 كارى براى مؤ منى ، خداوند دو فرشته را - در طرف راست و چپ او - مامور مى كند تا براى او طلب مغفرت و دعا كنند... و به خدا سوگند، هنگامى كه كار كسى درست شود و احتياج مسلمانى بر آورده شود، پيامبر خدا (صلى الله عليه وآله ) بيشتر خوشحال مى شود تا صاحب حاجت )).(13)
همچنين امام صادق (ع ) فرموده : ((هركس خانه اى داشته باشد، و مسلمانى نياز به آن خانه پيدا كند و صاحب خانه ندهد، خداوند متعال مى فرمايد: اى فرشتگان من !آيا اين بنده من نشستن در خانه دنيا را از بنده ديگر من دريغ كرد، به عزت و جلال خودم سوگند كه هرگز او به بهشت من پا نخواهد گذاشت )).(14)
(8)حق الناس
كه فرموده است : ((كسى كه حقى از ديگرى بر گردن او باشد و ادا نكند، صاحب حق در قيامت مطالبه خواهد كرد و از او خواهد گرفت )).(15)
(9)-طلب روزى حلال
كسب حلال و پاكى در كار و كسب و شغل ، و قانع بودن به نفع كم ، در زندگى جسمى و روحى انسان مؤ ثر است ، و ارزش عبادتهاى شخص به خوراك و پوشاك و مسكن حلال اوست .پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله ) فرموده است : ((... بالاترين و بهترين مراتب عبادت طلب روزى حلال (و كسب درست و حلال ) است .))(16)
(10)داشتن اخلاق خوش
((داشتن اخلاق خوش ، انسان را به مقام كسانى مى رساند كه روزها روزه اند و شبها مشغول نماز و عبادت ))؛ ((بهترين شما خوش ‍ اخلاقها هستيد ، كه با مردم مى جوشند و (با خوش برخوردى و اخلاق خوش و روى گشاده و تواضع ) با همه سلوك مى كنند)).(17)
((اى ابوذر!انسان بد اخلاق - تا اخلاق خود را خوب نكند - دايم از خدا دور مى شود))؛(18) ((با خانواده خود و همسايگان و هر كس از مردم كه با شما معاشرت و سرو كار دارد، با خوش اخلاقى رفتار كنيد، تا خداوند درجات عالى بهشت را به شما بدهد)).(19)
(11)- ميانه روى در مصرف (ترك اسراف و ريخت و پاش )
((... هر كس در خرج كردن ميانه روى كند در مانده نمى شود)).(20) ((از جمله فهم دين (و ديندارى )، ملاحضه داشتن در زندگى (و مصرف ) است )).(21) ((كسانى كه اسراف مى كنند، حق ديگران را مصرف مى كنند)).(22) ((كسانى كه در مصرف ميانه روى نكنند و به ريخت و پاش و اسراف بپردازند، دعاهايشان به درگاه خدا مستجاب نمى شود)).(23)
((اى ابوذر!هر كس دو جامه دارد، يكى را خود بپوشد و يكى ديگر را به ديگرى بدهد)).(24)
(12)محاسبه نفس
محاسبه نفس (يعنى حساب كشى از خود، درباره صفات و اخلاق و رفتار و كارهاى خود)، امرى بسيار مهم است ، و دراين باره احاديث بسيار رسيده و تاكيد بسيار شده است ، و براى اصلاح نفس و درست كردن كارها و رفتار و گفتار و پندار و افكار و صفات و خصلت هاى خود، از عوامل بسيار مؤ ثر است . پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله )، در سفارشهاى خود به ابوذر غفارى مى فرمايد:
((اى ابوذر!انسان وارد جرگه اهل تقوا نمى شود مگر هنگامى كه از نفس خود حساب بكشد)، و مانند دو شريك كه از يكديگر حساب مى خواهند از نفس خود حساب بخواهند، تا بداند كه خوردنى و نوشيدنى خود را از كجا و چه راهى بدست آورده ، حلال يا حرام ... اى ابوذر، كسى كه اهميت ندهد كه مال را از كجا بدست مى آورد، خداى متعال هم اهميت نمى دهد كه او را از كجا وارد جهنم كند)).(25)
امام على بن ابى طالب (عليه السلام ) نيز مى فرمايد: ((من حاسب نفسه ربح ، و من غفل عنها خسر،(26) هر كس به حساب خود رسيدگى كرد (و نفس را محاسبه نمود) سود مى برد، و هر كس از نفس خود (و محاسبه آن ) غفلت كرد زيان مى بيند)).
البته اصلاح نفس آسان نيست ، ليكن بايد بدان پرداخت و اهتمام ورزيد، تا به لطف خدا و عنايت ولى خدا ميسر گردد.انسان هنگامى كه به محاسبه نفس خود پرداخت و صفات و احوال و گفتار و احوال خود را (هر شب ، چنانكه در احاديث رسيده است ، يا هفته اى يك بار) سبك سنگين كرد و سنجيد، و بد و خوب را جدا ساخت ، مى تواند از صفات و خصلتها و گفتار و رفتار بد بپرهيزد، و صفات و خصلتهاى خوب را در خود پديد آورد و به گفتار و رفتار خو بپردازد، تا به جايى كه كم كم بدى در كارهايش و گفتار و زبانش پيدا نشود.
(13)-ترك غيبت و دروغ و تكبر
((اى ابوذر!از غيبت كردن به پرهيز، كه غيبت كردن از زنا بدتر و سنگينتر است ... زيرا ممكن است شخص زنا كند و به درگاه خدا توبه كند، و خدا او را بيامرزد، ليكن غيبت آمرزيده نمى شود مگر اينكه شخص غيبت شده راضى شود و بگذرد)).(27)
((اى ابوذر!هر كس نگذارد از مسلمانى غيبت شود، حقى بر خداى متعال پيدا مى كند كه او را از آتش جهنم نگاه دارد)).(28)
((اى ابوذر!شخص يك كلمه در مجلسى مى گويد كه اهل مجلس را بخنداند، به همان كلمه (اگر غيبت ، تهمت نابجا، هتك آميز و... باشد)، چنان در جهنم فرو مى افتد، مانند افتادن از آسمان به زمين )).(29)
((اى ابن مسعود!هميشه راست بگو، و مبادا از دهانت حتى يك سخن دروغ خارج شود))؛(30) ((اى ابوذر!هر كس زبان خود را حفظ نكند، هيچ كار نكرده است ))؛(31) ((اى ابوذر! هر كسى بميرد و يك ذره تكبر در دلش باقى مانده باشد، بوى بهشت را نخواهد شنيد، مگر پيش از مرگ توبه كند(32) (و آن كبر را از دل خود در آورد و از سر خود بيرون آورده بدور اندازد).
(14)-نپذيرفتن كار در صورت نداشتن مهارت و تخصص
اهميت اين امر بسيار روشن است . كار را بايد به كاردان سپرد. در انقلاب ما يك مشكل بزرگ همين بود - و همين هست - كه اغلب كار به دست كاردان سپرده نشده است و نمى شود. و اين سخن پيامبر بزرگوار ماست : ((هر كس كارى را بدون اطلاع (و تخصص ) انجام دهد، بيشتر از آنكه درست كند خراب مى كند)).(33)
امام صادق (ع ) نيز فرموده است : ((تفاوتى نيست ميان اينكه كارى را به دست شخصى ناوارد بسپاريم يا شخص خائن ))(34) ، كه ((ناشى )) و نا مطلع از رموز كار و شئون تخصص را در حد ((خائن )) شمرده اند. نيز امام صادق (ع ) فرموده است : ((هر كس به كار و كسبى مى پردازد (و مسئوليتى را مى پذيرد)، بايد در آن كار حاذق و ماهر (متخصص ) باشد)).(35)
(15)-ذكر خدا
((مى خواهيد به شما بگويم بهترين اعمال شما و پاكيزه ترين اعمال در نزد پروردگارتان چيست ؛ عملى كه بيشتر از هر چيز درجات شما را بالا مى برد، و از زر و سيم دنيا براى شما سودمندتر است ، و بهتر از جنگ و كشتار و كشته شدن در راه خداست ؟)) گفتند: آرى ، اى پيامبر خدا بگو: ((بسيار ذكر خدا كردن و به ياد خدا بودن ).(36)
و در حديثى ديگر پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله ) فرموده : ((.. ذكر خدا در همه حال و به ياد خدا بودن (اهميت بسيار دارد). و اين به آن معنى نيست كه فقط سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر بگويى ، بلكه به اين معنى است كه هنگامى كه به كار حرامى (خوراك حرامى ، نگاه حرامى ، سخن حرامى و...) برسى ، (خداى عزوجل را به ياد آورى و) از او بترسى و آن را ترك كنى )).(37)
البته اذكار لسانى - و از جمله تسبيحات اربعه ، و لااله الاالله ، و لا حول و لا قوه الا باالله ... - و اذكار قلبى اهميت بسيار دارد، و ليكن ((ذكر عملى )) و تذكر خدا به هنگام هر عمل و اقدام نيز از اهميتى فوق العاده برخوردار است ، بخصوص كه اگر اين ياد كردن سبب شود تا شخص هر عملى را به قصد قربت و براى خدا انجام دهد، حتى نوازش كردن كودك خود را، و كارهاى خلاف را ترك كند.
((اى ابوذر!در هر كارى كه مى كنى قصد قربت 