فا به دليل اموى بودن .
7- كينه و عداوت آنان با اولاد على ( عليه السلام ).
8- محروم كردن شيعه از حقوق سياسى ، اجتماعى و اقتصادى .
9- كشتارهاى دسته جمعى مسلمين در شهرها.
10- شهيد كردن چهره هاى درخشان و انقلابى و آگاه مسلمان .
11- بيعت گرفتن اجبارى از مردم ، به نفع يزيد.
اهداف نهضت امام حسين ( عليه السلام )
1- زنده كردن اسلام .
2- آگاه ساختن مسلمانان و افشاى ماهيت واقعى امويان .
3- احياى سنت نبوى و سيره علوى .
4- اصلاح جامعه و به حركت درآوردن امت .
5- از بين بردن سلطه استبدادى بنى اميه بر جهان اسلام .
6- آزادسازى اراده ملت از محكوميت سلطه و زور.
7- حاكم ساختن حق و پيروان آن .
8- تاءمين قسط و عدل اجتماعى و اجراى قانون .
9- از بين بردن بدعتها و كجرويها.
مراحل نهضت
1- امتناع از بيعت با يزيد و به رسميت نشناختن حكومت وى .
2- هجرت شبانه و مخفيانه امام از مدينه به مكه .
3- اعزام نماينده ويژه (مسلم بن عقيل ) به كوفه ، براى زمينه سازى بيعت گرفتن از شيعيان هوادار، جهت تشكيل حكومت اسلامى .
4- اقامت چهارماهه امام در مكه ، همراه با تبليغات مؤ ثر و روشنگرى اذهان مردم عليه يزيد.
5- حركت از مكه به سوى عراق ، براى به دست گرفتن رهبرى نهضت و پيوستن به انقلابيون كوفه .
6- رسيدن به كربلا و قرار گرفتن در محاصره نيروهاى دشمن ، پيش از رسيدن به كوفه (دوم محرم ).
7- شهادت امام و اصحاب وى در حماسه بزرگ روز عاشورا.
8- بهره بردارى امام سجاد و حضرت زينب و اهل بيت ( عليهم السلام ) از خون شهيدان در طول اسارت و پس از آن و افشاگريهاى مؤ ثر و بيدارگر عليه رژيم حاكم .
9- رسوايى و تزلزل موقعيت امويان .
آثار و نتايج نهضت
1- قطع نفوذ دينى بنى اميه بر افكار مردم .
2- احساس گناه در جامعه ، به خاطر يارى نكردن حق و كوتاهى در اداى تكليف .
3- پديد آمدن مكتب جديد اخلاقى و انسانى (ارزشهاى نوين عاشورايى و حسينى ).
4- فروريختن ترسها و رعبها از اقدام و قيام .
5- رسوايى يزيديان و باند حاكم .
6- بيدارى روح مبارزه در جامعه .
7- تقويت انگيزه هاى مبارزاتى مردم .
8- پديد آمدن حركتهايى چون :
- انقلاب توابين .
- انقلاب مختار.
- انقلاب مدينه .
- انقلاب ((مطرف بن مغيره )).
- انقلاب ((ابن اشعث )).
- انقلاب ((زيد بن على )).
- انقلاب ((ابى السرايا)).
9- الهامبخشى عاشورا، به همه نهضتهاى رهايى بخش و حركتهاى انقلابى تاريخ .
10- تبديل شدن ((كربلا)) به دانشگاه عشق و ايمان و جهاد و شهادت ، براى نسلهاى انقلابى شيعه .
11- به وجود آمدن يك مكتب و پايگاه نيرومند و عميق و گسترده تبليغى و سازندگى پيرامون چهره مقدس سيدالشهدا( عليه السلام ) و شهادت آن حضرت .
12- و...
اميد است كه عناوين فوق ، كه تنها در حد يك فهرست راهنماست ، مفيد و مؤثر باشد.نام کتاب : قصه هاى تربیتی زندگى امام حسين عليه السلام 

نویسنده : محمد رضا اكبرى

منبع : مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتن 1- عنوانى كه در زيارت وارث ، با تعبير ((ثارالله )) بر آن حضرت ، گفته مى شود.
2- در محاسبه با سال 1418 قمرى .
3- تعرف الاشياء باضدادها، جمله معروفى است كه در سخن علما، به كار مى رود. (شهيد مطهرى ، بيست مقاله ، مقاله 19، ص 301).
4- واعلموا انكم لن تعرفوا الرشد حتى تعرفوا الذى تركه ولن تاخذوا بميثاق الكتاب حتى تعرفوا الذى نقصه ...، (فيض الاسلام ، نهج البلاغه ، خطبه 147، ص 450).
5- هر تجاوزگر و قدرت ضد خدايى و خدا گونه اى غير از ((الله )) كه مورد پرستش و اطاعت قرار گيرد، ((طاغوت )) است ، (مفردات راغب ).
6- الذين امنوا يقاتلون فى سبيل الله والذين كفروا يقاتلون فى سبيل الطاغوت ، (نساء/ 76).
7- يعلمون ظاهرا من الحيوه الدنيا و هم عن الاخره هم غافلون ، (روم / 7). ((ظاهرى از زندگانى دنيا را مى دانند و آنان از آخرت غافلند)).
8- ارشاد مفيد، ص 229، چاپ بصيرتى . تاريخ طبرى ، ج 4، ص 315.
9- عقاد، ابوالشهدا، ص 69.
10- ارشاد مفيد، ص 212.
11- كامل ابن اثير، ج 3، ص 284. تاريخ طبرى ، ج 4، ص 313. اعيان الشيعة (ده جلدى ) ج 1، ص 599.
12- نهج الفصاحة ، (سخنان رسول گرامى اسلام )، شماره 1329. و ان ابواب الجنة تحت ظلال السيوف ،، (ميزان الحكمة ، ج 2، ص 104، به نقل از پيامبر اسلام ).
13- بحارالانوار، ج 44، ص 392.
14- تاريخ طبرى ، ج 4، ص 316. ارشاد، ص 214.
15- مادر عباس ، ((ام البنين )) از طايفه بنى كلاب و شمر نيز از همان قبيله بود، از اين جهت ، طبق رسم عرب ، آنها را خواهرزاده مى خواند.
16- ارشاد مفيد، ص 213. اعيان الشيعة ، ج 1، ص 600.
17- ان اصبحتم معى قتلتم كلكم ...، (بحارالانوار، ج 45، ص 89).
18- انتظارى كه نسبت به آنان است ، يكى از دو خوبى است : ... هل تربصون بنا الا احدى الحسنيين ...، (توبه / 52).
19- اقبال لاهورى .
20- شيخ عباس قمى ، ترجمه نفس المهموم ، ص 116.
21- در منطق حسين بن على (عليهما السلام ) پيروزى فقط در غلبه نظامى نيست ، پيروزمند واقعى ، كسى است كه به تكليف عمل كند، چه پيروز شود، چه كشته گردد، در هرصورت ، پيروز است . در سخنى به اين نكته ، تصريح كرده و فرموده است : اما واللّه انى لارجو ان يكون خيرا ما اراد الله بنا، قتلنا ام ظفرنا، (مقتل الحسين مقرم ، ص 187).
22- مقاتل الطالبيين ، ص 112.
23- به نقل از تواريخ معتبر، در اين شب كسى نمى رود. (مقرم ، مقتل الحسين ، ص 260. حياة الامام الحسين (عليه السلام )، ج 3، ص 167).
24- به گفته آندره ژيد: ((اعمال ما به ما وابسته است ، همچنانكه درخشندگى به فسفر. درست است كه اعمال ما، ما را مى سوزاند، ولى تابندگى ما از همين است و اگر روح ما ارزش چيزى را داشته ، دليل بر آن است كه سخت تر از ديگران سوخته است )). (آندره ژيد، مائده هاى زمينى ، ص ‍ 24).
25- لا نختار العيش بعدك ، (بحارالانوار، ج 45، ص 89).
26- عباس عقاد، ابوالشهداء، ص 21.
27- چنانچه على ( عليه السلام ) خطاب به سپاه خويش مى فرمايد: فالموت فى حياتكم مقهورين والحيوة فى موتكم قاهرين . ((مرگ در زندگى ذلت بار است و زندگى در مرگ پيروزمندانه ))، (نهج البلاغه صبحى الصالح ، خطبه 51، ص 88).
28- اعيان الشيعة ، ج 1، ص 601. بحار، ج 44، ص 393.
29- محمد رضا حكيمى ، سرود جهشها.
30- فانى لا اعلم اصحابا اوفى ولا خيرا من اصحابى ولا اهل بيت ابر ولا اوصل من اهل بيتى فجزاكم الله عنى جميعا خيرا، (مع الحسين فى نهضته ،اسد حيدر، ص 196).
31- بحارالانوار، ج 45، ص 93.
32- نافع بن هلال بجلى (يا: جملى ) از بزرگان بزرگوار و شجاع شيعه ، كه از قاريان قرآن و حاملان حديث و از اصحاب اميرالمؤ منين بود و در ركاب آن حضرت ، در سه جنگ جمل ، صفين و نهروان شركت داشت . (ابصار العين ، ص 86).
33- آيت الله طالقانى (رحمه الله )، پرتوى از قرآن ، سوره فجر.
34- ... فاما الزبد فيذهب جفاء واما ما ينفع الناس فيمكث فى الارض ...، (رعد / 17).
35- ... يخرج الحى من الميت ...، (انعام / 95).
36- ( وَآيَةٌ لَهُمُ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهارَ ... )، (يس / 37).
37- تفسير برهان ، ج 4، ص 456.
38- ارشاد مفيد (ترجمه )، ج 2، ص 98.
39- برير بن خضير همدانى ، از بزرگان قراء و از اصحاب پارسا و متهجد على (عليه السلام ) بود و از شخصيتهاى معروف و معتبر كوفه به حساب مى آمد. (ابصار العين ، ص 70).
40- بحارالانوار، ج 45، ص 5.
41- ولا يحسبن الذين كفروا انما نملى لهم خير لانفسهم انمانملى لهم ليزد