ـه خـمـيـس ) هـسـتـيـد. هـمـانـا رسـول خدا(ص) از نام تو و پدرت در شرطه خميس به من خبر داد و خداوند به زبان پيامبرش شما را شرطه خميس نام نهاد) (اختيار معرفة الرجال ، ج 1، ص 24، شماره 10).

شـرطـه خـمـيـس : خـمـيـس بـه مـعـنـاى سـپـاه اسـت كـه در آن دوره از پـنـج بـخـش تشكيل مى شد. جلودار، قلب ، ميمنه ، ميسره و مؤ خّره . شرطه خميس نخستين فوج سپاه است كه در جـنـگ حـضـور مى يابد و آماده مرگ مى شود. شمار شرطه خميس در سپاه اميرالمؤ منين (ع) شش يا پـنـج هـزار مـرد بـود. مـردى از اصـبـغ بـن نـبـاتـه پرسيد: اى اصبغ چگونه شرطه خميس نام گـرفـتـيـد؟ گـفـت : مـا بـرايـش (عـلى (ع) خـويش را آماده كشتن كرديم و او براى ما پيروزى را تضمين كرد. (اختيار معرفة الرجال ، ج 1، ص 25 و 321 شماره 165).

417-فـرازهـايـى از ايـن نامه را در بخش هاى پيشين بحث ديديم . در اين جا همه آن نامه را بـه عـنـوان يـك متن احتجاجى كامل كه كاشف يكى از نشانه هاى عمومى روش امام در رويارويى با معاويه است آورديم.

418-اخـتـيـار مـعـرفـة الرجـال ، ج 1، ص 259 شـمـاره 99. مـا بـه جـاى واژه هـاى پـيچيده رجال كشى ، از واژه هاى روشن متن بحار الانوار، ج 44، ص 212ـ214، شماره 9 استفاده كرديم .

419-الاحتجاج ، ج 2، ص 19ـ20.

420-دعائم الاسلام ، ج 2، ص 133، حديث شماره 468.

421-كامل مبرّد، ج 3، ص 208.

422-اغانى ، ج 17، ص 189.

423-الاحتجاج ، ج 2، ص 23ـ24.

424-كافى ، ج 6، ص 19، حديث 7.

425-مناقب آل ابى طالب ، ج 4، ص 38ـ39.

426-حـيـاة الامـام الحـسـيـن بـن عـلى (ع)، ج 2، ص 35، بـه نقل از المناقب والمثالب از قاضى نعمان مصرى ، ص ‍ 61.

427-تاريخ ابن عساكر (زندگينامه امام حسين (ع) ص 160ـ161، حديث 205.

428-تاريخ ابن عساكر (زندگينامه امام حسين (ع)، ص 160ـ161، حديث 205.

429-مناقب آل ابى طالب ، ج 4، ص 66.

430-همان ، ص 65.

431-عـيـون اخـبار الرضا، ج 2، ص 43ـ44، شماره 154. عبارت ميان دو كمانك متن روايتى است كه در صحيفه امام رضا(ع)، حديث 177 آمده است .

432-نحل (16) آيه 23.

433-تفسير عياشى ، ج 2، ص 257، حديث 15.

434-تحف العقول ، ص 177 ـ 178.

435-المحلّى ، ج 8، ص 514 ـ 515.

436-اعيان الشيعه ، ج 1، ص 580.

437-همان.

438-انساب الاشراف ، ج 3، ص 151، حديث شماره 13.

439-اخبار الطوال ، ص 211.

440-بحار الانوار، ج 27، ص 127ـ128، حديث 118.

441-بحار الانوار، ج 67، ص 246، حديث 85.

442-اختيار معرفة الرجال ، ج 1، ص 331ـ332، حديث 182.

443-الاحتجاج ، ج 1، ص 7ـ8.

444-همان.

445-اختيار معرفة الرجال ، ج 1، ص 332، حديث 183.

446-الخرائج والجرائح ، ج 1، ص 245ـ246، شماره 1.

447-مـسـتـدرك الوسـائل ، ج 7، ص 192ـ193، بـاب 17، حـديـث شـمـاره 7، بـه نقل از مجمع البحرين در مناقب السبطين از ولى الله رضوى .

448-الكامل فى التاريخ ، ج 3، ص 503ـ504.

449-الاستيعاب ، دار الجيل ، بيروت ، ج 1، ص 391.

450-الامـامـه والسـيـاسـه ، ج 1، ص 173ـ176. 451  -الامـامه والسياسه ، ج 1، ص 176 ـ 177.

452-ر. ك . الكامل فى التاريخ ، ج 3، ص 506.

453-همان ، ص 506.

454-الامامه والسياسه ، ج 1، ص 179.

455-همان.

456-همان ، ص 180.

457-الامـامـه والسـيـاسـه ، ج 1، ص 182. مـتـن كـامـل پاسخ امام (ع) در احتجاج هاى آن حضرت عليه معاويه و بنى اميه (به روايت كشى ) آورده ايم . مراجعه كنيد.

458-همان ، ص 182 ـ 183.

459-الامامة والسياسة ، ج 1، ص 185 ـ 188.

460-الامامة والسياسة ، ج 1، ص 189ـ190.

461-الفتوح ، ج 4، ص 339.

462-الفتوح ، ج 4، ص 343.

463-براى مثال ، عبدالله العلايلى در كتاب ((الامام الحسين (ع) خود با آن كه مدعى است ، آن را بسيار محققانه نوشته و گزارش هاى پراكنده تاريخى را در قالب تحليلى جامع ارائه داده است و به استنتاج هاى منطقى و درست دست يافته نيز به چنين گردابى درافتاده است.

464-ترجمة الامام الحسين ، ابن عساكر، ص 5.

465-الكامل فى التاريخ ، ج 3، ص 458ـ459.

466-تاريخ الطبرى ، ج 4، ص 173.

467-تاريخ يعقوبى ، ج 1، ص 166.

468-اختيار معرفة الرجال (رجال كشى )، ج 1، ص 177، شماره 77.

469-آس : ريحان شامى ، مورد، آس.

470-تاريخ ابن عساكر (زندگينامه امام حسين (ع)، ج 8، حديث شماره 6.

471-ميزان الاعتدال ، ج 3، ص 201.

472-نفس المصدر، ج 3، ص 205.

473-تاريخ يعقوبى ، ج 2، ص 220.

474-تاريخ يعقوبى ، ج 2، ص 239.

475-الكامل فى التاريخ ، ج 3، ص 490.

476-تاريخ الطبرى ، ج 4، ص 213.

477-الامامة والسياسة ، ج 1، ص 187.

478-الكامل فى التاريخ ، ج 3، ص 317 (ادارة الطباعة المنيريه ، مصر، چاپ نخست ).

479-كتاب الامالى (النوادر منه )، ابوعلى قالى ، دار الكتب العلميه ، بيروت ، لبنان ، ج 3، ص 175 ـ 176.

480-الكامل فى التاريخ ، ج 3، ص 508 ـ 511.

481-الامامة والسياسة ، ج 1، ص 190 ـ 191.

482-اختيار معرفة الرجال (رجال كشى )، ج 2، ص 700، شماره 742.

483-ميزان الاعتدال ، ج 4، ص 35 ـ دارالفكر.

484-البدايه والنهايه ، ج 8، ص 144.

485-محاسن الوسائل فى معرفة الاوائل ...؟

486-انعام (6)، آيه 28.

487-الفتنة الكبرى ، ج 2، ص 244.

488-الفتنة الكبرى ، ج 2، ص 244.

489-الكامل فى التاريخ ، ج 4، ص 5.

490-تاريخ الطبرى ، ج 4، ص 240ـ241.

491-الكامل فى التاريخ ، ج 4، ص 6.

492-حياة الامام الحسين 7، ج 2، ص 197.

493-تـاريـخ الطـبرى ، ج 4، ص 238ـ239. شيخ صدوق نيز در كتاب امالى (ص 129، مجلس سى ام ، حديث شماره 1) همين وصيت نامه را، با تفاوت ، از امام صادق از باقر از سجاد(ع)نقل كرده است . در آن جا آمده است : ((چون معاويه در آستانه مرگ قرار گرفت ، پسرش ، يزيد مـلعـون را فـراخواند و او را در حضور خويش نشاند و گفت :...) و اين كاشف از آن است كه يزيد وصيت نامه را به طور حضورى از پدرش دريافت داشته است .

و در آن آمده است : ((... اما عبدالله عمر باتوست پس همراهش باش و او را وامگذار...) اين در واقع كاشف از ارتباط پسر عمر با جريان نفاق و تاءييد حكومت اموى است ، هر چند كه خود حكومت ، وى را يـكـى از دشـمـنـانى كه از آن ها بيم داشت وانمود مى كرد. عبدالله عمر نيرويى اموى بود كه بـه دروغ در صـف مـخـالفـان درآمـد؛ و كـسـى كـه در گـفـت و گـوهـاى وى بـا امـام حـسـيـن (ع) تاءمل بورزد اين حقيقت را به روشنى درمى يابد.

و در آن آمـده اسـت : ((امـا حـسـيـن بـن عـلى مـنـزلت او را از رسـول خـدا(ص) مـى دانـى ، او از گـوشـت و خون رسول خدا(ص) است و دانستى كه ناگزير، عـراقـيان او را به سوى خود خواهند كشيد و آن گاه او را رها و تباه خواهند ساخت . چنانچه بر او دسـت يـافتى حق و منزلت او را نسبت به رسول خدا(ص) بشناس و او را بر كارش مؤ اخذه مكن و بـا وجـود ايـن مـا بـا او آمـيـخـتـه ايـم و پـيـونـد داريـم مـبـادا بـه او بدى برسانى و يا از تو نـاخـوشـايندى ببيند...). اين كاشف از آن است كه موضع معاويه پرهيز از رويارويى آشكار با امـام اسـت و ايـن كـه چـنـانـچـه ايـن رويـارويـى آشـكـار روى دهـد، مـورد عـفـو قـرار گـيـرد ـ و مـا دليـل ايـن مـوضـعـگـيرى را در متن بيان كرديم ... اين چيزى است كه منابع هر دو فرقه تشيع و تسنن آن را ذكر كرده اند و اين احتمال كه وصيت را به دروغ به معاويه نسبت داده باشند، بسيار ضعيف مى سازد.

494-تاريخ الطبرى ، ج 4، ص 238؛ الكامل فى التاريخ ، ج 4، ص 6.

495-ر. ك . حياة الامام الحسين (ع)، ج 2، ص 236 ـ 238.

496-همان ، ص 239.

497-حـيـاة الامـام الحـسـيـن (ع)، ج 2، ص 239، بـه نـقـل از بـحـث اسـتـاد عـبـدالهـادى م