انيت چيز ديگرى است . ليكن آيا ترتيب مسائل چگونه است ؟ و روشهاى فرهنگى و تربيتى چيست ؟ و اهم و مهم كدام است ؟ آيا در قرآن كريم و در منطق پيامبران ، در كنار ((ان اعبوا الله ))... ((اوفوا الكيل والميزان )) است ، يعنى ((عدالت اقتصادى و معيشتى ))... يا وليضربن بخمرهن على جيوبهن ، يعنى ((حجاب و خوش حجابى ))؟ چرا مانند انبياء (ع ) به عرضه دين خدا نمى پردازد؟ چرا زندگى را لمس نمى كنيم ؟ چرا به دليل بى نيازى از نياز و نيازمندى و آثار زندگى سوز ارزش ستيز آن غافليم ؟ چرا ((انسان )) را درك نمى كنيم ، ((اسلام )) را وارونه مى فهميم ؟
4- رحمت عام محمدى (صلى الله عليه و آله و سلم )
بارى ، سائلان دوره گرد و خيابانى و همچنين ديگر نيازداران و مستمندان ، بايد تكليفشان روشن شود، و نشان داده شود برخورد قرآن- اين كتاب زندگى آفرين - با آنان چيست ؟ و نگاه اسلام به آنان كدام است ؟ اين حقايق بايد روشن شود، و هنوز روشن نشده است . حذف انسان ، يا فراموش كردن او، از منطق قرآن محمدى نيست . على (ع ) حضور يك سائل بكف (پيرمردى مسيحى و از كار افتاده ) را در جامعه اسلامى تحمل نكرد، و فورى دستور داد تا براى او از بيت المال جيره معين كنند.(172) اين است اسلام ، اين است تشيع . و آى ولايتها! اين است ولايت . و اين است پيروى از محمد و آل محمد صلى الله عليه وآله !
بايد به وضع يادشدگان رسيدگى شود: افراد كارآمد آنان به كار گمارده شوند؛ اطفال و نوجوانان آنان از تربيت و فرهنگ برخوردار گردند، و براى يادگرفتن اعتقادات و دستورهاى دينى و مسائل شرعى فرصت و امكانات لازم در اختيارشان قرار داده شود، و زنان و دخترانشان با تكاليف دينى خود آشنا گردند، و از سعادت عمل به احكام نورانى اسلام و برخوردارى از ((رحمت محمديه )) محروم نگردند، و براى حفظ عفت و سلامت خويش كمك شوند. و دست كم ، قدرت و فرصت خواندن قرآن و مفاتيح (173) و رساله عمليه و امكان خريد آنها را داشته باشند. اين بينوايان و مستمندان ، اين قربانيهاى تهيدستى و بيمارى و بيسوادى ، و اين محرومان از تعليم و تربيت و كتاب و سواد و هدايت و ارشاد لازم و بموقع ، اين فراموش شدگان مظلوم و اين از - چشمان همه افتادگان محروم ، و خانواده هاشان و اطفالشان ، جزء امت محمد (ص ) نيستند؟ مگر از شيعيان اميرالمومنين (ع ) نيستند؟ مگر انسان و بنده خدا نيستند؟ و مگر جزء رعيت امام زمان (ع ) به شمار نمى آيند؟(174) مگر قلب رئوف ولى خدا، حجت بن الحسن المهدى (ع )، از فقر و حرمان و درد كشيدن و رنج ديدن آنان رنج نمى برد: مگر از دور ماندن آنان از تعليم و تربيت دينى غم نمى خورد؟ امام صادق (ع ) اينكه يك جوان شيعه را ببيند كه معالم دين را نياموخته باشد تحمل نمى كند(175) ، آيا امام زمان چه ؟
5- اصلاح فكر دينى
آرى ، ما درباره دين و ديندارى خود نيز در اشتباهيم . در فهم درست دين در اشتباه ... و در تبليغ درست دين در اشتباه ... و در تعليم و آموزش درست دين و نشر تربيت عملى دين در نفوس افراد، بيشتر از همه در اشتباه ... به گفته دردمندانه دوست از دست رفته ما، عالم شهيد، آيت الله شيخ مرتضى مطهرى - رحمة الله عليه -:
اگر كسى به نام دين رياست پيدا كرد و زعامت پيدا كرد و قدرتى پيدا كرد و پولى پيدا كرد، پس دين احياء شد؟ نه آقا!احياء دين و قدرت دين تابع اين است كه مردم چه اندازه به آن دين عمل بنمايند؟ چه اندازه به مقتضاى آن دين عمل بنمايند؟ چه اندازه به مقتضاى آن دين رفتار بكنند؟ اين زنده بودن دين است ...
اكنون بنشينيم و حساب كنيم ، ببينيم آيا واقعا تفكر ما نفكر اسلامى است ؟ آيا تفكر اسلامى در مغز ما زنده است يا مرده ؟... فكر دينى كه الان ما متدين ها و مسلمانها و نمازخوان ها و روزه گيرها و زيارت روها و حج كن ها داريم ... به حالت نيمه مرده در آمده است ... بايد اعتراف كنيم كه حقيقت اسلام ، بصورت اصلى ، در مغز و روح ما موجود نيست ، بلكه اين فكر اغلب ؛ مغزهاى ما بصورت مسخ شده موجود است ...
فكر دينى ما بايد اصلاح بشود. تفكر ما درباره دين غلط است غلط، بجرئت مى گويم از چهارتا مسئله فروع ، آنهم در عبادت ، چندتائى هم از معاملات ، از اينها كه بگذريم ديگر فكر درستى ، ما، درباره دين نداريم ، نه دراين منبرها و در اين خطابه ها مى گوييم ، نه دراين كتابها و روزنامه ها و مقاله ها مى نويسيم ، و نه فكر مى كنيم ...(176)
خداوند اين مرد دردمند و آگاه از بسيارى از مسائل را رحمت كند. امروز هم مشكل همان مشكل است . و يكى از مشكلهاى بزرگ غفلت بسيارى از مردم وابسته به دين از زندگى انسان محروم است ، بويژه غفلت نابخشودنى خواص .
6- نظام اقتصادى ناسالم ، انحراف بزرگ
من همين اندازه - به وسيله اين خامه ناتوان - فرياد مى زنم كه اى مدعيان مسلمانى به كمك محرومان بشتابيد، و اى معتقدان به خدا، آن را حذف نكنيد، و اى باورداران به قبر و قيامت ، لختى به مشكلات آنان بينديشيد، و اى امت قرآن ، اقامه قسط وعدل را و تامين زندگى سالم براى همه افراد را، در پناه قسط و عدل ، وجهه همت خويش سازيد؛ و اى انقلاب كردگان انقلابى باشيد، شايد بدينگونه خدا از ما راضى گردد، و دل امام زمان (ع ) شاد شود، و آبروى دين خدا محفوظ ماند، و جامعه دستخوش ‍ تزلزلهاى زيانخيز نگردد؛ و تا خداوند رحمان ، تاريكيهاى سختتر از جهنم قبر و قيامت ما را، با نور حاصل از اين عمل صالح و فريضه بزرگ (رسيدگى به خلق خدا و خدمت به آنان )، به روشنى بدل سازد، و راهى به سوى نجات و رهايى ، در آن گذرگاههاى مخوف و پرگرفتارى ، در پيش همه ما بگشايد.(177)
مجلس و وكلا بايد نسبت به اين وظيفه بسيار مهم همواره حساس باشند و احساس مسئوليتى خدايى و سنگين كنند. دولتمردان و مسئولان بايد در راه انجام دادن دقيق ؛ آمارى اين وظايف از هيچ كوششى دريغ نورزند(178) ، بلكه نبايد تا به انجام تكليف يقين پيدا نكرده اند آرام داشته باشند. و ثروتهايى كه در واقع متعلق به اين قشرهاست بايد به خود آنان باز گردد. صدقه سرى دادن مطرح نيست ، تامين آبرومند و در سطح ديگران - كه منظور اسلام است - مقصود است .
دراين باره نخست بايد -به پيروى از پيامبران خدا - جريان ((استثمار)) و محروميت آفرينى را از ميان برد، و با محروميت آفرينان و فقر پراكنان در جامعه يعنى متكاثران و سرمايه داران و اترافگرايان و مصرف پرستان درافتاد، و ريشه اهريمنى آنان را بركند، و دست اين پرستندگان زر و سيم و درهم و دينار را (به نص احاديث ) و اين پديد آورندگان فقر و رواج دهندگان حرمان را( به نص احاديث )، از سر مظلومان اقتصادى و محرومان معيشتى و بى نصيبان و حذف شدگان و به حساب نيامدگان (179) كوتاه كرد. بايد اينچنين خدايى عمل كرد، و از على (ع ) پيروى نمود، و حق محرومان را از حلقوم محروميت آفرينان بيرون كشيد، و به دست خود صاحبان حق رسانيد، يا به سود آنان - به دست مردمى امين ، و نه از سرمايه داران - به كار انداخت . بايد نظام اقتصادى ناسالم موجود را سالم ساخت ، تا مشكل ظلم و فقر و سقوط... راهى به سوى حل شدن بيابد، و در درون زندگيها نسيمى از احكام قرآن بورزد، و آبروى دين 