودم اينجا
ديدم حسينم زير تيغ يكّه و تنها
كو حسين من نور عين من
من روضه خوان ماتم خون خدايم
شاهد پرپر گشتن اين لاله هايم
كو حسين من نور عين من

ثواب ده حج و عمره
((هارون بن خارجه ))، گفت :
مردى از حضرت اباعبداللّه (ع ) سؤ ال كرد و من نيز آنجا حاضر بودم ، سائل پرسيد:
چه اجر و ثوابى است براى كسى كه حضرت امام حسين (ع ) را زيارت كند؟
حضرت فرمودند: خداوند متعال چهار هزار فرشته را به آن حضرت موكّل كرده كه جملگى ژوليده و غبار آلوده بوده و تا روز قيامت براى آن حضرت گريه مى كنند.
عرض كردم : پدر و مادرم فدايت شوند، از پدر بزرگوارتان نقل شده كه فرموده اند:
ثواب زيارت امام حسين (ع ) معادل حج و عمره است ؟
حضرت فرمودند: بلى ، حجّ و عمره بعد تعداد حجّ و عمره را شمرد تا به ده حجّ و عمره رسيد.(58)

سى حج مقبول
((موسى بن قاسم حضرمى )) مى گويد:
((حضرت ابو عبداللّه (ع ))) در ابتداء حكومت ((ابو جعفر عباسى )) (منصور دوانيقى ) وارد عراق شده و در نجف نزول اجلال فرمودند، به من فرمودند:
اى موسى ، برو كنار جاده بزرگ بايست و منتظر باش كه عنقريب مردى از طرف ((قادسيّه )) خواهد آمد، هر گاه نزديك تو شد به وى بگو: يكى از فرزندان رسول خدا(ص ) تو را مى خواند، او بزودى با تو خواهد آمد.
موسى مى گويد: من به طرف جاده مزبور رفته و به آنجا رسيدم و كنار آن ايستاده و هوا بسيار گرم بود، پيوسته در آنجا ايستاده بودم بحدّى كه نزديك بود مخالفت كرده و بر گشته و ملاقات با او را ترك كنم ، در اين هنگام چشمم به چيزى خورد كه به جلو مى آيد و شبيه مردى است كه روى شترى نشسته ، پس چشم به آن دوخته تا نزديك به من شد، به او گفتم : اى مرد در اينجا يكى از فرزندان رسول خدا(ص ) شما را مى خواند ايشان شما را به من معرفى كرده و پيام برايت فرستاده اند.
مرد گفت : با هم به خدمتش برويم .
موسى مى گويد: او را بردم تا نزديك خيمه رسيديم ، وى شترش را خواباند و درب خيمه ايستاد منتظر اذن دخول بود، پس حضرت از درون خيمه او را خواندند، اعرابى داخل خيمه شد و من نيز نزديك شده تا درب خيمه رسيده و سخن ايشان را مى شنيدم ولى آنها را نمى ديدم .
حضرت ابو عبداللّه (ع ) به وى فرمودند، از كجا آمدى ؟
او گفت : از دورترين نواحى يمن .
حضرت فرمودند: تو از فلان و فلان مكان هستى ؟
او عرض كرد: بلى من از فلان موضع مى باشم .
حضرت فرمودند: براى چه به اين صوب و طرف آمدى ؟
عرض كرد: به قصد زيارت حضرت اباعبداللّه الحسين (ع ) آمدم .
حضرت فرمودند:
تنها براى زيارت آمده اى و هيچ حاجت ديگرى نداشتى ؟
عرض كرد: هيچ حاجتى نداشتم مگر آنكه به سر قبر مطهّر آن حضرت رفته و نماز خوانده و جنابش را زيارت كرده و سپس از حضرتش خداحافظى كرده و به اهل و خويشانم برگردم .
حضرت فرمودند: در زيارت آن حضرت چه مى بينيد؟
عرض كرد: در زيارتش بركت در عمر خود و اهل و اولاد و اموال و معايشمان بوده و حوائج و خواسته هايمان بر آورده شده و گرفتاريمان بر طرف مى گردد.
موسى مى گويد: امام (ع ) به وى فرمودند:
اى برادر يمنى آيا از فضيلت زيارت آن حضرت بيشتر از اين برايت نگويم ؟
آن مرد عرض كرد: از پسر رسول خدا زيادتر بفرمائيد:
حضرت فرمودند:
زيارت امام حسين (ع ) معادل يك حجّ مقبول و پاكيزه اى است كه با رسول خدا(ص ) انجام شود.
آن مرد از اين گفتار تعجب كرد.
حضرت فرمودند: آرى ، به خدا سوگند معادل دو حجّ مقبول و پاكيزه اى است كه با رسول خدا(ص ) انجام شود.
آن مرد بر تعجبش افزوده شد پس بدين ترتيب امام (ع ) بر تعداد حج هاى مقبول مى افزودند تا اينكه در آخر فرمودند:
زيارت آن حضرت معادل با سى حجّ مقبول و پاكيزه اى است كه با رسول خدا(ص ) انجام گيرد.(59)

غريب و شهيد
((يزيد بن عبدالملك )) مى گويد:
محضر مبارك حضرت ابى عبداللّه (ع ) بودم پس گروهى كه بر درازگوش ها سوار بودند بر ما گذشتند.
حضرت به من فرمودند: اينها قصد كجا را دارند؟
عرض كردم : به زيارت قبور شهداء مى روند.
فرمودند، چه چيز ايشان را از زيارت غريب شهيد باز داشت ؟!!
مردى از اهل عراق محضر مباركش عرض كرد: آيا زيارت آن حضرت (امام حسين (ع )) واجب است ؟
حضرت فرمودند: زيارت آن جناب از يك حجّ عمره و يك عمره و يك حجّ بهتر است .
سپس حضرت تعداد حجّ و عمره ها را زياد كرده تا بيست حجّ و بيست عمره شمردند و بعد فرمودند: البتّه تمام آنها مقبول و مبرور باشند.
راوى مى گويد: به خدا سوگند از محضرش مرخّص نشده بودم كه مردى آ