ي مَقْبـُولاً.» ( 42 )

دعاهاي ديگري نيز در اينجا وجود دارد که به هنگام حرکت به سوي حرم حسيني (عليه السلام) ، آن‌ها را مي‌خواني. (43)

29 ـ پس آنگاه با قلبي خاشع و چشمي گريان راه برو و حرکت کن و بسيار ذکر «لا اله الاّ الله»، «الله اکبر»، «لا حول و لا قوّة الاّ بالله» و «الحمد لله» بگو و بسيار خداوند و پيامبرش را ثنا و ستايش کن و بزرگ بدار و به ويژه بر حسين (عليه السلام) درود و صلوات بفرست و بر قاتلان و کشندگان آن حضرت بسيار لعن کن و از کساني که پايه‌گذار ظلم و جور بر آن حضرت بودند، برائت و بيزاري بجوي. (44)

30 ـ کفش‌هاي خود را از پاي درآور و با پاي برهنه راه برو چرا که تو در حرمي از حرم‌هاي خدا و پيامبرش هستي و بسان بنده‌اي ذليل راه برو. (45)

31 ـ گام‌هاي خود را کوتاه کن و بر تو باد به سکينه و وقار. (46)

32 ـ پس هنگامي که بر «تلّ» ( 47 ) ايستادي رو به قبر کن و بايست و 30 بار بگو: «الله اکبر» و بگو:

«لا إله إلا اللهُ في عِلْمِهِ مـُنـْتـَهيَ عِلْمِهِ وَلا إِلـَهَ إِلا اللهُ بَعـْدَ عِلْمِهِ مُنْتـَهيَ عِلْمِهِ وَلا إله إلا اللهُ مَعَ عِلْمِهِ مـُنـْتـَهيَ عِلْمِهِ وَالْحَمْدُ للهِ فِي عِلْمِهِ مُنْتـَهيَ عِلْمِهِ وَالْحَمْدُ للهِ بَعـْدَ عِلْمِهِ مُنْتـَهيَ عِلْمِهِ و الحمد لله مَعَ عِلْمِهِ مُنْتـَهيَ عِلْمِهِ سُبْحـَانَ اللهِ في عِلْمِهِ مُنْتـَهيَ عِلْمِهِ و سُبْحـَانَ اللهِ بَعْدَ عِلْمِهِ مُنْتـَهيَ عِلْمِهِ وَسُبْحـَانَ اللهِ مَعَ عِلْمِهِ مُنْتـَهيَ عِلْمِهِ وَالْحَمْدُ للهِ بِجَميعِ مَحـَامِدِهِ عَلي جَميعِ نِعَمِهِ وَلا إِلهَ إِلا اللهُ وَاللهُ أَكْبـَر وَحـَقٌ لَهُ ذلكَ لا إِلهَ إِلا اللهُ الْحَليمُ الْكَريمُ لا إِلهَ إِلا الله الْعَليُّ الْعَظيمُ لا إِلهَ إِلاَ اللهُ نُورُ السَّمـَاوات السَّبْعِ وَنُورُ الأَرَضينَ السَّبـْعِ وَنُورُ الْعَرْشِ الْعَظيم وَالْحَمْدُ للهِ رَبِّ الْعـَالَمينَ اَلسَّلامُ عَلَيـْكَ يـَا حُجَّةَ اللهِ وَابْنَ حُجَّتِهِ السَّلامُ عَلَيكُمْ يـَا مَلائِكَةَ اللهِ وَزُوّارَ قَبـْرِ ابـْنِ نَبـِيِّ اللهِ» ( 48 )

پى‏نوشتها:‌

1 . مراد از "الباب المبتلي به النّاس"؛ (دري که مردمان به آن امتحان شوند)، اهل بيت پيامبر:، مي‌باشد که در زيارت جامعة کبيره آمده است. من لايحضره الفقيه، ج 2، ص 613؛ التهذيب، ج 6، ص 97.
امـام صـادق (عليه السلام) مي‌فـرمـايـد: ما بـاب حطّـه (آمـرزش) هستيم و آن در سلامتي (و عصمت) اسـت. هـر کـه در آن داخـل شـود، نجـات يـابد و هـر کـه تخـلّف کـند، ساقط<-- --> شود. (بحارالأنوار، ج 10، ص104.)
علاّمة مجلسي مي‌نويسد: "الباب المبتلي به النّاس، اشاره به گفتار پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) است که فرمود: "مثل اهل بيت من، مثل باب حطّه است" و باب حطّه يکي از درهاي بيت المقدس بود که بني اسرائيل از آن عبور مي‌کردند." (بحارالأنوار، ج 99، ص 141.) استاد حکيم مفسّر آيت‌الله جوادي آملي مي‌نويسد: "حطّه يعني خدايا گناهان ما را بريز." (تفسير تسنيم، ج 4 ، ص 557) "باب حطّه که همان درِ انحطاط، تواضع و فروتني است، هماره به روي سالکان کوي حق گشوده است و طالبان آن اندک و واردان آن واصلند." (تفسير تسنيم، ج 4 ، ص 563.)
2 . کامل الزيارات، ابن قولويه قمي، تحقيق جواد قيّومي، ص 251، باب 48، ح2.
نيز ابوالمضاعف از امام صادق (عليه السلام) نقل مي‌کند:
آيا شما به قبر امام حسين (عليه السلام) مي‌رويد؟ عرض كردم: بله. فرمود: آيا براي آن سفره بر مي‌داريد؟ عرض كردم: بله، پس فرمود: شما هنگامي که به قبور پدران و مادرانتان مي‌رويد، چنين نمي‌کنيد. گفت: عرض كردم: چه بخوريم؟ فرمود: نان و شير ـ مراد از سفرة غذا، غذاهاي لذيذ است نه مطلق سفره ـ . (جامع أحاديث الشيعة، ج 15، کتاب المزار، ص 380.)
3 . کامل الزيارات، باب 48، ح 1، ص 250 ـ 251.
حديث طولاني است که علاّمه در ضمن آداب، آن را ذکر مي‌فرمايد.
4 . جناب سيّد بن طاووس (رحمه الله) ، سيّد اهل مراقبه، در کتاب عظيم الشأن اقبال الأعمال، ج 3، ص 340، در باب زيارت امام حسين (عليه السلام) در نيمة شعبان مي‌فرمايد:
و از اهمّ مهمّات، اخلاص زائران در زيارت و نيز پاکسازي نيّت‌هاست و اين که زيارت فقط براي اجراي امر خداوند جلّ جلاله باشد، پس عبادت براي خداوند جلّ جلاله به واسطة زيارت و طاعت براي خداوند در موافقت با حق تعالي در بزرگداشت زيارت است و بايد چنان باشد که هرگاه با کثرت زائران زيارت کرد، گويا بدون تمامي مردم ـ به تنهايي ـ زيارت کرده است پس ديده و خاطرش به غير ربّ العالمين تعلّقي نداشته باشد و اين امري است که صريح عقول عارفان بدان گواهي مي‌دهد و خداوند جلّ جلاله مي‌فرمايد: "جز اين فرمان نيافته بودند که خداوند را بپرستند و پاکدينانه دين خود را براي او خالص دارند".
مسلّم است روح هر عملي به ويژه زيارت، اخلاص و رضا و خوشنودي حضرت حق تبارک و تعالي است و بسيار شايسته است كه زائر از ابتداي سفر، نيّت نيابت از قطب عالم امكان، امام مهدي موعود7 كند تا سفري پرثمر در پيش داشته باشد.
5 . کامل الزّيارات، باب 79، ص 393، حديث 23.
6 . جناب سيّد بن طاووس در فلاح السائل، ص 485، با سند خود روايتي را از امام هادي (عليه السلام) نقل مي‌کند که فرمود: ما اهل بيت هنگام خوابمان ده ويژگي داريم: اوّل طهارت (وضو و...) و... .
7 . کامل الزّيارات، باب 79، ح 23، ص 393 و 394.
8 . مصباح المتهجّد، ص 717 و 718؛ هديّة الزّائرين و بهجة الناظرين، شيخ عبّاس قمي، ص 117.
9 . در مجمع البحرين، ج 5، ص 500 آمده است: خدا را تهليل کرد يعني گفت: (لا اله الا الله). تکبير يعني گفتن (الله اکبر)، تحميد يعني گفتن (الحمد لله) و تمجيد يعني گفتن (لا حول و لا قوة الا بالله).
10 . شيخ فخرالدين طريحي در مجمع البحرين، ج6، ص 267 مي‌نويسد: "سکينه نزد اهل تحقيق هيئتي جسماني است که ناشي از استقرار، طمأنينه و آرامش اعضا مي‌باشد و وقار هيئتي نفساني است که ناشي از طمأنينه، ثبات و آرامش نفس است"؛ امّا به نظر مي‌رسد اين تعريف، کاملاً بر عکس باشد چراکه قرآن کريم "سکينه" را به قلب نسبت مي‌دهد و مي‌فرمايد: {هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ}؛ (اوست که آرامش را در دل‌هاي مؤمنان جاي داد...). فتح، 4.
11 . سورة حشر، آية 21 تا 24
12 . کامل الزيارات، باب 79، ص 394 و 395
13 . همان، ص 395.
14 . همان، باب 48، حديث 1، ص 250 و 251.
15 . کامل الزّيارات، باب 48، حديث 1، ص 251؛ به طور کلّي مراقبه در همة ابعاد جسمي و روحي بر زائر سيّد الشهداء (عليه السلام) لازم است به ويژه حفظ نگاه، که زائر، هم بايد چشم خود را از نگاه به محرّمات حفظ کند و هم بايد چشم خود را از ديدن امور بيهوده و از آنچه خلاف توجّه قلبي مي‌باشد، حفظ کند. امام صادق (عليه السلام) مي‌فرمايد: "نگاه [حرام] تيري از تيرهاي مسموم ابليس است و چه بسا نگاه کوتاهي که حسرتي طولاني در پي دارد." (اصول کافي، ج 5، ص 559). نيز رسول خدا (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) فرمود: "نگاه حرام تيري از تيرهاي مسموم ابليس ا