ر پس از اينكه بر اوضاع كاملاً مسلّط شد، يكايك قاتلان شهداى كربلا را دستگير كرد و كشت. او نيروهايى را به اطراف مى فرستاد تا هم بر آن مناطق تسلّط پيدا كنند و هم جنايتكاران را گرفته و مجازات نمايند.

مختار موفّق شد افرادى چون: عمربن سعد، شمربن ذى الجوشن، عبيدالله بن زياد، خُولى، سَنان، حَرْمَلَه، حَكيم بن طُفَيْل، مُنْقِذِبن مُرّه، زيدبن رقاد، زيادبن مالك، مالك بن بِشْر، عبداللّه بن اسيد، عَمْروبن حَجّاج و بسيارى از افرادى را كه در عاشورا دستشان به خون شهدا آلوده بود، از دم تيغ بگذراند و بدنشان را بسوزاند و يا در مقابل سگها بيندازد.

مختار، هجده ماه حكومت كرد و در سنّ 67 سالگى در جنگى با سپاهيان «عبداللّه بن زبير» به شهادت رسيد. قيام او و خونخواهى اش موجب خُرسندى ائمه (عليهم السلام) بود.برخورد با دشمنان  
روزى مروان بن حكم به امام حسين عليه السلام گفت : اگر شما مادرى چون فاطمه نداشتيد كه به آن افتخار كنيد چه چيزى داشتيد كه به آن افتخار كنيد؟
عليه السلام برخاست و بادستهاى قوى خود گلوى مروان رافشار داد و دشتارش را بر گردنش پيچيد تااينكه بيهودش شد آنگاه او را رها كرد. و رو به عده اى از قريش كرد و فرمود: آيا در روى زمين كسى به غير از من و برادرم محبوبتر نزد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بود؟ آيا غير از من و برادرم پسران دختر پيامبرى وجود دارد؟
آنها گفتند: خير، تنها شما پسران دختر پيامبر هستيد كه بهترين افراد نزد رسول خدا بوديد.
آنگاه امام عليه السلام فرمود: من هم كسانى را ملعون و پسر ملعون غير از مروان و پدرش دشمن رسول اللّه بر روى زمين نمى دانم . سپس به مروان فرمود: بين مغرب و مشرق كسانى از تو و پدرت دشمن تر نسبت به خدا و رسول او و اهل بيتش نمى باشد. (72)تخريب حَرَم امام حسين (عليه السلام)

بعد از شهادت مظلومانه امام حسين (عليه السلام) ، كه باعث شد حقيقت اسلام روشن شود، شيعيان به زيارت قبر مطهر آن حضرت مى آمدند. به اين ترتيب، حاكمان ستمگر مرتّب احساس خطر مى كردند و سعى داشتند تا اين محل تجمّع را از بين ببرند. متوكّل عباسى، با ايجاد پاسگاهى در نزديكى كربلا به سربازانش دستور داد: هر كس را ديديد قصد زيارت حسين دارد، بكُشيد.

به دستور متوكّل، هفده بار قبر مطهر امام حسين (عليه السلام) را خراب كردند. يك بار «ديزَج يهودى» را مأمور تغيير و تخريب قبر امام كرد. او نيز با غلامان خويش سراغ قبر رفت. قبر را شكافت، به حصيرى كه پيكر مطهّر امام در آن بود برخورد كرد كه از آن بوى مُشك مى آمد، دوباره خاك روى آن ريختند و آب بستند و آن زمين را مى خواستند با گاو، شُخم بزنند كه گاوها جلو نمى رفتند و كار نمى كردند!

هارون الرشيد هم به حاكم كوفه دستور داد تا حَرَم امام حسين (عليه السلام) را خراب كند، اطراف آن را ساختمان بسازد و زمين هايش را زير كشت و زراعت ببرد. حاكم كوفه هم مو به مو دستورهاى هارون الرشيد را انجام داد. با اين حال، مردم باز هم به زيارت قبر امام حسين (عليه السلام) مى آمدند و حتى گاهى با مأموران خليفه درگير مى شدند. برخوردهاى جفاكارانه دشمنان، همه، براى پراكندن عاشقان امام حسين (عليه السلام) از اين مركز روشنايى بود، امّا كمترين نتيجه اى هم نگرفتند.

وهّابيان هم در سال 1216 قمرى به كربلا حمله كردند و اين تهاجمها، ده سال ادامه داشت. وهّابيان كربلا را غارت، مردم را قتل عام و حَرَم مطهر امام را خراب كردند.

در سالهاى اخير هم حكومت ظالم عراق، براى خاموش كردن حركت انقلابى شيعيان اين سرزمين، در سال 1370 شمسى به كربلا و نجف حمله كرد. بعثى ها با توپخانه، گنبد و بارگاه حرم امام حسين (عليه السلام) را مورد هجوم وحشيانه قرار دادند و حقّ طلبان را به خاك و خون كشيدند. «صدام» دستور داد حرم حضرت على (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام) و حضرت عبّاس (عليه السلام) را تخريب نمايند و قيام مردمىِ بر ضدّ حكومت را خفه كنند.چه كسى شيعه امام حسين (عليه السلام) است؟

كسى كه شيعه و علاقه مند به امام حسين (عليه السلام) است، بايد همرنگ، همجهت و همفكر با امامش باشد; بايد از جهت رفتار، اخلاق و گفتار به امام حسين (عليه السلام) اقتدا كند، نه اينكه ادّعا كند و شعار بدهد.

البته شيعه امام حسين (عليه السلام) ، شيعه همه ائمه اطهار (عليهم السلام) است. شيعه، در راه ائمه (عليه السلام) ـ كه راه خدا است ـ قدم بر مى دارد. امام حسين (عليه السلام) الگو و نمونه فدا شدن در راه خداست. شيعه او هم بايد اينطور باشد.

شيعه امام حسين (عليه السلام) بايد در اين كارها و ارزشها به آن حضرت اقتدا كند: اطاعت امر خدا، خواندن و زنده نگهداشتن نماز، خودسازى، گريز از گناه، امر به معروف و نهى از منكر، زير بار ذلّت نرفتن و عدم سازش با ظالمان، جهاد و شهادت، قاطعيت و پايدارى در راه عقيده، مبارزه با باطل، ايثار و....

استشهاد به يك كتاب به معناى تأييد همه مطالب آن نيست.مدارك و منابع مورد مطالعه

1. قرآن كريم

2. شيخ طبرسى: احتجاج

3. شيخ مفيد: ارشاد

4. شيخ صدوق: امالى

5. علاّمه مجلسى: بحارالانوار

6. طبرى، محمدبن جرير: تاريخ طبرى

7. ابن جوزى: تذكرة الخواص

8. (شهيد) مطهّرى، مرتضى: حماسه حسينى

9. رسولى محلاّتى، سيد هاشم: خلاصه تاريخ اسلام

10. حكيمى، محمود: رهبر آزادگان حسين

11. غفّارى، محسن: سيره امام حسين

12. مدّرس، محمّدباقر: شهر حسين

13. ابن عبد ربّه: عقدالفريد

14. معين، محمّد: فرهنگ معين

15. بهايى: كامل

16. جعفربن محمدبن قولويه: كامل الزيارات

17. اربلى، عيسى بن ابى الفتح: كشف الغمّه فى معرفة الائمّه

18. سيدبن طاووس: لهوف

19. ابن نماى حلّى: مثيرالاحزان

20. مسعودى: مروج الذهب

21. اصفهانى، ابوالفرج: مقاتل الطالبين

22.مقرم، عبدالرزاق: مقتل الحسين

23. ابى مخنف: مقتل الحسين

24. ابن شهرآشوب: مناقب

25. محدث قمى: منتهى الامال

26. محدث قمى : نفس المهمومپاورقی

[1] ـ مقدّس نمايى و تظاهر به مظلوميّت .
[2] ـ مَحْمِل، جايگاهى كه بر شتر مى بندند و در هر طرفى يك نفر مى نشيند.
[3] ـ آتش پرست، آفتاب پرست، گبر.
[4] ـ كسانى كه پيرو دين حضرت مسيح هستند.
[5] ـ چوب و تركه اى كه يزيد، با آن بر سر بريده امام اشاره مى كرد و بر لب و دندان امام مى زد.
[6] ـ روم، (30) آيه 10.
[7] ـ آل عمران، (3) آيه 178.
[8] ـ اى خون خواهان حسين (عليه السلام) .
[9] ـ اى يارى شده! بميران. (نوعى پيش گويى و فال نيك به مرگ دشمن).
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1875.txt">درباره کتاب</a><a class="text" href="w:text:1876.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:1877.txt">چرا عبادت؟</a><a class="text" href="w:text:1878.txt">ابعاد عبادت‌</a><a class="text" href="w:text:1879.txt">چگونه عبادت كنيم؟</a><a class="text" href="w:text:1880.txt"> آفات عبادت‌</a><a class="text" href="w:text:1881.txt">عبّوديت نه عبادت‌</a><a class="text" href="w:text:1882.txt">سيماى نماز</a><a class="text" href="w:text:1883.txt">نماز از ديدگاه عقل و وجدان‌</a><a class="text" href="w:text:1884.txt">آداب نماز</a><a class="text" href="w:text:1885.txt">نشانه‌هاى اخلاص‌</a><a class="text" href="w:text:1886.txt">تكبيرة الاحرام‌</a><a class="text" href="w:text:1887.txt">تعقيب نماز</a></body></ht