: آری ای حسین! می دانیم.

حضرت فرمود:

شما را به خدا آیا می دانید که رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم جایگاه مسجد خود و منازل اطراف آن را خریده و در آن موضع، مسجد و در اطرافش ده خانه ساخت، نُه تا برای خود و دهمی را که در وسط آن ها قرار داشت به پدرم اختصاص داد. آن گاه تمام درهای آن منازل را که به مسجد باز می شد مسدود کرد مگر درب خانه ی پدرم را.

در این مورد برخی اعتراض کردند و سخنان ناروایی گفتند؛ اما رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم توضیح داد که: من درب خانه های شما را به مسجد مسدود نکردم و درب خانه ی علی علیه السلام را خودسرانه باز نگذاشتم بلکه در همه ی این موارد، خداوند به من دستور داد. سپس پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم همه را از خوابیدن در مسجد نهی کرد مگر علی بن ابی طالب علیهماالسلام را.

او همسایه ی مسجد و همجوار رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم بود و در آن خانه، فرزندانی برای رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم و علی علیه السلام به دنیا آمدند؟!

گفتند: آری، همه ی این ها را قبول داریم.

فرمود:

آیا می دانید که عمربن خطّاب خیلی علاقه داشت تا یک چشم انداز کوچکی از منزلش به مسجد نبوی داشته باشد، رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم مانع شد و فرمود: خداوند دستور داده که من مسجد پاکیزه ای را بنیان نهم که در آن غیر از من و برادرم و فرزندان او، دیگری سکونت نکند؟!

گفتند: آری، همه ی این ها درست است.

فرمود:

شما را به خدا آیا می دانید در روز غدیر خم، رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم علی علیه السلام را به دستور خدا بر امامت و ولایت نصب کرد و اعلان نمود که حاضرین به غایبین اطلاع دهند.

گفتند: آری، چنین است.

فرمود:

شما را به خدا! آیا می دانید که رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم در جنگ تبوک حدیث منزلت را به مردم بیان کرده و به علی علیه السلام فرمود:

«أَنْتَ مِنّی بِمَنْزِلَةِ هارُونَ مِنْ مُوسی وَ أَنْتَ ولِی کلِّ مُؤْمِنٍ بَعْدی»

یا علی! تو برای من به منزله ی هارون نسبت به موسی هستی و تو بعد از من سرپرست هر مؤمنی می باشی!

گفتند: آری، همین طور است.

فرمود:

شما را به خدا آیا می دانید هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم با نصارای نجران به مباهله پرداخت، به غیر از علی و همسرش فاطمه و دو پسرش حسن و حسین علیهم السلام کسی دیگر را نیاورد.

گفتند: آری، می دانیم.

فرمود:

شما را به خدا، آیا می دانید که رسول اللّه صلی الله علیه و آله وسلم در جنگ خیبر پرچم را به دوش علی علیه السلام سپرده و فرمود: امروز پرچم اسلام را به مردی می سپارم که خدا و رسولش او را دوست دارند و او نیز به خدا و رسولش عشق می ورزد.

او به صف دشمن مرتّب حمله می کند و لحظه ای به عقب نشینی و فرار نمی اندیشد. خداوند به وسیله ی نیروی پر توان او، فتح و پیروزی را نصیب مسلمانان خواهد کرد.

گفتند: آری، چنین است.

فرمود:

آیا می دانید که رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم او را برای رسانیدن آیات برائت به مشرکان مکه مأمور کرد و فرمود: این ها را کسی از سوی من ابلاغ نمی کند، مگر خودم یا شخصی از خودم.

گفتند: آری، همین طور است.

فرمود:

آیا می دانید که هرگاه رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم با مشکلی مواجه می شد به خاطر اعتمادی که بر پدرم علی علیه السلام داشت، فقط او را برای حلّ آن می فرستاد و هرگز پیامبراکرم صلی الله علیه و آله وسلم نام پدرم را بدون ضمیمه کردنِ کلمه ی «برادر» صدا نمی زد.

گفتند:آری، صحیح است.

فرمود:

آیا می دانید که رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم از میان سه کس: علی و جعفر [طیار] و زید[بن حارثه] ، به علی علیه السلام فرمود:

ای علی! تو از منی و من از تو، و تو بعد از من پیشوای هر انسان با ایمان هستی؟

گفتند: آری، همین طور است.

فرمود:

آیا می دانید او هر روز و شب با رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم جلسه ی خصوصی داشت. آن چه می خواست، به پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم عطا می کرد (می پرسید) و هرگاه ساکت می شد پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم با او آغاز سخن می کرد؟

گفتند: آری، چنین است.

فرمود:

آیا می دانید رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم علی را بر جعفر و حمزه برتری داد و به فاطمه علیهاالسلام فرمود: من تو را به همسری مردی که در میان خاندانم از همه بهتر، خوش خلق تر و دانشمندتر است برگزیدم؟

گفتند: آری، همین طور است.

فرمود:

آیا می دانید که رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: من سرور فرزندان آدم هستم و برادرم علی علیه السلام ، آقای عرب و فاطمه علیهاالسلام ، بانوی بهشت و حسن و حسین علیهماالسلام دو فرزندم، سروران جوانان بهشتی می باشند؟!

گفتند: آری، چنین است.

فرمود:

آیا می دانید که رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم علی علیه السلام را دستور داد تا به کمک جبرئیل، او را بعد از رحلت، غسل دهد؟

گفتند:آری، درست است.

فرمود:

آیا می دانید که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم در آخرین سخنرانی خود فرمود: من در میان شما دو امانت ارزشمند می گذارم: کتاب خدا و اهل بیتم، به آنان بپیوندید و گمراه نشوید؟

گفتند:آری، چنین است.

امام حسین علیه السلام هیچ مطلبی را که خدای متعال در قرآن در شأن علی بن ابی طالب و خاندانش علیهم السلام نازل کرده یا بر زبان پیامبرش جاری ساخته بود، نگذاشت مگر این که آنان را پیرامون آن قسم داد و همگی تأیید می کردند؛ سپس حضرت آنان را قسم داد که:

آیا شنیده اید پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: کسی که گمان دارد مرا دوست دارد در حالی که علی علیه السلام را دشمن دارد، دروغ می گوید زیرا کسی که علی علیه السلام را دشمن دارد مرا دوست ندارد. شخصی پرسید: چطور؟ رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: زیرا علی علیه السلام از من است و من هم از او هستم، هر کس که او را دوست داشته مرا دوست دارد و هر که مرا دوست داشت خدا را دوست داشته است و هر که علی علیه السلام را دشمن دارد خدا را دشمن داشته است؟

همگی گفتند: آری به خدا سوگند شنیده ایم.(152)

جایگاه امر به معروف

امام حسین علیه السلام در بخش دوم سخنانش به مردم حاضر گفت:

ای مردم! از موعظه های خداوند به دوستانش در مورد دانشمندان و علمای یهود عبرت گیرید، خداوند می فرماید:

« لَوْ لاینْهاهُمُ الرَّبّانِیونَ وَ الأَحْبارُ عَنْ قَوْلِهِمُ الإِثْمَ»(153)

چرا دانشمندان نصاری و علمای یهود، آن ها را از سخنان گناه آلود و خوردن مال حرام نهی نمی کنند.

همچنین در مورد آنان می فرماید:

« لُعِنَ الَّذِینَ کفَرُوا مِنْ بَنِی إِسْرائِیلَ»(154)

کافران بنی اسرائیل مورد لعن و نفرین قرار گرفتند.

تا آن جا که می فرماید:

« لَبِئْسَ ما کانُوا یفْعَلُون»(155)

چه بد است عملکرد آنان!؟

همانا که خداوند متعال دانشمندان اهل کتاب را مورد سرزنش قرار می دهد، زیرا آنان زشتی ها و گناهان ستمگران را که آشکارا انجام می دادند، می دیدند؛ ولی آنان را نهی نمی کردند. به خاطر طمعی که در مال حاکمان ستمگر داشتند و ترس از مجازات و ک