ايق و معارف قرآن بامطالب ديگران و بيگانگان از اسلام همواره بگريزند؛ و ((تعقل )) خويش را، ((تعقل قرآنى )) خالص قرار دهند نه جز آن (3) ؛ و خلوص آسمانى علم قرآنى را با ((شوائب انظار))(4) و داده هاى ذهن بشر - اگر چه بزرگان - در هم نياميزند؛ و خود را از فهم خالص و مستغنى علم قرآنى بى نصيب نگردانند؛ و به تفاوت عظيم علم ((انسان هادى )) با تصورات ((انسان هابط)) توجهى عميق كنند؛ و هر چه را از قرآن ندانستند، به صاحبان ((عقل كامل الهى )) و دارندگان ((علم صحيح )) يعنى ((اهل الذكر)) (چنانكه خود قرآن كريم تصريح كرده است ) مراجعه كنند، يعنى به عالمان علم قرآنى (من خوطب به )، كه باب مدينه علمند، و ((علم صحيح )) را درباره ((كتاب اجمالى )) (قرآن )، و ((كتاب تفصيلى )) (جهان )، از پيامبر خدا فرا گرفته اند.
(2) معلمان قرآن (امامت - پيروى از ((انسان هادى )))
كه مسلمانان به هدايت ثقلين (دو يادگار بزرگ پيامبر (صلى الله عليه وآله ) در ميان امت ) چنگ در زنند، و از شناخت امام زمان خود- در هر دوره - غفلت نكنند؛ تا آنجا كه در احاديث نبوى - از طريق سنى و شيعه - رسيده است كه ((هر كس از جهان در گذرد و امام زمان خود را نشناخته باشد، به مرگ جاهليت مرده است ))، يعنى مانند مردم عهد جاهليت در گذشته و به حقيقت اسلام و هدايت قرآنى نرسيده است ، و زندگيى قرآنى نداشته است .
و راز اين امر روشن است ، زيرا كه قرآن به ((صراط مستقيم )) دعوت كرده است ، و پيمودن صراط مستقيم را تنها راه نجات انسان در اين جهان و آن جهان دانسته است ؛ و صراط مستقيم - در همه ابعاد نظرى و عملى آن - امرى بديهى نيست ، يعنى چنان نيست كه همه افراد - يا حتى بزرگان بشر - آن را بدانند و حدود و چگونگى هاى آن را تشخيص ندهند، وگرنه همه اهل جهان به همان طريق مى رفتند، و اين همه اختلاف و درگيرى و گمراهى و انحطاط و ظلم و جنگ و جهل و سقوط در كار نبود.
نيز چنان نيست كه مسلمانان بخودى خود، يا با استفاده از قرآن بدون امام معصوم ( يعنى بدون معلمى راستين كه داناى علم قرآنى باشد، و علم قرآن را - مستقيم - از آورنده قرآن فرا گرفته باشد)، آن را بشناسد و حدود و چگونگى هاى آن را دريابند، وگرنه همه مسلمانان - كه قرآن در دستشان هست - همان يك راه را مى پيمودند، و به اين همه اختلاف نظرها و بحثها و درگيريها و جنگها... دچار نمى گشتند. اين است كه قرآن معلم و مبين مى خواهد، و صراط مستقيم دليل و هادى . و معلم قرآن و هادى صراط مستقيم امام معصوم است ، كه علم قرآن و رموز صراط مستقيم و سر هدايت را - سينه به سينه- از پيامبر خدا و آورنده قرآن فرا گرفته است . پس شناخت امام معصوم كه پيامبر اكرم آنگونه بر آن (در دهها حديث معتبر) تاكيد كرده است امرى ضرورى است ، و در واقع مقدمه شناخت قرآن است و عمل به قرآن .
آيه مباركه ((اهدنا الصراط المستقيم )) نيز كه همواره در نماز خوانده مى شود ناظر به همين معنا است . ما در عين اينكه مسلمانيم و اهل قبله و قرآنيم ، و به هدايت مهديه هدايت شده ايم ، باز در هر شبانه روز - دست كم - ده بار در نماز مى گوئيم : ((اهدنا الصراط المستقيم ))، و از خداوند بزرگ مى خواهيم كه ما را به ((صراط مستقيم )) هدايت كند. اين صراط مستقيم كدام است و چيست ؟ اين مطلوب و مقصود، مرتبه تفصيلى آن اجمال است . يعنى اصل هدايت ما به دين اسلام ، هدايت به ((صراط مستقيم )) است بطور اجمال . سپس از خدا مى خواهيم و در خواست مى كنيم ما را به تفصيل اين اجمال و شئون خاصه آن برساند، و از همه ابعاد علمى و عملى صراط مستقيم و راه راست آگاه گرداند، تا بر آنهمه - به توفيق او - ثابت قدم باشيم ، و به آنهمه - به توفيق او - عمل كنيم . و استعانتى كه در ((اياك نستعين )) مى جوييم و از خداى متعال كمك و مدد و يارى مى طلبيم نيز نظر به همين جهات است .
مفسر جليل ، شيخ ابو على طبرسى ، در تفسير اين آيه سخنانى مفيد آورده است ، از جمله مى گوييد ((براى صراط مستقيم چند معنى گفته اند، يكى اينكه مراد پيامبر (صلى الله عليه وآله ) است و امامان بعد از او. و در اخبار ما شيعه ، اين معنى آمده است .))، سپس ‍ مى افزايد: الصراط المستقيم ، هو الدين الذى امر الله به ، من التوحيد والعدل و لايه من اوجت الله طاعه .(5) صراط مستقيم همان دينى است كه خداوند امر به قبول آن و عمل به آن كرده است ، يعنى : توحيد و عدل و ولايت (امامت ) كسى كه خدا اطاعت او را واجب كرده است .
(3) اجراى عدالت
واى كه تا چه اندازه دراين باره تاكيد كرده اند، بطورى كه دين اسلام ، دراين ((توحيد و عدل )) خوانده شده است ، عدل به همه معانى و در همه مقصدهاى آن . همه مسلمانان خداى متعال را ((عادل )) مى دانند، پس او چگونه به ظلم راضى است ؟ هرگز چنين نيست . عدل جزء ذات دين است . و همين عدل است كه پيامبر (صلى الله عليه وآله ) فرموده است : ((يك ساعت اجراى عدالت بهتر است از هفتاد سال عبادت ، شبانه روز نماز و روزه )).(6) و خوشبختانه براى فهميدن معانى ((عدل )) نياز به كسى و تعريفى و فلسفه اى نداريم ، زيرا از امامان معصوم (عليه السلام ) دراين باره صريحتيرن بيان ، در معتبرترين كتاب آمده است . شيخ بزرگوار كلينى ، از حضرت امام جعفر صادق (عليه السلام ) نقل كرده است كه فرموده : ((اگر در ميان مردم به عدالت رفتار شود، همه بى نياز خواهند گشت )).(7) پس عدالت اجتماعى و اقتصادى يعنى رسيدن به زندگى منهاى فقر. پس هرجا فقر است عدل نيست . و هر جا عدل نيست توحيد نيز - چنانكه بايد - نيست .
(4)- طلب علم و دانش
كه آن را بر همه افراد، از مرد و زن ، واجب فرموده است ، و احاديث نبوى دراين باره چه بسيار است .
(5)- نماز
كه آن را ستون دين شمرده است ، و همين بس است درباره اهميت نماز، زيرا كه ((بر پا نبودن خيمه بى ستون )). و فرموده است كه نماز بهترين همه كارهاى انسان است .
(6)- ((امر به معروف )) و ((نهى از منكر))
كه فرموده است : ((چون مردم اين دو فريضه را ترك كنند... اشرار بر آن مسلط گردنند... و دعاى نيكان نيز مستجاب نگردد...)).(8)
(7)- رعايت همسايه ، خدمت به مردم
كه تا چهل خانه را، از چهار طرف ، همسايه شمرده است ، و فرموده است : ((هركس سير بخوابد و همسايه اش گرسنه باشد، به من ايمان نياورده است ))،(9) و چه بسيار سفارشهاى ديگر، درباره همسايگان ؛ و بطور عام ، درباره هركس كه انسان با او سروكارى پيدا كند، از هر دين و مذهب كه باشد، سفارش شده است كه با تواضع و صداقت و امانت و ادب با او رفتار كند؛ چنانكه امام محمد باقر (عليه السلام ) فرموده است : ((... با مردم مؤ من دوستى يكدل باش ؛ و اگر يهودى با تو همنشين شد، با او به خوبى معاشرت كن )).(10)
و درباره ((خدمت به مردم )) از پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله ) رسيده است كه فرموده : ((مردمان خانواده خدا هستند، اين است كه محبوبترين خلق در نزد خدا كسى است كه نفعى به خانواده خدا (يعنى مردم ) برساند، و خانوارى را شادمان سازد).(11) ((بهترين كارها در نزد خدا آن است كه براى مؤ منى كارى كنى ، او را سير كنى يا غمى از دلش بر دارى )).(12)
و از امام صادق (عليه السلام ) رسيده است كه فرموده : ((... هنگامى كه بنده خدا براه افتد براى انجام دادن