يت الله العظمي صافي

منبع :‌ مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتنمقدمه

تاريخ امر به معروف و نهي از منكر و مبارزه با ظلم و كفر، نشان نمي‏دهد كه فرد ديگري جز حسين ‏عليه‌السلام‏ را با زن و فرزند و عائله، انبوهي از لشكري ستمگر، احاطه كرده باشد و خواهران و دختران خويش را در معرض اسيري مشاهده نمايد و بيش از هفتاد زخم شمشير و نيزه از دشمن خورده باشد اما در عين حال، عزت و كرامت نفس خود را حفظ كرده و به دين و وظيفه خود وفادار بماند.

اين حسين عليه‌السلام بود كه در راه امر به معروف و نهي از منكر چنان قوّت قلب و شجاعتي در روز عاشورا اظهار كرد كه از عهده آن همه امتحانات بزرگ برآمد و در بين شهداي راه حق، رتبه اول را حائز شد.

اين حسين عليه‌السلام بود كه پي در پي علاوه بر آن زخم‌هايي كه به جسمش مي‏رسيد، مصيباتي از داغ جوانان و شهادت برادران و برادرزادگان، و طفل شيرخوار كه هر كدام شجاع‌ترين افراد را از پا در مي‏آورد و ناچار به تسليم مي‏سازد بر او وارد مي‏شد و روح پر از ايمان و دل لبريز از صبر و يقين او را متزلزل نساخت.

اين حسين عليه‌السلام بود كه در اداي وظيفه نهي از منكر، با اين همه شدائد و سختي‌ها عذري نياورد و براي ترك آن بهانه جويي نكرد.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1756.txt">1 - آيا عامل قيام كربلا منافع مادي بود؟</a><a class="text" href="w:text:1757.txt">2 - آيا شرايط امر به معروف و نهي از منكر موجود بود؟</a><a class="text" href="w:text:1758.txt">3 - آيا قيام كربلا سياسي بود؟</a><a class="text" href="w:text:1759.txt">4 - آيا قيام كربلا ساده انگارانه بود؟</a><a class="text" href="w:text:1760.txt">5 - آيا قيام كربلا انتحار بود؟</a><a class="text" href="w:text:1761.txt">6 - چرا سيدالشهدا به جاي قيام شكيبايي نورزيد؟</a></body></html>1 - آيا عامل قيام كربلا منافع مادي بود؟

1. آيا مي‌توان عوامل سياسي،‌ منافع مادي، مصالح شخصي و يا اختلافات قبيله‌اي و خانوادگي را در قيام حسيني دخيل دانست و تصور كرد كه قيام حسين عليه‌السلام مستند به اين گونه عوامل بوده است؟

حسين ‏عليه‌السلام‏ در اين قيام، نه حكومت و مقام ظاهري و دنيوي مي‏خواست و نه بسط نفوذ و مال وثروت. او، براي اطاعت خدا از بيعت يزيد خودداري كرد و براي اطاعت امر خدا از حرمين شريفين هجرت نمود و براي اطاعت خدا جهاد كرد؛ پس براي برانگيخته شدن آن حضرت به اين قيام باعثي جز امر خدا و اداي تكليف نبود.

بهترين تعبيرات و واقعي‏ترين تفاسير در مورد علت قيام و نهضت حسين ‏عليه‌السلام‏، امر پروردگار بود و اين حقيقتي است كه تاريخ و دين و سوابق زندگي سيد الشهداء ‏عليه‌السلام‏ آن را تأييد و تصديق مي‌نمايد.

بر اين اساس، عوامل سياسي، منافع مادي، مصالح شخصي و يا اختلافات قبيله‌اي و خانوادگي نمي‌تواند در انگيزه‌هاي قيام حسيني دخالتي داشته باشد.

براي اثبات اين مدّعا و جهت پاسخ‌گويي به سؤال فوق مي‌توان اين قيام را از چند منظر مورد بررسي قرار داد.

1. شاخصة انقلاب‌هاي سياسي

در انقلابات سياسي، رهبران انقلاب براي مغلوب كردن دشمن از تطميع و تهديد، تهيه جمعيت و اسلحه، و از انواع تشبثات و حتي خيانت، دروغ و قتل نفس‌هاي ناگهاني خودداري نمي‏كنند. آنهايي كه بخواهند در انقلاب خود شرافتمندانه رفتار كنند پيش بيني‏هاي لازم را نموده و در جلب همكار و جمع افراد، اهتمام و كوشش مي‏نمايند. اينان هرگز از شكست خود و امكان پيروزي دشمن سخن نمي‏رانند، از اينكه آينده‌اي خطرناك و موحش در انتظارشان باشد حرفي به ميان نمي‏آورند، و سپاه خود را از يك پايان جانسوز و پرمصيبت خبر نمي‏دهند. اين گونه رهبران، لشكر را از دور خود پراكنده نمي‏سازند و هرگز از محل امني كه در نظر همگان محترم بوده و هتك آن محل به زيان دشمن تمام مي‏شود، بيرون نمي‏روند.

اگر رهبر يك نهضت چنين روشي را پيش گرفت و قيام خويش را استقبال از مرگ و شهادت تفسير كرد، دل به مرگ نهاد و تمام كسان و ياران خويش را با مرگ هم‌آغوش كرد ديگر قيام او را حركتي سياسي و به منظور تصرف حكومت و تصاحب سلطنت نمي‌توان تصور كرد.

ماهيت قيام سيد الشهدا

آن شاخصه‌اي كه در نهضت كربلا نمودار بود از جنس انقلاب‌ها نمي‌باشد. در قيام سيد الشهدا عليه‌السلام نه تنها از ابزار تهديد و تطميع دشمن استفاده نشد

بلكه رهبر اين قيام با صراحت از فرجام اين حركت تاريخي سخن به ميان مي‌آورد. پايان جانسوز اين حركت و آيندة به ظاهر خطرناكي كه چشم انتظار ياران حسين عليه‌السلام مي‌باشد بارها و بارها گوشزد شد؛ درمنزلگاه‌ها و اقامتگاه‌هاي مختلف و حتي در سخنراني‌هاي تاريخي و ماندگار آن حضرت، سخن از شهد شيرين شهادت و هم‌آغوشي با مرگ بود. در گفتگوهاي امام ردّ پايي از وعدة مقام و منصب و مال و ثروت نمي‌توان يافت. انقلاب حسين عليه‌السلام به دور از شاخصة انقلاب‌هاي سياسي مي‌باشد. گره نخوردن اين قيام تاريخي به منافع زودگذر، خود دليل بر ماندگاري اين قيام است.

2. تأثيرات فضاي معرفتي جامعه بر قيام

جهت‌گيري معرفتي جامعه در همراهي با حركت‌ها و قيام‌ها بسيار حائز اهميت است. گاه فضاي حاكم بر جامعه فضايي مصلحت طلبانه و منفعت خواه مي‌باشد. در چنين فضايي حتي اگر جامعه دوستدار حق و حقيقت هم باشد باز سهم خواهي‌هاي شخصي و قبيلگي براي او حرف اول را مي‌زند. اما اگر فضاي جامعه فضايي عاري از منفعت طلبي، پول، مقام پرستي باشد همراهي مردان آن جامعه با انقلاب‌هاي اصلاح‌گر و حق‌گرا بيشتر خواهد بود.

جامعه شناسي عصر قيام

جامعه زمان سيد الشهدا با جامعه زمان پيامبر تفاوت داشت. تجملات دنيا و خوش‏گذراني‌ها در آنان اثر كرده و شيريني حكومت و رياست را چشيده بودند. ثروت‏هاي كلان، مال و زمين و محصول فراوان، غلامان و كنيزان، تعلقاتشان را به دنيا زياد و ايمانشان را ضعيف ساخته بود. امر به معروف و نهي از منكر و دعوت به زهد و تقوا و فداكاري در راه حق، از بين رفته و حب دنيا و دوستي پول و مقام و شهوت وجدان‏ها را تاريك و آلوده ساخته بود.

آنهايي كه دستگاه‌هاي رهبري جامعه را اداره مي‏كردند نيز حالشان معلوم بود! عمرشان را با سگ و بوزينه و قمار و شراب و رقص و خوانندگي و غنا، سر كرده و بيت المال مسلمين را ميان طرفداران خود قسمت مي‏نمودند. با حقوق‌هاي زيادي كه به فرماندهان مي‏دادند و تمتعاتي كه در اختيارشان گذاشته شده بود شرف و غيرت و دين و توجه به مصالح را از آنها ربوده بودند. آنهايي كه با بني‏اميه، و مقاصد اين قوم همراه نبودند حداقلِّ مجازاتشان، محروميت از حقوق اجتماعي و قطع مقرري بود. از چنين جامعه‏اي توقع قيام و اجتماع و همراهي با يك پيشواي ديني يا رهبر ملي براي اسقاط حكومت خودكامه امري بعيد مي‌نمود.(1)

همه مردم، حسين ‏عليه‌السلام‏ را دوست مي‏داشتند و طرفدار فكر و روش او بودند ولي شجاعت روحي، رشد فكري، قوّت ايمان و گذشتشان به قدري نبود كه بتوانند مانند حبيب و مسلم و حر و زهير، مقامات و مصالح، و منافع زود گذر و موقت را فد