 مى گفتند: (اينان [مؤ منان ]را دينشان فريفته است ) (انفال (8)، آيه 49).

30-چـنـان كه از كتاب (معالم الفتن ) نوشته سعيد ايوب دانسته مى شود؛ ج 1، ص 57 ـ 66، مجمع احياء الثقافة الاسلاميه .

31-الكـامـل فـى التـاريـخ ج 2، ص 425 و طـبـرى نـيـز در تـاريخ خود آورده با اندكى تفاوت ، ج 2، 618 ـ 619.

32-تاريخ الطبرى ، ج 3، ص 292.

33-الامامة والسياسة ، ج 1، ص 27. 34-تاريخ الطبرى ، ج 3، ص 292.

35-بقره (2)، آيه 146.

36-اعراف (7)، آيه 157.

37-فتح (48)، آيه 29 .

38-دو كوه از كوه هاى مدينه .

39-بقره (2)، آيه 89.

40-مـا نـيـز در مـوضـوع انـتـظـار ظـهـور حضرت مهدى بايد به اين نكته مهم توجّه داشته بـاشـيـم كـه جـدى بـودن انـتـظـار كافى نيست ـ گرچه شمار منتظران واقعى اندك است ـ، بلكه انـتـظـار بـايـد صـحـيـح و اسـاسـى بـاشـد؛ و آن هـنـگـامـى اسـت كـه انـتـظـار بـر تـسـليـم كامل نسبت به فرمان آن حضرت مبتنى باشد.

تـسـليـم كـامـل نـيـز زمـانـى حـاصـل مـى شـود كـه از سـويـى بـراى فـرمانبردارى هيچ شرطى قـايـل نـشـويـم و از سـوى ديـگـر هـمـه شـرايـط آن حـضـرت را بـه طـور كامل و برپايه تسليم محض بپذيريم .

اين موضوع در مقام سخن آسان ولى در عمل بسيار دشوار است ؛ و به مجاهدتى بزرگ و توفيق خـداونـدى نـيـاز دارد. زيـرا كـم تـر كـسـى حـاضـر اسـت كـه بـراى مثال از موقعيّت هاى علمى ، اجتماعى ، سياسى يا مادى و معنوى كه عمرى را در سايه اش به سر برده چشم بپوشد.

اين از مهم ترين نكاتى است كه در موضوع انتظار امام مهدى بايد مد نظر قرار گيرد.

41-ر. ك . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 2، ص 174ـ177.

42-اءضواء على السنة المحمديه ، ص 148 ـ 149.

43-كـنـز العـمـال ، ج 12، ص 567، شـمـاره 35777 بـه نقل از ابن سعد.

44-همان ، ص 574، شماره 35794 به نقل از كتاب (الفتن ) نعيم بن حماد.

45-همان ، ج 14، ص 143.

46-همان ، ص 148.

47-همان ، ج 12، ص 364.

48-همان ، ص 561.

49-شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد، ج 1، ص 240.

50-الفتح الربانى ، ج 20، ص 145.

51-شرح نهج البلاغه ، ج 12، ص 115.

52-ص (38): آيه 26.

53-بحار الانوار، ج 42، ص 284، باب 127.

54-مقاتل الطالبيين ، ص 395ـ396.

55-سيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 2، ص 234.

56 -اقتباس از آيه شريفه 167، سوره آل عمران : (لَوْ نَعْلَمُ قِتالاً لاَتَّبَعْناكُمْ).

57-وفاء الوفاء، ج 1، ص 2 و 2؛ مغازى واقدى ، ج 1، ص 215.

58-السيرة الحلبيه ، ج 2، ص 240.

59-همان . 60-النزاع والتخاصم ، مقريزى ، ص 43.

61-السيرة الحلبيه ، ج 2، ص 240.

62-النزاع والتخاصم ، مقريزى ، ص 43.

63-ر. ك . الصحيح من سيرة النبى الاعظم ، ج 4، ص 241ـ251.

64-السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 3، ص 88.

65-مغازى واقدى ، ج 2، ص 7 و 6.

66-همان ، ص 609.

67-النزاع والتخاصم ، ص 44. 68-مروج الذهب ، ج 4، ص 41؛ شرح نهج البلاغه ، ج 5، ص 463 با اندكى تفاوت .

69-مروج الذهب ، ج 4، ص 41؛ شرح نهج البلاغه ، ج 5، ص 463 با اندكى تفاوت .

70-اللهوف ، ص 79.

71-مروج الذهب ، ج 2، ص 351ـ352.

72-الاغانى ، ج 6، ص 356. (ذكر ابى سفيان و خبره ونسبه).

73-الامام الحسين (ع)، ص 30.

74-اگر بيم خروج از مقصد گفتار نبود، دلايل چندى را درباره اين همكارى سابقه دار ميان اموى ها و ديگر شاخه هاى نفاق ارائه مى داديم و براى شناخت موارد اين همكارى ديرينه مطالعه كتاب ارزشمند (الصحيح من سيرة النّبى الاعظم ) توصيه مى گردد.

75-صـحـيـح مـسـلم (بـه شـرح نـووى )، مـجـلد هـشـتـم ، بـخـش شـانـزدهـم ، ص 66 (فضايل سلمان ، بلال و صهيب).

76-الكامل فى التاريخ ، ج 2، ص 326.

77-ايـن حـقـيـقـت را شـمـار زيـادى از صـحـابـه بـه طـرق گـونـاگـون از رسول اكرم (ص)، نقل كرده اند، ر. ك . الميزان فى تفسيرالقرآن ، ج 13، ص 148 ـ 149.

78-سنن ابى داود، ج 4، ص 95، حديث شماره 42403.

79-و آن رؤ يايى را كه به تو نمايانديم و [نيز] آن درخت لعنت شده در قرآن را جز براى آزمايش مردم قرار نداديم [اسراء (17)، آيه 60].

80-شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد، ج 12، ص 115.

81-شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد، ج 12، ص 115.

82-الامام الحسين (ع)، ص 192.

83-مـروج الذهـب ، ج 2، ص 330؛ بـلكـه حـتى از اين كه بنى هاشم ، پس از مرگ وى به خلافت دست يابند و مردم را به سوى خود بخوانند نيز جلوگيرى مى كند.

84-ر. ك . الغـديـر، ج 10، ص 142ـ145. 85  -تـاريـخ ابـن عـسـاكـر (تـرجمة الامام الحسين (ع)، ص 141، حديث 179.

86-البدايه والنهايه ، ج 8 ، ص 133. 87  -همان .

88-همان ، ص 116.

89-وقعة صفين ، ص 120ـ121.

90-نهج الحق ، ص 356.

91-شـرح نـهـج البـلاغـه ، ج 6، ص 8، بـه نقل از الموقفيات زبير بن بكار.

92-شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد، ج 6، ص 8 .

93-همان ، به نقل از واقدى و مدائنى .

94-بـا تـوجـّه بـه ايـن حـقـيـقـت ، شـايـسـتـه اسـت تـا ايـن احـتـمـال را نـيـز فـراموش نكنيم كه اجتماع انصار در سقيفه بنى ساعده بر اساس يك توطئه و بـرنـامـه از پـيش تعيين شده ميان حزب سلطه و برخى از سران انصار و با هدف محروم ساختن اهل بيت (ع) از خلافت تشكيل شد.

95-تاريخ الطبرى ، ج 4، ص 442.

96-همان .

97-محمد جز فرستاده اى كه پيش از او [هم ] پيامبرانى [آمده و] گذشتند نيست . آيا اگر او بـمـيـرد يـا كـشـتـه شـود از عـقـيـده خـود بـرمـى گـرديـد؟ [آل عـمـران (3)، آيـه 144] عمر با شنيدن اين آيه از ابوبكر پرسيد: (آيا اين در كتاب خداست ؟)، گـرچه عاقلانه نيست كه بگوييم عمر اين آيه و سبب نزولش را فراموش كرده بود، زيرا كه آن آيه شريفه در باره فراريان جنگ احد نازل شد كه عمر نيز در ميان آنها بود!

98-الطبقات الكبرى ، ج 2، ص 267 ـ 268.

99-تاريخ الطبرى ، ج 2، ص 458.

100-الكامل فى التاريخ ، ج 2، ص 331. 101  -تاريخ الطبرى ، ج 1، ص 459.

102-الكامل فى التاريخ ، ج 2، ص 325.

103-كار سرسرى ، كارى كه بى مقدمه و بدون انديشه و با دست پاچگى انجام شود.

104-الكامل فى التاريخ ، ج 2، ص 325؛ تاريخ الطبرى ، ج 2، ص 443.

105-شـرح نـهـج البـلاغـه ، ابـن ابـى الحـديـد، ج 6، ص 9؛ بـه نقل از موفقيات زبير بن بكار.

106-كتاب السقيفه ، سليم بن قيس ، ص 251ـ252.

107-كتاب السقيفه ، سليم بن قيس ، ص 86ـ87.

108-تـاءمـل در آيـه شـريـفـه (.. اءفـَاِن مـاتَ اءَوْ قـُتـِلَ انـقـلبـتـم عـَلى اءعـْقـابـِكـُمْ) [آل عـمـران (3)، آيـه 144] آيـا اگـر او بـمـيرد يا كشته شود، شما به گذشته خويش باز مى گرديد؟) نشان مى دهد، قرآن كريم همان طور كه فراريان جنگ احد را سرزنش مى كند و تاءكيد مـى ورزد كـه پـس از شـنيدن خبر كشته شدن پيامبر(ص) بيش ترشان مرتد شدند، بر ارتداد عامّه امّت اسلامى پس از رحلت پيامبر(ص) نيز تاءكيد مى ورزد؛ و اين يكى از پيش گويى هاى قـرآنـى اسـت . بنابر اين آيه شريفه به دو بازگشت اشاره دارد؛ و صيغه ماضى (انقلبتم) بر وقوع اين دو بازگشت تاءكيد دارد.

109-ر. ك . تـاريـخ يـعـقـوبـى ، دار صـادر، بـيروت ، ج 2، ص 126، 137؛ شرح نهج البلاغه ، دار احياء التراث العربى ، بيروت ، ج 2، ص 59 و ج 17، ص 168.

110-ر.ك . كـتـاب سـليـم بـن قـيـس ، دار الفـنـون ، ص 250؛ الهـدايـة الكبرى ، مؤ سسة البلاغ ، لبنان ، ص 179، 402، 407؛ تلخيص الشافى ، انتشارات عزيزى ، قم ، ج 3، ص 76.

111-ر.ك . امـالى صـدوق ، مـؤ سـسـه اعلمى ، بيروت ، ص 99، مجلس 24، حديث 2؛ كتاب سليم بن قيس ، ص 83.

112-ر. ك . نهج الحق و كشف ا