 حتى بر خلاف سفارش پدرش در باره امام حسين (عليه السلام) كه گفته بود با حسين بن على (عليه السلام) كارى نداشته باش، اما بر اثر كينه اى كه نسبت به خاندان پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) داشت به حاكم مدينه دستور داد از امام حسين (عليه السلام) براى او بيعت بگيرد و در صورتى كه امام، يزيد را تأييد نكرد، او را به قتل برساند. امّا امام حسين (عليه السلام) هرگز نپذيرفت و در مقابل حاكم مدينه كه از او براى يزيد بيعت مى خواست فرمود: «مائيم كه اهل بيت نبوّتيم و يزيد مرد فاسقى است كه آشكارا شراب مى نوشد و فرمان قتل بى گناهان را صادر مى كند هرگز كسى چون من با ناكسى چون او بيعت نخواهد كرد...» سپس امام مدينه را ترك كرد و به مكه رفت.

مردم بىوفاىِ كوفه ـ كه بىوفايى و جَفاى خود را در زمان حضرت على (عليه السلام) و امام حسن (عليه السلام) نشان داده بودند ـ با ارسال هزاران نامه از امام حسين (عليه السلام) دعوت كردند به كوفه بيايد تا به كمك آنها يزيد را سرنگون كند. امام هم «براى اصلاحِ اوضاع نابسامان دينِ جَدّش و براى عمل به تكليف الهى» با همه خاندان و ياران خود به طرف  كوفه حركت كرد; زيرا جدّش را در خواب ديد كه مى فرمايد: «اِنَّ اللّهَ شآءَ اَنْ يَراكَ قَتيلاً; خدا مى خواهد ترا كشته ببيند».

امام حسين (عليه السلام) ، جانشين رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) و همه پيامبران الهى، با فداكارى عجيبى، سكوت مرگبارى را كه بر جامعه اسلامى سايه انداخته بود، در هم شكست و قيافه زشت حركت جاهلى يزيد را آشكار كرد. امام با خون پاك خود، بزرگترين حماسه را در قلب تاريخ بشريّت نوشت و به نسلهاى آينده درسى فراموش نشدنى داد.

امام حسين (عليه السلام) مسير اسلام واقعى را به مسلمانان نشان داد و دسيسه هاى بنى اُميّه را در هم كوبيد و آخرين تلاش هاى ظالمانه آنها را خنثى كرد.

بعضى به اشتباه فكر مى كنند كه امام حسين (عليه السلام) شكست خورد، ولى اين ظاهر كار بود و باطن امر رسوايى يزيد و لياقت نداشتن او براى جانشينى رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) بود.

بنابراين بايد در معناى واقعى «شكست» و «پيروزى» دقت كنيم: پيروزى اين نيست كه انسان، هميشه از ميدان جنگ سالم بيرون آيد، يا دشمن خود را به هلاكت برساند، بلكه پيروزى اين است كه انسان «هدف» خود را پيش ببرد و دشمن را از رسيدن به مقصود خود باز دارد.

با توجّه به معناى صحيح پيروزى، نتيجه نهايى جنگ خونين كربلا روشن مى شود. امام و ياران وفادارش به شهادت رسيدند، امّا با شهادت افتخار آميزشان، كاملاً به هدف مقدّس خود رسيدند; زيرا هدف اين بود كه دين الهى اسلام از خطر نجات يابد، چهره دشمنان مسلمان نما آشكار شود، افكار عمومى مسلمانان بيدار شود و مردم از توطئه هاى بازماندگانِ دوران جاهليّت آگاه شوند.

شهداى كربلا باعث شدند تا سايه شوم و ننگين بنى اُمَيّه از سر مسلمانان كوتاه شود. حكومت يزيد با كشتن امام حسين (عليه السلام) ، قيافه واقعى خود را به همه نشان داد و مدّعيان جانشينى پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) را رسوا كرد. هنگامى كه سرهاى بُريده شهداى كربلا را نزد يزيد آوردند گفت: «اى كاش، نياكان من، كه در جنگ بَدر كشته شدند، در اين جا بودند و منظره انتقام گرفتن مرا مى ديدند!» پدرش، «معاويه»، سال ها پيش گفته بود: «من براى اين نيامده ام كه شما نماز بخوانيد و روزه بگيريد، من آمده ام بر شما حكومت كنم، هر كس با من مخالفت كند او را نابود خواهم كرد!»حديث لوح چيست؟

روزى كه امام حسين (عليه السلام) متولّد شد، جابِرِبن عبداللهِ اَنْصارى براى عرض تبريك به خانه حضرت فاطمه (عليها السلام) رفت.در آنجا لوحِ سبز رنگى ديد و از فاطمه زهرا (عليها السلام) پرسيد: «اين چيست؟» حضرت فاطمه فرمود: «هديه الهى است، كه نام پدر و شوهر و فرزندانم، يعنى جانشينان رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) از نسل من، در آن است.» جابر اجازه گرفته و نسخه اى از روى آن نوشت.

در اين لوحِ الهى از قدرت و عظمت خداوند متعال سخن گفته شده و دستورهاى بسيار مهمّى براى زندگى ذكر شده است. سپس مقام و درجه معنوى چهارده معصوم (عليهم السلام) آمده و به قيامت و روز حساب پرداخته است.

امام حسين (عليه السلام) در اين لوح شريف اين گونه توصيف شده است: «... حسين را مخزن وحى خود قرار دادم و او را شهادت بزرگى بخشيدم و زندگى اش را با سعادت پايان دادم كه او برترين شهيدان است و بالاترين مقام در بين شهدا را دارد... .»طلوع خورشيد

امام حسين (عليه السلام) در سوم شعبان سال چهارم هجرى در مدينه چشم به جهان گشود. پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) اين فرزند فاطمه (عليها السلام) را «حُسَين» ناميد. رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) علاقه شديدى به او داشت و درباره اش فرمود: «حسين از من است و من از حُسينم... .» او در آغوش پيامبر پرورش يافت و موقع رحلت رسول اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) ، شش ساله بود. در زمان پدرش، حضرت على (عليه السلام) موقعيت والايى داشت. علم، شجاعت، تواضع، بخشش، بزرگوارى، فصاحت، عفو، حلم، دستگيرى از بينوايان و... از صفات برجسته اين امام بزرگوار بود.

در جنگ هاى مختلف، همراه پدرش بود و با دشمنان اسلام جنگيد. بعد از شهادت حضرت على (عليه السلام) امامت به حضرت امام حسن (عليه السلام) رسيد و امام حسين (عليه السلام) همواره مطيع و همراه برادرش بود. با شهادت امام حسن (عليه السلام) مسئوليت امامت به او رسيد. در اين هنگام حكومت در دست معاويه بود. و او ياران وفادار حضرت على (عليه السلام) را مى كشت و امام حسين (عليه السلام) نيز به اين كار و به ساير اعمال ناپسند معاويه اعتراض مى كرد. بنى اميّه امام حسين (عليه السلام) را محور وحدت شيعه مى دانست و از نفوذ شخصيت امام بيم داشت.محرم الحرام يعنى چه؟

قبل از بعثت پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) قبيله هاى مختلف عرب، همواره با هم مى جنگيدند به طورى كه سراسر زندگى آنان جنگ و خون ريزى بود. بنابراين، براى كم كردن از جنگ و هم چنين براى به وجود آوردن وقت مناسبى براى همه قبيله ها ـ كه به مسائل شخصى و قبيله اى خود رسيدگى كنند ـ در سال، چهار ماه را «ماه حرام» نامگذارى كردند كه هرگونه جنگ و ستيز در آنها حرام بوده است. اين ماه ها عبارت است از: ذوالقعده، ذوالحجّه، محرّم، رجب.كربلا يعنى چه؟

«كربلا» يكى از شهرهاى كشور عراق است. در مورد لغت «كربلا» و ريشه آن، بحث هاى مُفصّلى صورت گرفته است. طبق بعضى از نَقل ها، اين نام از «كرب» و «اِل» تركيب شده است. يعنى حرم الله، يا مقدّس الله، «كرب» در لغت سامى به معناى «قُرْب» (= نزديكى) در عربى است. اگر «اِل» هم به معناى «اللّه» باشد، كربلا به معناى محلّى است كه نزد خدا، مُقَدّس و مُقَرَّب، يا «حَرَم خدا» است.

البته بعد از شهادت امام حسين (عليه السلام) ، از كربلا با نام هاى ديگرى ياد شده است: «مَشْهَدُالحسين»، «مَدينَةُ الحسين»، «مَوْضِعُ البَلاءُ»، «مَحَلُّ الوَفاء».وضعيت جغرافيايى كربلا

كر