 ) فرمود:
اذا دخل وقت الصلاه ، فاذن واقم ، تعرف الغالب (78)
- هنگامى كه وقت نماز رسيد، اذان و اقامه بگو، خواهى فهميد چه كسى غالب و پيروز است .
اين پاسخ به فرد سرشناسى از خاندان اموى ، بخوبى و روشنى مى گويد كه شما بنى اميه مى خواستيد اذان نماند، نماز نماند، و اشهد ان محمدا رسول الله برافتد؛ و حال ديد كه چنين نشد، و اذان ماند، و نماز ماند، و دين خدا ماند... و شما كمترين موفقيتى بدست نياورديد؛ پس كربلا پيروز است نه دمشق ، و حسين (ع ) پيروز است نه يزيد، و اسلام پيروز است نه جاهليت .
و اين بخشى بود از كردار دين ستيزانه اينان در طول تاريخ سياه هزار ماهه خويش .(79) اكنون به خوبى روشن مى شود كه ((عاشورا)) يعنى چه ، و امام حسين (ع ) يعنى كه ؟... در حديث نبوى - چنانكه بيشتر گذشت - رسيده است كه پيامبر اكرم (ص ) فرمود:
حسين منى و انا من حسين .
- حسين از من است و من از حسينم .
معناى جمله نخست روشن است ، حسين از من است يعنى فرزند و نواده من است . درباره معناى جمله دوم (من از حسينم ) گفته اند يعنى بقاى دين من و آيين من بوسيله حسين است ؛ و دين اسلام از حسين (ع ) قوت مى گيرد، و با شهادت او از نابودى مصون مى گردد و باقى مى ماند. و از اينجاست كه گفته اند: دين اسلام ، ((محمدى الحدوث )) و ((حسينى البقا)) است ، كه اگر شهادت عاشورا- با آن ابعاد ويژه - نبود، در اثر حكومت كسانى مانند يزيد بن معاويه و وليد ابن يزيد بن عبدالملك و... - بمرور زمان - اثرى از قرآن و اسلام بر جاى نمى ماند. حديث مذكور، در مدارك شيعه و سنى آمده است .(80)
درباره اهميت عاشورا كتابها و مقاله هاى بسيارى نوشته شده است ، از جمله :
- ((نهضه الحسين -(ع ) -))، كتابى عميق و زيبا، از علامه مجاهد و مصلح ، سيد هبه الدين شهرستانى عراقى (م : 1386 ق )؛ و
- ((الكلام حول النهضه الحسينه ))، بحثى پر محتوى ، از علامه امينى (م : 1390 ق )، ((الغدير)) ج 3، ص 258 - 264، نيز بحث ((اضرار خلافه مثل يزيد)).
- ((چرا حسين -(ع ) - قيام كرد؟))، از استاد محمد تقى شريعتى مزينانى (م : 1366 ش ).
- ((چرا حسين قيام كرد؟))، از استاد محمد تقى شريعتى مزينانى (م : 1366 ش ).
- 3عاشورا، اتحاد بزرگ اسلامى ، و سخنى از ((دارالتقريب )) مصر
آرى ، بايد عاشورا را، رمز وحدت اسلامى و اتحاد مسلمانان پيرامون محور قرآن قرار داد، و اينگونه آن را شناخت ، و اينگونه از اين سرمايه انسانى عظيم بهره بردارى كرد. در اينجا مناسب است توجه كنيم به سخنان شيخ محمد محمد مدنى مصرى رئيس هيات تحريريه مجله ((دارالتقريب بين المذاهب الاسلاميه ))، چاپ قاهره .
دارالتقريب ، در مصر تشكيل يافت ، و در روزگار خود، رسالت ايجاد اتحاد ميان مسلمانان جهان را بر عهده خويش مى دانست و دراين باره مى كوشيد، و مجله اى برپا به نام ((رساله الاسلام ))، در سطح جهان منتشر مى كرد، و جمعى از مصلحان و عالمان بزرگ و نويسندگان معروف و محققان و استادان و اديبان سرشناس مذاهب اسلامى - از كشورهاى مختلف - با آن همه همكارى داشتند. رئيس هيئت تحريريه مجله ، شيخ محمد محمد مدنى مصرى ، يكى از شخصيت هاى بر جسته جماعت تقريب است . وى در سر مقاله شماره چهارم ، از سال چهارم (محرم 1372 ق )، به يادكردى از ماه محرم مى پردازد، و در آن مقاله چنين مى گويند:
...ماه محرم ما را به ياد حادثه اى سترگ ، و فاجعه اى عظيم مى اندازد، كه اسلام در نخستين روزگار خويش بدان مبتلا گشت . اين فاجعه (از بعد مصائب آن )، ضربه اى بر پيكر اسلام وارد آورد كه مسلمانان تا امروز مانند مادران داغدار، براى آن مى نالند، يعنى كشته شدن امام شهيد، زاده زهراى بتول ، اباعبدالله - عليه و على جده و آله الصلاه و السلام - حسين ، نمونه كامل مجاهدان راه خداست . حسين نگريست كه حق پايمال گشته و خرد شده است ، و باطل از همه سو بر آن احاطه كرده و راه عرض وجود را بر آن بسته است ؛ و ديد كه خود او - كه شاخه درخت نبوت است ، و فرزند امام شيردلى كه لحظه اى نترسيد، و سر خود را از ذلت فرود نياورد - اكنون مكلف است كه اين پرده هاى تار ستم را بدرد، و اين سياهيهاى متراكم باطل را نابود سازد. گويى بانگى از اعمال قلبش بر سر او فرياد مى زند:
اى فرزند پيامبر، تو مرد ميدان اين مبارزه اى ! تو كه خداوند به بركت جدت پيامبر، ظلمات جاهليت را بر طرف ساخت ، و حق را استوار گردانيد، و باطل را بر انداخت ، تا نصر خدايى و فتح و پيروزى در رسيد، و مردمان دسته - دسته به دين خدا در آمدند؛ همچنين پدرت شير و شمشير خدا، كه تا مشركان مغلوب نگشتند، و تا چشم منافقان و مفسدان كور نگرديد، لحظه اى نياسود. پس اكنون اى حسين قيام كن ، و پرچم مبارزه و جهاد را بر افراز ، چنانكه جدت و پدرت ، - از پيش - مبارزه و جهاد را برانداز، و زمين را از لوث وجود متجاوزان ستمگر فاجر تطهير كن .
اى حسين ! حرمت خاندان پيامبر را در ميان امت شكسته اند و آنان را به ذلت كشانده اند، و زنان و كودكان و يتيمان و بى سرپرستان پايمال شده اند، آنسان كه هيچ چاره اى براى آنان نمانده ، و را نجات و رهايى به روى آنان بسته شده است ؛ اكنون ، اگر پسر على و فاطمه به داد مظلومان نرسد و براى نجات محرومان قيام نكند - چه كسى بيچارگان و بى پناهان و مظلومان را نجات خواهد داد؟
آرى ، گوئيا حسين ، ازا اعماق قلب خود بانگى مى شنيد كه او را با اين فرياد تكان دهنده فرا مى خواند، و شبانه روز با اصرار به قيام وا ميداشت ، و به هنگام خواب و به گاه بيدارى در همه وجودش طنين مى افكند. و حسين ديگر چاره اين نديد جز اينكه به اين ندا پاسخ دهد، و به كمك دادخواهان و وحشت زده و مظلوم بشتابد، و به سخنان كسانى كه او را از اين جهاد الهى باز مى داشتند يا مى ترساندند، كمترين اعتنايى نكنند.
و با اينكه مى دانستند كه دشمنان او فاجرانى هستند خدانشناس ، كه هيچ عهد و پيمانى را در مورد خاندان پيامبر (از سر بى اعتنايى و بى دينى ) رعايت نمى كنند، و حرمت آنان را پاس نمى دارند، از آماده شدن براى جهاد در راه خدا باز نايستاد، چرا؟ چون او مرزبانى مجاهد بود كه به امر خدا قيام مى كرد؛ پس براى او مهم نبود كه غلبه كند يا مغلوب شود، زيرا در هر دو صورت او (به تكليف دينى خويش عمل كرده بود و) شرف قيام در راه خدا را بدست آورده بود. و آيا براى قيام كنندگان در راه خدا جز يكى از دو نيكوترين پاداشها خواهد بود: پيروزى يا شهادت (كه آن نيز پيروزى است به شكلى ديگر).
و اگر حسين ، در راه خدا و حقيقت شهيد شد، قاتلان وى براى هميشه به لعنت خدا و فرشتگان و مردمان دچار گشتند؛ و او در نزد خدا، به بالاترين درجات نايل آمد، بهمراه پيامبران و صديقان و شهيدان و صالحان . و ما بايد از ياد ماه محرم سرمشق بگيريم ، و از پيشينيان خود در دين ، براى خويشتن ، الگو و اسوه بسازيم . و اين سخنان براى آنان كه داراى دلى زنده اند (و خردى بيدار) و با همه وجودش گوش فرا مى دهند، آموزنده و سازنده است .(81)
اكنون بنگريد كه اين دانشمندان مصرى - از برادران اهل سنت - كه خود از مصلحان دينى و اعضاى ((جماعت تقريب )) است : همان سخن را مى گويد كه ما مى گوييم ، يعنى اينكه در آن عهد اس