ه و ياد خداى بزرگ را از شما دور كرده است . اف بر شما باد! و آنچه را كه اراده نموده ايد. انّا للّه و انا اليه راجعون . ما همه از خداييم و به سوى خدا باز مى گرديم و اينان گروهى هستند كه پس از ايمان كافر شدند و دور باد قوم ستمگر از رحمت پروردگار!)).
32- مقرّم ، مقتل الحسين ، ص 228؛ ((اى مردم ! بنگريد كه من از چه خاندانى هستم . سپس به خويشتن خويش رجوع و خود را سرزنش كنيد و بنگريد كه آيا كشتن من جايز است ... آيا من فرزند دختر پيامبر شما نيستم ؟ آيا فرزند جانشين و پسرعموى پيامبر شما نيستم ؟ آيا فرزند اولين مؤ من به خدا و پيامبر نيستم ؟ آيا حمزه سيدالشهدا عموى پدرم نيست ؟ آيا جعفر طيّار عموى من نيست ؟... آيا سخن پيامبر در مورد من و برادرم را نشنيديد كه فرمود: اين دو سرور جوانان بهشت هستند؟ پس اگر آنچه را كه مى گويم تصديق مى كنيد، در حالى كه حق هم همين است ، به خدا سوگند! از روزى كه دانستم خداوند بر دروغگويان و كسانى كه به وى نسبت دروغ بدهند، خشم مى ورزد هرگز به عمد سخن دروغى نگفته ام ؛ و اگر مرا تكذيب مى كنيد، پس از كسانى كه در بين شما هستند بپرسيد از جابر بن عبداللّه انصارى و ابوسعيد خدرى و سهل بن سعد ساعدى و زيد بن ارقم و انس بن مالك بپرسيد. آنان به شما خواهند گفت كه اين مطلب را درباره من و برادرم از زبان پيامبر شنيده اند؛ آنگاه از كشتن من صرف نظر خواهيد كرد)).
33- مقرّم ، مقتل الحسين ، ص 228؛ ((اگر در اين مطلب ترديد داريد، آيا شك داريد كه من فرزند پيامبر شما هستم ؟! به خدا سوگند! كه در شرق و غرب عالم غير از من در ميان شما و غير شما كسى فرزند پيامبرتان نيست . واى بر شما! آيا به خاطر آن كه كسى را از شما كشته ام به كشتنم برخاستيد؟ يا به سبب مالى كه از شما خورده ام ؟ يا به جهت زخمى كه بر شما وارد ساخته ام ؟))
34- مقرّم ، مقتل الحسين ، ص 229؛ ((به خدا سوگند! دست ذلت به آنان ، نخواهم داد و مانند بردگان فرار نخواهم كرد. اى بندگان خدا من به خداى خود و شما پناه مى برم از اينكه مرا متهم كنيد! پناه به خداى خود و شما مى برم از هر مستكبرى كه به روز رستاخير ايمان ندارد)).
35- مقرّم ، مقتل الحسين ، ص 230؛ ((بارخدايا! ما اهل بيت پيامبرت و فرزندانش و خويشاوندان اوييم . نابود كن كسى را كه بر ما ستم نمود و حق ما را غصب كرد! همانا تو نزديك و شنوايى )).
36- حج / 2؛ ((روزى كه زنان شيرده از نوزادان خود غافل مى شوند... و مردم را مست مى بينى در حالى كه مست نيستند)).
37- مقرّم ، مقتل الحسين ، ص 237؛ ((خداوند شما را بيامرزد؛ بشتابيد به سوى مرگ كه ازآن گريزى نيست ؛ بى گمان اين تيرها پيك دشمن به سوى شمايند)).
38- بقره / 25.
39- مقرّم ، مقتل الحسين ، ص 239؛ ((غضب خداوند بر يهود شدت غ گرفت آنگاه كه براى وى فرزند قرار دادند؛ و خشم و غضبش بر نصارا شديد شد آنگاه كه گفتند: خداوند، يكى از سه خداست ؛ و آن زمان كه مجوس ، خورشيد و ماه را عبادت و پرستش كردند، خشم و غضب پروردگار زياد شد؛ و نيز آنگاه كه قومى متّفق شدند تا فرزند دختر پيامبرشان را بكشند، خداوند بشدّت خشمگين شد. آگاه باشيد! به خدا سوگند! هيچ يك از خواسته هاى آنان را اجابت نمى كنم تا اين كه خداوند را ملاقات كنم در حالى كه چهره ام به خونم رنگين شده باشد)).
40- (انا للّه وانا إ ليه راجعون ) گفتن را ((استرجاع )) گويند .
41- مقرّم ، مقتل الحسين ، ص 244؛ ((خود و ياران خود را در محضر خداوند مى بينم )).
42- مقرّم ، مقتل الحسين ، ص 246؛ ((اى بزرگواران ! اين بهشت است كه درهاى خود را به روى شما گشوده است و نهرهايش به هم پيوسته و ميوه هايش رسيده است ؛ و اين پيامبر خدا و شهيدان راه خدايند كه در انتظار مقدم شمايند و مژده آمدن شما را مى دهند؛ پس از دين خدا و دين پيامبر و حرم رسول اللّه حمايت كنيد)).
43- مقرّم ، مقتل الحسين ، ص 247؛ ((پيش برو كه هدايت شدى و هدايت كردى امروز جدّت پيامبر و حسن و علىّ مرتضى و جعفر ذوالجناحين جوانمرد و حمزه سيدالشهدا، شهيد زنده را ملاقات خواهم كرد)).
44- مقرّم ، مقتل الحسين ، ص 247؛ ((خداوند تو را اى زهير! دور نگرداند و قاتلان تو را لعنت كند مثل لعنت شدگانى كه به شكل ميمون و خوك مسخ شدند)).
45- مائده / 27؛ ((از يكى پذيرفته و از ديگرى مردود گرديد)).
46- نور / 37؛ ((تجارت و خريد و فروش ، آنان را از ياد خدا غافل نكرده است )).
47- ((خدايا! او را با محمَّد صلّى اللّه عليه و آله محشور گردان و منزلت او را به منزلت آل پيامبر نزديك بفرما)).
48- مقرّم ، مقتل الحسين ، ص 257؛ ((اى عمر سعد، خداوند خويشان تو را نابود سازد چنانكه خويشان مرا از بين بردى و قرابت من با پيامبر را ناديده گرفتى ... و خداوند كسى را بر تو مسلط گرداند كه سر تو را در بسترت از تن جدا كند)).
49- مقرّم ، مقتل الحسين ، ص 257؛ ((خداوندا! شاهد اين قوم باش ! به سوى آنان جوانى حركت مى كند كه شبيه ترين مردم به پيامبرت محمد از لحاظ صورت و سيرت و سخن گفتن است و ما هر گاه مشتاق زيارت پيامبرت بوديم ، به چهره او مى نگريستيم . خداوندا! بركات زمين را از اين قوم بازدار!)).
50- مقرّم ، مقتل الحسين ، ص 260؛ ((خدا حافظ اى اباعبداللّه ! اينك جدم رسول خدا مرا از جام خود سيراب كرد كه هرگز تشنه نخواهم شد و مى گويد كه يك جام هم براى تو نگه داشته است )).
51- مقرّم ، مقتل الحسين ، ص 260؛ ((بعد از تو خاك بر سر دنيا چه قدر اينان بر خداوند رحمان و بر هتك حرمت رسول جَرى و بى باكند!)).
52- مقرّم ، مقتل الحسين ، ص 265؛ ((دور باد از رحمت خداوند قومى كه تو را كشتند! جدّ تو فرداى قيامت ، دشمن آنان است . به خدا سوگند دشوار است بر عمويت كه تو او را به كمك فراخوانى ، ولى نتواند به تو پاسخ بدهد و يا پاسخش بى فايده باشد)).
53- بقره / 74؛ ((از برخى از سنگها نهرهاى آب جارى مى شود)).
54- ((شمشيرهايتان را از خون سيراب كنيد تا بتوانيد آب بياشاميد)).
55- مقرّم ، مقتل الحسين ، ص 268؛ ((اى نفس (عباس )! پس از حسين ، خوار شو و نخواه كه زنده بمانى )).
56- مقرّم ، مقتل الحسين ، ص 268؛ ((از مرگ نمى هراسم آنگاه كه مرگ رو بروى من است . تا آنگاه كه در حوادث دردآور كه با آن مواجه مى شوم غوطه ور گردم . جان من فداى نواده پاك پيامبر گردد! من عباس هستم كه با مشك بر مى گردم و از حوادث روز نبرد، هراسى ندارم )).
57- مقرّم ، مقتل الحسين ، ص 269؛ ((به خدا قسم ! اگر دست راستم را قطع كرديد، همواره از دينم و امام و پيشوايم ، فرزند پاك پيامبر امين كه داراى يقين صادق است ، حمايت مى كنم )).
58- ((خدا حافظ اى اباعبداللّه !)).
59- ((آه ! از بى ياورى بعد از تو)).
60- مقرّم ، مقتل الحسين ، ص 271؛ ((آيا كسى هست كه از حرم پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دفاع كند؟ آيا موحّدى هست كه از خداوند در مورد ما بترسد؟)).
61- مقرّم ، مقتل الحسين ، ص 271؛ ((او را نگه دار تا (با كشته شدن او) زمين از نسل آل محمَّد صلّى اللّه عليه و آله خالى نماند)).
62- مقرّم ، مقتل الحسين ، ص 272؛ ((واى بر اين امّت آنگاه كه جدّت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دشمن آنان باشد)).
63- مقرّم ، مقتل الحسين ، ص 273؛ ((آنچه بر من فرود مى آيد چون در محضر خداوند است آسان مى باشد. خدايا! تو شاهدى بر اين قوم كه ش