ر نيّت اخلال ايجاد كرده و از «قصد قربت» باز مى‌دارد.
 2- عُجب‌
 گاهى كارها با نام و براى خدا شروع شده اما شيطان در نيمه راه آن را با ايجاد غرور و خودپسندى و مهم دانستن عبادت تباه مى‌سازد.
 3- گناه‌
 گناهان آثار خوب عبادات را از بين مى‌برند. همچون كشاورزى كه پس از ماهها تلاش وزحمت در اثر يك غفلت خرمن محصولش گرفتار آتش شده و نابود شود. كاشتن نهال وقت چندانى نمى‌برد ولى به ثمر رساندن و مواظبت از سلامت آن و زدودن آفت‌ها دشوار است.
 در روايت آمده است: عابدى مغرور و فاسقى شرمنده هر دو وارد مسجد شدند فاسق بخاطر حالت توبه و پشيمانى دگرگون گشت و مؤمنى صالح شد ولى عابد به خاطر غرورش فاسق از كار درآمد.(16)
16) كافى ج‌2 ص 314.عبّوديت نه عبادت‌
 پرستش و اطاعت ظاهرى اگر بدون تسليم و پذيرش قلبى باشد بى‌ارزش است. «بنده» بايد تسليم محض و بى قيد و شرط امر «خدا» باشد و در برابر فرمان الهى سليقه‌ها و خواسته‌هاى شخصى را كنار بگذارد و به نيش و نوش ديگران و خوش آمدن و بد آمدن مردم بى اعتنا باشد. اين همان «عبوديت» است كه فلسفه عبادت است.
 تداوم عبادت‌
 از نظر اسلام عبادت اندك ولى پيوسته ارزشمندتر از عمل نيك بزرگ ولى بى‌دوام است. قرآن مى‌فرمايد: خدا را بپرست و در راه عبادت او صبور و شكيبا باش.(17) رسول خداصلى الله عليه وآله آفت عبادت را سستى و تداوم نداشتن آن مى‌داند.(18)
 رهرو آن نيست كه گه تند و گهى خسته رود
رهرو آنست كه آهسته و پيوسته رود
 توسعه عبادت‌
 مؤمن خداپرست بايد به گسترش فرهنگ عبادت بپردازد و تنها به نماز و عبادت خود اكتفا نكند بلكه ديگران را هم با خدا و پرستش آشنا كند. خداوند بعد از ايمان و عمل صالح انسان را به دعوت به حق و صبر فرا مى‌خواند.(19)
 تسليم بزرگترين فلسفه تكليف‌
 بدون شك دستورهاى خدا و احكام شرع داراى فلسفه و دليل است هر چند ما آن را ندانيم. پذيرش فرمان‌هاى الهى كمال آدمى است و برخى دستورها براى آزمودن روح تسليم و بندگى است. آنگونه كه گاهى خودِ «راه رفتن» مثل پياده‌روى هدف است نه رسيدن به جايى.
17) مريم آيه 65.
18) بحارالانوار ج 77 ص 68.
19) عصر آيه 3. سيماى نماز
 بارزترين نوع عبادت و بندگى «نماز» است.
 نماز مهم‌ترين سفارش انبيا است. لقمان به فرزندش مى‌گويد: پسركم! نماز را بر پاى دار. «يا بُنَىَّ أَقِمِ الصَّلاةَ»(20)
 نماز داروى نسيان و وسيله ذكر خداست: «أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِى»(21)
 نماز پيمان خداوند است. پيامبرصلى الله عليه وآله فرمود: «اَلصَّلاةُ عَهْدُ للّه»(22)
 نماز نور چشم پيامبر عزيز است. «قُرَّةُ عَيْنى فىِ الصَّلاةِ»(23)
 نماز اهرم استعانت در غمها و مشكلات است.(24)
 نماز داروى تكبّر است.(25)
 نماز وسيله تشكر از نعمت‌هاى خداست. «فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ»(26)
 نماز سيماى مكتب است. «اَلصَّلاةُ وجهُ دينِكُم»(27)
 نماز به منزله پرچم و نشانه مكتب است. «عَلَمُ الاِسلامِ الصَّلاة»(28)
 نماز پايه و ستون دين است: «وَ هِىَ عَمُوُد دينِكم»(29)
 نماز به منزله سر نسبت به تن مى‌باشد. «مَوْضِعُ الصَّلاةِ مِنَ الّدين كَموضِعِ الرَأس مِنَ الجَسَد»(30)
 نماز كليد بهشت است. «اَلصَّلاةُ مِفتاحُ الجَنَّة»(31)
 نماز وسيله سنجش مردم است. «اَلصَّلاةُ ميزان»(32)
 نماز اولين سؤال در قيامت است: «اَوّلُ ما يُحاسَبُ بِه العَبْدُ الصَّلاة»(33)
 نماز همچون نهرى است كه انسان روزى پنج‌بار خود را در آن شستشو مى‌دهد و ديگر چركى باقى نمى‌ماند.(34)
 نماز براى اولياى خدا شيرين و براى منافقان دشوار و سنگين است: «وَ إِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الخاشِعينَ»(35)
 نماز درهم كوبنده شيطان است: «مُدخِرةً لِلشَّيطان»(36)
 امام صادق عليه السلام پيش از وفات به اطرافيان خود فرمود: هر كه نماز را سبك شمارد مشمول شفاعت ما در قيامت نخواهد شد.(37)
 امام حسين عليه السلام حتى ظهر روز عاشورا در ميدان مبارزه و در برابر تيرهاى دشمن نماز را رها نكرد.
 به پدران و مادران سفارش شده كه اطفال خود را قبل از بلوغ مثلاً از سنّ هشت سالگى وادار به نماز كنند.(38)
20) لقمان آيه 17.
21) طه آيه 14.
22) كنزالعمال ج 7 ص 279.
23) بحارالانوار ج 77 ص 77.
24) بقره آيه 45.
25) نهج البلاغه حكمت 252.
26) كوثر آيه 2.
27) فروع كافى ج 1 ص 270.
28) كنزالعمال ج 7 ص 279.
29) مستدرك ج 1 ص 172.
30) نهج الفصاحه جمله 3075.
31) نهج الفصاحه جمله 1588.
32) فروع كافى ج 1 ص 267.
33) نهج الفصاحه جمله 979.
34) وسائل‌الشيعه ج 3 ص 7.
35) بقره آيه 45.
36) فهرست عزرالحكم صلاة.
37) فروع كافى ج 1 ص 264.
38) وسائل‌الشيعه ج 3 ص 13.نماز از ديدگاه عقل و وجدان‌
 يكى از تكاليف انسانى سپاس از محبت و نيكى ديگران است. حتّى اگر مسلمان نباشيم احسان و نيكى ديگران به عهده ما مسئوليت تشّكر مى‌گذارد. اين حقّ نسبت به همه افراد با هر زبان و نژاد و مليّت و كشور يكسان است.
 هر چه لطف و نيكى بيشتر و نيكى كننده بزرگتر باشد تشّكر هم بايد بيشتر و بهتر انجام گيرد. چه كسى بيشتر از «خدا» بر ما حق دارد؟
 به قول سعدى: هر نفسى كه فرو مى‌رود ممدّ حيات است و چون برمى‌آيد مفرّح ذات پس در هر نفسى دو نعمت موجود است و بر هر نعمتى شكرى واجب.
 البته خداوند به تشكر ما نياز ندارد اين كار ارزشى براى ماست و نشانه انصاف ماست نه اينكه نشان نياز خدا به نماز ما باشد اگر معلّم به شاگردش گفت: خوب درس بخوان شاگرد نبايد خيال كند كه خوب درس خواندن او نياز معلّم است بلكه كمال شاگرد را مى‌خواهد.
 وقتى اصل لزوم تشكر را قبول كرديم چگونگى آن بايد طبق دستور باشد. وقتى مراجعه بيمار به پزشك ضرورى تشخيص داده شد چگونگى مصرف دارو تابع دستور پزشك است.
 سؤال: تشكر در برابر نعمت‌ها درست ولى آنكه در ميان ناگوارى‌ها زندگى مى‌كند او چرا بايد تشكر كند؟
 پاسخ: اولاً: بيشتر ناراحتى‌ها به دست خود ما فراهم مى‌آيد مثلاً با رعايت نكردن بهداشت مريض مى‌شويم با درس نخواندن و تنبلى دچار ركود در زندگى مى‌گرديم در انتخاب دوست دقت نمى‌كنيم گرفتار مى‌شويم و...
 ثانياً: انسان را به تلاش وامى‌دارد و استعدادها را شكوفا مى‌سازد.
 ثالثاً: تلخى‌ها را بايد در كنار شيرينى‌ها حساب كرد و بلاها را در كنار نعمت‌هاى بيشمار ديد.
 رابعاً: گاهى سختى‌ها وبلاها باعث كمال روح وصيقل خوردن جان مى‌شود ودلها از غيرخدا بريده به او متوّجه مى‌شود.
 ترك نماز
 ترك نماز قطع رابطه با آفريدگار هستى است و اين در دنيا و آخرت عواقب تلخى دارد. در قيامت اهل بهشت از دوزخيان مى‌پرسند: چه چيز شمارا روانه جهنّم كرد؟ يكى از پاسخ‌ها اين است كه ما پايبند به نماز نبوديم.(39) رسول خدا صلى الله عليه وآله فرمود: مرز ميان اسلام و كفر چيزى بيش از رها كردن نماز نيست.(40)
 سبك شمردن نماز
 ارزش گذاردن به نماز نشانه ايمان به خداست و بى اعتنايى دليل ضعف و سستى در ايمان.
 پيامبر صلى الله عليه وآله فرمود: واى بر كسى كه از نماز مواظبت نكند.(41) و نيز فرمود: كسى كه نماز را سبك شمرد خداوند بركت و خير را از عمر و مال او برمى‌دارد پاداش كارهاى او از بين مى‌رود دعاهايش م