ديران اين مجالس و روساى هيئتهاى مذهبى ، و شرايط ضرورى براى آنان (و تصفيه در مواردى كه لازم باشد)، و جلوگيرى از سوء استفاده اغنيا و متكاثران از اين مراسم .
- درباره چگونگى برگزارى مراسم ، به صورتى كه كمترين صدمه و مزاحمتى براى مردم وهمسايگان نداشته باشد، و مردم را از مراسم دينى زده نكند، و اوج عزاى حسينى را فرونيفكند؛ و وضع مقرراتى قاطع دراين باره (و جلوگيرى جدى هر جا لازم باشد)... وافسوس كه اين اميد نيز تحقق نيافت .
93- و خوشبختانه امروز، پس از انتشار اينهمه كتابهاى مستند، درباره آن امام بزرگ ، از سوى عالمان شيعه و اهل سنت (حتى از سوى استادان دانشگاه وهابى مدينه )،روشن گشته است كه موضوع امام مهدى (ع ) يك موضوع اسلامى است ، كه همه مسلمانان بايد بداند، معتقد و متوجه باشند، و از معنويت آن امام بهرمند گردند، و با توجه به فلسفه مثبت ((انتظار)) به خودسازى فردى و اجتماعى بپردازند - چنانكه درپيش بدان اشاره شد،و چندكتاب پر مايه معرفى گشت .
94- سخنان حضرت امام حسين (ع ) را، كه از كتاب ((تحف العقول )) نقل شده ، دوباره بخوانيد و در آنها ژرف بينديشيد؛ نيز خطبه دوم روز عاشورا را - ((ابصارالعين )) ص 7 و11.
95- زيارت روز اول ماه رجب .
96- كلمه ((توحيد)) و شهادت دادن به اسلام يعنى : ((لا اله الا الله )) نيز همينگونه است : نفى است و اثبات ؛ و سعادت انسان و نجات بشريت در گرو همين نفى و اثبات است ، نفى شرك و ظلم ، و اثبات توحيد و عدل .
- ((لعبت هاشم با الملك و لا...))، ((ليت اشياخى ببدر شهدوا...))، از اشعار و سخنان يزيد - كتاب ((تتمه المنتهى )) ملاحظه شود، همچنين مدارك تاريخى قديم .
- نيز احوال كسانى چون وليد بن يزيد بن عبدالملك و رفتارش با ((قرآن كريم )) كه در تاريخ ‌ها و كتاب هاى معتبر آمده است ، از جمله ((تتمه المنتهى )).
97- اين بود بخشى از مقاله ((استاد شيخ محمد جواد مغنيه لبنانى )) - رحمة الله عليه - كه ترجمه آن را مناسب و سودمند دانستم و تقديم خوانندگان كردم . رجوع شود - براى اصل مقاله - به مجله ((رساله الاسلام ))، شماره يادداشت شده (در صفحه 45).
98- ((زبان شهيدان از آتش است )) - تى . اس . اليوت (نقل از يك مقاله ).
99- و با حكومت اسلامى اسمى و شعارى نيز ناتمام و ناقص جلوه خواهد كرد.
100- نقل از يك گزارش مستند.
101- نقل از يك گزارش مستند.
102- ((نهج الباغه )) ص 840 و 843 و 863 و...؛ ((عبده )) ج 3، ص 8 و9و18.
103- ((نهج البلاغه )) ص 833 - 835؛ ((عبده )) ج 3، ص 4.
104- ((نهج البلاغه )) ص ص 961؛ ((عبده )) ج 3، ص 76.
105- ((نهج البلاغه )) ص 662 - 664؛ ((عبده )) ج 2، ص 231.
106- ((نهج البلاغه )) ص 1073 - 1074؛ ((عبده )) ج 3، ص 145.
107- ((نهج البلاغه )) ص 728؛ ((عبده )) ج 2، ص 153.
108- ((نهج البلاغه )) ص 965 - 976؛ ((عبده )) ج 3، ص 78 - 84.
109- ((نهج البلاغه )) ص 956 - 960؛ ((عبده )) ج 3، ص 72 - 75.
110- ((نهج البلاغه )) ص 713؛ ((عبده )) ج 2، ص 143 - 144.
111- ((مستدرك الوسائل )) ج 3، ص 197؛ ((الحياه )) ج 1، ص 421.
112- ((نهج البلاغه )) ص 1137؛ ((عبده )) ج 3، ص 176.
113- متن حديث ، ((دعائم الاسلام )) ج 2، ص 533 - 532، ((الحياه )) ج 6، ص 409 - 412.
114- ((خصال ))، شيخ صدوق ، ج 1، ص 339، ((الحياه )) ج 3، ص 296 و391.
115- ((تاريخ و فرهنگ معاصر))، سال اول ، شماره دوم ، زمستان 1370 ش ، وشماره 3 و 4... به اهتمام حجه السلام سيد هادى خسرو شاهى .
116- همان كه متفكران اسلامى آن را ((عامل اصلاحگر)) مى خوانند، و اگر حاكميتى براستى اسلامى باشد، همينگونه هم خواهد بود و اصلاح بنيادين بدون اجراى قاطع ((عدالت ))امكان پذير نيست .
117- از سالهاى 1310 تا 1340 هجرى شمسى ، بتقريب .
118- ((سوره آل عمران )) (3)، آيه 139.
بخشى از جمله ها و تعبيرهاى بالا، از ديگر نوشته هاى ناقابل اين بنده گرفته شده است ؛ و در اينجا؛ به صورت ((براعت استهلال )) گونه اى ،؛ در مقام تحرير مقصود؛ بر قلم جارى گشت .
119- و همان است كه در اصطلاح علمى مى گوييم ، ((احكام ظاهرى )). و بسيارى از ((احكام مستنبطه ))، احكام ظاهرى است . و اين احكام در عصر غيبت (اگر از طريق اجتهادى درست و جامع شرايط علمى و عملى لازم استنباط شده باشد)، در حق مكلفين ((احكام الله )) به شمار مى آيد، و عمل به آنها ((مجزى ))است ؛ ليكن چه كسى است كه فرق آنها را با ((احكام واقعى ))، در همه ابعاد، نداند و آثار فوت احكام واقعى را ناچيز شمارد.
120- يعنى دو گونه پياده كردن ، دو مرحله پياده كردن - به اصطلاح متداول .
121- بر ((عهدنامه )) بيفزاييد نامه هايى را كه على (ع ) براى ديگر كارگزاران حكومتى نوشته است ، و در آنها تامل كنيد. از آنها همه ملاكهاى حاكميت و مديريت و سياست و قضاوت و اقتصاد و معيشت و تربيت اسلامى بخوبى به دست مى آيد.
122- ((بحار)) ج 68، ص 120، (چاپ بيروت )، از كتاب ((بشاره المصطفى )).

123- دين خدا حتى حكومت كردن مستضعفان را مطرح كرده است - ( ((سوره قصص )) - 28 - آيه 5)،نه صدقه دادن به آنان را، با اينكه همين دوم نيز در حدى قانع كننده و آبرومند وجود ندارد.
124- ((سوره حديد)) (57)، آيه 25.
125- ((سوره بقره )) (2)، آيه 129 و...
126- ((سوره نحل )) (16)، آيه 90.
127- ((غررالحكم )) ص 67.
128- ((نهج البلاغه ))، ص 111؛ ((عبده )) ج 1، ص 76 (چاپ مصر).
129- ((نهج البلاغه ))، ص 1062.
130- ((نهج الباغه ))، ص 976.
131- ((مستدرك نهج البلاغه ))، شيخ هادى كاشف الغطاء نجفى ، ص 111 (چاپ بيروت ).
132- ((غرر الحكم )) ص 15.
133- به معناى درست و فراگير ((عدل )) و ((عادل )). و عدل ذاتا فراگير است و اختصاص به كسانى نمى تواند داشت . و چنانكه در احاديث رسيده است ، عدالت آن است كه فراگير باشد، و كسى از آن بى نصيب نماند. - ((كافى )) ج 3، ص 586.
134- به ياد دارم كه يكى از شعارهاى انقلاب اين بود:
برقرار مى كنيم حكومت على را 	 
  	سرنگون مى كنيم رژيم پهوى را
135- ((سوره غافر)) ( 40)، آيه 24-23.
136- ((سوره هود)) (11)، آيه 97-96.
137- ((الحياه )) ج 6، ص 269-268 ملاحظه شود.
138- ((تحف العقول )) ص 171 و 173.
139- ((ابصار العين ))، علامه شيخ محمد سماوى نجفى ، ص 7 و 11.
140- ((مجمع البيان )) ج 7، ص 198؛ ((الحياه )) ج 4، ص 213-312.
141- ((صحيفه نور)) ج 5، ص 47.
142- ((نهج البلاغه )) ص 52؛ ((عبده )) ج 1، ص 32.
143- ((صحيفه نور)) ج 21، ص 94.
144- ((صحيفه نور)) ج 20، ص 234.
145- ((وسائل الشيعه )) ج 6، ص 4.
146- ((الامام على صوت العداله الانسانيه )) ج 4، ص 138. و اين سخن ابوذر غفارى ، صحابى جليل وانسان تراز قرآن و شيعه واقعى ، مطابق است با فتوايى كه از بزرگترين فقهاى اسلام - اكنون - نقل مى كنيم .
147- ((المبسوط)) ج 6، ص 286 (چاپ تهران )؛ ((شرائع الاسلام )) ج 3، ص 230 (چاپ دارالانواء)؛((القواعد)) ج 2، ص ‍ 16 (چاپ 1329 ق )؛ ((شرح لمعه )) ج 7، ص 354 (چاپ كلانتر) ؛ ((مستند الشيعه )) ج 2، ص 397 (چاپ 1371 ق )؛ ((وسيله النجاه )) ج 2، ص 189؛ ((تحرير الوسيله )) ج 2، ص 171، مسئله 36.
148- ((ممن تفتحمه العيون ...))، به تعبير مولا على (ع ) - ((نهج البلاغه )) ص 1091؛ ((عبده ))ج 3، ص 112.
149- متن سخنان در ((الحياه )) ج 4، ص 93، و ج 6، ص 192.
150- يكى از مسئولان رده بالا، دراين باره ، بصراحت حق را اظهار كرده است : ((... واقعا گرانى بيدادمى كند. بدون مبالغه بايد گفت ما مدام از مستضعفين دم مى زنيم و شعار ما مستضعفين هستند، اما متاسفانه فشار خرد كننده و له كننده اى به مستضعفين وارد مى شود)) - ((روزنامه كيهان )) شماره 28.12.1367. و اين هنوز مربوط به آن تاريخ است ، و آيا حالاچه 28.10.1370؟!
151- ((طرح بسيج سل