
 عزّت‏هاى دنيوى در حقيقت ذلّت است. اميرالمؤمنين‏عليه السلام مى‏فرمايد: دنيا به گونه‏اى است كه عزّت آن ذلّت است، داشتن مركب زيبا كه به ظاهر عزّت است، در واقع نوعى وابستگى و اسير شدن نسبت به آن است. باغ و بستان به ظاهر براى كشاورز عزّت است، امّا تا تمام عمر و قدرت او را نگيرد خودش را عرضه نمى‏كند.
 عزّتى ارزش دارد كه سبب تكبّر و فخرفروشى نگردد و به هر مقدار كه بيشتر شد، انسان در درون، خودش را كوچك‏تر احساس كندو فروتنى كند؛ «الهى اعزّنى و لاتبتلينى بالكبر و لا تحدث لى عزّاً ظاهراً الا اَحدثتَ لى ذلّة باطنة عند نفسى بقدرها»(110) قرآن سلطه‏ى كفار را بر مؤمنين ممنوع مى‏داند؛ «لن يجعل اللّه للكافرين على المؤمنين سبيلاً»(111)
 قرآن پذيرفتن ظلم را مثل ظلم كردن حرام مى‏داند. «لاتَظلِمون و لا تُظلِمون»(112)
 قرآن زندگى با ذلّت را مرگ و مرگ با عزّت را زندگى مى‏داند.
 قرآن آنچه را ملاك دانسته، در راه خدا بودن است، نه كشتن و نه كشته شدن؛ «اِنّ اللّه اشترى من المؤمنين انفسهم و اموالهم بانّ لهم الجنّة... فيَقتلون و يُقتلون»(113)
 قرآن به انسان عزّت داده و فرموده:
 هستى براى توست؛ «خلق لكم»(114)
 روح خدا در توست؛ «نفخت فيه من روحى»(115)
 تو مسجود فرشتگان هستى؛ «فسجدوا الا ابليس»(116)
 تو جانشين خدا هستى؛ «انّى‏جاعل‏فى‏الارض‏خليفة»(117)
 سرپرست شما خداست؛ «اللّه ولىّ الذين آمنوا»(118)
 انبيا پدران شما هستند؛ «ملّة ابيكم ابراهيم»(119)
 آفرينش تو هدفدار است؛ «و ماخلقت الجن والانس الا ليعبدون»(120)
 در كربلا جلوه‏ى عزّت الهى را مى‏بينيم، نوجوان 13 ساله‏اى به نام حضرت قاسم مى‏گويد: اگر مسئولين جامعه‏ى اسلامى يزيد و طرفدارانش هستند، پس مرگ از عسل شيرين‏تر است.
 امام حسين‏عليه السلام مى‏فرمايد: بنى‏اميّه مرا بين شهادت و بيعت (سازش) مخيّر ساخته است، «هيهات من الذلّة»، در كربلا بدن امام سوراخ سوراخ شد، اما به عزّتش لطمه‏اى وارد نشد، انواع غمها بر حضرت زينب وامام سجادعليهما السلام وارد شد، اما جلوه‏هاى عزّت آنها در خطبه‏ها، تار وپود نظام بنى‏اميه را از هم گسست.
108) نساء، 139.
109) بحار، ج‏78، ص‏228.
110) دعاى مكارم‏الاخلاق.
111) نساء، 141.
112) بقره، 279.
113) توبه، 111.
114) بقره، 29.
115) حجر، 29.
116) بقره، 34.
117) بقره، 30.
118) بقره، 257.
119) حج، 78.
120) ذاريات، 56. نماز و امام حسين
 * اگر قرآن در آغاز بزرگ‏ترين سوره‏ى خود (بقره) مى‏فرمايد: «الّذين يؤمنون بالغيب و يقيمون الصلوة»(121) و همچنين در كوچك‏ترين سوره‏ى خود (كوثر) از نماز سخن به ميان مى‏آورد، امام حسين عليه السلام آن را اقامه مى‏نمايد. «اَشهد انّك قد اقمت الصلوة»(122)
 * اگر قرآن مى‏فرمايد: «و اركعوا مع الراكعين»(123)، امام حسين‏عليه السلام نماز را با جماعت آن هم در برابر صفوف دشمن برگزار مى‏كند.
 * اگر قرآن نحوه‏ى اقامه نماز در ميدان جنگ را به پيامبرصلى الله عليه وآله آموزش مى‏دهد؛ «و اذا كنتَ فيهم فاقمت لهم الصلوة فلتقم طائفةٌ منهم معك وليأخذوا اسلحتهم...»(124)، امام حسين‏عليه السلام در ميدان جنگ نماز را اقامه مى‏فرمايد.
 * اگر قرآن نماز را به عنوان يك منبع انرژى‏زاى غيبى معرّفى و مؤمنان را امر به استعانت از آن مى‏فرمايد: «استعينوا بالصبر و الصلوة»(125)، امام حسين‏عليه السلام نيز در بحبوحه‏ى جنگ و مشكلات آن، از نماز استعانت مى‏جويد.
 * اگر قرآن اقامه‏ى نماز را در اوّل وقت سفارش مى‏فرمايد؛ «اقم الصلوة لدلوك الشمس»(126)، امام حسين عليه السلام نماز ظهر عاشورا را در اوّل وقت اقامه فرمودند.
 * اگر حضرت عيساى مسيح‏عليه السلام تا زمانى كه نفس دارند، مأمور به اقامه نماز شده‏اند؛ « و اوصانى بالصلوة و الزكوة ما دمت حيّا»(127)، امام حسين‏عليه السلام نيز تا آخرين لحظه همراه نماز است.
 * اگر قرآن از كسانى كه تجارت، آنها را از نماز غافل نمى‏سازد، ستايش مى‏كند؛ «رجال لا تلهيهم تجارة و لا بيع عن ذكر اللّه و اقام الصلوة»(128)، راجع به امام حسين‏عليه السلام چه بايد گفت كه حتّى حفظ جان هم او را از نماز غافل نساخت.
 * امام حسين عليه السلام نه تنها خود نماز خواند كه نمازهاى نمازگزاران را نماز كرد. در حديث مى‏خوانيم: سه چيز موجب قبولى نماز است: حضور قلب، نماز نافله و تربت سيدالشهدا.
 * امام حسين عليه السلام به خواهرش زينب عليها السلام مى‏فرمايد: در نمازت به من دعا كن.
 * نماز بايد در جامعه و علنى اقامه شود؛ «اقيموا الصلوة» و امام حسين عليه السلام با آنكه مى‏توانست در خيمه نماز بخواند و با اينكه نمازش شكسته بود، در مقابل جمعيت نماز بپا داشت.
 هنگام اقامه‏ى نماز در ظهر عاشورا، 30 تير به سوى حضرت رها شد، يعنى در برابر هر كلمه از حمد و ركوع و سجده تقريبا يك تير به امام پرتاپ شد.
 * به راستى نماز چيست كه در عصر تاسوعا هنگامى كه به سيد الشهداعليه السلام پيشنهاد حمله مى‏شود، حضرت طى چند نوبت گفتگو جنگ را يك روز به تأخير مى‏اندازند و مى‏فرمايند: «انّى اُحبّ الصلوة» و نفرمود: مى‏خواهم نماز بخوانم، بلكه فرمود: من نماز را دوست دارم. بسيارى از ما نماز مى‏خوانيم، ولى چقدر نماز را دوست داريم؟
 زراره از امام صادق عليه السلام در باره كعبه پرسيد: دهها سال است كه هرگاه درباره‏ى حج و كعبه از شما سوال مى‏كنم، پاسخ جديدى مى‏دهيد، علم شما به كجا متّصل است؟ امام فرمودند: آيا مى‏خواهى كعبه‏اى كه هزاران سال قبل از آدم بوده با چند كلمه اسرارش تمام شود.
 اين در حالى است كه كعبه و تمامى اسرار و رموز آن كه امام به آن اشاره فرمودند، تنها قبله‏ى نماز است و قبله، يكى از شرايط نماز!!
 * امام حسين عليه السلام حاضر مى‏شود تا بدن مباركشان سوراخ سوراخ شود، ولى ارزش نماز شكسته نشود. سر مقدّس سيد الشهدا بر روى نى قرآن مى‏خواند، يعنى سر از بدن جدا مى‏شود ولى سر و دل از قرآن جدا نمى‏شود.
 عزادارن حسينى! ظهر عاشورا در هر كجا هستيد، به ياد امام حسين عليه السلام و آخرين نماز كربلاى او، همراه با حضرت مهدى (عجل‏اللَّه‏تعالى‏فرجه‏الشريف) نماز ظهر عاشورا را باشكوه و با اخلاص بپا داريد.
121) بقره، 3.
122) زيارت عاشورا.
123) بقره، 43.
124) نساء، 102.
125) بقره، 153.
126) اسراء، 78.
127) مريم، 31.
128) نور، 37.
قرآن و ياد شهدا
 در قرآن از افراد ترسو و تن پرور به شدت انتقاد شده است؛ «يخشون النّاس كخشية اللَّه»(129) و «لا طاقة لنا اليوم»(130) و از افراد شجاع ستايش شده است. مثلاً بعضى براى تضعيف روحيّه‏ى مسلمين مى‏گفتند: دشمنان شما زيادند ولى مؤمنين به جاى ترس ايمانشان زياد مى‏شود؛ «انّ النّاس قد جمعوا لكم فاخشوهم فزادهم ايماناً»(131)
 قرآن از كسانى كه عاشق جبهه هستند و بخاطر نداشتن امكانات اشك مى‏ريزند ستايش مى‏كند «اعينهم تفيض من الدَّمع حَزناً الا يجدوا ما ينفقون»(132)
 قرآن از كسانى كه براى خون دادن تسليم فرمان هستند (گرچه خونشان ريخته نشود) ستايش مى‏كند. «فلمّا اسلما وتلّه للجبين و ناديناه أن يا ابراهيم قد صَدّقتَ الرؤ