عا را مى‏خوانند: «خدايا حج من را قبول كن» كه اين رمز آن است كه قبولى حج با طرد شيطان وشيطان‏نماها همراه است.
 ناگفته پيداست كه شيطان در هر زمان به شكل و صورتى است، چنانكه امام راحل قدس سره فرمود: آمريكا شيطان بزرگ است.
 در زيارت عاشورا به امام حسين‏عليه السلام و يارانش صد مرتبه سلام مى‏دهيم و در مقابل به دشمنان او كه دشمنان دين و خدايند، صد بار لعنت مى‏كنيم.
 تكرار پرتاب سنگ در سرزمين منى‏ به شيطان و تكرار لعنت در زيارت عاشورا، نشان‏دهنده‏ى آن است كه بايد با محبّت خوبان و بغض دشمنان خو بگيريم و خو گرفتن در اثر تكرار است.
 حضرت على عليه السلام متولّد كعبه و خانه‏زاد خداست، خداوند مى‏فرمايد: به دور كعبه بچرخيد تا در طواف خانه خدا عشق على و فكر و راه او در جان شما جاى گيرد. انسان بى‏عشق و تنفّر، همانند حيوانى است كه فقط نفس مى‏كشد.
 در هر شبانه روز ده مرتبه از خداوند مى‏خواهيم كه ما را در راه اولياى خود ثابت قدم بدارد؛ «اهدنا الصراط المستقيم صراط الّذين انعمت عليهم» و از راه منحرفان و غضب شدگان بيزارى مى‏جوييم «غير المغضوب عليهم و لا الضّالّين» سنگ كعبه را مى‏بوسيم، ولى از سنگ جمرات با پرتاب سنگريزه‏ها به آن، ابراز نفرت مى‏كنيم.
 روز عرفه به عشق حسين عليه السلام و دعاى او اشك مى‏ريزيم، ولى فرداى آن در عيد قربان، كارد به دست، خون مى‏ريزيم و قربانى مى‏كنيم. با يك دست دعا و با دست ديگر سلاح.
 آرى مسلمانان بايد در تمام شئون زندگى اينگونه باشند.
 امام جمعه‏ى مسلمين بر لبش فرمان تقوى و در چشمش اشك و بر دستش سلام و گام‏هايش استوار در قيام است، فكرش آگاه به آفاق و ذهنش انباشته از علم است. واين معناى جامعيّت نمايندگان مكتبى و علما و خطبا در اسلام است.
 اگر به امام حسين عليه السلام سلام مى‏گوييم، از قرآن آموخته‏ايم كه به پيام‏آوران آسمانى و رهروان الهى سلام مى‏گويد: «سلام على نوح فى العالمين»(149)، «سلامٌ على ابراهيم»(150)، «سلام على موسى و هارون»(151)، «سلام على آل‏ياسين»(152)
 اگر به پيامبر صلى الله عليه وآله صلوات مى‏فرستيم، از قرآن ياد گرفته‏ايم كه مى‏فرمايد: «اِنّ اللَّه و ملائكته يصلون على النّبى»(153) خداوند و فرشتگان بر پيامبر درود مى‏فرستند و اگر ما بر بنى‏اميه و غاصبان حكومت حقّ و تبهكاران تاريخ بشريّت، لعن و نفرين مى‏كنيم، باز از قرآن آموخته‏ايم كه مى‏فرمايد: «اِنّ الّذين يؤذون اللَّه و رسوله لعنهم اللَّه فى الدنيا و الاخرة»(154) آنان كه خدا و پيامبرش را اذيّت مى‏كنند، خداوند آنها را در دنيا و آخرت لعنت مى‏كند.
 ما نفرين و لعن به دشمنان خدا را از انبيا ياد گرفته‏ايم؛ «لعن الّذين كفروا من بنى‏اسرائيل على لسان داود و عيسى‏بن مريم»(155) كافران بر زبان داوود و عيسى‏بن مريم لعن شده‏اند.
 ما نفرين را از سيره‏ى پيامبر اسلام آموخته‏ايم كه در ماجراى مباهله فرمودند: «ثمّ نَبتَهِل فنجعل لعنة اللَّه على الكاذبين»(156) ما با هم مباهله مى‏كنيم و لعنت خدا را براى دروغگويان قرار مى‏دهيم.
 بعضى از مجرمان را نه تنها خدا و پيامبران لعن و نفرين مى‏كنند، بلكه تمام موجودات با شعور هستى نيز آنان را دائماً لعنت مى‏كنند. «اولئك يلعنهم اللَّه و يلعنهم اللاعنون»(157)
 كوتاه سخن آنكه سلام و نفرين ما در تمام زيارت‏ها به خصوص زيارت عاشورا، برخاسته از فرهنگ و روح قرآن است.
147) توبه، 114.
148) انعام، 19.
149) صافّات، 79.
150) صافّات، 109.
151) صافّات، 120.
152) صافّات، 130.
153) احزاب، 56.
154) احزاب، 57.
155) مائده، 78.
156) آل‏عمران، 61.
157) بقره، 159.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1902.txt">درباره کتاب</a><a class="text" href="w:text:1903.txt">ديباچه</a><a class="folder" href="w:html:1904.xml">فصل اوّل: جامي از صهباي غدير</a><a class="folder" href="w:html:1907.xml">فصل دوم: آداب کوي جانان</a></body></html>نام کتاب :‌ آداب كوي جانان
(آداب زيارت حسيني)
ترجمه (ادب الزائر لمن يمّم الحائر)

نویسنده : علامه آيةالله حاج شيخ عبدالحسين اميني (رحمه الله)
ترجمه، تحقيق، تعليق: محسن رجبي

منبع : مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتنيا اَبا عَبْدِاللهِ الحسين(عليه السلام)
لَبَّيْكَ داعِي الله!
اِنْ كانَ لَمْ يُجِبْكَ بَدَني عِنْدَ اسْتِغاثَتِكَ
وَلِساني عِنْدَ اسْتِنْصَارِكَ،
فَقَدْ اَجابَكَ قَلْبي وَسَمْعي وَبَصَري
الاقبال، ج 3، ص 342.

لبيك اي دعوت كنندة الهي!
اگر به هنگامة فريادخواهي‌ات بدنم تو را اجابت نكرد،
و به هنگام ياري خواهي ات، زبانم به تو پاسخ نداد،
پس قلب و گوش و چشم من تو را اجابت كرد.
(روحي فداك يا حسين (عليه السلام) )

قال الصّادق (عليه السلام) :
«مَنْ زارَ قَبْرَ الْحُسَيْن (عليه السلام) عارِفاً بَحَقّه كان كَمَنْ زارَ اللهَ في عرشه»
كامل الزيارات، ص 282.

هر كه قبر امام حسين (عليه السلام) را در حالي كه نسبت به حقّ او معرفت دارد زيارت كند، بسان كسي است كه خداي تعالي را در عرش الهي زيارت كرده است.

ديباچه

در ماه ربيع الاول 1427هـ .ق. (فروردين 1385هـ .ش.) توفيق الهي رفيق شد و اين كمترين، به سعادت خاكبوسي آستانِ جانان، نجف و كربلا نايل آمد. هنگام تشرّف در شهر مقدّسِ نجف اشرف، روزي كنار خيابان، كتاب (ادب الزائر) را ديدم و آن را خريدم. قدري كه سطور پرنور آن سِفْرِ عشق را مطالعه نمودم، شيفتة آن شدم ، به ويژه اين كه برخي امور مبهم را از ذهن مي‌گشود و طريق مستقيم را مي‌نمود، آن چنان كه تمامي آثار علاّمة اميني (قدّس سرّه) چنين است.

وقتي از ديار عاشقان به وطن بازگشتم، بنا را بر ترجمه، تحقيق، شرح، تقديم و تعليق اين اثر گذاردم تا اين كه در روزهاي تعطيل تابستان (سال 1385) شروع به كار نمودم و در روز 23 رجب 1427 (27/5/1385)، به لطف بي كرانة دوست، آن را به پايان رساندم.

نام كتاب: «ادب الزّائر لمن يمّم الحائر»; (آداب زيارت براي كسي كه قصد زيارت حائر حسيني (عليه السلام) دارد)

«حائر و حاير، اصطلاحاً به حرم سيّدالشهداء (عليه السلام) گفته مي‌شود و اين، هم ريشة لغوي دارد ، هم تاريخي. در لغت، «حائر» جاي مطمئنّي است كه آب در آن نگهداري و جمع مي‌شود... در قديم به كربلا «حير» نيز گفته مي شده است. (1)

علاّمة اميني، آداب زيارت حسيني (عليه السلام) را به همراه برخي از ادعيه و زيارات ذكر كرده است و به ويژه به نكاتي چون (عتبه بوسي، طواف و سعي)، اشارات روشنگري دارد. اين كتاب، براي اوّلين بار در سال 1362هـ.ق. به خطّ محمد علي تبريزي غروي به طبع حجري، توسط چاپخانة حيدريّه به چاپ رسيد و در سال 1424هـ .ق. براي بار دوم با تحقيق سيّد نجاح جابر سلمان الحسيني، توسط مؤسسة البلاغ بيروت چاپ شد كه همين چاپ، مبناي ترجمه و تحقيق ما قرار گرفت.

علاوه بر ترجمه، مصادر، منابع روايات، ادعيه، زيارات و ديگر مطالب مطرح شده در كتاب مورد تحقيق قرار گرفت و تعليقاتِ توضيحي و بحث‌هاي مستقلّي به آن افزوده شد. همچنين براي نكوداشت نام و ياد علاّمه، فصلي در ابتداي كتاب با عنوان (جامي از صهباي غدير) افزوديم كه بيان سيرة مؤلّف كتاب