ت. گياه آن زعفران، خاک آن مشک بسيار خوشبو و پايه‌هاي آن زير عرش الهي است، پس آنگاه رسول خدا (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) دست خود را بر پهلوي اميرالمؤمنين (عليه السلام) زد و فرمود: اي علي (عليه السلام) ! اين نهر براي من، براي تو و براي دوستداران تو پس از من است... (الأمالي، شيخ طوسي، مجلس ثالث، ص 69 و 70)
18 . برگرفته از سخنراني مرحوم حجت‌الاسلام دکتر اميني در سال 1379، تبريز.
19 . براي توضيح بيشتر مراجعه كنيد به كتاب: شذرات المعارف، آيةالله شاه آبادي، چاپ بنياد معارف و علوم اسلامي، ص 124.
20 . امتناع، ردّ کردن.
21 . کشکول منبر، رضا استادي، ص 184 و 185.
22 . پايگاه اطلاع رساني علوم و معارف اسلام، يادداشت‌هاي خطّي، جنگ 17، ص 61 و 62 (احوال مرحوم علامة اميني)، مجموعة تأليفات حضرت علامه آيت‌الله حاج سيّد محمّدحسين حسيني تهراني.
23 . معاد شناسي.
24 . شيخ آقا بزرگ در "الذريعة الي تصانيف الشيعة" ج 22، ص 404 و 405 تحت رقم (7633) مي‌نويسد: "منتخب ربيع الأبرار تصنيف جارالله محمود بن عمر الزّمخشري المولود بزمخشر سنة (467) و المتوفّي سنة (538) و الرّبيع مرتّبٌ علي 98 باباً بعدد اسمه محمود....".
25 . حکايت 6 و 7 و 8 ترجمه ‌اي است از مقدّمة موسوعة الغدير، ج 1، ص 42 تا 47.
26 . حماسة غدير، ص 283 و 284.
27 . ديدار با ابرار، علاّمة اميني، مصلح نستوه، عليرضا سيّد کباري، ص 116.
28 . دهر، 21.
29 . حماسة غدير، ص 202 و 203.
30 . حماسة غدير، ص 202.
31 . سورة بقره، 138.
32 . "سيّد احمد کسروي" در سال 1269هـ ش. در خانواده‌اي مذهبي چشم به جهان گشود. وي تحصيلات ديني را در زادگاهش تبريز پي گرفت و ملبّس به لباس روحانيت شد. پس از آن، وارد يک مدرسة آمريکايي در تبريز شد و در همان مدرسه به تدريس پرداخت. وي بعد از مدّتي، لباس روحانيت را کنار گذاشت و در عدليّه مشغول به کار گرديد و سرانجام به دليل مخالفت با وزير دارايي، از خدمت کناره گرفت و تا پايان عمر به وکالت پرداخت... کسروي با استفاده از شبهاتي که نويسندگان اهل سنّت مطرح کرده بودند، به انتقاد و طعن از مذهب شيعه پرداخت و طريقت جديدي به نام پاکديني بنياد گذاشت. وي سرانجام در سال 1324ش. به وسيلة نوّاب و يارانش کشته شد. برگرفته از خاطرات آيت‌الله ابوالقاسم خزعلي، مرکز اسناد انقلاب اسلامي، ص 76 و 77.
33 . "سيّد مجتبي ميرلوحي" معروف به نوّاب صفوي، فرزند سيّد جواد در سال 1303ش. درخانواده‌اي روحاني متولّد شد. پس از اتمام دورة ابتدايي وارد مدرسة صنعتي آلمان گرديد و هم زمان با آن به آموختن دروس حوزه پرداخت. از همان ابتداي جواني، احساسات عميق ديني از خود ـ در شکل تظاهرات و اعتراض بر ضدّ مظاهر بي‌ديني در جامعه ـ نشان داد. با استخدام در شرکت نفت با تشکيل جلسات شبانه ـ براي کارگران ـ به روشنگري ايشان پرداخت. سپس براي تحصيل به نجف اشرف رفت و با ملاحظة يکي از کتاب‌هاي کسروي که در آن به حضرت امام صادق (عليه السلام) توهين شده بود،‌ حکم ارتداد نويسندة آن را از يکي از مراجع گرفت و جهت اجراي آن روانة وطن گرديد و گروه فداييان اسلام را تشکيل داد... وي سرانجام در دادگاه رژيم سفّاک پهلوي به مرگ محکوم و تيرباران شد و به شهادت رسيد. برگرفته از خاطرات آيت‌الله خزعلي، ص 69 و 70.
34 . خاطرات آيت‌الله ابوالقاسم خزعلي، مرکز اسناد انقلاب اسلامي، ص 76 و 77.
35 . حماسة غدير، ص 343 ـ 345.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1908.txt">ترجمة ادب الزّائر لمن يمّم الحائر</a><a class="text" href="w:text:1909.txt">آداب صحن شريف</a><a class="text" href="w:text:1910.txt">صلوات بر امام حسين (عليه السلام)</a></body></html>ترجمة ادب الزّائر لمن يمّم الحائر

آداب زيارت

خداوند سبحان را سپاس مي‌گزارم و بر پيامبر اعظم (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) و خاندان او ـ برگزيدگان و نيکان ـ درود مي‌فرستم. و بعد: روشن است که اگر کسي بر کسي وارد شود، بر وارد شونده، رعايت آدابي که با مقام ميزبان تناسب دارد و نيز مراعات سنّت‌هايي که ا و را به ميزبان نزديک و مقرّب سازد، لازم است، چراکه تنها هدف و ثمرة ديدار و زيارت دو فرد، ايجاد محبّت و دوستي دو سويه است و اين مقصود جز با آگاهي از آداب مورد رغبت و خوشايند زيارت شونده و تخلّق به آنچه که ـ به حسب اختلاف اشخاص و مراتب و مقامات ـ شخصيّت مَزُور (زيارت شونده) آن را مي‌طلبد و مي‌پسندد؛ ميسّر و ممکن نمي‌باشد؛ پس آمدن به درگاه خداوند سبحان به واسطة زيارت آن ابوابي که مردمان به آن امتحان مي‌شوند ( 1 )، ناگزير از رعايت آداب و سنني است که مورد پسند و خوشايند خداوند متعال است و بايد به گونه‌اي باشد که به رضا و خشنودي حقّ بينجامد و موجب قربت و نزديکي به خداوند باشد، و هر زيارتي که از جميع آداب و سنن، خالي باشد يا به همراه اعمال مخالف با آداب و سنن باشد، ناقص و بي ثمر است و چه بسا موجب خواري و اهانت به مزور باشد که در اين صورت، اين زيارت، انسان را از زيارت شونده دور مي‌کند و موجب جدايي از زيارت شونده خواهد بود و محبّت و نزديکي را به ارث نخواهد گذاشت.

در حديث مُسندي از «مفضّل بن عمر» نقل شده است که گفت: امام صادق (عليه السلام) فرمود:

«اگر زيارت کنيد، بهتر از آن است که زيارت نکنيد و اگر زيارت نکنيد بهتر از آن است که زيارت کنيد. گفت: گفتم: (پشتم را شکستي!) فرمود: به خدا سوگند، هر کدام از شما با دلي شکسته و اندوهبار به سوي قبر پدرش مي‌رود، در حالي که شما با سفره‌هاي غذا به سوي امام حسين (عليه السلام) مي‌رويد، هرگز چنين نيست تا اين که ژوليده موي و غبارآلود به سويش برويد.» ( 2 )

نيز در حديثي از محمّد بن مسلم از امام صادق (عليه السلام) آمده است که گفت:

«به او گفتم: هنگامي که به سوي [زيارت] پدر بزرگوارت مي‌رويم، آيا درحجّ هستيم، حضرت فرمودند: بله، عرض کردم: پس آنچه بر حجّ کننده لازم است براي ما نيز ضروري است؟ فرمود: از چه اموري؟ عرض کردم: از اموري که براي حجّ کننده لازم است؟ فرمود: بر تو لازم است... تا اين که جمله‌اي از آداب را برشمردند. پس فرمودند: هنگامي که اين امور را انجام دادي، حجّ و عمرة تو تمام است، و از سوي آن که [خداوند] با دادن نفقه و دوري از خانواده و اميال و رغبتي که داشتي، آنچه نزد اوست را مي‌خواستي، مستحق آن مي‌شوي که با مغفرت و رحمت و خوشنودي الهي برگردي.» ( 3 )

ما بخشي از آداب زيارت مولايمان امام سبط شهيد (عليه السلام) در کربلاي مشرّفه را که در حديث مذکور آمده است يا اعتبار صحيح، مساعد آن است ياد مي‌کنيم و آنچه را از لفظ حديث، از مصادر مورد وثوق، به دست آورده‌ايم ذکر کرده، به آن اشاره مي‌کنيم:

الف: گام‌هاي عمل بعد از خلوص نيّت ( 4 )

1 ـ هنگامي که خواستي به سوي قبر امام حسين (عليه السلام) [در کربلا] حرکت کني، پس روز چهارشنبه، پنج شنبه و جمعه روزه بگير ( 5 )، وقتي شب جمعه شد، نماز شب بخوان، پس به اطراف آسمان نگاه کن و قبل از مغرب آن شب، غسل کن، سپس با حال طهارت بخواب. (6)

2 ـ قبل از ا ين که از ميان اهل [و خانوادة] خود خارج شوي غسل کن و هنگام غسل بگو:

«اللّهُمَّ طَهِّرْنِي وَطَهِّرْ قَلْبِي وَاشْرَحْ