شمن با او همدست شود جايز نيست، و جلب آنها با پول بيت المال، و تطميع به مقام و منصب و جاه، برخلاف روش آل علي بود؛ زيرا موجب ترويج ظلم و بازگذاشتن دست ستمكاران و خيانت پيشگان مي‏شد.

با اين وضع و با اين محيط، اگر امام حسن ‏عليه‌السلام‏ صلح نمي‏كرد علاوه بر آنكه باقيمانده سپاهش به وضع موهني شكست مي‏خوردند، ممكن بود خود آن حضرت هم به وسيله بعضي لشكريان منافق مانند اشعث كه از زمان حضرت امير ‏عليه‌السلام‏ با معاويه محرمانه همكاري مي‏كرد كشته و يا دستگير و تسليم معاويه گردد و پس از يك سلسله توهينات خدعه‌آميز كه مخصوص به معاويه بود آزاد شود و معاويه آن را نشانه حلم و بردباري قرار داده و منّتي از خود بر خاندان پيغمبر و بني هاشم بشمارد و مهابت و جلالت و محبوبيتي را كه آن حضرت در نفوس داشت، از بين ببرد و سرانجام هم، با همان وضع فجيع، آن حضرت را مخفيانه به قتل برساند.

مسلماً لطمه‏اي كه از اين وضع به اهل حق وارد مي‏شد، قابل جبران نبود و ديگر، زمينه‏اي براي قيام و اقدام حسين ‏عليه‌السلام‏ فراهم نمي‏شد.

دو موقعيت، دو روش

اگر حضرت امام حسن ‏عليه‌السلام‏ بعد از مرگ معاويه، زنده بود، همان روش حسين ‏عليه‌السلام‏ را انجام مي‏داد و بطور يقين با زمامداري يزيد بشدّت مخالفت مي‏كرد، بلكه اگر در حيات آن حضرت، معاويه ولايتعهدي يزيد را رسماً عنوان مي‏نمود با مخالفت آن حضرت مواجه مي‏شد و سخت به زحمت مي‏افتاد؛ بنابراين وقتي در حيات حضرت مجتبي ‏عليه‌السلام‏ به مدينه آمد و از عبادله در موضوع بيعت گرفتن براي يزيد نظر خواست دانست كه با وجود امام، ولايتعهدي يزيد انجام پذير نيست. از آن پس سخني از آن نگفت تا امام را شهيد ساخت. سپس بطور علني ولايتعهدي يزيد را عنوان كرد و برايش به زور از مردم بيعت گرفت.

اصل اجراي مأموريت الهي

ابن شهر آشوب روايت كرده كه اهل قبله اجماع دارند بر اينكه پيغمبر ‏صلّي ‏الله عليه و آله وسلّم فرمود:

اَلْحَسَنُ وَ الْحُسَينُ اِمامانِ قاما اَوْ قَعَدا (42)

حسن و حسين امام و پيشوا هستند ايستاده باشند يا نشسته.

اين حديث و احاديثي ديگر دلالت دارند بر اينكه حسن عليه‌السلام و حسين عليه‌السلام به هر حال منصب امامت را دارا هستند خواه قيام كنند و خواه خانه نشين باشند.

هر روشي كه اين دو برادر و سائر ائمه عليهم السّلام پيش گرفتند برحسب امر خدا و تكاليف خاصي بوده است كه بحسب اقتضاي مصالح برعهده آنها بوده و اين بزرگواران در سكوت و تكلم، صلح و جهاد، و احوال ديگر مأمور به امر خداوند متعال بوده‏اند و هركدام در عصر خود حامي دين خدا و امان مردم و كشتي نجات بوده و هستند.

حسن ‏عليه‌السلام‏ مانند دوران جدش پيغمبر ‏صلّي‏الله عليه و آله وسلّم در مكه معظمه، و پدرش علي ‏عليه‌السلام‏ در زمان حكومت ابي بكر و عمر و عثمان رفتار كرد؛ و حسين ‏عليه‌السلام‏ بعد از مرگ معاويه مانند جدش رسول اعظم ‏صلّي‏الله عليه و آله وسلّم در هنگامي كه در مدينه بود و مانند پدرش امير المؤمنين ‏عليه‌السلام‏ در مدت پنج سال كه با ناكثين و قاسطين و مارقين جهاد كرد، رفتار نمود.

در روايت است كه جابر به حضرت امام حسين ‏عليه‌السلام‏ پيشنهاد داد كه مانند برادرش صلح نمايد؛ حسين فرمود: «اي جابر! برادرم به امر خدا و پيغمبر صلّي الله عليه و آله و سلّم صلح كرد، و من هم به امر خدا و پيغمبر ‏صلّي‏الله عليه و آله وسلّم رفتار مي‏كنم.» (43)<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1763.txt">1 - عاشورا روز وصال حسين عليه‌السلام با محبوب خويش بود؛ پس چرا سوگواري كنيم؟</a><a class="text" href="w:text:1764.txt">2 - آيا تبرّي بر تولّي رجحان دارد؟ </a><a class="text" href="w:text:1765.txt">فصل سوم: فقه عاشورايي</a></body></html>1 - عاشورا روز وصال حسين عليه‌السلام با محبوب خويش بود؛ پس چرا سوگواري كنيم؟

1. بعضي مي‌گويند: روز عاشورا روز شادي و مسرت اهل بيت عليهم السلام است؛ زيرا روز كاميابي و ظفر و وصال امام حسين عليه‌السلام و اصحاب آن حضرت به پروردگار متعال است، و تأسف و سوگواري ما ناشي از جهل به مقام شامخ آن حضرت و محبت و دلبستگي ما به دنياست. اين نظر تا چه اندازه صحيح است؟

السلام عليك يا اباعبدالله الحسين و علي الارواح التي حلت بفنائك

قال الرضا عليه‌السلام: ان يوم الحسين، اقرح جفوننا، و اسبل دموعنا... اورثتنا الكرب و البلاء الي يوم الانقضاء فعلي مثل الحسين فليبك الباكون، فان البكاء عليه يحط الذنوب العظام (44)

عظمت عاشورا

روز عاشورا، روز اوج ظهور كرامت انساني، و بروز نهايت عظمت درجات معنوي است، و زبان و بيان ما از توصيف مجد، شرف، ايمان، عالي‌ترين مكارم

اخلاق، صبر، استقامت، شجاعت، تسليم، توكل، عزت و مواضع جليله‌اي كه در آن روز از حضرت سيد الشهداء عليه‌السلام ظاهر شد، عاجز و ناتوان است.

لـو لا صوارمهم و وقــع نبالهم

لـم يسمـع الآذان صــوت مكبر

قد غير الطعـن منهم كل جارحة

سوي المكارم في أمن من الغير (45)

اشهد انه عليه‌السلام بذل مهجة في الله حتي استنقذ عباده من الجهالة و حيرة الضلالة (46)

همان طور كه گفته‌ايد اين روز، روز افتخار و مباهات بر ملائكة مقربين است؛ روزي كه هيبت و عظمت آن از كوه‌هاي جهان، كهكشان‌ها و منظومه‌ها سنگين‌تر است، عقول عقلا را مات و حيران نموده، و همة دنيا را برابر آن روحِ بزرگ‌تر و پهناورتر از زمين و آسمان، خاضع نموده است؛ سزاوار است كه هر انسان آگاه وبلكه همگان به اين روز، افتخارنمايند، و برخود ببالند؛ اين با نگاه به عظمت‌موضع‌وموقف‌حضرت سيدالشهدا وآن ايستادگي بي‌نظيردرآن ايستگاه و حفظ موقعيت در برابر عواملي كه هر يك مي‌توانست بزرگ‌ترين تهمتنان جهان را به قبول شكست و تسليم وا دارد، سراسر افتخار و عظمت است.

روز مصيبت‌هاي جانكاه

در عين حال ما از سوي اهل بيت عليهم السلام وظيفه داريم كه اين طغيان بزرگ كفار و شقاوت بي‌مانند دشمنان خدا و مصائب جانكاه غير قابل تحملي را كه به سيد الشهدا عليه‌السلام وارد كردند، محكوم كنيم و تنفر و بيزاري خود را از مرتكبين اين واقعه اعلام نماييم، و بيشترين برنامه‌هاي سوگواري را در روز عاشورا و ديگر مناسبت‌ها اظهار كنيم، و بر سر و سينه بزنيم، نوحه بخوانيم، «الله اكبر ماذا الحادث الجلل» (47) بگوييم، و همان طور كه زينب كبري، عقيلة القريش فرمود:

ليت السماء اطبقت علي الارض و ليت الجبال تدك دكت، علي السهل (48)

را تكرار كنيم، و «كاش آن زمان سراق گردون نگون شدي» را بسراييم و هر چه مي‌توانيم، تأسف خود را از آن مصيبات بزرگ كه بر اهل بيت عليهم السلام وارد شد اظهار كنيم و هر وقت، آب مي‌نوشيم بر حسين عليه‌السلام، سلام و صلوات بفرستيم؛ اين بر همه، هم سنت است و هم بزرگداشت. روز حسين عليه‌السلام مكتب است، مدرسه است، مذهب است، انسان‌ساز است، احياي دين است، محكوم كردن ظلم و ستم است و حمايت از حق و اسلام است. (49)2 - آيا تبرّي بر تولّي رجحان دارد؟

2. آيا احاد