مت كودكان )) ص 21، نشريه وزارت بهداشت ... تيرماه 1367.
152- ((سوره مائده )) (5)، آيه 8.
153- ((مجمع البيان )) ج 3، ص 168.
154- ((نهج البلاغه )) ص 527-252؛ ((عبده )) ج 2، ص 86-84.
155- ((ده گفتار))، مطهرى ، ص 244، مقاله ((مشكل اساسى در سازمان روحانيت )).
156- ((نهج البلاغه )) ص 1021؛ ((عبده )) ج 3، ص 113-112.
157- ((مستدرك الوسائل )) ج 3، ص 197( چاپ سنگى ).
158- از عالمان و شاعران و اديبان بزرگ شيعه بصره بود. و معروف است كه ((علن نحو)) را با راهنمايى امام على بن ابيطالب (ع ) و آموختن چند قاعده پايه ، او وضع كرد. مكتب نحو بصره به او منسوب است . وى در جنگ صفين نيز در ركاب اميرالمومنين (ع ) شركت داشت . به سال 69 هجرى قمرى در بصره گذشت .
159- ((بحار)) ج 47، ص 61.
160- رفت و آمد با امام صادق (ع ) در آن روزگار بسيار مشكل بوده است (چنانكه در تواريخ ثبت شده است ). مراجعه كنندگان- در مواردى و شايد اغلب - تحت نظر بوده اند، و حمل مال (مثلا ده هزار درهم كه در آن زمان بارى محسوس ‍ بوده است ) بويژه از نزد امام به بيرون خانه ايجاد مشكل مى كرده است ؛ از اينرو آن امامان مظلوم براى كمك به مستمندان و جلوگيرى از سقوط كمبودداران گاه از اشيايى بهادار و كم حجم استفاده مى كرده اند تا محذورى پيش نيايد؛ و گرنه بى نيازى آن بزرگوار از دنيا و زهد و بى توجهى آنان به متاع دنيا امرى بوده است عادى و مسلم .
161- ((وسائل الشيعه )) ج 6، ص 179.
162- ((مستدرك الوسائل )) ج 2، ص 322 (چاپ سنگى ).
163- ((غايه المرام )) ا ص 779.
164- ((التهذيب ))، شيخ طوسى ، ج 6، ص 154. از تعبير ((استقبل الناس بالعدل )) فهميده مى شود كه سنتهاى جاهليت ، سنتهايى ظالمانه ، استثمارگرانه و سنتهاى پليد اشرافيت و ((تكاثر)) بوده است . اصولا پديده سرمايه دارى و استثمار، واقعيتى است ارتجاعى و باقيمانده از ميراث جاهليت ، اگر چه در قرن- اصطلاح تجدد و علم و تمدن باشد، جاهليت قرن بيستم .
165- ((غرر الحكم )) ص 39.
166- ((سوره نحل )) (16)، آيه 90.
167- ((كافى )) ج 3، (ص ) 568.
168- درباره آثار ويرانگر و سقوط آفرين فقر - گر چه نيازى به گفتن ندارد - مفاسد گوناگون و ضد دين انسانيت آن ، و همچنين علتها و عاملهاى پديدآورنده فقر و محروميت در جامعه ، رجوع كنيد به ((الحياه ))، باب 11، فصلهاى 30 تا 39 (ج 4، صفحات 278 تا 468)، و در آنجا آيات و احاديث اين موضوع نگرانى بار را بنگريد.
نيز اهميت بحث درباره فقر و مطرح ساختن آن و آگاهى دادن به مردم درباره آن ، درج 4، (ص ) 306 ملاحظه شود.
169- درباره ((اقسام فقر)) و احكام آن ها، و اينكه ((جامعه منهى فقر)) به چه معنى است ، رجوع كنيدبه ((الحياه )) ج 6، ص ‍ 279 به بعد.
170- به قيد ((فقير)) بودن و ((عاجز)) بودن توجه شود.
171- ((كشف اسرار)) ص 259-258.
172- ((وسائل الشيعه )) ج 11، ص 49.
173- اينكه ((مفاتيح )) را - به عنوان نمونه كتابهاى انسان ساز دعا - ياد مى كنيم ، براى اين است كه آنان نيز نبايد از روحانيت خواندن اين دعاها و زيارتها و رسيدن به معرفتهاى متعالى آنها محروم بمانند. اين نيز يك نوع ظلم به آنان است . البته ابعاد ((ادعيه و زيارت )) و چگونگى بهره ورى سازنده از آنها اغلب - متاسفانه - شناخته نيست ، حتى در ميان برخى از فضلاى مذهبى و مدعى مذهب شناسى ؛ و اين مشكل اكثريتى است از مردم ما، و كوتاهى نابخشودنيى است كه به دست وظيفه داران اين مقوله واقع شده است . و برخى از اين صنف خود نيز توجه چندانى به ابعاد موضوع و اهميت آن ، شناختى درخور، از زبان و محتواى دعا و زيارت ندارند. و اين مايه تاسفى ژرفتر...
174- بخش حرفه اى آنان - كه بدان اشاره شد - نيز بايد از اين كار باز داشته شوند و در مسير زندگى درست بيفتند و به تربيت لازم و شخصيت مناسب دست يابند.
175- ((بحار)) ج 1، ص 214.
176- ((ده گفتار)) ص 117، 121-120، 125-124، مقاله ((احياى فكر دينى )).
177- امام ما على (ع ) دراين باره ، بر طبق آمار دقيق ، و به دست ماموران بصير، كار مى كرد، تا هيچ موردى از قلم نيفتد - ((كافى )) ج 1، ص 406.
178- البته مقصود اين نيست كه از نو تشكيلاتى به راه افتد، و در پى اين اقدام هزينه اى سنگين بر هزينه هاى دولت افزوده گردد (اگر چه در صورتى كه چنين هم بشود باز اقدام به اين كار بسيار ضرورى است ، زيرا جامعه قرآنى نبايد انسان حذف شده - و به اصطلاح پرت - داشته باشد، و افرادى به علت فقر مادى به فقر معنوى دچار گردند و ساقط شوند، و - بجز زندگى دنيا - از سعادت آخرت نيز محروم مانند)، زيرا اين اقدام از راههاى صحيح و اسلامى نيز ممكن است ، و در درون خود راه حلهايى دارد كه به هنگام پيگيرى و اقدام سالم و مسئولانه نمودار خواهد گشت .
179- مضمون تعبيرهاى امام على بن ابيطالب (ع )، در ((عهدنامه )).
180- تعبير اخير، الهامى است از سخن على بن ابيطالب (ع ) - ((نهج البلاغه ))، ص 66.
181- ((مستدرك الوسائل )) ج 2، ص 322 (چاپ 3 جلدى قديم ).
182- ((اصول كافى )) ج 1، ص 406. در اينجا براى اهل فضل و اصطلاح به نكته اى اشاره مى كنيم . درشمارى از احاديث ، اغنياء و توانگران و برخورداران ، علت و عامل فقر فقيران و محروميت محرومان و تهيدستى تهيدستان شمرده شده اند (از برخى آيات قرآن كريم نيز اين موضوع بخوبى استفاده مى شود)؛ و در امثال حديث بالا حاكميت مسئول شمرده شده است ، جمع به چيست ؟ به نظر اينجانب ، جمع به اين است كه در زمانهايى كه دين حاكميت ندارد و مغلوب است - مانند دوره طاغوت - اغنيا مسئولند، مسئول مستقيم . و در زمانهايى كه دين حاكميت دارد و غالب است و قدرت در دست دين است ، حاكميت مسئول است مسئول مستقيم . زيرا چگونگى برخورد حاكميت با اغنيا و گفتار جاى مطرح ساختن آن نيست .
183- ((سوره زخرف )) (43)، آيه 32.
184- اگر چه با درجاتى از تفاوت ، اما نه در حد وجود و عدم ، و تكاثر و فقر، و اتراف و محروميت .
185- ((بحار)) ج 3، ص 126.
186- در اين مقوله (كه عامل فقر در جامعه توانگران و اغنيايند)، از پيامبر اكرم (ص ) و ائمه طاهرين (ع )احاديثى متعدد و كوبنده رسيده است . در مجلدات سوم تا ششم ((الحياه )) نمونه هايى از اين احاديث ذكر شده است .
187- در اينجا بايد بتاكيد ياد كرد كه از نظر اسلام و تكاليف اسلامى ، در موضوع مهم ((لزوم رسيدگى به وضع انسانها))، هيچ تفاوتى وجود ندارد، و هيچ عاملى نمى تواند مسئله فقر را توجيه كند، و تحمل فقر را توجيه كند، و تحمل فقر را براى انسانهايى موجه سازد، و رسيدگى به آنان را نا لازم شمارد. عوامل و ((شرايط فيزيكى محيط زيست و جبر تكوين ))، و ((شرايط اجتماعى ، اقتصادى و سياسى ))، هيچكدام ترك مبارزه با فقر را جايز نمى سازد.
در اسلام ، انسان ملاك است و رشد انسان . بنابراين انسانها در هر جا و هر شرايط كه زندگى كنند بايد مقتضيات رشد آنان فراهم باشد و موانع رشدشان نابود گردد. و با وجود اسلام نبايد انسانهايى در ظلمات فقر و جهل سرمايه عمر را از دست بدهند، و از برخوردارى و بهره مندى از ((رحمت عام محمدى )) (هدايت يافتن به ((ايمان صحيح )) و ((عمل صالح ))) محروم مانند. اسلام اين است و وظيفه اسلامى اين .
188- ((بحار)) ج 44، ص 333، نيز ((الحياه )) ج 6، ص 266 به بعد ديده شود.
189- درباره مجالس حسينى و محتواى آنها سخنانى در پيش گذشت .
190- ((بحار)) ج 44، ص 191-190؛ نقل از كتاب بسيار پرارج ((منقاب آل ابى طالب ))، تال